آموزش های کاربردی برای مهارت بیشتر ...

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع کارشناسی ارشد با موضوع ماهیت حقوقی شرط فاسخ ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

عرف یکی از منابع اصلی در فقه، حقوق داخلی و حقوق بین الملل، و خواستگاه اصلی عقود و ایقاعات است. در بیشتر قوانین ایران و از جمله قانون مدنی، در بیشتر مواد قانونی حکم یک موضوع به عرف واگذار شده است.[۹۴] همچنین، رجوع به عرف به عنوان منبع ثانوی صدور رأی قضایی در بسیاری از قوانین پیش بینی شده است و قاضی می تواند در مواردی که دسترسی به قانون صریح ندارد از عرف برای انشای رأی محکمه استفاده نماید. در فقه اسلامی نیز، عمل به عرف، یک قاعده می باشد که کاربرد گسترده ای دارد و به صورت غیر مستقیم در کشف و استنباط قواعد حقوقی اثر می‌گذارد.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۵-۱- مفهوم و تعریف عرف:
عرف یعنی «تکرار عملی معلوم در مدتی نامحصور که از مصالح تکرار کنندگان، نشأت گیرد.»[۹۵] به عبارت دیگر، عرف به معنای تکرار یک لفظ یا عمل در مدتی نامحصور می باشد.
۵-۲- نقش عرف در شکل گیری و ایجاد شرط فاسخ:
شرط فاسخ، تقریباً تمام عناصر اساسی[۹۶] که مربوط به شکل گیری آن به عنوان «عرف» می‌باشد را داراست. شرط فاسخ حدوداً از دهه هفتاد در آراء محاکم ورود پیدا کرده است. از آن زمان تا به امروز به جهت مصلحت طرفین، تحکیم و ضمانت اجرای قراردادها، توسط اشخاص در ضمن قراردادها درج شده است. هر چند که قانون گذار ایران در رابطه با شرط فاسخ ساکت است و قوانین مشخصی در این زمینه وضع نکرده است اما شرط فاسخ کم ‌کم تبدیل به یک عرف در قراردادها شده است.
اشخاص حقیقی و حقوقی، بانکها، برخی از سازمان های دولتی و نیمه دولتی، در قراردادهای اجاره، بیع، صلح و دیگر قراردادهایی که ثمن به صورت مؤجل یا به صورت اقساط می باشد، بعضاً شرطی قرار می دهند که مفهوم شرط فاسخ را دارد. مثلاً در قرارداد بیع یک زمین یا خانه یک سوم ثمن معامله به صورت نقد پرداخت می شود و مابقی طی دو فقره چک تسلیم بایع می گردد. در این قرارداد شرط می شود در صورتی که یکی از چک ها با تاریخ معین منتهی به صدور گواهی عدم پرداخت گردد، قرارداد ملغی الاثر و از درجه اعتبار ساقط است و مشتری باید علاوه بر عودت زمین یا خانه، مبلغی را هم جهت جبران خسارات به بایع بپردازد. در قرارداد فروش اقساطی کالا، قرض الحسنه و جعاله که توسط بانک ها انجام می شود، قراردادهای اجاره اراضی دولتی یا فروش آنها (به صورت اقساط)، قراردادهای لیزینگ خودرو و … ، قرار دادن شرط فاسخ در ضمن این قراردادها به صورت یک عرف در آمده است.
اکثر قراردادهایی که بین اشخاص منعقد شده و قصد و اراده آنها از شرط مندرج در قرارداد، شرط فاسخ بوده و منتهی به شکایت حقوقی شده است، کمتر از شرط فاسخ نام برده شده است و به جای آن از الفاظی با مفهوم مشابه استفاده شده است.[۹۷]
۵-۳- نقش عرف در دادنامه های مربوط به شرط فاسخ:
با بهره گرفتن از عرف و عادت در زمینه شرط فاسخ، می توان خلأهای موجود در این زمینه را پر کرد. زیرا حق تفسیر قانون، به قاضی اجازه می دهد که با بهره گرفتن از عنصر عرف به عنوان منبع ثانوی صدور رأی قضایی، در مواردی که دسترسی به قانون صریح ندارد از عرف برای انشای رأی محکمه استفاده نماید و قانون را به قلمرو های به ظاهر نانوشته، توسعه دهد.
در نظام حقوقی کامن لا و نظامهای حقوقی که از هیئت منصفه به عنوان مشاوران محکمه و یا صادر کنندگان رأی استفاده می کنند، عملاً جریان قضایی را به عرصه عرف می کشانند زیرا آنچه در رأی هیئت منصفه نقش مؤثر دارد، وجدان عمومی و به تعبیری عرف است که اهمیت زیادی دارد.[۹۸]
در بیشتر دادنامه هایی هم که در این پایان نامه مورد بررسی قرار گرفت نقش عرف انکار ناپذیر بود و دادگاه ها جهت احراز قصد و اراده مشترک طرفین قرارداد و تشخیص و تفسیر شرط مندرج در آن به عرف استناد کرده اند و بر این اساس حکم به صحت شرط فاسخ داده اند.[۹۹]
بنابراین، از جمله مواردی که می توان صحت شرط فاسخ را از آن استنباط کرد، عرف می باشد که در قرآن[۱۰۰]، فقه، حقوق داخلی و بین المللی آمده است. بسیاری از مواد قانون مدنی ایران، حتی مبحث قواعد عمومی قرارداد ها، مرتبط با عرف است. با توجه به سکوت قانون در رابطه با شرط فاسخ، می توان به عرف معمول در این زمینه مراجعه کرد. همانطور که اکثر دادگاه ها جهت تشخیص و احراز قصد و اراده مشترک طرفین از شرط مندرج در قرارداد به عرف استناد کرده اند و بر این اساس حکم به صحت شرط فاسخ داده اند. پس عرف معمول در این زمینه را باید به عنوان یک عرف قضائی بپذیریم؛ همچنان که تشخیص بسیاری از موارد به وسیله عرف است و در بسیاری از ماهیات حقوقی، عرف، صاحب نظر و انکار ناپذیر است. پس، به راحتی نمی توان از نقش و اهمیّت عرف در تشکیل و ایجاد شرط فاسخ گذشت.
همچنین، شرط فاسخ را می توان یکی از عرف های شایع تجاری دانست که برخی از احکام و آثار آن هم ریشه در عرف دارد.
۶- مبانی و ادله صحت شرط فاسخ در حقوق کشورهای خارجی
شرط فاسخ، با عناوین مختلف و بعضاً احکام متفاوت در حقوق کشورهای اروپائی و عربی وجود دارد. مبانی و ادله شرط فاسخ در حقوق کشورهای خارجی می تواند یک منبع مناسب جهت اثبات این شرط و استخراج برخی از احکام آن باشد.
در ذیل به صورت خلاصه و تطبیقی شرط فاسخ را بررسی می نماییم.
۶-۱- شرط فاسخ در حقوق کشور فرانسه:
ماده ۱۲۳۴ قانون مدنی فرانسه به بیان اسباب سقوط تعهدات پرداخته و در آن به «تعلیق انحلال عقد» یا «شرط فاسخ» به عنوان یکی از اسباب سقوط تعهدات اشاره کرده و آن را صحیح و معتبر دانسته است. ماده ۲۶۴ قانون مدنی ایران با انجام تغییراتی متناسب با سیستم حقوقی کشور ما، از ماده ۱۲۳۴ ق.م. فرانسه اقتباس شده است. در ماده مذکور، ۹ سبب برای سقوط تعهدات برشمرده شده که چهار سبب از آنها (تلف مورد تعهد، بطلان یا فسخ تعهد، تحقق شرط انحلال عقد، مرور زمان) در ماده ۲۶۴ ق.م. ایران وارد نشده است. تعلیق انحلال عقد یا شرط فاسخ به عنوان یکی از اسباب سقوط تعهدات در ماده ۱۲۳۴ ق.م. فرانسه آمده است؛ ولی در قانون مدنی ایران انعکاس ندارد. بجای آن «اقاله» به عنوان یکی از اسباب سقوط تعهدات آمده است.[۱۰۱]
در حقوق فرانسه اگر انعقاد عقد، معلّق به امری گردد به آن شرط «شرط تعلیقی»[۱۰۲] می گویند. و اگر زوال آن معلّق بر امری گردد به آن «شرط انحلال عقد» یا «شرط فاسخ»[۱۰۳] گفته می شود. خصوصیت دیگری که در حقوق فرانسه نسبت به تعلیق زوال عقد وجود دارد، این است که لازم نیست مدت حصول معلّق علیه معلوم باشد و مجهول بودن مدت، خدشه ای به اعتبار عقد وارد نمی سازد. در حالی که عدم تعیین مدت برای حصول معلّق علیه، در حقوق ایران سبب غرری شدن معامله و بطلان شرط و عقد می شود. [۱۰۴]
۶-۱-۱- انحلال قهری یا درخواست اعلام انحلال:
ماده ۱۱۸۴ ق.م.فرانسه «تعلیق انحلال عقد» را که طبق آن طرف قرارداد در صورت روبرو شدن با خودداری طرف دیگر از اجرای قرارداد، می تواند اعلام انفساخ را از دادگاه درخواست کند، برای دفع ضرر از طرف مقابل شناخته است. اما کمی دقت در مقررات قانونی فرانسه و نوشته های حقوقدانان این کشور مفاد و مفهوم این نهاد حقوقی را کمی مبهم می نمایاند و این امر ناشی از درهم شدن جنبه ثبوتی انفساخ عقد با جنبه اثباتی آن است. ظاهر مواد ۱۱۶۸ و ۱۱۸۳ ق.م.ف. و پاره ای مقررات دیگر، دلالت بر تحقق انحلال معلّق عقد به خودی خود و به صرف حصول معلّق علیه دارد. در بند ۲ ماده ۱۱۸۴ ق.م.ف. قرارداد به خودی خود منحل نمی شود و مشروط له می تواند مشروط علیه را الزام به اجرای قرارداد کند یا خسارت ناشی از تخلف و انحلال قرارداد را از او تقاضا کند. در بند ۳ گفته شده، پس از تحقق معلّق علیه، انفساخ قرارداد که وابسته به اراده مشروط له می باشد می تواند انحلال قرارداد را از مرجع قضایی درخواست کند. این وضعیت نشان دهنده عدم تحقق انحلال عقد به خودی خود است.[۱۰۵]
ماده ۱۱۶۸ ق.م.ف. اعلام می دارد، تعهد هنگامی معلّق است که تشکیل یا انحلال آن موکول به حادثه غیر قطعی آینده شود.
ماده ۱۱۸۳ ق.م.ف. مقرر داشته است، تعلیق انحلال عقد، نهادی است که هنگامی که موضوع تعلیق محقق می شود، عقد را از ابتدا منحل می کند و دو مورد عقد را به همان حالتی برمی گرداند که گویی تعهدی وجود نداشته است.
