۲-۳-۲- ریسک تورمی
ریسک تورم، ریسک کاهش ارزش اصل و فرع سرمایه، به دلیل کاهش قدرت خرید پول میباشد. تورم، میتواند بازده واقعی سهام عادی را کاهش دهد. نرخ تورم بالا، باعث می شود که قدرت خرید پول کاهش یابد و در نتیجه سرمایهگذار با دریافت اصل و فرع سرمایه خود، کالاها و خدمات کمتری بخرد. اگر بعد از خرید اوراق بهادار نرخ تورم افزایش یابد، نرخ بهره در بازار نیز افزایش خواهد یافت و افزایش نرخ بهره بازار، موجب کاهش ارزش و قیمت اوراق بهاداری خواهد شد که قبلا منتشر شده اند. با خرید اوراق بهادار با درامد ثابت، سرمایهگذار مشمول ریسک تورم خواهد شد. با خریدن سهام عادی می توان در برابر ریسک تورم، برای خود مصونیت ایجاد کرد. زیرا با افزایش سطح عمومی قیمتها، انتظار میرود که سود شرکت ها نیز افزایش یابد. البته بین افزایش قیمت سهام عادی شرکت ها و شاخص عمومی قیمتها، همبستگی کاملی وجود ندارد(راعی و پویان فر، ۱۳۸۹).
۲-۳-۳- ریسک تجاری
ریسکهای تجاری، ریسکهایی هستند که یک بنگاه کاملاً به آن ها واقف است و از آن ها برای ایجاد مزیت رقابتی و ایجاد ارزش برای سهامداران استفاده میکند. این ریسکها به بازار محصولات و خدماتی که بنگاه در آن ها فعالیت میکند بستگی دارد و شامل نوآوریهای تکنولوژیکی، طراحی خدمات و محصولات و بازاریابی آن ها میشود(رادپور و همکاران، ۱۳۸۸).
ریسک ناشی از انجام تجارت و کسب و کار در یک صنعت خاص یا یک محیط خاص را ریسک تجاری میگویند. به عبارت دیگر ریسک تجاری را در ناتوانی یک شرکت در پایداری صحنه رقابت، یا در حفظ نرخ رشد و یا ثبات میزان سوددهی در کوتاه مدت یا بلند مدت میتوان تعریف کرد. در چنین حالتی میزان سود تقسیمی شرکت کاهش مییابد و این کار بر بازدهی و تغییر پذیری بازدهی سالانه آثار نامطلوبی میگذارد(تهرانی و پیمانی، ۱۳۸۷).
ریسکهای مالی نیز در حیطه ریسکهای تجاری قرار میگیرند که به طور مستقیم بر سودآوری شرکتها اثر میگذارند و میتوانند حتی شرکتی را از پای درآورند، تغییرات قیمت مالی باعث بروز ریسکهای مالی میگردد(راعی و سعیدی،۱۳۹۱).
۲-۳-۴- ریسک نقدینگی
این ریسک بیانگر آن است که بانک برای پرداخت مطالبات در زمان سررسید سپردهگذاران و وام گیرندگان خود، از منابع نقدی یا دارایی قابل فروش کوتاه مدت کافی بهره مند نباشد، این ریسک از سه عامل عدم توانایی اجرای تعهدات مالی کوتاهمدت، عدم توانایی تأمین منابع مالی کوتاهمدت با هزینه های مقرون به صرفه ناشی است(سروش و صادقی، ۱۳۸۶).
ریسک نقد شوندگی را نمیتوان همانند ریسک مالی یا ریسک تجاری محاسبه کرد. اصولاً سرمایهگذاران، نقد شوندگی را از این دیدگاه مورد توجه قرار میدهند، که بتوانند یک دارایی را سریعاً بخرند یا بفروشند، بدون آنکه قیمت آن دستخوش تغییرات شدید شود، و از همین دیدگاه است که گفته میشود دارایی مذبور دارای قدرت نقدشوندگی بالایی است. هر قدر خرید و فروش یک دارایی سریعتر انجام شود، ریسک نقدشوندگی کمتر میشود. اوراق و اسناد خزانه (در آمریکا) به ویژه اوراق خزانه ۳۰ تا ۹۰ روزه، ریسک نقدشوندگی ندارند. زیرا سرمایهگذاران میتوانند به سرعت و بدون کاهش قیمت این اوراق را بخرند یا بفروشند. نقطه مخالف این وضعیت، وقتی است که یک نفر بخواهد در سهام شرکتهای کوچک، سرمایهگذاری کند که برای خرید یا فروش آن ها باید چند روز یا چند هفته منتظر بماند و در مواردی هم باید قیمت پیشنهادی فروش را کمتر نماید(فبوزی و فری، ۱۳۷۶).
