اشکال تصمیم گیری خانوادگی کلیشه ای کاهش می یابدمسئولیت های روابط آمیختهحقوق روابط متمایزفرزندان تصمیمات بیشتری را به طور آزادانه می گیرندتنهایی ( جدایی)تعلق
می توان مشاهده کرد که امروزه فرزندان نه تنها مشاهده گرانی منفعل هستند بلکه جایگاهی قابل ملاحظه در خانواده دارند و تأثیری مهم بر تصمیمات خربد والدین میگذارند ( علی و باترا[۱۲۶] ۲۰۱۱ ). در خانواده های جدید ، فرزندان با تصمیم گیری در سنین کمتر مواجه میشوند ، مسئولیت ها و نقش های بزرگتری را در خرید خانواده میپذیرند . بر اساس تحقیق ویملا سیری[۱۲۷](۲۰۰۴ ) ، افزایش تأثیر فرزندان بر تصمیمات خرید والدین ، بیشتر در کشور های توسعه یافته ، میتواند به دلایل گوناگون باشد: یک اینکه افزایش در تعداد زوج های شاغل که منجر به ورود سریع فرزندان به جامعه می شود ( همان طور که در جدول فلاری نیز دیده شد) و بنابرین افزایش تأثیر فرزندان بر والدین ؛ دوم اینکه تغییر در ساختار خانواده از خانواده های مشترک به خانواده های هسته ای که فرزندان را قادر میسازد بر تصمیمات خرید والدین اثر گذار باشند ؛ سوم اینکه تعداد کمتر فرزندان به ازای هر خانواده ، منجر به افزایش در قدرت خرید هر یک می شود؛ چهارم اینکه در معرض قرار گرفتن رسانه ها به طور مکر، منجر به اجتماعی شدن فرزندان می شود که در عوض منجر به تأثیر فرزندان بر تصمیمات خرید والدین می شود و… (علی و باترا ۲۰۱۱ ). اخیراًً یک تحقیق نشان داد که تأثیر فرزندان کاملاً ورای آن چیزی است که به طور سنتی ما فکر میکنیم شامل حوزه هایی میگردد که فرزند ابتدائاً مصرف کننده ی آن محصولات است (فلاری ۲۰۰۶ ) . بیشتر مطالعات نشان دادهاند که فرزندان ، تأثیر بیشتری بر تصمیمات خرید برای محصولات مرتبط با خودشان مثل اسباب بازی (کار و سینگ ۲۰۰۶، برنز و هریسون [۱۲۸]۱۹۸۵) ، غلات (بلچ و همکاران ۱۹۸۵ ، کار و سینگ ۲۰۰۶ ) میان وعده (آهوجا و استیونسون[۱۲۹] ۱۹۹۳ ) و لباس خود (فوکسمن و تانسوهاج۱۹۸۸ ) اعمال میکنند زیرا به خود آن ها مربوط است (رمزی ، اوگدن و زکریا ۲۰۱۲، فوکسمن تانسوهاج و همکاران ۱۹۸۹، مانگلبرگ ۱۹۹۰ ، بیتی و تالپید ۱۹۹۴، رودر جان ۱۹۹۹ ).در عوض انتظار می رود که فرزندان بر محصولاتی که گرانتر هستند ، تأثیر کمتری داشته باشند زیرا والدین می خواهند این تصمیمات را بدون ملاحظه ی تمایل فرزندان بگیرند؛ در نتیجه تأثیر فرزندان در محصولات با دوام که معمولاً گرانتر هستند کم است (بلچ ، بلچ و همکاران ۱۹۸۵ ، اسپرو و پاپر و همکاران[۱۳۰] ۱۹۸۷ ، سوئین یارد و سیم ۱۹۸۷، فوکسمن و تانسو هاج ۱۹۸۹ ، مانگلبرگ ۱۹۹۰ ، مارتنسن و گرانهلت ۲۰۰۸ ).اما این یافته مغایر بایافتههایی است که میگوید فرزندان در بسیاری از محصولات حتی در محصولات بادوام گرانتر تأثیر میگذارند (رمزی ، اوگدن و زکریا ۲۰۱۲ ، جنکینز ۱۹۷۹ ، درما و کاپور [۱۳۱]۲۰۰۳ ، بوسمن [۱۳۲]۲۰۰۶ ) . روی [۱۳۳]( ۲۰۰۴) دریافتند که فرزندان تأثیر زیادی بر حوزه های غیر سنتی نظیر دکور منزل ، اتوموبیل و لوازم الکترونیکی منزل دارند(فلاری ۲۰۰۶) . در مطالعه ی نیکلودئون [۱۳۴]، ۹ تا از ۱۰ والدینی که بررسی شدند ،گفتند که ترجیحات برند فرزندانشان را برای محصولات فنی ، وزن چشمگیری در تصمیم گیری دارد.به علاوه والدین در مطالعه ی او اذعان داشتند که ، به نظر میرسد فرزندان در حوزه هایی نسبت به والدینشان دانش بیشتری دارند. کوپر [۱۳۵](۱۹۹۹) بیان کرد که در ۴۳% از خرید های والدین ، درخواست از طرف فرزندان بوده است .رودر جان (۱۹۹۹) بیان میدارد که حتی اگر تأثیر فرزندان به طور مستقیم و با درخواست مستقیم نباشد ، آن ها به طور غیر مستقیم و به شیوه ای منفعل با نشان دادن آن چه دوست دارند و آن چه دوست ندارند ، بر فرایند تصمیم گیری اثر میگذارند. لیندستروم بحث میکند که تأثیر غیر مستقیم فرزندان نیز بسیار مهم است زیرا والدین اگر بداننند که فرزند آن ها X را به Y ترجیح میدهد ، آن را در تصمیمات خود لحاظ میکند (گرام ۲۰۰۵ ). تحقیقات نشان میدهد که فرزندان به طور فزاینده ای توسط عوامل بیرون از خانواده ، اجتماعی میشوند. درصد فرزندانی که والدین آن ها هردو بیرون از منزل کار میکنند در حال افزایش است و بنابرین درصد قابل توجهی از زمان خود را تنها یا بیرون از خانه سپری میکنند و با محیط تکنولوژیک بی مانندی روبرو هستند و از کامپیوتر ، اینترنت ، تلویزیون و … استفاده میکنند . در حقیقت سرعت زیاد تغییر تکنولوژی و توسعه ی آموزشی، فرزندان را با دانش تر از والدینشان کردهاست( فلاری ۲۰۰۶) . در نتیجه فرزندان نه تنها درونداد بیشتری دارند ، بلکه دروندادشان توسط ارتباط منحصر بفرد به عوامل اجتماعی بیرونی شکل گرفته است .
البته باید اظهار کرد که اثر فرزندان میتواند شامل اثرات احساسی مستقیم یا غیر مستقیم بر تصمیمات خرید والدین دارند . اثر نق زدن که فرزندان به والدینشان نشان میدهند ، روز به روز در حال رشد است و این افزایش ، در سیستم خانواده ی کوچک آن ها ،آن ها را در مرکز اهمیت باقی میگذارد( علی و باترا ۲۰۱۱) .
یک تحقیق کانادایی در سال ۱۹۹۹ توسط لابریک و ریچارد انجام شد که کودکان ۹ تا ۱۲ سال را به همراه یکی از والدینشان را درمورد درک از سطح تأثیر فرزند در زمینه ی شام خوردن بیرون از خانه بررسی کرد. آن ها نتیجه گرفتند که فرزندان حتماً سطحی قابل توجه از تأثیر را بر تصمیم گیری در زمینه ی اهداف کل خانواده اعمال میکند (روبین ۲۰۱۰) البته علی و باترا در مرور ادبیات خود ( ۲۰۱۱ ) بیان میکنند که فرزندان علاوه بر محصولات مرتبط با خود که در بالا ذکر شد ، برای اعمال تأثیر بر خانواده که مربوط به محصواتی نظیر تعطیلات (آهوجا و استیونسون ۱۹۸۳ ، بلچ و همکاران ۱۹۸۵ ، کار و سینگ ۲۰۰۶ ) ؛ تصمیمات بیرون غذا خوردن خانواده ( فیلیارترات و ریچی ۱۹۸۰ ، کار و سینگ ۲۰۰۶) ؛ سینما ( دارلی و لیم ۱۹۸۶ ) عملگرایانه بوده است .
لکمن و لاناس [۱۳۶](۱۹۹۳) دریافتند که هر چه تصمیم اثر مستقیم تری بر فرزند داشته باشد ،به نظر میرسد که تأثیر بیشتری داشته باشند . در حالی که فلاری و برنز (۲۰۰۵ ) نتیجه گرفتند که هرچه یک فرزند ترجیح و علاقه ی بیشتری به یک محصول خاص داشته باشد ، فرزند اعتقاد دارد که در فرایند تصمیم گیری تأثیر گذار تر است . البته بیان شده که فرزندان اقتدار کمتر و تأثیر کمتری بر محصولاتی دارند که مربوط به خانواده می شود و نیازمند منابع مالی بیشتر است ( علی و باترا ۲۰۱۱ ، مانگلبرگ ۱۹۹۰ ).
علی و باترا(۲۰۱۱) بیان میکنند که میزان اثری که توسط فرزندان اعمال می شود ، با توجه به نوع محصول، مرحله ی تصمیم گیری ، خانواده ،فرزندان ، ویژگی های جمعیت شناختی ، والدین و … متفاوت است . زمینه ی فرهنگی نیز نقش مهمی در مشارکتی که فرزند میکند ، ایفا میکند.
بری و پولای [۱۳۷](۱۹۶۸ ) و کار وسینگ (۲۰۰۶) زوج مادر و فرزند را در خرید محصولات مربوط به غلات صبحانه مطالعه کردند و دریافتند که در اغلب محصولات ، والدین واسط خرید برای فرزندان هستند . در چنین شرایطی ، تأثیر فرزندان بر تصمیمات خرید توسط دو عامل هدایت می شود :
-
- جسارت و اعتماد بنفس فرزند