واژه «condition resolutoire» که در آن «condition» به معنای شرط و طبق تعریف ماده ۱۱۶۸ به معنی تعلیق آمده است و لغت «resolutoire» نیز آشکارا به معنی موجب انحلال می باشد، همین معنای تحقق انحلال عقد به خودی خود و بدون نیاز به انشاء فسخ آن را می رساند. بعلاوه دست کم بیشتر نویسندگان حقوق مدنی فرانسه نیز تحقق انحلال عقد را اثر حصول معلّق علیه معرفی کرده اند. نویسندگان حقوق مدنی فرانسه، اعلام کرده اند که دادگاه انحلال عقد را محقق نمی سازد بلکه آن را اعلام می کند. تحقق خود بخودی انحلال عقد حتی از ابتدای تشکیل قرارداد با حصول معلّق علیه و اعلامی بودن رأی دادگاه و از طرف دیگر، مطابق ماده ۱۱۸۴ ق.م.ف.، برای طرف قرارداد که با خودداری طرف دیگر روبرو می شود، حق انتخاب تقاضای اجرای قرارداد یا تقاضای انحلال قرارداد در مورد تعلیق انحلال قرارداد، شناخته شده است. که این امر برعکس دلالت بر عدم تحقق انحلال عقد به خودی خود و به صرف حصول معلّق علیه، یعنی خودداری طرف قرارداد از اجرای آن را دارد.[۱۰۶]
۶-۱-۲- نتیجه تعارض مواد ۱۱۸۴ و ۱۱۶۸ ق.م.فرانسه:
این تعارض را باید فقط نتیجه درهم شدن جنبه ثبوت و اثبات نسبت به این مورد در حقوق فرانسه دانست. یعنی در حقیقت انحلال قرارداد را به صرف خودداری طرف قرارداد از اجرای آن باید در واقع محقق دانست، لیکن لحاظ جنبه اثباتی این انحلال، موجب آن گردیده است که تحقق قضایی آن در صلاحیت مرجع قضایی باشد، در حالی که رأی مرجع قضایی هم صرفاً اعلامی است نه ایجادی. با ملاحظه این وضعیت به ظاهر متضاد، که با حصول معلّق علیه و انحلال عقد یعنی خودداری طرف قرارداد از اجرای آن، تحقق پیدا می کند و در عین حال سرنوشت قرارداد از حیث بقا یا انحلال در دست طرف دیگر قرارداد باشد و او بتواند الزام طرف ممتنع را به اجرای قرارداد درخواست کند، لازم است که در مقام تفسیر و برای رفع تضاد مزبور چنین گفته شود که تعلیق انحلال عقد سبب می شود که با حصول معلّق علیه یعنی خودداری طرف قرارداد از اجرای آن، عقد مزبور خود به خود منحل شود و برای تحقق این انحلال، نیاز به انشای فسخ از سوی طرف قرارداد که با خودداری طرف دیگر روبرو می شود نیست؛ منتها از آنجا که اعلام انحلال قرارداد باید به وسیله دادگاه و به تقاضای طرفی که با امتناع طرف دیگر برخورد می کند، انجام شود و بدون این تقاضا انحلال قرارداد هرگز مورد رأی دادگاه قرار نمی گیرد و اعلام نمی شود. پس در صورت عدم تقاضای انحلال، این انحلال بدون پشتوانه رأی قضایی می ماند که در نتیجه باید منتفی و قرارداد باقی تلقی شود. به همین جهت در صورت تقاضای صدور رأی بر انحلال، دادگاه تحقق آن را در زمان پیش از تقاضا اعلام می کند. پس، با لحاظ آنچه گفته شد، روشن می شود که در تحلیل مسئله، جنبه ثبوتی مسئله که تحقق انحلال عقد در عالم ثبوت با حصول معلّق علیه باشد، با جنبه اثباتی آن که انعکاس این انحلال در یک رأی قضایی و اثبات تحقق آن با رأی مزبور باشد، به هم آمیخته شده است.[۱۰۷]
بنابراین، در حقوق فرانسه همانطور که تعلیق در خود عقد به وسیله شرط تعلیقی پیش بینی شده است (ماده ۱۲۳۴ ق.م.ف.)، تعلیق در انحلال عقد یا شرط فاسخ هم پیش بینی و پذیرفته شده است (ماده ۱۱۶۸ق.م.). در حالی که در حقوق ایران تعلیق در ایجاد عقد پذیرفته شده است؛ اما تعلیق در انحلال عقد پیش بینی نشده است.
۶-۲- شرط فاسخ در حقوق کشور انگلیس:
در کشور انگلیس «شرط فاسخ» بیشتر تحت عنوان «condition subsequent» مورد بررسی قرار گرفته است. معنای اصطلاحی آن عبارت است از: شرطی که تحقق آن موجب انتفاء تعهد می شود، یعنی تعهد موجودی را از بین می برد.[۱۰۸] و اینکه یک تعهد یا قرارداد را خاتمه می دهد یا منفسخ می‌کند. طرفین می توانند در قرارداد شرط متأخر قرار دهند، تا در صورت وقوع معلّق علیه قرارداد و تعهد منتفی شود. مثلاً موردی که پدر با دخترش قرارداد می بندد که تازمانی که دختر ازدواج کند به او مقرری بپردازد.
به نظر می رسد «شرط متأخر» در حقوق انگلیس، شرط فاسخ به معنای انحلال خود به خود عقد نباشد؛ بلکه شرطی است که برای یک طرف خیار فسخ قرارداد را پیش بینی می کند.
۶-۳- شرط فاسخ در حقوق برخی از کشورها اروپایی:
در سیستمهای حقوق مدرن، نظیر حقوق تعهدات آلمان، سوئیس و لهستان، وضعیت و آثار عقد معلّق با آنچه در حقوق فرانسه ذکر شد، تفاوت دارد.
در حقوق سوئیس شرط فاسخ معادل واژه «obligation conditionnelle» به معنی «تعهد معلّق» به کار رفته است. مطابق ماده ۱۵۴ کد تعهدات سوئیس که مقرر می دارد، عقدی که انحلال آن منوط به تحقق یک حادثه احتمالی می شود، تأثیر آن از ابتدای تحقق معلّق علیه قطع می شود. اثر حصول معلّق علیه به زمان گذشته سرایت نمی کند. و صرف حصول معلّق علیه انحلال عقد محقق می شود.[۱۰۹]
طبق ماده ۱۵۸ ق.م. آلمان، در عقد معلّقی که تحقق عقد معلّق است، آثار عقد صرفاً از زمان حصول معلّق علیه جریان می یابد. همچنین در عقد معلّقی که زوال آن معلّق می باشد، عقد از زمان حصول معلّق علیه منحل می شود و جریان آثار عقد از همین زمان قطع می گردد. و حصول معلّق علیه اثر قهقرایی ندارد. در حقوق لهستان هم مطابق بند ۲ ماده ۴۶ کد تعهدات این کشور، حصول معلّق علیه نسبت به زمان گذشته اثر ندارد، مگر با توافق طرفین این قانون نیز از این حیث، بین تعلیق تحقق و تعلیق زوال عقد، تفاوتی ذکر نکرده است.[۱۱۰]
بنابراین، در سیستم های حقوقی کشورهای آلمان، سوئیس و لهستان، برخلاف سیستم حقوقی کشور فرانسه، عقدی که انحلال آن معلّق شده باشد، از زمان وقوع معلّق علیه منحل و منفسخ است نه باطل.
۶-۴- شرط فاسخ در حقوق کشورهای عربی:
شرط فاسخ در حقوق کشورهای عربی با عناوین مختلفی مثل، «شرط فاسخ»، «شرط اجل»، «فسخ اتفاقی»، «شرط الغاء» پذیرفته شده است.[۱۱۱]
ماده ۲۶۵ قانون مدنی مصر درباره شرط فاسخ چنین مقرر داشته است: «اگر وجود یا زوال التزام بر امر آینده و غیر محقق الوقوعی مترتب باشد، آن التزام و تعهد معلّق است.»[۱۱۲] این ماده با مواد ۲۶۵ قانون مدنی سوریه، ۲۵۲ لیبی، ۲۸۵ عراق و ماده ۸۱ لبنان منطبق است. تعلیق موجود در ماده ۲۶۵ قانون مدنی مصر، تعلیق در انحلال است، یعنی پس از اینکه عقد صحیحاً واقع شد با وقوع معلّق علیه منحل می گردد. با توجه به ماده ۲۶۵ قانون مصر، شرط فاسخ امری است که موکول به آینده شده است و محتمل الوقوع است.
به نظر یکی از حقوقدانان کشورهای عربی، قانون مدنی مصر وجود أجل فاسخ را تصور کرده است، یکی در ماده ۲۷۱ و دیگری ماده ۲۷۴. ایشان بر این عقیده اند که شرط فاسخ همیشه سبب و انگیزۀ اصلی برای انعقاد قرارداد است، چون انفساخ عقد بر تحقق آن معلّق می شود.[۱۱۳]
۶-۵- نتیجه بررسی مبانی و ادلۀ صحت شرط فاسخ در حقوق کشورهای خارجی:
نتیجه ای که از بررسی تطبیقی شرط فاسخ در حقوق برخی از کشورها گرفته می شود این است که، در بیشتر کشورهای اروپایی و عربی، شرط فاسخ پذیرفته شده است. اما برخی از احکام و آثار شرط فاسخ در این کشورهای مختلف، متفاوت از یکدیگر می باشد. مثلاً، احکام و آثار ایجاد و انحلال عقد در کشور فرانسه با سایر کشورهای مدرن مثل آلمان، سوئیس و لهستان متفاوت است.
۷- مبانی و ادله صحت شرط فاسخ در استفتاء از مراجع و علما
یکی از منابع مهمی که جهت تدوین این پایان نامه مورد استفاده قرار گرفته، استفتائات انجام شده از علما و مراجع می باشد. صحت شرط فاسخ در نزد برخی از علما و مراجع، بر اعتبار این شرط می‌افزاید و با توجه به سکوت قانون، می توان به عنوان یکی از دلایل صحت شرط فاسخ، به آنها استناد کرد.
در ذیل به صورت خلاصه، استفتائاتی که اخیراً انجام شده و استفتائاتی هم که قبلاً در این زمینه توسط برخی از دادگاه ها و مراکز وابسته به قوه قضائیه انجام شده است، آورده شده است.[۱۱۴]
۷-۱- استفتائات انجام شده توسط نویسنده پایان نامه:
استفتاء انجام شده در قالب سئوالی که در ذیل آمده است انجام شده است؛
سئوال- اگر در ضمن عقد بیع فروش یک کالای خاص که ثمن به صورت مؤجل و طی چند قسط یا چند فقره چک تسلیم بایع شده باشد و طرفین با توافق یکدیگر شرط نموده باشند که در صورت عدم پرداخت یک یا دو قسط از اقساط و یا عدم وصول یکی از چک ها با تاریخ تعیین شده، عقد بیع خود به خود منحل و منفسخ گردد. یعنی به موجب این شرط و تحقق معلّق علیه عقد بیع خود به خود منحل و منفسخ می شود بدون اینکه نیاز به اعمال اراده از سوی یکی از طرفین عقد باشد.
اولا،ً وضعیت چنین عقد و شرطی چگونه است؟
ثانیاً، اگر شرط صحیح باشد، آیا ذکر مدت در آن ضروری می باشد؟ و اگر مدت در چنین شرطی مشخص نشود عقد و شرط چه وضعی دارند؟