۲-۳-۵- ریسک کشور
ریسکهای کشوری عبارتند از خسارتهای مالی بالقوه ناشی از رویدادهای سیاسی و اقتصادی کشور همچنین ریسکهای بینالمللی ریسکهایی هستند که بر اثر اتفاقات و رویدادهای بینالمللی به وقوع میپیوندند.
۲-۴- انواع ریسک
تا اینجا در خصوص ریسک کلی داراییها، که عامل مهمی در تجزیه و تحلیل سرمایهگذاری است صحبت کردیم. آن دسته از ریسکهایی که ماهیتاً وجود دارند از قبیل ریسک بازار یا ریسک نوسان نرخ بهره و آن دسته از ریسکهایی که برای اوراق خاصی وجود دارد از قبیل ریسک مالی و ریسک تجاری. در ادامه به این دو نوع ریسک پرداخته شده است.
۲-۴-۱- ریسک سیستماتیک[۱۳]
ریسک سیستماتیک به عنوان ریسک بازار شناخته می شود و ناشی از تغییرات شاخصهای کلان اقتصادی، سیاسی و غیره میباشد و بر خلاف ریسک سیستماتیک، به وسیله تنوع ایجاد کردن در پرتفوی داراییها میتوان این ریسک را تا حدی پوشش داد که به همین دلیل به آن ریسک تنوع بخشی نیز گفته می شود، نام دیگر این ریسک، ریسک غیربازاری است که همان طور که اشاره شد قابل گریز میباشد چرا که ناشی از شرایط داخلی شرکتها و متغیرهای داخلی تأثیرگذار بر سهام از جمله نوآوری ها، محصولات جدید، تصمیمات استراتژیک، ریسک مالی و غیره میباشد(گالاگدرا[۱۴]، ۲۰۰۷).
این ریسک مربوط به بازار سرمایه و شرایط آن است و برای هر دارایی متفاوت است و به علت اینکه این ریسک تابعی از شرایط بازار است، عملاً قابل تغییر نیست. به معیار ریسک سیستماتیک بتا میگویند. تغییر پذیری در بازده کلی اوراق بهادار، مستقیماً به تغییرات بازار یا اقتصاد بستگی دارد که به آن ریسک سیستماتیک یا ریسک بازار گفته می شود. به طور معمول تمامی اوراق بهادار (اعم از اوراق قرضه و سهام عادی) تا حدودی از ریسک سیستماتیک برخوردارند، چرا که ریسک سیستماتیک دربرگیرندهی ریسک های تورم، بازار و نرخ بهره است(تهرانی و نوربخش ۱۳۸۴).
۲-۴-۲- ریسک غیر سیستماتیک[۱۵]
علاوه بر ریسک سیستماتیک، هر دارایی خاص ریسکی دارد که به بازار و شرایط آن بستگی ندارد و تنها به ویژگیهای خاص آن دارایی بستگی دارد و به آن ریسک غیر سیستماتیک میگویند(تهرانی و نوربخش ۱۳۸۴).
این ریسک معمولاً کم اهمیت در نظر گرفته میشود. چرا که با تنوع بخشی[۱۶] دارایی قابل حذف است. این نوع ریسک به عواملی همچون ریسک تجاری، مالی و ریسک نقدینگی بستگی دارد. اگرچه کلیه اوراق بهادار تا حدی از ریسک غیر سیستماتیک برخوردار هستند ولی سهام عادی بیشتر با این نوع ریسک مرتبط است. که همان طور که گفته شد این نوع ریسک را میتوان با ایجاد پرتفولیو کاهش داد. نوع دوم ریسک در مدل CAPM[17]، ریسک غیر سیستماتیک میباشد و همان طور که بیان شد جزئی از ریسک سبد دارایی میباشد و بر خلاف ریسک سیستماتیک، از طریق ایجاد تنوع میتوان آن را تا حد زیادی کاهش داد. و اما مفروضات مدل CAPM عبارتند از:
-
- تابع مطلوبیت سرمایهگذار نرمال یا از درجه ۲ [۱۸] میباشد.
-
- تمام ریسکهایی که با متنوع کردن سبد سرمایهگذاری قابل کنترل هستند، حذف شده است.
- کل بازار و دارایی بدون ریسک نشان دهنده هزینه فرصت خرید سهام مربوطه میباشد.
جهت محاسبه کردن ریسک سیستماتیک از رگرسیون خطی استفاده میشود:
(۲-۱)
(۲-۲)
(۲-۳)
(۲-۴)
(۲-۵)
(۲-۶)
(۲-۷)
از جمله انتقاداتی که به مدلCAPM وارد میکنند به شرح زیر است: