بر اساس نتایج جدول ۴-۸ مقدار p-value متغیر رهبری تحول آفرین و ابعاد آن از سطح معنی داری ۰۵/۰ کمتر میباشند، بنابرین فرض صفر رد می شود و با توجه به مثبت بودن همه آماره t می توان استدلال کرد که در سطح اطمینان ۹۵% به طور متوسط سطح رهبری تحول آفرین و ابعاد آن از سطح متوسط بالاتر است. لذا سطح رهبری تحول آفرین و ابعاد آن در بین اساتید در سطح مطلوب میباشد.
۱-۵٫ خلاصه ی یافته های پژوهش:
بر اساس نتایج تحقیق، از بین ۱۰۶ نفری که به پرسشنامهها پاسخ دادند، ۲۸/۹۵درصد مرد و ۷۲/۴ درصد زن جنسیت آن ها زن بوده است. بر حسب دانشگاه، ۶۶ درصد پاسخگویان از مدیران دانشگاه بیرجند و ۳۴ درصد از مدیران دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بودند.
نتایج نشان دادند که در بین ابعاد ویژگی هوش معنوی، بیشترین میانگین به بعد تفکر کلی و اعتقادی تعلق دارد و کمترین میانگین مربوط به توانایی مقابله با مشکلات میباشد. در بین ابعاد رهبری تحول آفرین، بیشترین میانگین مربوط به انگیزش الهام بخش و کمترین میانگین مربوط به ویژگی های آرمانی است.
۲-۵٫ خلاصه نتایج فرضیات پژوهش
۵-۲-۱٫ خلاصه نتایج آزمون فرضیه اول
فرضیه پژوهش عبارت است از ” بین هوش معنوی و سبک رهبری مدیران دانشگاه بیرجند و علومپزشکی رابطه معنا دار وجود دارد.” نتایج همبستگی نشان داد هوش معنوی با رهبری تحول آفرین و ابعاد آن ارتباط مستقیم دارند و به لحاظ شدت همبستگی رهبری تحول آفرین و وبژگی های آرمانی همبستگی بالاتری نسبت به سایر ابعاد با هوش معنوی دارد.
در این زمینه پژوهش های مختلفی رخ داده است از آن جمله جوادی (۱۳۸۸) به «بررسی رابطه رهبری تیمی با هوش معنوی در بین مدیران دبیرستانهای مشهد» پرداخت و نتایج نشان داد که بین رهبری تیمی و هوش معنوی رابطه مثبتی وجود دارد. کیوانلو و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیقی با عنوان رابطه هوش هیجانی با سبک رهبری به این نتیجه رسیدند که با افزایش هوش هیجانی در مربیان تمایل آن ها به سبک رهبری تحولآفرین افزایش مییابد. یعقوبی (۱۳۸۶) در پایان نامه خود با عنوان بررسی رابطه بین هوش عاطفی مدیران و سبک رهبری تحولآفرین به این نتیجه رسید که بین تمامی مؤلفه های هوش عاطفی با سبک رهبری تحولآفرین رابطه معناداری وجود دارد.در حالی که نتایج این پژوهش حاکی از رابطه سبک رهبری تحول آفرین با همه مؤلفه های هوش معنوی بود.
۵-۲-۲٫ خلاصه نتایج آزمون فرضیه دوم
فرضیه پژوهش عبارت است از ” بین « تفکر کلی و بعد اعتقادی » و سبک رهبری مدیران دانشگاه بیرجند و علومپزشکی رابطه معنا دار وجود دارد.” نتایج آزمون همبستگی نشان داد بین تفکر کلی – اعتقادی با رهبری تحول آفرین و ابعاد آن رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد و در این بین شدت همبستگی رهبری تحول آفرین و رفتارهای آرمانی بالاتر از سایر ابعاد بود.
تحقیقات متفاوتی در این زمینه رخ داده است به طوری که در تحقیقی که نورشاهی (۱۳۸۸) با عنوان بررسی رابطه پیامدهای رهبری و ابعاد سبک رهبری تحولآفرین انجام داد به این نتیجه رسید که سبک رهبری تحولآفرین نقش مؤثری در افزایش رضایت مندی و تلاش بالاتر از حد انتظار در میان همکاران رؤسا دارد.جعفری و مرادی (۱۳۸۳) نشان داد، سه متغیر هوش عاطفی (همدلی، خود آگاهی و انگیزش) در ایجاد رهبری تحول آفرین مؤثر هستند. در این پژوهش تفکر کلی و اعتقادی با سبک رهبری مدیران و ابعاد آن از جمله انگیزش الهام بخش، توجه و ملاحظه فردی و ترغیب ذهنی رابطه داشت.
۵-۲-۳٫ خلاصه نتایج آزمون فرضیه سوم
فرضیه پژوهش عبارت است از ” بین « توانایی مقابله و تعامل با مشکلات » و سبک رهبری مدیران دانشگاه بیرجند و علومپزشکی رابطه معنا دار وجود دارد.” نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین توانایی مقابله و تعامل با مشکلات با رهبری تحول آفرین رابطه معکوس و معنی داری وجود دارد و در بین ابعاد رهبری تحول آفرین بعد رفتارهای آرمانی و بعد انگیزش الهام بخش با توانایی مقابله و تعامل با مشکلات رابطه معکوس و معنی داری داشت و با سایر ابعاد بی ارتباط بود و بیشترین همبستگی معکوس با بعد انگیزش الهام بخش داشت.
کریشتون[۴۵] (۲۰۰۸) در رساله دکتری خود به مطالعه کیفی هوش معنوی در رهبران سازمانی پرداخت. نشان داد که فرایند حل مسئله افزایش خلاقیت و و نوآوری که از عوامل رهبری هستند با هوش معنوی ارتباط دارند. نتایج این پژوهش حاکی از رابطه معکوس توانایی مقابله و تعامل مشکلات با سبک رهبری تحول آفرین بود.
۵-۲-۴٫ خلاصه نتایج آزمون فرضیه چهارم
فرضیه پژوهش عبارت است از ” بین « پرداختن به سجایای اخلاقی » و سبک رهبری مدیران دانشگاه بیرجند و علومپزشکی رابطه معنا دار وجود دارد.” نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین پرداختن به سجایای اخلاقی با رهبری تحول آفرین و ابعاد آن رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد و به لحاظ شدت همبستگی رهبری تحول آفرین و بعد ترغیب ذهنی بیشترین همبستگی نسبت به سایر ابعاد با بعد پرداختن به سجایای اخلاقی دارا بودند.
۵-۲-۵٫ خلاصه نتایج آزمون فرضیه پنجم
فرضیه پژوهش عبارت است از ” بین « خودآگاهی و عشق » و سبک رهبری مدیران دانشگاه بیرجند و علومپزشکی رابطه معنا دار وجود دارد.” نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین خودآگاهی و عشق با رهبری تحول آفرین و ابعاد آن رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد به طوری که بیشترین شدت همبستگی با رهبری تحول آفرین و ویژگی های آرمانی دارد.
تحقیقات مختلفی در این زمینه انجام شده است از آن جمله، در تحقیقی که جعفری و مرادی (۱۳۸۳) در رابطه با هوش عاطفی و رهبری تحولآفرین انجام دادند به این نتیجه رسیدند که سه متغیر هوش عاطفی (همدلی، خود آگاهی و انگیزش) در ایجاد رهبری تحول آفرین مؤثر هستند. عابدی جعفری و همکاران (۱۳۸۴) در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه هوش عاطفی با سبک رهبری تحولآفرین به این نتیجه رسیدند که از میان عناصر پنج گانه هوش عاطفی سه مؤلفه ی همدلی، خوداگاهی و انگیزش قادر به توضیح ۷۸ درصد تغییرات در رهبری تحولآفرین هستند. در حالی که نتایج این پژوهش نشان دهنده ارتباط مثبت خود آگاهی و عشق با سبک رهبری تحول آفرین است.
۵-۳٫ یافته های جانبی
۵-۳-۱٫ بررسی سطح هوش معنوی و ابعاد آن
نتایج این پژوهش با توجه به آزمون t نشان داد، هوش معنوی و بعدهای تفکر کلی و اعتقادی، سجایای اخلاقی و خود آگاهی و عشق اساتید از سطح متوسط بالاتر میباشند، به عبارتی در سطح مطلوب هستند. ولی بعد توانایی مقابله با مشکلات در سطح متوسط پایین تر (سطح نامطلوب) میباشد.
-
- Barling ↑
-
- Doherty ↑
-
- Borens ↑
-
- Brayman ↑
-
- Storey ↑
-
- Bass ↑
-
- Graham ↑
-
- Amram ↑
-
- Everard ↑
-
- Hundu ↑
-
- Burek ↑
-
- Belanchard ↑
-
- Katel ↑
-
- Fidler and Shemerz ↑
-
- Burns ↑