نظر دهید »
پژوهش های انجام شده در رابطه با راه‌کارهای کارآمدسازی آموزه‌های قرآن ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

علاوه بر تعالیم وحی، معصومان:نیز در پاره‌ای از موارد برای محسوس و مجسّم نمودن مفاهیم و حقایق دینی از روش نمایشی استفاده نموده‌اند. پیامبر گرامی اسلام۶در موارد متعددی، مانند آموزش نماز و حج از این روش استفاده نموده و به مردم می‌فرمودند: «صَلُّوا کَمَا رَأَیْتُمُونِی أُصَلِّی‏؛ نماز بگزارید، آن‌گونه که می‌بینید من نماز می‌گزارم».[۲۱۱]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

از دیگر فواید نمایش این‌که، نه تنها وسیله‌ای مناسب برای انتقال آموزه‌های قرآنی به کودکان است؛ بلکه چه بسا نمایش کودکان، بستر مناسبی برای تفهیم این معارف به بزرگسالان ناآگاه، نیز باشد. چنانچه در سیره امام حسن۷نقل شده که روزی ایشان با برادر گرامی‌شان امام حسین۷در ایام کودکی، پیرمردی را دیدند که به روش صحیح وضو نمیگیرد. امام حسن۷با هماهنگی برادرش خواستند وضوی صحیح را به او یاد دهند، اما اگر مستقیماً به او میگفتند، گذشته از رنجیده خاطر شدن او، احتمال داشت که اصلاً قبول نکند. زیرا تذکر این دو کودک را برای خود نوعی تحقیر تلقی مینمود. آنان در یک حرکت نمایشی، با یکدیگر به مباحثه پرداختند به طوری‌که پیرمرد، صدای آنان را میشنید. آنان به همدیگر میگفتند: وضوی من از وضوی تو کامل‌تر و بهتر است. بعد توافق کردند که در حضور پیرمرد، هر دو نفر وضو بگیرند و قضاوت نهایی را به عهده پیرمرد بگذارند. طبق قرار، هر دو نفر وضوی صحیح و کاملی را در مقابل پیرمرد انجام دادند، پیرمرد با مشاهده این صحنه، متوجه شد که وضوی هر دوی آنان صحیح است و با فکر نافذ خود، مقصود واقعی آن دو کودک را دریافت و شدیداً تحت تأثیر بزرگواری و محبت و هوش آنان قرار گرفت. سپس خاضعانه به آن‌ها گفت: فرزندانم! وضوی هر دوی شما کاملاً صحیح است. من پیرمرد نادان، هنوز وضوی صحیح را نمیدانم و به برکت محبتی که به امت جدّتان دارید، وضوی صحیح را الآن از شما آموختم.[۲۱۲]
از آنجا که فهم برخی مسائل مانند مجردات، برای همه افراد مخصوصاً کودکان مشکل است، در چنین مسائلی، میتوان از راه تمثیل و تشبیه در قالب نمایش، فهمیدن را آسانتر نمود. برای مثال، مردی یهودی از امام علی۷پرسید: روی پروردگارت کجاست؟ امام علی۷به ابن عباس دستور داد آتش و هیزم بیاورد. ابن عباس نیز چنین کرد. امام آتش را برافروخت و به یهودی فرمود: رویِ این آتش کجاست؟ یهودی گفت: من رویی برای آن نمییابم. امام۷فرمود: پروردگار من نیز چنین است و مشرق و مغرب از آن اوست و به هر طرف رو کنی، همان رویِ خداست.[۲۱۳]
امام۷از بهترین روش یعنی استفاده از مثال، آن هم در قالب نمایش، برای شناساندن خدا (موجودی مجرد) به یهودی، استفاده کرد و یهودی نیز قانع شد.[۲۱۴]
در اینجا نیز، امام۷ضمن تفهیم مطلبی دشوار با مثالی ساده و قابل فهم، به مفهوم آیهای از قرآن اشاره میکنند که بسیار سودمند برای آموزش قرآن به کودکان میباشد.
۲-۱-۶-۱-۱-۲- چگونگی اجرای نمایش‌هایی با مضامین دینی و قرآنی
همان‌طور که بیان شد و نیز با توجه به این‌که روش نمایشی، همزمان گوش و چشم مخاطب را به کار می‌گیرد، طبیعی است که جنبه آموزشی روش نمایشی مؤثرتر و پرجاذبه‌تر از روش گفتاری صرف است. پس از این روش، می‌توان آموزه‌های دینی را در قالب‌های قابل مشاهده و به گونه‌ای روشن، آسان و محسوس به کودکان آموزش داد. نمایشی کردن مفاهیم عقلی و انتزاعی، به ویژه برای کودکان با توجه به غلبه برخورد حسّی آنان، موجب می‌شود که این‌گونه مطالب، بهتر درک شود و یادگیری عمیق‌تری صورت پذیرد. معمولاً کودکان، خاطرات نمایشی را که در کودکی دیده‌اند، به شکل آگاهانه یا ناآگاهانه، تا آخر عمر در حافظه خود حفظ و نگهداری می‌کنند.
آموزش بسیاری از مفاهیم دینی اعمّ از اصول و مبانی ارزشی، اعتقادی و احکام عملی با بهره گرفتن از روش نمایشی آسان‌تر است. مثلاً، در ارتباط با خداشناسی، معلم می‌تواند دانش‌آموزان را به نزدیک ساختمانی که عده‌ای مشغول ساخت و تکمیل آن هستند ببرد تا آنان با مشاهده زحمات و تلاش‌های فراوانی که برای بنای آن صورت می‌گیرد، به این نتیجه برسند که ساختمانی به این کوچکی، نیازمند سازنده‌ای است، پس این زمین و آسمان‌ها و دیگر مخلوقات عالم که بسیار عظیم‌تر و شکوهمندتر می‌باشند، محتاج خالقی آگاه و توانا است.
هم‌چنین هنگامی‌که مربّی، برای کودکان، قصه‌های قرآنی را تعریف کرده و یا داستانی را با محور دینی و اخلاقی مطرح ساخت، میتواند آنان را از شنوندگانی منفعل به اجرا کنندگانی فعال تبدیل کند. بسیاری از مربّیان قرآن، به جهت این‌که فکر میکنند برای نمایش، باید صحنه، لباس‌ها، گریم و فضاهای مختلفی را طراحی و تزیین کنند، از اجزای نمایش استقبال چندانی نمیکنند، در حالی‌که با بهره گرفتن از صحنه و فضاهای ساده و با تزیینات بسیار ابتدایی، میتوان نمایش زیبایی را اجرا کرد. مثلاً به منظور مشارکت بیشتر کودکان و کمک گرفتن از تخیّل آنان، میتوان یک موضوع قرآنی مثل محبت کردن به پدر و مادر را مطرح کرده و از کودکان خواست تا از طریق نمایش، نشان دهند که چرا باید به پدر و مادران نیکی کنیم. به این ترتیب میتوان از عقاید، نظرات و تخیل کودکان در تدوین نمایش خلاق با مضمون‌های اخلاقی و تربیتی استفاده کرد. با این روش، کودکان این مفاهیم قرآنی را عملاً حس میکنند و چون خودشان ایفاگر اجرای آن بوده‌اند، برایشان بسیار قابل فهم خواهد بود و تأثیر زیادی نیز برآنان خواهد گذاشت و دیگر نیازی به گفتار مستقیم و نصیحت کودک (که تأثیر آن بر کودک بسیار کم است) نیست.
بنابراین اگر مربّی بخواهد قصّه‌های قرآنی را به زیبایی اجرا کند و به تفهیم بیش‌تر آن‌ها به کودکان بیندیشد، میتواند از نمایش به عنوان ابزاری مناسب برای این کار بهره ببرد.
۲-۱-۶-۱-۲- نحوه کارآمدی مشاهده آفرینش در تعلیم آموزه‌های قرآنی(به خصوص توحید و معاد)
با توجه به آیات قرآن کریم‌، روشن است که طبیعت، بهترین مربَی درس خداشناسی است. لذا والدین می‌توانند برای اختصاص دادن زمان‌هایی برای سفر یا گردش در طبیعت و مشاهده زیبایی‌های خدادادی و حتی دیدن حیوانات، برنامه‌ریزی کنند. گاه دیده می‌شود که والدین به دلیل مشغله‌های کاری و هزینه‌های سفر و گردش، از عهده تأمین این نیاز روحی فرزندان برنمی‌آیند، در حالی‌که لازم نیست هزینه و وقت زیادی صرف کنند. تنها می‌توان با بردن فرزندان به پارک، تا حدود زیادی آنان را به تدّبر در پدیده‌های هستی واداشت. البته توصیه می‌شود که در تمام فصول سال نسبت به گردش کودکان اهتمام داشت و از این طریق، ضمن آشنایی آنان با تغییر شرایط زیستی، به ارتباط زندگی و مرگ طبیعت با مسأله معاد آشنا نمود.
حتی می‌توان با کاشت دانه گیاهی توسط خود کودکان، از نزدیک او را با چرخه آفرینش و ارتباط آن با خالق هستی آشنا کرد. والدین باید سعی کنند با کودکان درباره پدیده‌های طبیعی بیشتر صحبت کنند. مثلاً می‌توان برای پی بردن کودکان به نعمت روز و گرمای خورشید، از فرزند خویش بخواهند یک شب سرد و طولانی بدون هیچ گرما و نوری را تصوّر کنند.
هم‌چنین، مطابق آن‌چه گفته شد، اجرای نمایش‌های قرآنی در جهت آموزش معارف قرآنی به کودکان بسیار مؤثر است.
۲-۱-۶-۲- مشاهده عمل
دیدن یک عمل به طور طبیعی، انسان را به تجربه آن تحریک می‌کند، خصوصاً آن‌که این تمایل، به وسیله نیروهای درونی و بیرونی دیگری تقویت شوند.
دستگاه‌های تبلیغاتی کنونی یا همان دستگاه‌های اغفال یا فریب، از راه‌های گوناگون هم‌چون موجّه جلوه دادن الگو، برانگیختن یا انحراف حس زیبایی دوستی و هنر دوستی، تحریک میل جنسی و…، همواره سعی می‌کنند اثرگذاری الگوهای ارائه شده را به بیشترین حدّ آن نزدیک کنند.
در آموزش مثبت نیز، به طور قطع می‌توان ادعا نمود که دعوت عمل نسبت به توصیه‌های لفظی و کلامی بسیار مؤثرتر است؛ چرا که یادگیرنده فقط نیاز دارد که رفتار خاص به نمایش گذاشته شده توسط شخص دیگری را، قبل از این‌که خود تقلید نماید، مشاهده کند که گاهی اوقات از روی آگاهی و گاهی نیز ناآگاهانه صورت می‌گیرد. شخصی که رفتار را به نمایش می‌گذارد، «مدل» نامیده می‌شود و شکل یادگیری را «الگوبرداری» می‌نامند.[۲۱۵]
نظر به اهمیت روش الگویی، در ذیل به تبیین آن می‌پردازیم:
۲-۱-۶-۲-۱- روش الگویی
اصولاً قهرمانجویی یا قهرمانپرستی را یکی از تجلیات اصیل روانی انسان دانستهاند که در فطرت و نهاد انسان، حضوری آشکار دارد[۲۱۶] که کودک برای دستیابی به کمال و ارضای این نیاز فطری خویش، مجذوب آن قهرمان میشود.[۲۱۷] تأثیر شخصیت الگوها در شکلگیری رفتار و منش کودکان، نوجوانان و جوانان و تشکیل یا تثبیت شخصیت اخلاقی و اجتماعی آنان فوق العاده چشم گیر است. در این روش، یادگیری به طور غیر مستقیم و از طریق مشاهده انجام میگیرد که از مؤثرترین و پایدارترین انواع یادگیری ها محسوب میشود. تأثیر الگو و نقش پذیری انسان یک امر طبیعی است که از غریزه تقلید سرچشمه میگیرد.[۲۱۸] از این رو، الگو پذیری، تقلید و تربیت، مفاهیمی مرتبط و نزدیک به هم میباشند. الگوپذیری، زمینه و مقدمه لازم برای تقلید است، تقلید هم یکی از سازکارهایی است که تربیت از طریق آن صورت میپذیرد.[۲۱۹]
۲-۱-۶-۲-۱-۱- ضرورت اتخاذ شیوه اسوه نمایی (روش الگویی)
در اسلام نیز برای راهنمایی و رشد انسانها و در نهایت رساندن آدمیان به کمال نهایی، به نقش و اهمیت الگو تأکید زیادی شده است. نمونه های ذکر شده در قرآن و احادیث پیامبر اکرم۶و ائمه معصومان: دلیل محکمی بر این مدعاست.[۲۲۰]
سید قطب در کتاب روش تربیت اسلامی مینویسد: «عملیترین و پیروزمندانهترین وسیله تربیت، تربیت کردن با یک نمونه عملی و سرمشق زنده است… سرمشق و الگو به مردم عرضه میشود تا مردم همانند صفاتش را در خود تحقق بخشند و به رنگ آن نمونه واقعی درآیند. اینها از این جهت است که اسلام، سرمشق دادن را بزرگترین وسیله تربیت میداند و پایه روش تربیتی خود را بیش از هر چیز بر این سنگ استوار میسازد».[۲۲۱]
آنچه بر اهمیت و حساسیت نقش اسوه‌ها و اعتبار این شیوه تربیتی در تربیت قرآنی کودکان میافزاید، جنبه تقدّس و وجهه دینی- قرآنی اسوههاست؛ زیرا اسوهها، نمونه های بشری هستند که گفتار، کردار و سلوک و عقیدهشان، سرمشق دیگران (به خصوص کودکان) و روش، منش، بینش و تمام زندگیشان مورد تأیید دین و معیار زندگی دیگران است.[۲۲۲]
۲-۱-۶-۲-۱-۱-۱- ابعاد نگرش قرآن به ضرورت روش الگویی
واژه « الگو» به معنای روبُر، مدل، سرمشق، مقتدا، اسوه، مثال و نمونه است.[۲۲۳] در قرآن کریم از کلمه «اسوه» به عنوان معادل الگو استفاده شده است. اُسوه و اِسوه از ریشه «اسو» است که در حالت اسمی به معنای قدوه و الگو و در حالت مصدری به معنای حالت پیروی کردن آمده است.[۲۲۴] اُسوه و إِسوه عبارت از حالتی است که انسان به هنگام پیروی از غیر خود پیدا میکند[۲۲۵] و بر حسب اینکه پیروی از چه کسی باشد، ممکن است اسوهای نیک یا بد برای انسان فراهم آید.[۲۲۶]
این واژه معادلی دیگر هم در متون دینی (آیات و روایات) دارد که از آن به قِدوه یا قُدوه یاد میشود که در همان معنای نخست یعنی معنای اسمی، با اسوه ترادف دارد، یعنی کسیکه به او اقتدا و از عمل او پیروی میشود.[۲۲۷]
از منظر قرآن کریم، همانگونه که ما برای شناخت راه از بیراهه در جادهها و بیابانها نیاز به علامتها و نشانههایی داریم، برای شناخت حق از باطل در مسیر زندگی و در طوفان غرایز و هوسها نیز به نشانههایی روشن و الگوهایی عینی نیازمندیم: *(وَ عَلَامَاتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُون؛ و (نیز) علاماتى قرار داد و (شب هنگام) به وسیله ستارگان هدایت مى‏شوند.)* نحل/ ۱۶.
اساساً نیاز به رهبر آسمانی و الگوی الهی و اسوه حسنه، یکی از اساسیترین نیازهای جامعه بشری است.
به همین دلیل است که میبینیم ابراهیم۷به هنگام تجدید بنای کعبه، دست به دعا برمیدارد و میگوید: *(رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُواْ عَلَیْهِمْ ءَایَاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الحِکْمَهَ وَ یُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الحَکِیم؛ پروردگارا! در میان آنها پیامبرى از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند زیرا تو توانا و حکیمى (و بر این کار، قادرى)!)* بقره/ ۱۲۹
گفتنی است مسأله انتخاب یک الگوی تمام عیار و یک انسان کامل و معلم و استاد در مسیر تربیت نفوس و سیر و سلوک به سوی خدا، به حدّی اهمیت دارد که گاه، انبیای الهی در مقطع خاصی نیز مأمور به این انتخاب میشدند. همانگونه که موسی۷مأمور میشود برای فراگرفتن علومی - که جنبه نظری نداشت بلکه بیشتر جنبه عملی و اخلاقی داشت- نزد پیامبر و عالِم بزرگ زمانش (یعنی حضرت خضر۷) تلمّذ کند.[۲۲۸]
همچنین وجود و حضور اسوه‌ها در جامعه، خود دلیلی محکم بر درستی تعالیم دین و حقانیت پیامهای اسلام است. در قرآن از این موضوع به حجت تعبیر شده است؛ خداوند رسولانی را برانگیخته است که علاوه بر ابلاغ پیام های الهی، خود نیز حجت، الگو و گواه مردمان باشند و بر تعالیم مکتب خویش صحه بگذارند: *(رُّسُلًا مُّبَشِّرینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلىَ اللَّهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ…؛ پیامبرانى که بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود)* نساء / ۱۶۵
از طرف دیگر، وجود اسوه به مردم ثابت میکند پایبندی به این تعالیم، ممکن و میسّر است و دین حاوی دستورها و مطالبی نیست که فقط در کتب و نوشته ها جای داشته باشد و التزام بدان میسور نباشد. بنابراین با روش الگویی میتوان مردم را به حقانیت مکتب و امکان پذیرش کامل آن قانع ساخت.[۲۲۹]
بنا بر آنچه گفته شد، از نظر اسلام، قرآن، نسخه هدایت و اسوهها، داروی هدایتند. قرآن کریم از سه زاویه، بر ضروررت اتخاذ روش الگویی، صحه گذارده است که در ذیل بدان اشاره میشود.
۲-۱-۶-۲-۱-۱-۱-۱- معرفی اسوهها
قرآن کریم در معرفی اسوهها، به دو شیوه عمل میکند:
الف) معرفی مستقیم و صریح: قرآن کریم، در معرفی برخی اسوهها، به صورت مستقیم، چهرهها و شخصیتهایی را به منزله الگو مطرح میکند و گاه نام آن‌ها را ذکر و گاهی نیز از آوردن نامشان خودداری می‌کند. واژه اسوه تنها سه بار در دو آیه آمده است که دو بار اشاره به حضرت ابراهیم۷و پیروانش دارد و یک بار درباره پیامبر اسلام۹به کار رفته است. جالب است بدانید که در هر سه آیه، یک قالب به کار رفته که «قد کان (کانت) لکم» است و ترکیب ماضی استمراری، دلالت بر دوام و همیشگی بودن این اسوهها و حکم به اسوه پذیری از آنها دارد.[۲۳۰] این آیات عبارتند از:
*(قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فىِ إِبْرَاهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَه…؛ براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهیم و کسانى که با او بودند وجود داشت…)* ممتحنه/ ۴
*(لَقَدْ کَانَ لَکمُ‏ْ فِیهِمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ…؛ (آرى) براى شما در زندگى آنها اسوه حسنه (و سرمشق نیکویى) بود…)* ممتحنه/ ۶
*(لَقَدْ کَانَ لَکمُ‏ْ فِیهِمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ…؛ مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود…)* احزاب/ ۲۱
مطابق این آیات، درباره رسول خدا۶، حکم عام و کلی آمده و همه شئون زندگی را در بردارد که این دلالت بر کمال پیامبر اسلام۶مینماید که به بیان قرآن صاحب «خلق عظیم» است.[۲۳۱] در حالیکه ابراهیم۷به طور ضمنی، شایسته الگوپذیری قرار میگیرد.[۲۳۲] چون زمینه آیه مورد بحث که مى‏فرماید” لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فىِ إِبْرَاهِیمَ [۲۳۳]“، این نیست که بخواهد تأسّى به ابراهیم۷را در تمامى خصالش، بر مسلمانان واجب کند و استغفار یا وعده استغفار را استثناء کند، تا این یک خصلت از خصال ابراهیم مستثنى باشد، بلکه زمینه آیه این است که تنها مردم مسلمان را در خصوص بیزارى‏اش از قوم مشرک خود، وادار به تأسّى کند.[۲۳۴]
ب) معرفی غیر مستقیم و غیر صریح اسوه‌ها: خداوند حکیم بنا بر حکمتی که خود میداند، پس از آموزش اسوهپذیری و تأیید صریح آن در سه آیه، سایر قهرمانان قرآن را غیر مستقیم معرفی میکند و حتی در پارهای از موارد، نام هم نمیبرد و تنها به ذکر صفت یا لقب اکتفا میکند مثلاً میفرماید: *(…عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا…)* کهف /۶۵ یا *(أَوْ کَالَّذِى مَرَّ عَلىَ‏ قَرْیَهٍ…)* بقره / ۲۵۹.
از این سبک قرآنی برمیآید که:
- برای اسوهپذیری، نباید دنبال عنوان و نام شخص بگردیم، یعنی نباید شخصیتزده باشیم؛ بلکه باید به عمل یا صفت خوب او توجه کنیم.
- این به زیبایی ایجاز قرآن میافزاید که بدون اینکه اسمی بیاورد، ما را جذب شخصیتی میکند.
- تفاوت در توصیف، شاید مبتنی بر تفاوت موقعیتهای پیش آمده برای آنها یا تفاوت شخصیتهای آنها باشد و تنها چهره کامل، پیامبر۶است که به عنوان الگوی کامل و همه بعدی معرفی شده و حتی ابراهیم۷در جنبهای، معرفی میگردد.
- تفاوت شخصیتهای قرآنی، اسوهپذیر را دلگرمتر میکند و به او امیدی میدهد که حتی اگر شخصیتی کامل نباشد و مثل حضرت یونس۷غضبناک شد، میتواند محبوب و مورد پذیرش خداوند قرار گیرد. امید او وقتی به اوج میرسد که ببینیم برخی شخصیتهای کمالیافته قرآنی، دارای عصمت نبوی نبودهاند مانند ذوالقرنین، لقمان حکیم، طالوت، مریم، اصحاب کهف و حتی ساحران فرعون که به سعادت رسیدند.[۲۳۵]
گاهی نیز، قرآن به طرح جلوه‌های زیبایی از رفتار و منش انسانی یک قوم یا گروه میپردازد و با بیان آن ملاک‌ها، صاحبانشان را مدح مینماید. گروه‌های انسانی، همچون، مخلص، اولوالالباب، مفلحین، مستغفرین و … .[۲۳۶] برای مثال در آیات اولیه سوره بقره و نیز آیات ۸۸ سوره توبه و ۹ حشر و ۱۶ تغابن، چهره مفلحان ترسیم شده است: *(الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوهَ وَ ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ(۳)وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِکَ وَ بِالْأَخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ(۴)أُوْلَئِکَ عَلَى‏ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون؛ (پرهیزکاران) کسانى هستند که به غیب [آنچه از حس پوشیده و پنهان است‏] ایمان مى‏آورند و نماز را برپا مى‏دارند و از تمام نعمتها و مواهبى که به آنان روزى داده‏ایم، انفاق مى‏کنند. (۳)و آنان که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو (بر پیامبران پیشین) نازل گردیده، ایمان مى‏آورند و به رستاخیز یقین دارند. (۴)آنان بر طریق هدایت پروردگارشانند و آنان رستگارانند.)* بقره/ ۳-۵[۲۳۷]
در این سبک معرفی اسوهها، نوعی سازماندهی اسوههای گروهی نهفته است و مبنای شکلگیری بسیاری از گروه ها (مانند دوستیها)، صفاتهای ایمانی و یا رفتارهای الهی میشود. نیز باعث انتقال ارزشها میشود و مردم حتی بدون اسوهپذیری از نمونه های عینی، به الگوپذیری از آن صفات و رفتارها میپردازند. برای نمونه، میدانند که اگر از مستغفرینِ در سحر باشد، خوب است. چنان‌چه لقمان حکیم در وصیت به فرزندش در مورد سحرخیزی، می‌گوید: «یَا بُنَیَّ لَا یَکُونُ الدِّیکُ أَکْیَسَ مِنْکَ یَقُومُ فِی وَقْتِ السَّحَرِ وَ یَسْتَغْفِرُ وَ أَنْتَ نَائِم‏؛ ای فرزندم! مبادا خروس از تو زرنگتر باشد، در وقت سحر بلند شده و استغفار کند و تو در خواب باشی».[۲۳۸]
۲-۱-۶-۲-۱-۱-۱-۲- ویژگیهای الگوهای قرآنی
شخصیتها و چهرههایی که در قرآن به عنوان الگو و نمونه مطرح گردیدهاند واجد ویژگیهای گوناگونی هستند که در ذیل به برخی از آنها اشاره میکنیم:

