امروزه در کشورهای مختلف الگوهای متفاوتی برای حمایت از کودکان بزه دیده طراحی شده است که اغلب آن ها بر برنامه های آموزشی و درمانی متمرکز شده اند. در ادامه این قسمت برآنیم که بخشی از فرایند مددکاری را در رابطه با توانمندسازی کودکان بزه دیده کودک آزاری، با تأکید بر دو مؤلفه آموزش و درمان، به طور خلاصه تشریح نماییم.
گفتار اول: آموزش
یکی از مؤلفه هایی که بر نگرش و رفتار والدین و کودک بزه دیده کودک آزاری تأثیرگذار بوده و اقدامی اساسی در جهت پیشگیری از کودک آزاری مجدد کودک محسوب می شود، آموزش مسائل مورد نیاز به آن ها است. در این قسمت به برخی از آموزش های مورد نیاز کودک و والدین خواهیم پرداخت.
بند اول: آموزش مهارت های زندگی
یکی از مؤثرترین خدماتی که سازمان بهزیستی می توانند به کودک بزه دیده و خانواده وی ارائه نمایند، آموزش مهارت های زندگی به آن ها است. همه انسانها در زندگی خود با سختی و چالشهایی روبهرو میشوند؛ با این حال هر کس به شیوه خاص خود به این مسائل پاسخ میدهد. در حالی که برخی افراد در مقابله با مشکلات خود را میبازند، خویش را عاجز از حل آن میبینند و با افکار و گفتار خود به آن دامن میزنند، برخی دیگر از افراد میکوشند با ارزیابی درست و منطقی موقعیت و توانایی خود، با مشکلات مقابله کنند. نکته مهم این است که مهارت های مقابله با مشکلات قابل فراگیری هستند و میتوان با صرف وقت و تلاش آن ها را به خزانه مقابلهای خود افزود. آموزش مهارت های زندگی، مهارت های مقابلهای مؤثر را به کودک بزه دیده و خانواده وی میآموزد و به آن ها کمک می کند تا کنترل بیشتری بر زندگی خود داشته باشند. مهارت حل مسأله، مهارت خودآرام سازی، مهارت حفظ کنترل درونی، استفاده از شوخ طبعی، ورزش کردن، مهارت های کنترل استرس و عصبانیت، برخی از مواردی هستند که توسط مددکاران آموزش داده میشوند(ال کلینکه:۱۳۸۸، ۹).
بند دوم: آموزش شیوه های تربیت و کنترل کودک
آموزش روشهای صحیح تربیت و کنترل کودک از برنامه هایی است که والدین کودک بزه دیده کودک آزاری، به آن نیاز مبرم دارند، زیرا بسیاری از سوءرفتارها و غفلتهای والدین نسبت به کودک ناشی از ناآگاهی آن ها از شیوه های برخورد صحیح با کودک است. در این نوع آموزشها سازمان بهزیستی می کوشد، والدین را با نیازها و ویژگیهای کودک خود آشنا کند و سپس شیوه های صحیح پاسخگویی به نیازها و کنار آمدن با ویژگیهای کودک را به آن ها بیاموزد. طی این دوره های آموزشی والدین میآموزند که چهطور، بدون اعمال خشونت، کودکان خود را کنترل کنند، رفتار صحیح را به آن ها بیاموزند و یا عادت ناپسندی را در او از بین ببرند. توانمندی در تشخیص و حل مشکلات کودکان از دیگر محورهای این آموزشهاست. شناخت علائم و نشانه های مشکلات، والدین را قادر میسازد تا به موقع و با شیوه های منطقی آن ها را برطرف کنند(خورشیدی:۱۳۸۵، ۶۶).
والدین میآموزند که به جای اینکه شخصیت کودکان خود را زیر سوال برده و آن ها را سرزنش کنند به دنبال شناسایی دقیق مشکل و یافتن راه حلهای مناسب برای آن باشند. آموزش تکنیکهای مهرورزی (نظیر تأیید کردن، تشویقکردن، ابراز کلمات دوستانه و … ) نیز می تواند از دیگر مؤلفه های آموزش باشد. آموزشها می تواند با توجه به نوع مشکلات کودک و والدین، متفاوت باشد. برای مثال والدینی که کودکی با اختلالات رفتاری دارند، باید به طور اختصاصی با ویژگیهای آن اختلال و نحوه صحیح رفتار با کودک مبتلا آشنا شوند. آموزش مهارت های تربیت و کنترل کودک می تواند بر شناخت والدین از کودک تأثیرگذار بوده نگرش آن ها را نسبت به شیوه های تربیتی تغییر دهد. اگر تا پیش از این خشونت، کتکزدن و یا بیتوجهی را تنها راه تربیت کودک خود میدانستند به اشتباه خود پی میبرند و درصدد یافتن راههای جدید برای تربیت و کنترل کودک خود بر میآیند(خورشیدی :۱۳۸۵، ۶۷).
گفتار دوم: رواندرمانی
در دنیای امروز، از فنون و شیوه های نوینی برای تشخیص و درمان انواع امراض روحی و روانی افراد استفاده می شود. یکی از این شیوه ها رواندرمانی است که در سده اخیر بسیار مورد توجه دست اندرکاران قرار گرفته و گرایشهای تازهای در آن ظهور یافته است. رواندرمانی، به هر نوع فرایند باز آموزی اطلاق می شود که هدف آن کمک به فرد رنجور، با بهره گرفتن از روشهای اساساً روانی است. در فرایند رواندرمانی، درمانگر با شناخت عواطف، احساسات و تفکرات منفی بیمار، تکنیکهایی را برای افزایش سلامت او و یا اصلاح روابطش با دیگران( مثلاً در چهارچوب خانواده) به کار میبرد. روانپزشکان، روانشناسان، مددکاران اجتماعی،پرستاران روانی و… متخصصینی هستند که در راستای انجام وظایف خود، شیوه های مختلف رواندرمانی را مورد استفاده قرار می دهند. امروزه شیوه های متنوعی از رواندرمانی در کشورهای مختلف جهان به کار میرود. در این میان هنر درمانی، بازیدرمانی و خانوادهدرمانی از کارآمدترین روشهای رواندرمانی هستند که به درمان آشفتگیهای روانی افراد کمک میکنند(زاهدی:۱۳۸۷، ۹۸).
بند اول: هنردرمانی
یکی از شاخه های روان درمانی که معمولاً در درمان کودکان بزه دیده کودک آزاری مؤثر است، رواندرمانی هنری یا هنردرمانی است. منظور از هنردرمانی، درمان و شفابخشی آشفتگیهای روانی از طریق واسطههای هنری است(مجله کودک:۱۳۸۵، ۵۳).
برخلاف هنر که به منظور خلق آثار هنری انجام می شود، تمرکز هنردرمانی بر فرایند خلق یک اثر هنری، متمرکز است و فعالیت های به کار گرفته شده برای درمان بر خلق اثر هنری و نتایج آن ترجیح داده می شود(علی وردی:۱۳۹۲، ۵۰).
از آنجا که هنردرمانی غالباً زبانی غیر از الفاظ دارد، معمولاً در مواردی استفاده می شود که بیماران نمی توانند به راحتی درباره حالات و احساسات پیچیده خود سخن بگویند و گفتگو در رابطه با بیمها و امیدها برایشان دشوار است. خلق یک اثر هنری فرصت بیان افکار و احساسات دردناک و آزاردهنده را برای کودک بزه دیده کودک آزاری فراهم میآورد و به درمانگر کمک می کند که با تحلیل و بررسی آثارهنری کودک، به مشکلات روانی وی پی برده و زمینه درمان آن را فراهم نماید. علاوه بر این هنردرمانی سبب می شود که کودک با آفرینش یک اثر هنری به خود متکی شود و احساس مفید بودن در او ایجاد شود. کودک با بهره گرفتن از این شیوه، استعدادهای خویش را شناخته و در آینده در صحنه زندگی اجتماعی و خانوادگی نقشآفرین شده و افسرده و منزوی نخواهد شد(مجله کودک:۱۳۸۵، ۵۳).