نظر دهید »
طرح های پژوهشی انجام شده با موضوع بررسی سبک شناختی ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

و ترکیبات دیگر همچون: تیرگی یاوه چشم (۱۴۷) ، کُنام شرزه ها (۲۹۹) ، شنگرف رخشان (۳۰۲)، همهمه یاوه (۳۴۵) ، باره چوبین (۳۴۷)، شحنه دادار (۴۳۷)، اشکوبه های رفیع (۴۳۸)، شگون نیکِ باد (۴۴۳)، زخم خیزانِ خدنگ (۴۵۳) ، بالین خنده‌ها (۸۳)، شکیب یحیی (۲۰۳)، لوای لولیان بی بربط (۲۱۰)، رواق ستاره (۲۸۲)، پل ستاک(۲۷۰)
۴-۲-۱-۳ -۳ ترکیبات اضافی
ای­/ ز خواب شاپرک رمیده / ماه هم اگر شود / نمی‌رسد/ به پنجه‌های یاس‌ها (همان:۳۰۷)
مهمیزهای باد/ ویرانگرانِ اندوه و بارانند (همان:۳۱)
درخت من که تناور مُرد / زمرّدین سبزی بود/ که شال عشق به گردن داشت (همان:۳۹)
ریشه‌های پایای التفات به شاخه گل لبخند/ برّان و ناب و استوار / شنوای غرّش‌های سهمگین / زمینه آبی و گسترده و کهکشانی / چشمه ساران اشک (همان:۱۰۹)
نمونه‌های دیگر : روزگار شقایق (۵۵) ، بندهای تن (۱۵۴) ، التفات گیسو (۱۷۹) ، ایستگاه‌های دروغ (۱۶۴)، فوران ستاره‌ها (۲۰۳) ، خیزگاه ستاره (۳۷۹) ، الماس نگاه (۳۷۸) ، لبخند آفتاب (۳۵۸) ، کشتار انتظار (۱۷۸) ، ماه گیسو (۱۷۸)، دیهیم خار (۳۵۰)
۴-۲-۱-۳ -۴ ترکیبات وصفی
آن جا که دیهیم خار [آن گاه تاجی از خار یافته، بر سر مسیح نهادند] / ربود/ خواب نوشین از چشم سارا (همان:۳۵۰)
هم بازویِ کاریزهای نهان / ریشه‌های کهن را / پاس داشت (همان:۳۸۹)
بنفش بی تکاپو / مرگ آبی/ در سیاه، آسمانی کوتاه/ بعد از تو / دشوار می‌نشیند (همان:۲۱۱)
جانبداری از گلایل سپید / رویارویی با گلایل گستاخ / نوشین فضیلت است و ویرانگر هجوم معمول (همان:۱۹۷)
نمونه‌های دیگر: شراب مست (۲۹)، نافه گوارا (۳۳)، چشم منتظر (۳۶) ، شب سنگین (۳۹)، صبح آشوب (۴۸)، حلقه‌های زرافشان (۵۵)، هیاهوی سرکش (۵۶)، چشمه زنگاری (۵۶)، گل‌های قرمز گستاخ (۸۹)، تنهای خمیده (۱۱۴)، ستاره‌های مانا (۳۵۹)، گلبرگ اطلسی (۳۴۶)، مجمع پریشان (۲۹۲)، گل عجول (۱۴۵)، نسیم چیره (۱۴۸) ، شب خرّم (۱۸۳)، جلبک‌های کم توان (۱۹۵)، چمن خیسِ خوش ادا (۳۶۸)
۴-۲-۱-۳ -۵ ساختار غیرمتعارف جمله
از نظر نحوی، هر یک از اجزای جمله جایگاه خاص خود را دارند. نهاد، فعل، مفعول، مسند و متمّم جایگاه مشخّصی برای خود دارند امّا ممکن است بنا به دلایلی این ارکان جا به جا شده و جایگاه اصلی خود را از دست بدهند که در شعر و نثر ممکن است صورت بپذیرد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

تقدیم فعل
شیار می‌زنم زخم پیر را/ توتو/ و می‌شکافم / زخم پیر را / توتو (همان:۷۱)
و ندانستیم/ پادشاهی سُرخگل را / در تنگنای تفِ سربیِ تابستان (همان:۱۷۳)
بِایست/ عریان از ظرف و حرکت /بی مکان و زمان (همان:۱۸۷)
می‌درد / رنجِ آهنِ جان را (همان:۴۱۳)
مگر در نمی‌یابد آسمان/ کبوتر را ؟ / مگر در نمی‌یابد کبوتر / آسمان را؟ (همان:۳۸۶)
نیستم این تپش آن سویی را / نیستم این آن سوییِ همین را (همان:۱۹۶)
دچار خواهی شد/ به نوعی از کوچه/ که سنگفرشش گرماست (همان:۳۴)
تأخیر نهاد
سر در گرو نبود و نیالود/ آن قامت بلندِ رسا را/ آن سایه دار مرد (همان:۳۷)
تیمارت بدارد آفتاب و باران/ تیمارت بدارد ریشه گرسنه (همان:۱۰۵)
و سپید گشت دو چشمش از اندوه (همان:۱۷۷)
و سپری است روز و ماهِ گیسو (همان:۱۷۸)
دستان آسمان است این باران (همان:۴۲۵)
از زمستان سخت می‌آید/ وزش چشمان تو (همان:۳۶۳)
فراگردخانه/ می‌چرخد/ گل (همان:۳۵۱)
زخم می‌زند نگاهِ رویه کار (همان:۳۰۷)
مانده تا / به شیهه / برکشد پگاه را / افق (همان:۲۹۱)
تقدیم مفعول
روان مرداب را / دوست ندارم اگر/ با یاد روز/ به شب/ نروم (همان:۱۳۵)
باران را / می بارانم از گوشه چشم/ و از آن جایی که نیاکانم می نامندش/ دل (همان:۱۵۳)
زخمانه بلندترین آواز آبی‌های رگ‌هایم را/ به تنهایی / شنیده‌ام (همان:۱۶۲)
تو را می‌جویم/ با قلبی چون چشمی در غربت (همان:۱۷۰)
رخسار خلیج را/ به آفتاب داده‌ای / ای زمستان (همان:۲۶۰)
کوچه را بنواز/ در نی‌لبک استخوانِ من/ با انگشتانِ کشیده وهم انگیز (همان:۳۳۳)
خورشید را می‌درخشاند/ زیر پوست سیاوش (همان:۳۸۷)
و اسب‌ها را / در پس زمینه، مهِ خاکستری و تنه سیاهِ درختان خیس/ دوست می‌داشتیم(همان:۳۹۳)
تأخیر مفعول
در خمِ نخستین‌هایم/ بخشاینده بود جنبش‌های تر و تازه گیاهیِ نااستوارم را (همان:۱۷۴)
آی/ من بی تو نیستم این نگهبانی روشِ خردمایه را (همان:۱۸۹)
لبه به لبه شمشیر/ بخوانم تو را (همان:۲۷۲)
در این بارانِ خوش پوش / که تر و تازه کرده است آفتاب را / با خویش (همان:۳۲۵)
تازانه هامون/ هامونی/ کز تندیسش/ می ترواد خون (همان:۳۳۷)
۴-۲-۱-۳ -۶ فعل
فعل، هسته‌ی جمله است و ارکان دیگر جمله به جهت ارتباطی که با آن دارند، از آن تأثیر می‌پذیرند. در اشعارم مؤید انواع فعل ساده، پیشوندی، مرکّب و عبارت فعلی را می‌توان یافت.
فعل پیشوندی
فرو: در فعل‌های فرونشسته است، (۳۰۰)، فرو می‌روند(۱۱۵)، فروشکاف(۲۸۰)، فروخیز(۲۶۷)، فروریخت(۳۲۴)، فروفرستاد(۳۹۶)، فرو می‌ریزد (۴۶۹)، فرونهاده (۴۹)، فروماندیم (۳۵۲)

نظر دهید »
پایان نامه با فرمت word : ارائه مدلی برای اندازه گیری میزان چابکی ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

[۱۹] D. Tudor and I. Tudor, The DSDM Atern Student Workbook: A Guide to the Definitive Agile Framework Lancashire, UK: Galatea Training Services Ltd, 2010.
[۲۰] S. Ambler and M. Lines, Disciplined Agile Delivery: A Practitioner’s Guide to Agile Software Delivery in the Enterprise. Boston, MA: IBM Press, 2012.
[۲۱] S. Ambler. (2011, June 2013). Introduction to agile modeling (AM). Available: http://www.ronin-intl.com/publications/agileModeling.pdf
[۲۲] S. Ambler, Agile Modeling: Effective Practices for eXtreme Programming and the Unified Process. New York: John Wiley and Sons, 2002.
[۲۳] L. Williams, K. Rubin, and M. Cohn, “Driving Process Improvement via Comparative Agility Assessment,” presented at the Proceedings of the 2010 Agile Conference, 2010.
[۲۴] K. Rubin, M. Cohn, and L. Williams. (2010, June 2013). Comparative Agility (CA). Available: http://comparativeagility.com/
[۲۵] S. Soundararajan and J. D. Arthur, “A structured framework for assessing the “goodness” of agile methods,” in ۱۸th IEEE International Conference and Workshops on Engineering of Computer-Based Systems, ECBS 2011, Las Vegas, NV, 2011, pp. 14-23.
[۲۶] S. Soundararajan, J. D. Arthur, and O. Balci, “A methodology for assessing agile software development methods,” Dallas, TX, 2012, pp. 51-54.
[۲۷] A. Qumer and B. Henderson-Sellers, “An evaluation of the degree of agility in six agile methods and its applicability for method engineering," Information and Software Technology, vol. 50, pp. 280-295, 2008.
[۲۸] A. Sidky, J. Arthur, and S. Bohner, “A disciplined approach to adopting agile practices: the agile adoption framework," Innovations in Systems and Software Engineering, vol. 3, pp. 203-216, 2007.
[۲۹] A. Sidky, “A Structured Approach to Adopting Agile Practices: The Agile Adoption Framework,” PHD Thesis, Faculty of Engineering, Virginia Polytechnic Institute and State University, Virgiana, USA, 2007.
[۳۰] H. C. Esfahani, E. Yu, and M. C. Annosi, “Strategically balanced process adoption,” in International Conference on Software and Systems Process (ICSSP 2011), Waikiki, Honolulu, HI, 2011, pp. 169-178.
[۳۱] A. Cockburn, Agile software development. Boston, MA: Pearson Education, Inc., 2002.
[۳۲] O. Nierstrasz and M. Lungu, “Agile software assessment (Invited paper),” in ۲۰th IEEE International Conference on Program Comprehension, ICPC 2012, Passau, 2012, pp. 3-10.
[۳۳] D. Spinellis, “Agility drivers," IEEE Software, vol. 28, 2011.
[۳۴] S. Vinodh and S. R. Devadasan, “Twenty criteria based agility assessment using fuzzy logic approach," International Journal of Advanced Manufacturing Technology, vol. 54, pp. 1219-1231, 2011.
[۳۵] F. Petrillo and M. Pimenta, “Is agility out there? Agile practices in game development,” Sao Carlos, 2010, pp. 9-15.
[۳۶] Agile-Alliance. (2011, July 2013). Guide to Agile Practices. Available: http://guide.agilealliance.org/
[۳۷] S. Ambler. (2009, July 2013). Agile Practices Survey Results. Available: http://www.ambysoft.com/surveys/practices2009.html
[۳۸] J. Appelo. (2009, July 2013). The Big List of Agile Practices. Available: http://www.noop.nl/2009/04/the-big-list-of-agile-practices.html
[۳۹] A. Cockburn, Agile Software Development: The Cooperative Game ۲nd ed. Boston, MA: Addison-Wesley Professional, 2006.
[۴۰] Agile-Alliance. (2013, Aug. 2013). Guide to Agile practices. Available: www.agilealliance.org
[۴۱] K. Beck, Test Driven Development: By Example. Boston, MA: Addison-Wesley Professional, 2003.
[۴۲] D. Huizinga and A. Kolawa, Automated Defect Prevention: Best Practices in Software Management Hoboken, NJ: Wiley-IEEE Computer Society Press, 2007.
[۴۳] K. Beck, Extreme Programming Explained: Embrace Change. Boston, MA: Addison-Wesley Professional, 1999.
[۴۴] M. Fowler, K. Beck, J. Brant, W. Opdyke, and D. Roberts, Refactoring: Improving the Design of Existing Code. Boston, MA: Addison-Wesley Professional, 1999.
[۴۵] D. Astels, Test-Driven Development: A Practical Guide: A Practical Guide. New Jersey, USA Prentice Hall, 2003.
[۴۶] R. C. Martin, Clean Code: A Handbook of Agile Software Craftsmanship. New Jersey, USA Prentice Hall, 2008.
[۴۷] S. Augustine, managing agile projects. New Jersey, USA: Prentice Hall, 2005.
[۴۸] C. Larman, Agile and Iterative Development: A Manager’s Guide. Boston, MA: Addison-Wesley Professional, 2004.
[۴۹] K. Schwaber and M. Beedle, Agile Software Development with Scrum. New Jersey, USA Prentice Hall, 2001.
[۵۰] M. Poppendieck and T. Poppendieck, Leading Lean Software Development: Results Are not the Point Boston, MA: Addison-Wesley Professional, 2009.
[۵۱] D. J. Anderson, Lessons in Agile Management: On the Road to Kanban. USA: Blue Hole Press, 2012.
[۵۲] E. Miranda and P. Bourque, “Agile monitoring using the line of balance," Journal of Systems and Software, vol. 83, pp. 1205-1215, 2010.
[۵۳] R. C. Martin, Agile Software Development: principles, patterns, and practices. New Jersey, USA Prentice Hall, 2002.
[۵۴] R. Hoda, J. Noble, and S. Marshall, “Self-organizing roles on agile software development teams," IEEE Transactions on Software Engineering, vol. 39, pp. 422-444, 2013.
[۵۵] M. Cohn, User Stories Applied: For Agile Software Development, 1 ed. Boston, MA: Addison-Wesley, 2004.
[۵۶] M. Cohn, Agile Estimating and Planning. New Jersey, USA: Prentice Hall, 2005.
ضمائم و پیوست ها
پیوست ۱- پرسشنامه
چنانچه اشاره گردید، به منظور جمع آوری داده های این تحقیق از پرسشنامه استفاده گردیده است که سوالات آن به شرح زیر می باشند.

نظر دهید »
دانلود پایان نامه با موضوع آسیب شناسی عوامل مؤثر ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
 

۲۰۱۰

 

گاپانچی و آروم

 

فرصت های جایگزین شغلی

 
 

۱۳۹۱

 

مهرگان و کلالی

 
 

۲۰۱۰

 

علی شاه و همکاران

 

مدت استخدام

 
 

۲۰۰۷

 

هاکی

 

تعاریف مؤلفه ها
عوامل شغلی

الزامات شغلی
الزامات شغلی [۱۴۸]عبارت اند از جنبه های جسمی، روانی، اجتماعی و یا سازمانی شغل هستند که مستلزم به تلاش و زحمت جسمی یا روانی)شناختی و عاطفی ( دارد و بنابراین با عواقب جسمی یا روانی معین در ارتباط می باشند(باکر،۲۰۰۳). الزامات شغلی به طور کلی شامل الزامات کمیتی[۱۴۹] (اضافه بار کاری) و الزامات کیفی[۱۵۰] (عاطفی)[۱۵۱] می شوند. دمروتی[۱۵۲] و همکاران ( ۲۰۰۱ ) در تقسیم بندی دیگر، الزامات شغلی را شامل حجم کار بدنی[۱۵۳]، تماس های گرفته شده (ارتباطات دریافت شده)[۱۵۴]، فشار های زمانی،کار شیفتی، محیط فیزیکی را به عنوان متغیر های الزامات شغلی معرفی کرده اند. گریفین و مورهد ( ۱۹۹۲ ) عنوان می دارند که الزامات شغلی عامل ایجاد فشار عصبی در مشاغل می باشند و به چهار مجموعه کلی تقسیم می شوند که عبارتند از : الزامات وظیفه، الزامات فیزیکی، الزامات نقش و الزامات مراوده ای )بین فردی(. یکی از ابعاد مهم این تعریف این است که اساساً الزامات شغلی همانگونه اند که توسط کارمندان ادراک می شوند. بسیاری از سازمان های ارائه دهنده خدمات به مشتریان اغلب دارای محیط کاری با قوانین و استانداردهای بالا می باشند و تعاملات کارکنان با مشتریان از پیش تعیین شده است. عملکرد آنها نیز بر اساس فاکتورهایی مانند پاسخگویی به درخواست ها و پرسش های کلیه مراجعین ضمن رعایت مقررات و قوانین آن سازمان می باشد. اگرچه الزامات شغلی لزوماً منفی نیستند اما زمانی که شغل مورد نظر نیاز به تلاش و کوشش فراوان داشته باشد ممکن است این الزامات تبدیل به عوامل فشارزای عصبی شوند و پیامدهایی مانند افسردگی، نگرانی و فرسودگی شغلی را به دنبال داشته باشند (اسکافلی و باکر[۱۵۵]،۲۰۰۴). پرایس(۲۰۰۱)؛ گاپانچی و آروم(۲۰۱۰)؛ مهرگان و کلالی(۱۳۹۱)؛ افخمی اردکانی و قرحی(۱۳۹۰)، بیان کرده اند که بین الزامات شغلی و ترک خدمت رابطه وجود دارد. یعنی هر چه الزامات شغلی در شرکت بیشتر باشد، ترک خدمت نخبگان نیز بیشتر می شود.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

رضایت شغلی
رضایت شغلی مجموعه ای از احساسات مثبت و یا منفی است که فرد نسبت به شغل خود دارد. کارمندانی که راضی هستند کمتر سازمان را ترک می کنند. رضایت شغلی را بیشتر به عوامل بیرونی و درونی تقسیم می کنند. عوامل بیرونی شامل متغیر هایی مانند امنیت شغلی، شرایط فیزیکی محیط کار و مزایای جانبی و پرداخت است. و عوامل درونی شامل متغیر هایی مانند شناسایی، آزادی، پیشرفت و موقعیت، (کارمندان با موقعیت بالای سلسله مراتبی که موقعیت اجتماعی خود را با کارشان می خواهند آن را حفظ کنند) است (علی شاه و همکاران، ۲۰۱۰).
در حالی که تعاریف زیادی در ارتباط با رضایت شغلی وجود دارد. لاک[۱۵۶] (۱۹۶۹) رضایت شغلی را به عنوان یک حالت احساسی مثبت و لذت بخش که ناشی از ارزیابی شغل(منتج به رضایت شغلی) است تعریف کرده است (فرایدی و فرایدی[۱۵۷]، ۲۰۰۳). کرانی و همکاران[۱۵۸] (۱۹۹۲)، رضایت از پرداخت، ارتقا و سرپرست و همکاران برخی از نمونه های اصلی این انواع جنبه های رضایت شغلی است. از این رو رضایت شغلی را می توان به عنوان یک ساختار چند بعدی در نظر گرفت. به طور کلی رضایت شغلی واکنش عاطفی یک شخص به مجموعه ای از کار و عوامل مربوط به کار تعریف شده است. ابعاد رضایت شغلی شامل احساسات کارگران نسبت به ابعاد مختلف کار و محیط کاری از شایع ترین و مهم ترین جنبه های رضایت شغلی به وسیله ی شاخص توصیفی کار[۱۵۹] اندازه گیری شده است. ابعاد رضایت شغلی اندازه گیری شده توسط JDI عبارت اند از: رضایت خود فرد از کار (ویژگی های مختلف کار از جمله فرصت هایی برای خلاقیت، استقلال، هویت وظیفه و غیره)، رضایت از پرداخت (تفاوت درک شده فرد بین دستمزد واقعی و دستمزد که انتظار می رود)، رضایت از ارتقا( ارزیابی نگرش فرد نسبت به سیاست ارتقای سازمان)، رضایت ار سرپرست (ارزیابی نگرش فرد نسبت به سرپرست)، رضایت از همکاران (نگرش فرد درباره ی کارمندان و همکاران) و رضایت شغلی به طور کلی (نشان دهنده ی احساسات یک فرد در مورد کار) است. بالزر و همکاران[۱۶۰] (۱۹۹۰) از آن جا که افراد احساسات متفاوتی نسبت به ابعاد مختلف کار خود دارند آن ها باید بتوانند میان جنبه های مختلف کاری تبعیض قائل شوند(بوث و هامر، ۲۰۰۷).
بسیاری از عوامل وجود دارند که بر نارضایتی شغل کمک می کنند. برخی از این عوامل ناشی از پرداخت حقوق و دستمزد محدود (بنجوکو[۱۶۱]، ۱۹۹۶)، عدم دسترسی شغلی، شخصیت، اعتماد به نفس و خود کارآمدی، رضایت از زندگی(دورهام و کلاگر[۱۶۲]، ۱۹۹۷) و امکانات، ناراحتی از نقل و انتقالات (اولادل[۱۶۳]،۲۰۰۹), حقوق کم، مزایای ضعیف، عدم امنیت شغلی و عدم انعطاف پذیری در برنامه ریزی (الباگ[۱۶۴]، ۲۰۰۳) می توان اشاره کرد. به طور کلی نارضایتی شغلی به دلیل خستگی عاطفی بالا و فرسودگی شغلی و فقدان حمایت سازمانی و جوسازمانی ،(داوی [۱۶۵]و همکاران، ۲۰۰۱؛ بوکتی و تلیب[۱۶۶]، ۲۰۰۹)، نیز می تواند باشد (بالوگان و الودانوی، ۲۰۱۲). جاج و همکاران[۱۶۷](۲۰۰۱) و لیمبرت[۱۶۸](۲۰۰۴) اشاره کرده اند که رضایت شغلی در ارتباط قوی با سطوح بالای تعهد سازمانی، عملکرد شغلی، و سلامت روانی است(بالوگان و الودانوی، ۲۰۱۲). بارنت و براندلی[۱۶۹](۲۰۰۷)، عوامل پیش بینی کننده رضایت شغلی شامل حمایت از محیط، هدف خاص و منابع که حمایت های اجتماعی و مادی از اهداف شخصی کارکنان فراهم می آورد(جو و پارک، ۲۰۱۰). دافت[۱۷۰](۲۰۰۳)، رضایت شغلی به عنوان نگرش مثبت نسبت به شغل تعریف شده است. رضایت شغلی زمانی که کار منطبق بر نیاز ها و منافع است زمانی که شرایط کار و پاداش (مانند دستمزد)رضایت بخش است و هنگامی که کارکنان خود را مانند همکارانشان می دانند اتفاق می افتد(بوث و هامر، ۲۰۰۷).
کارکنانی که راضی تر و متعهد تر هستند احتمال بیشتری دارد ، نسبت به افرادی که از کار احساس نارضایتی دارند، در محل کار حضور پیدا کنند و در سازمان باقی بمانند و در کار وقت شناس باشند. نتایج نشان می دهد که افرادی که سطوح بالای از رضایت شغلی دارند فکر خروج کمتری به ذهنشان می رسد(بالوگان و الودانوی، ۲۰۱۲). جاج و همکاران[۱۷۱](۱۹۹۵) اظهار داشتند که رضایت شغلی یکی دیگر از عوامل مهم در تعیین ترک خدمت است.
ایگان و همکاران[۱۷۲] (۲۰۰۴) و رایت و بونت[۱۷۳](۲۰۰۷) رضایت شغلی یا رضایت مسیر حرفه ای مهم ترین پیش بینی کننده ترک خدمت کارکنان است. رایت و بونت(۲۰۰۷)، کارکنان زمانی ترک خدمت می کنند که سلامت روانی و رضایت شغلی کمتری داشته باشند(جو و پارک، ۲۰۱۰). آرنولد و فلدمن (۱۹۸۲) و گریفث(۲۰۰۰)، نشان می دهند که ارتباط منفی بین حجم ترک خدمت و رضایت شغلی وجود دارد(بوث و هامر، ۲۰۱۰).

ویژگی های شغلی
ویژگی های شغلی، تکراری بودن نقش نیز یکی دیگر از عواملی است که می تواند بر تمایل به ترک شغل مؤثر باشد. بر اساس یافته های موجود هاکمن و اولدهام(۱۹۷۵)، مشاغل متنوع و چالش انگیز از مشاغل ساده تر و معمولی تر، خشنودکننده تر است و به صورت بالقوه، می توانند کارکنان را برای عملکرد بهتر، برانگیخته نمایند؛ در مقابل مشاغل دارای وظایف تکراری باعث می شوند که کارکنان دچار بی انگیزگی شده و به سوی غیبت های متوالی و تمایل به ترک شغل سوق داده شوند (اورپن[۱۷۴]، ۱۹۷۹؛لارسون و لاکین[۱۷۵]،۱۹۹۹).
دیدگاه انگیزش در کار هاکمن و اولدهام ۱۹۷۵ نسبت به دیگر مدل های انگیزشی پذیرفته شده تر است. در طول سال های اخیر در مورد انگیزه در محیط کار بسیار نوشته شده است. در واقع رهبرانی مانند مازلو[۱۷۶]،آلدفر[۱۷۷] و هرزبرگ[۱۷۸] ،وروم[۱۷۹] و پورتر[۱۸۰] و لاور[۱۸۱] و … از جمله افرادی هستند که بارها و بارها نامشان آورده شده است. اساسا این نظریه را می توان به دو دسته طبقه بندی کرد که هر کدام از یک دیدگاه اقتباس می شوند. اولی این دیدگاه است که شغل فرد محتوا داشته باشد مانند تنوع مهارت و چالشی که در نتیجه به انگیزه بالا و رضایت شغلی بالا منجر می شود. این دیدگاه در نظریه انتظار بیان می شود و بر رابطه ادراک کارمند بین تلاش و پاداش و عملکرد است تاکید دارد که در انگیزه تأثیر گذار است(لی روس، ۲۰۰۵). هاکمن و اولدهام(۱۹۷۵)، مدل ویژگی های شغلی را در اجزای زیر تعریف کرده اند.
تنوع در محیط کار: درجه ای است که شغل نیاز به انواع فعالیت ها که شامل انواع مهارت های مختلف و استعداد های کارکنان برای انجام امور می شود، دارد.
هویت وظیفه: درجه ای است که شغل نیاز به کامل شدن به صورت یک کل را دارد و شناسایی قسمتی از کار است ؛ یعنی انجام یک کار از آغاز تا پایان با یک نتیجه قابل قبول انجام شود.
اهمیت کار: درجه ای است که شغل تأثیر قابل توجهی در زندگی و یا کار دیگران دارد خواه در سازمان های فوری و یا در محیط خارجی باشند.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 302
  • 303
  • 304
  • ...
  • 305
  • ...
  • 306
  • 307
  • 308
  • ...
  • 309
  • ...
  • 310
  • 311
  • 312
  • ...
  • 349

آموزش های کاربردی برای مهارت بیشتر ...

 درآمد از نقد محصولات آنلاین
 بازاریابی بومی سایت
 شناخت گربه از صاحب
 انتخاب سگ گارد
 عاشق کردن گربه
 انتخاب شامپوی سگ
 بهینه‌سازی کلمات فروشگاه
 انتخاب ظرف غذای گربه
 بازاریابی رشد فروشگاه
 شناخت سگ کوموندور
 تبدیل فاصله به فرصت
 فرصت فریلنسینگ خارجی
 مضرات تن ماهی گربه
 راهکارهای عاشق کردن
 سئو کلاه خاکستری
 مناسب بودن فریلنسینگ
 مراقبت دندان سگ
 احساس دیده نشدن در رابطه
 جملات فلسفی فارسی-انگلیسی
 ساخت ارتباط سالم
 درآمد دانش‌آموزان
 تربیت گربه برای دستشویی
 جلوگیری از وابستگی ناخواسته
 اشتباهات رابطه سردکننده
 درآمد از طراحی تم سایت
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

آخرین مطالب

  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | ۲-۲٫ گستره نظری مسأله مورد پژوهش – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | بیانیه بال(۱): کفایت سرمایه عبارت است از میزان حداقل سرمایه لازم برای پوشش ریسک اعتباری. – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه بررسی نقش و تأثیر کاربری املاک به ...
  • دانلود پایان نامه های آماده | قسمت 12 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود منابع پژوهشی : پژوهش های کارشناسی ارشد درباره مسوولیت مدنی ناشی از نقض ...
  • منابع کارشناسی ارشد درباره : بررسی ...
  • ✔️ توصیه های اساسی میکاپ
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله | ۱۱-۲-۲انتقادهایی بر الگوی میلر و الگوی میلر و مودیلیانی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه کارشناسی ارشد : مقالات و پایان نامه ها درباره :بررسی رابطه ...
  • ارائه مدل چند هدفه زنجیره تأمین با مصالحه ارزیابی هزینه ...
  • ارائه مدل ترکیبی فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و ...
  • تحقیق-پروژه و پایان نامه – ۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۷-۲ تحقیقات داخلی – 9
  • مقطع کارشناسی ارشد : دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی احوال، ...
  • دانلود منابع پژوهشی : ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع قرارداد های انتقال ...
  • منابع پایان نامه در مورد شناسایی و اولویت بندی ...
  • پژوهش های پیشین در مورد مطالعه و بررسی تطبیقی روشهای عبور ...
  • منابع کارشناسی ارشد درباره : عوامل ...
  • مقالات و پایان نامه های دانشگاهی | سبک دلبستگی مضطرب دوسو گرا – 3
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی و ساخت نانوسیم ...
  • دانلود مطالب پژوهشی با موضوع نقش فضایل و ...

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان