آموزش های کاربردی برای مهارت بیشتر ...

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود فایل ها با موضوع شناسایی محدودیت های گردشگران خارجی ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

آمارهای جهانی حاکی از آن است که اولین شرط جذب درآمد حاصل از گردشگری در اقتصاد یک کشور، امنیت آن کشور است. این امنیت را نمی­ توان در دو بعد سیاسی و اجتماعی پی­جویی کرد. جنگ، درگیری با همسایگان، ناآرامی­های خشن حاصل از رقابت­های سیاسی و آدم­کشی، ناآرامی­های سیاسی حاصل از برخوردهای فردی، اغتشاش­های ناشی از اعتصاب نیروی کار، هرج و مرج حاصل از بی­التزامی شهروندان به رعایت قوانین و مقررات، بی­نظمی دستگاه­های خدماتی، دولتی و … طیف گسترده فقدان امنیت کافی برای توسعه گردشگری را تشکیل می­ دهند .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

عدم وجود استانداردهای کیفی، علاوه بر عدم وجود کارگزارانی که قادر به تکلم به یک زبان بین ­المللی دیگر سوای زبان ملی باشند، موانع بزرگ توفیق کشور در رقابت، محسوب می­شوند. بایستی اذعان نمود که اهمیت کیفیت و لزوم توجه به کارکردهای آن نزد مسئولان امور گردشگری ایران و سایر سازمان­های گردشگری شبه­دولتی/ خصوصی شناخته شده نیست و توجه کافی به این مهم نمی­ شود .
از دیگر عوامل مهم در عدم کیفیت خدمات ارائه شده در ایران، عدم آشنایی عمیق با مفاهیم خدماتی، پایین بودن سطح دانش و مهارت­ های فردی در مراکز اراده­دهنده خدمات به گردشگری می­باشد .
منظور از تأسیسات گردشگری، مجموعه امکاناتی هستند که از هنگام ورود یک گردشگر تا زمان خروج وی از کشور توسط بخش خصوصی، دولتی و عمومی به ارائه خدمات اقامتی و پذیرایی به وی می­پردازند. تأسیسات گردشگری شامل هتل­ها، مهمانسراهای گردشگری، متل­ها، مسافرخانه­ها، مهمانپذیرها، زائرسراها، دهکده­های ساحلی و… می­باشد و منظور از تسهیلات گردشگری، مجموعه فعالیت­ها و اقداماتی است که از هنگام ورود یک گردشگر تا زمان خروج وی از کشور توسط کلیه سازمان­ها، شرکت­ها و مؤسسات عمومی دولتی و خصوصی جهت سهولت بخشیدن به سفر وی صورت می­پذیرد. تسهیلات گردشگری شامل تسهیلات ورزشی، تسهیلات فرهنگی ـ تفریحی، تسهیلات میزبانی، تسهیلات خرید، تسهیلات و خدمات اداری از جمله آژانس­ها و دفاتر خدمات مسافرتی و گردشگری، نیروی انتظامی، پست، گمرک، بانک، تسهیلات پذیرایی بین راهی، تسهیلات برگزاری سمینارها و همایش­ها و… می­باشند .
نارسایی­های موجود در روابط انسانی تأسیسات اقامتی و پذیرایی، عمدتاً ناشی از بی­کفایتی مدیران و کارکنان است. عدم کارایی و اثربخشی و در نتیجه بهره­وری پایین مدیران تأسیسات اقامتی و پذیرایی را باید در اغلب موارد ناشی از عدم تمایل سرمایه ­گذاران ایرانی به استفاده از افراد متخصص و تحصیل­کرده جهت اداره هتل نسبت داد. مالکین هتل­ها ترجیح می­ دهند که یا خود رأساً به اداره هتل بپردازند و یا یکی از اعضای خانوده خود را به مدیریت هتل بگمارند. این نقیصه با توجه به تفاوت مالکیت و مدیریت برای سرمایه ­گذاران و اعطای تسهیلات بانکی با شرایط بسیار سهل به هتلداران حرفه­ای جوان تا حدودی برطرف می­گردد. در بعضی موارد نارسایی مدیریت از عدم سودآوری کافی ناشی می­ شود. این موارد عمدتآً به واسطه کوتاهی فصل رونق تأسیسات اقامتی که نرخ اشغال پایین را به همراه می ­آورد و یا عدم هماهنگی بین مراجع تأسیسات اقامتی و ظرفیت پذیرش رخ می­دهد .
از جهت نیروی انسانی به استناد استانداردهای بین ­المللی باید بیشترین سهم کارکنان در بخش­های رستوران، آشپزخانه، خانه­داری و لباسشویی که به طور مستقیم به ارائه خدمات اقامتی و پذیرایی میهمانان می­پردازند، متمرکز شود. لیکن در ایران انباشت نیروی انسانی در بخش­های مدیریتی، مالی و اداری که خدمات مستقیم ارائه نمی­دهند، جمع شده است، شایسته تأمل است. ضرورت تغییر سریع، منظم و کارامد در توزیع نسبی کارکنان تأسیسات اقامتی را مطابق با استانداردهای بین ­المللی مطلوب نمایان می­سازد. بی­لیاقتی کارکنان و آموزش ناقص و ضعیف پرسنل اقامتی و پذیرایی در همه جا، حتی در هتل­های پنج ستاره، نیز به چشم می­خورد. این موضوع به ویژه در هتل­های جدید و درجه متوسط (۲، ۳ و ۴ ستاره) بیشتر مشهود است. با توجه به فاصله زیاد بین سطوح تحصیلی کارکنان تأسیسات اقامتی بر حسب استانداردهای بین ­المللی و سطوح تحصیلی کارکنان تأسیسات اقامتی ایران ضرورت آموزش­های تخصصی و نیمه­تخصصی و تعلیم کارکنان ماهر و نیمه­ماهر مورد نیاز تأسیسات اقامتی، بیش از پیش نمایان می­ شود. هتل­های آموزشی یکی از ملزومات اساسی توسعه گردشگری هستند که چگونگی ارائه خدمات مطلوب به گردشگران را به صورت عملی آموزش می­ دهند. در حالی که در ایران تنها بخشی از هتل اوین (تهران) به آموزش اختصاص داده شده است و هیچ مرکز دیگری برای آموزش عملی خدمات گردشگری وجود ندارد .
به طور کلی، قوانین و مقررات گمرکی به گونه ­ای است که گردشگران به هنگام ورود و خروج ناگزیرند تا با مأموران گمرک روبرو شده و مراحل و تشریفات گمرکی را انجام دهند. نحوه رفتار مأموران گمرک تأثیر مستقیمی بر جذب یا طرد گردشگران دارد. فراهم نبودن امکانات و تسهیلات سهل و آسان در زمینه ورود و خروج اتباع خارجی در ایران، چالشی جدی به شمار می ­آید .
برای گردشگران پس از انتخاب مقصد، اولین گام در تمهید سفر، تهیه ویزا است. تا مدتی پیش برای اخذ روادید ورود به ایران، مراحل متعددی در برابر گردشگران قرار داشت که از تسلیم تقاضا به وزارت امور خارجه تا دریافت پاسخ نهایی در حدود یک ماه و در مواردی بیشتر به طول می­انجامید. در حالی که، بر طبق قانون ورود اتباع خارجی مصوب ۱۳۱۰، اسامی اشخاص ممنوع­الورود باید در دفاتر کنسولی خارج از کشور موجود باشد و در مورد سایرین، تقاضای دریافت روادید باید فوراً پاسخ داده شود .
نقش بانک­ها و مؤسسات اعتباری علاوه بر نقش غیرمستقیمی که در هتل­سازی و ایجاد فضاهای مطلوب گردشگری دارند، ارائه خدمات نوین بانکی است. معمولآً یکی از مهمترین نیازهای گردشگران استفاده از ابزار جدید الکترونیکی نقل و انتقال و تبدیل پول، یعنی کارت­های هوشمند، است. این عامل و فراهم­سازی آن در سیستم بانکی می ­تواند نقش بسیار مهمی در جذب گردشگر داشته باشد .
سفر به چین، دبی، هند، ترکیه، انگلستان و… سفر دریایی به مالزی و تایلند نشان می­دهد که چرخه گردشگری در کشور ما یک­طرفه شده است. اما از دلایل آن می­توان به این موضوع اشاره نمود که، در حالی که در کشور ما بستر مناسب برای جذب گردشگر آماده نشده است، کشورهای خارجی در این زمینه آمادگی کافی داشته و هر نوع پیشنهادی را با ارائه ویزیای فوری و تخفیفات مناسب در هتل­ها و بلیط­های رفت و برگشت و… پاسخ می­ دهند. آژانس­های مسافرتی فعال در کشور در سال­های اخیر رشد زیادی داشته اند که این رشد از نظر تعداد به دور از توجیه اقتصادی است و در برخی موارد عدم وجود آموزش­های کافی باعث ضربه­پذیر شدن این بخش شده است و این مراکز را در آستانه خطر ورشکستگی قرار داده است. لذا اغلب دفاتر تلاش می­ کنند معضلات مالی خود را از طریق برگزاری تورهای خارجی ارزان­قیمت برطرف نمایند .
ایجاد بیش از یک دهه رکود و از میان رفتن بازار گردشگری ایران، باعث شد که بسیاری از افراد مجرب و متخصص در سطوح سیاست­گذاری و اجرایی ناگزیر شغل خود را تغییر دهند یا کشور را ترک نمایند .
یکی از مهمترین عوامل اشتیاق گردشگران در انتخاب یک کشور خاص برای سیر و سیاحت، پایین بودن هزینه سفر است. به گفته بعضی از دست اندر کاران صنعت گردشگری در کشور، هزینه سفر به ایران در مقایسه با کشورهای دیگر، به ویژه کشورهای همسایه، بسیار بالاست .
آن چه بیش از همه مورد توجه است شاید این مسأله باشد که حتی در عواملی که احساس می­ شود کشور ایران در حد استانداردهای بین ­المللی است، از نگاه گردشگران کره­ای محدودیت وجود دارد. مواردی مانند امنیت لازم در خیابان­ها و معابر، و رفتار عمومی مردم با گردشگران حتی جزو عواملی هستند که پاسخ ­دهندگان به پرسشنامه اقبال منفی به آن نشان داده­اند. از آنجایی که همیشه مردم ایران جزو مردنان مهمان­نواز به حساب می­آیند، می­ شود با این تصور که هنوز فرهنگ و ارتباطات بین ­المللی در ایران جایگاه خود را به درستی نیافته است، گفت که شاید در این جوامع فرصت­ها را نیز تبدیل به تهدید کرده­ایم. درست است که کمک بی­دریغ، منشی انسان دوستانه و خیرخواهانه است؛ اما هجوم مردم بر سر یک گردشگر در معابر و… قطعاً کار پسندیده­ای نیست؛ حال آن که برای کمک باشد.
عوامل اساسی­ای که از نگاه گردشگران به عنوان محدودیت شناخته شده ­اند نشان می­دهد که کشور ایران هنوز نتوانسته تصویر واقعی، نه مناسب، از خود به جهانیان ارائه دهد.
منزوی بودن کشور ایران در عرصه بین ­المللی و تحریم­ها و مسایل و مشکلات، که به علت سیاست­های ایران از طرف کشورهای جهانی اعمال شده، تصویری نامطلوب ایجاد کرده که نیاز به تغییر اساسی آن دارد. سوای تمامی مسایل مهم بین ­المللی، صنعت گردشگری ساختارهای داخلی در اغلب موارد نتوانسته­اند که به مقابله با این هجمه بپردازند.
عدم هزینه­کرد مناسب برای تبلیغات و مقابله با مخدوش­سازی چهره ایران در رصه بین ­المللی و ناگوارتر از آن، اعمال سیاست­هایی که باعث داغ شدن تنور تبلیغات منفی علیه ایران می­ شود. اظهارنظرهای غیرکارشناسانه گاه و بی­گاه افراد غیرمتخصص در مجامع عمومی و بین ­المللی با نام مردم کشور ایران، خود یکی از عوامل مخدوش­سازی و سوءاستفاده رسانه­های بین ­المللی است.
نمایندگی­ها و سفارت­ها و… کشورمان در اقصی نقاط جهان، به علت نداشتن برنامه خاص نتوانسته­اند با تبلیغات صحیح و متناسب افکار عمومی جهان را نسبت به ایران تغییر دهند. فقدان محسوس منابع تبلیغاتی نظیر بروشورها، پوسترها و کتاب­ها و … حتی در داخل ایران که به واسطه آن بتوان بعد از تغییر نگرش گردشگران خارجی از آنان به عنوان نماینده فرهنگی ایران استفاده کرد، از نقصان­های اساسی است. عدم استفاده از رسانه­های اجتماعی قوی و جهانی، نظیر فیس بوک، توییتر و … برای تبلیغات این صنعت و ضعف ساختار IT از دیگر عوامل حائز اهمیت می­باشد.
برای کشور ما تبلیغات باید دو بعد اساسی را پوشش دهد: یکی این که تبلیغات سوء رسانه­های خارجی را خنثی کند و سپس به معرفی جاذبه­ها و داشته­های خود بپردازد. جلب نظر مساعد ایرانیان خارج از کشور و استفاده از آنان به عنوان سفرای فرهنگی ایران نیز می ­تواند راه­گشا باشد.
ضعف زیرساخت­ها همواره جزو مسایل اساسی در صنعت گردشگری ایران بوده است. مسأله حائز اهمیت شاید این باشد که دولت به عنوان متولی این امر باید در صف اول قرار گیرد؛ زیرا، تنها سازمان متبوع گردشگری، نمی­تواند اقدامی در این زمینه انجام دهد. تجربه جهانی در اراتباط با مسدله جذب جهانگرد حاکی از آن است که به مناطق یا کشورهایی که فاقد امکانات رفاهی و زیرساختی هستند، گردشگر کمتری جذب می­ شود. در این راستا، کیفیت خدمات موجود در هتل­های ایران، در قیاس بین ­المللی نمی­گنجد و بسیار هزینه­بر است.
دولت، امکانات و خدمات و تسهیلات مالی مناسب، برای ایجاد تأسیسات گردشگری فراهم نمی­کند. قیمت بالای زمین و هزینه­ های سنگین واردات لوازم اساسی جهت توسعه گردشگری، خود از مسایل مهم دیگر است. ضعف در زیرساخت­های مخابراتی و اینترنتی و بخش­های حمل و نقل (چه زمینی، دریایی و یا هوایی)، بخش پایانه ­ها و فرودگاه­ها و… همگی جزو عوامل محدودیت­زا برای گردشگران خارجی محسوب می­شوند.
از آنجایی که کشور ایران رتبه چهل و یکم در میان شصت کشور شاخص میانگین مهارت زبان انگلیسی (EFEPI) قرار دارد (دانشنامه ویکی­پدیا، ۲۰۱۴)، می­توان کشور ایران را جزو کشورهای ناآشنا با زبان انگلیسی قلمداد کرد.
از جمله سایر محدودیت­های اساسی پیش روی گردشگران خارجی در ایران، می­توان به موارد زیر اشاره کرد که برداشتن گام­هایی جهت برطرف ساختن آنها بسیار مفید خواهد بود:
قوانین گمرکی دست و پا گیر و مشکلات صدور روادید
طرز برخورد نامناسب افراد شاغل در ادارات متبوع
مشکلات اساسی در خدمات بانکی و بیمه­ای
رفتارهای خارج از عرف بین ­المللی
کم­سوادی یا بی­سوادی اعلب کارگران شاغل در بخش­های مختلف گردشگری
عدم وجود زندگی شبانه، جداسازی جنسیتی و وجود مراکز تفریحی.
بر این اساس می­توان پیشنهادهای اجرایی زیر را در راستای برطرف نمودن محدودیت­های پیش روی گردشگران خارجی ارائه داد:
بهینه­سازی عملکرد سیستم حمل و نقل زمینی، هوایی و دریایی
اعطای تسهیلات و حمایت­های لازم دولت از بخش خصوصی
تدوین و اجرای قوانین شفاف، جامع و معقول
تسهیل و تسریع در صدور روادید
تأمین خدمات بانکی و بیمه­ای در حد استانداردهای بین ­المللی
تشویق و حمایت از دفاتر خدمات مسافرتی
تربیت راهنمایان تور آشنا به زبان­های خارجی و فرهنگ ملل
استفاده از افراد دارای صلاحیت علمی، اخلاقی و فرهنگی جهت تصمیم ­گیری در مورد گردشگری و استفاده از کارشناسان مجرب چه در امور هنری و تبلیغی و چه در خصوص آشنایی با فرهنگ­ها و اقوام و سلایق مختلف
اصلاح دید جامعه نسبت به گردشگران و آشناسازی آنان با جاذبه­های جهانگردی ایران از طریق رسانه­های گروهی
انجام تبلیغات گسترده در داخل و خارج از کشور
اصلاح تصویر مخدوش از امنیت کشور
ارتقای کیفیت خدمات و محصولات گردشگری
جلب همکاری و همسویی کلیه سازمان­ها
اطلاع­رسانی کافی، مناسب و فراگیر از طریق وسایل ارتباط جمعی
۶-۵ محدودیت­های پژوهش
هر پژوهش علمی با محدودیت­هایی روبرو است که در قسمت های مختلف فرایند پژوهش نمود پیدا می­ کنند. این پژوهش نیز مانند هر پژوهش علمی دیگر با محدودیت هایی رو به رو بوده است که در زیر به مهمترین آنها اشاره می­ شود:
تعدد شاخص­ های مرتبط با محدودیت­های مقصد، که به دلیل جلوگیری از طولانی شدن پرسشنامه برخی از شاخص ­ها با هم ادغام شدند.

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع مقایسه طرازهای تحولی ادراک خود ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

افزایش آگاهی سیاست گذاران آموزشی از عوامل رفتارقلدری، جهت اتخاذ روش های مقابله با رفتار قلدری در مدارس.
۱-۴-اهداف پژوهش
۱-۴-۱- هدف کلی
مقایسه طرازهای تحولی ادراک خود و عزت نفس در دانش آموزان دختر و پسر قلدر و عادی
۱-۴-۲- اهداف جزئی
مقایسه طرازهای تحولی ادراک خود در دانش آموزان پسر قلدر و عادی
مقایسه طرازهای تحولی ادراک خود در دانش آموزان دختر قلدر و عادی
مقایسه طرازهای تحولی ادراک خود در دانش آموزان دختر و پسر قلدر
مقایسه عزت نفس در دانش آموزان پسر قلدر و عادی
مقایسه عزت نفس در دانش آموزان دختر قلدر و عادی
مقایسه عزت نفس در دانش آموزان دختر و پسر قلدر
۱-۵- فرضیه های پژوهش
بین طرازهای تحولی ادراک خود دانش آموزان قلدر و عادی تفاوت وجود دارد.
بین عزت نفس دانش آموزان قلدر و عادی تفاوت وجود دارد.
۱-۶- سوالات پژوهشی
آیا بین طرازهای تحولی ادراک خود دانش آموزان پسر قلدر و عادی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین طرازهای تحولی ادراک خود دانش آموزان دختر قلدر و عادی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین طرازهای تحولی ادراک خود دانش آموزان دختر و پسر قلدر تفاوت وجود دارد؟
آیا بین عزت نفس دانش آموزان پسر قلدر و عادی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین عزت نفس دانش آموزان دختر قلدر و عادی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین عزت نفس دانش آموزان دختر و پسر قلدر تفاوت وجود دارد؟
۱-۷- متغیرهای پژوهش
۱-۷-۱- متغییر مستقل:
سطوح تحولی ادراک خود ۲) عزت نفس
۱-۷-۲- متغییر وابسته:
شاخصهای رفتار قلدری دانش آموزان
۱-۷-۳- متغییر کنترل:
در این پژوهش مقطع تحصیلی وسن به عنوان متغیر کنترل در نظر گرفته شده است تا بدین صورت تاثیر این عوامل در متغیر مستقل کنترل شود.
نمونه از بین دانش آموزان مقطع تحصیلی راهنمایی و بین سنین ۱۲-۱۵ سال انتخاب شدند.
۱-۸- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغییرهای پژوهش
۱-۸-۱- تعریف مفهومی ادراک خود: افکار و نگرش های هر فرد نسبت به خود یک نظام مفهومی را تشکیل می هد که « ادراک خود » نامیده می شود (محسنی، ۱۳۷۵).
۱-۸-۲- تعریف عملیاتی ادراک خود: نمرات بدست آمده از مصاحبه بالینی ادراک خود دیمون و هارت[۱۶] می باشد. این مصاحبه شامل هفت بخش اصلی است که چهار بخش آن به بررسی جنبه های «خود به گونه موضوع» و سه بخش آن به مطالعه ابعاد «خود به گونه فاعل » اختصاص دارد.
۱-۸-۳- تعریف مفهومی عزت نفس: عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. این حس از مجموع افکار، احساسات، عواطف و تجربیات مان در طول زندگی ناشی می شود. مجموعه هزاران برداشت، ارزیابی و تجربه ای که از خویش داریم باعث می شود که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمند بودن، و یا برعکس احساس ناخوشایند بی کفایتی داشته باشیم(کلمز، کلارک و رینولدوبین، ۱۳۷۳).
۱-۸-۴- تعریف عملیاتی عزت نفس: در پژوهش حاضر عزت نفس مفهومی است که بوسیله آزمون ۵۸ ماده ای کوپر اسمیت سنجیده می شود. که ۵۰ ماده آن ۴ خرده مقیاس عزت نفس (فردی، تحصیلی، خانوادگی و اجتماعی) را اندازه گیری می کند.
۱-۸-۵- تعریف مفهومی قلدری: قلدری عبارت است از یک فعالیت منفی و اغلب همراه با پرخاشگری و یا فعالیت هایی که توسط یک فرد یا گروهی از افراد بر علیه فرد یا افراد دیگر در یک دورهی زمانی صورت می گیرد.این امر تعدی و سوء استفاده می باشد و با توجه به یک عدم تعادل قدرت صورت می گیرد (راس و موندا[۱۷]، ۲۰۱۱).
۱-۸-۶- تعریف عملیاتی قلدری: عبارت است از نمراتی است که دانش آموزان در پرسشنامه قلدری الویوس[۱۸] بدست می آورند. علاوه برآن، قلدری در این تحقیق بر اساس نظر معلمان در خصوص میزان شاخص های قلدری دانشآموزان موررد سنجش قرار میگیرد.
۱-۸-۶-۱- شاخصهای رفتار قلدری
قلدری کلامی : مسخره کردن، صدا کردن افراد با نام و القاب زشت و نامناسب و آزار دهنده، متلک گفتن
قلدری روانی : به طور کامل نادیده گرفتن یا بیرون انداختن از گروه دوستان، محروم کردن از گروه دوستان و یا محروم کردن از اهداف، طعنه زدن به افراد از منظر جنسی و نژادی، علاقه به متمرکز کردن توجه اطرافیان به خود، شایعهپراکنی و سعی در متنفر کردن دیگران از شخص
قلدری جسمانی: ضربه زدن، لگد زدن و هل دادن ، حبس کردن در مکانهای بسته، آسیب زدن به دارایی و گرفتن پول اشخاص و مجبور کردن کسی برای انجام دادن کاری در برابر خود

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در صورتی موارد ذکر شده به عنوان رفتار قلدری شناخته میشود که:
به قصد مزاحمت و آسیب رسانی ایجاد شود.
بارها و بارها تکرار شود.
در میان افرادی صورت میگیرد که درمیانشان عدم تعادل قدرت وجود دارد.
همانطور که قبلا گفته شد سه مورد بالا است که رفتار قلدری را از رفتار پرخاشگری جدا میکند.
فصـل دوم:
ادبیـات و پیشـینه پژوهش
۲-۱- پیش درآمد
قلدری سوء استفاده از قدرت است، پدیده ای است تکراری که در آن قوی ترها به ضعیف ترها غلبه می کنند. قلدران مدرسه بچه هایی را که نمی توانند از خود دفاع کنند مکررا مورد طعنه، ناسزا، آزار، تهدید و تمسخر قرار می دهند. قلدری یک رویداد منفرد مانند مسخره کردن نمی باشد، بلکه استفاده از قدرت و نیرو روی فرد دیگر است (آلن، ۲۰۰۶).
رفتارهای قلدری با توجه به تاثیرات منفی که بر روی قربانیان و حتی ناظران آن می گذارد یک مشکل حادی در مدارس بشمار می آید که نیاز به بررسی و توجه بیشتری دارد. در این پژوهش تمرکز بیشتر بر روی علل فردی بویژه ادراک خود و عزت نفس افراد درگیر در قلدری بوده است.
در این فصل ابتدا به مباحثی در رابطه با قلدری پرداخته ایم. سپس مبانی نظری در زمینه قلدری مطرح شده و با توجه به اینکه قلدری در واقع زیرمجموعه پرخاشگری می باشد به مبانی نظری پرخاشگری نیز اشاره ای شده است. بخش دیگری از این بخش به مبانی نظری ادراک خود و عزت نفس اختصاص یافته است.در انتهای فصل نیز پیشینه تجربی پژوهش مطرح گردیده و در آن مطالعات انجام گرفته درباره ادراک خود و عزت نفس افراد درگیر در قلدری معرفی شده اند.
۲-۲- مفهوم قلدری:
قلدری شکل مفرط پرخاشگری بین همسالان است که در آن یک یا چند دانش آموز تعمدا و بطور مکرر، یک یا چند همسال آسیب پذیر خود را تهدید می کنند یا به آنها آسیب می رسانند و با انجام این کار احساس قدرت می نمایند (الویوس، ۱۹۹۳).
در تعریفی که به طور گسترده از قلدری شده است سه ویژگی برجسته در رفتار قلدری شناسایی شده است: اقدامات منفی، تکرار، و عدم توازن قدرت. در واقع قلدری یک عمل یک جانبه است. درتحقیقی که از معلمان در مورد تعاریف قلدری به عمل آمده بود، اکثر معلمان اظهار داشتند که قلدری شامل اذیت و آزار های جسمی، کلامی و طرد اجتماعی است که این از ویژگی های آسیب عمدی و عدم تعادل قدرت است (چنگ و چن و هو[۱۹]، ۲۰۱۱).

نظر دهید »
دانلود منابع پژوهشی : منابع پایان نامه با موضوع بررسی و نقد مُثُل از دیدگاه ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

با توجه به اینکه عقل واحد مشکک است.و اگر چنانچه گروهی بر حقیقت یک مطلب واقف شوند آنگاه طبیعتا می بینیم که حکم نمودن آن گروه واحد است و اگر چنانچه افرادی از آن دسته بر حقیقت مطلب واقف نباشند پیرامون یک چیز آنگاه احکام متفاوت و گوناگون می شود.
البته گروه دیگری هستند که می گویند قلمرو توانایی عقل و خرد آدمی تنها در حل مسائل تجربی است.اما این امر را الزاما باید پذیرفت که آزمایش و تجربه فقط به اموری معین و جزئی تعلق دارد.به این دلیل که هر آزمایشی در زمان و مکانی معین ، بر روی یک پدیده خاص صورت می گیرد و نتیجه آن تنها در همان مورد جزئی و خاص صادق است توضیح اینکه از مرز زمان و مکان فراتر نمی رود حتی اگر ما صدها بار چیزی را آزمایش کنیم باز هم یک نتیجه مخصوص و جزئی است و هرگز نمی تواند به صورت یک قاعده کلی بیان شود ، لذا برای اینکه بصورت یک قاعده کلی بیان شوند باید با «هر» و «هیچ» و «همیشه» بیان شوند و اینها نشانگر کلی بودن است و نه جزئی بودن.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در ادامه باید گفت آزمون های تجربی بر یک نوع استقراء ناقص استوار است که البته مفید یقین است چونکه مبتنی بر تعلیل است.اگر چه تمامی مصادیق آن مورد تجربه واقع نشده است.بنابراین کلیت و یا مفاهیم دیگر از این قبیل را فراتر از قلمروهای تجربه دانست و اینگونه مسائل را در اصول عقلانی باید تبیین و بررسی نمود ، و نه در قلمروهای تجربه ، چرا که زمان و مکان در انحصار عقل می باشد ولی عقل در انحصار زمان و مکان نیست.لذا باید گفت از یک وجهی تنها ابزاری که می تواند جهان را بشناسد به طور انحصاری عقل است.چرا که شناخت درست و حقیقی به آن شناختی گفته می شود که همراه با یقین به معنی اخص باشد.
کانت جزو آندسته افرادی است که پیرامون شناخت ماوراء طبیعت اینگونه بیان می دارد :
«نکته مهم درخصوص مفاهیم محض فاهمه این است که تعقل هیچ امری فراتر از عرصه تجربه، از طریق آنها ممکن نیست»[۳۱].
در توضیح این معنی باید اشاره کنیم که کانت یک واقیت ناشناخته را فراتر از عالم تجربه تصدیق می نماید. و از دیدگاه او انسان برای معرفت دو ابزار بیشتر ندارد ، یکی حساست و دیگری فاهمه است .و اینکه محسوس واقع شدن یک امر، همان زمانی بودن آن است. بنابرین امور نفس الامری که در قید زمان نیستند هرگز در حساسیت ممثل نمی شوند. و در ادامه فاهمه هم محال است به عالم نومن راه پیدا نماید، چونکه مفاهیم محض فاهمه همان ظروفی است که جز شهودات فراهم آمده، توسط قوه حساسیت نمی گنجد. بنابرین فاهمه قوه ای نیست که بدون وساطت حساسیت، به طور مستقل قادر به شهود باشد لذا کانت در مقایسه با فلاسفه ای همانند افلاطون که انسان را قادر به شناخت حقایق غیرمحسوسی می دانستند، شهود عقلی را برای انسان ممکن نمی داند.
اگر درست توجه شود می بینیم که عبارات کانت در آنجائیکه بیان می دارد، «ذات معقول» یا «نومن» یک حقیقتی است که انسان نمی تواند بدان دست پیدا نماید به استناد به اینکه انسان برای شناخت تنها دو ابزار دارد ، که یکی حساسیت و دیگری فاهمه است و اینگونه نتیجه گیری می نماید که حقیقتی وجود دارد اما شناخت ماهیت آن محال است.این سخن او با اندکی اختلاف ، از جهتی همان سخن سوفسطائیان(پروتاگوراس) است.چونکه او و افرادی با این دیدگاه معتقد بودند که اصولا حقیقتی وجود دارد اما آن حقیقت هرگز بدست نمی آید. و شعار او این بود که انسان معیار هر چیزی است که عبارت او چنین آمده است «انسان مقیاس همه چیزهاست ، مقیاس هستی چیزهایی که هست و مقیاس نیستی چیزهایی که نیست»[۳۲].
اما از دیدگاه فلاسفه بزرگ اسلامی ما اینها مسائلی هستند که بدانها پاسخ هایی قاطع داده شده است .به عنوان مثال ، عقل دارای مراتبی است و از دیدگاه غالب فلاسفه واحد مشکک است.طبیعتا آن نوری که شعاع یکصد متری را روشن می نماید با آن نوری که فقط یک متر را روشن می نماید اختلاف دارند.حال بگذریم از این مطلب که این اختلاف ذاتی است یا نه ، ولی هر چه هست اگر چنانچه یک شییءدر فاصله مثلا ده متری قرار گیرد طبیعتا آن شعاعی که تا فاصله یک متری را روشن می نماید هرگز نمی تواند آن شی را رویت نماید ولی آن نوری که تا فاصله یکصد متری را روشن می نماید آن شیء را رویت می نماید.ولی نفس که بالقوه است می تواند به تدریج به فعلیت برسد که از یک جهتی این نفس، قوه و فعل آن نسبی است.
ما می گوئیم که هر چیزی از تعریف ثابتی برخوردار است اگر چنانچه انسان به آن تعریف ثابت دست پیدا نماید آنگاه می توان گفت به حقیقت علمی یک مطلبی دست پیدا نموده است.افلاطون تلاش نمود و بیان داشت که مفاهیمی وجود دارند که دارای یک حقیقت عینی و خارجی اند که دچار تغییر و تبدیل نمی شوند و جوهر های اصیل و جاودانه ای هستند که این عالم محسوسات بدل و سایه آنها هستند.
لذا جای دارد که قبل از تبیین این مطلب ابتدا بررسی نمائیم که در عالم محسوسات چه چیزهایی وجود دارند آنگاه آن جوهرهای اصیل و جاودانه آیا وجود دارند یا خیر ، و اگر وجود دارند چگونه اثبات می شوند و در ادامه جایگاه و نقش آنها در معرفت چگونه است.از دیدگاه افلاطون حکیم معرفت حسی به دلایلی که بیان شد شایسته اعتماد نمی باشد و معرفت حقیقی آن معرفتی است که متعلَّق آن محسوسات نیستند بلکه صورتهایی اند که مجرد از ماده و عوارض آن می باشند. لذا متعلَّق معرفت حقیقی باید موجوداتی باشند ماوراء طبیعت، که این موجودات دارای ویژگیهایی هستند که ما بیان نمودیم.چونکه در این مبحث هدف ما تبیین نقش مثل در معرفت شناسی است لذا ما از ذکر چیزهایی که قبلا به تقصیل بیان نمودیم می گذریم و تنها در بعضی موارد که نیاز باشد به اجمال سخنی به میان می آوریم.و از آنجایی که دیدگاه افلاطون مبتنی بر این است که او وجود موجودات مجرد را مفروض گرفته است لذا ما باید مثل را اثبات نمائیم و بعد احکامی که به مثل مربوط است تبیین نمائیم.
اینگونه به نظر می رسد که واژه مثل در فلسفه افلاطون با توجه به «تمثیل غار» هم شامل موجود مجرد مثالی است که همان عالم برزخ(ملکوت) است و چونکه میان دو عالم عقلی و عالم ماده قرار گرفته است و آن موجوداتی که در عالم مثال وجود دارند فقط صورتها هستند با ویژگی های خاص خود.البته نباید از این امر غفلت نمائیم که با عالم عقول کاملا در ارتباط هستند.و هم شامل مجرد عقلی که همان مفهوم هاهستند البته نه از آن جهت که مفهوم هستند بلکه هر مفهومی در این عالم یک رب النوع مجرد دارد که دارای حقیقتی عینی و خارجی است.چونکه خود مفهوم یک اعتبار ذهنی است که از مصادیق خارجی و عینی انتزاع شده است.به عنوان مثال ، مفهومی مانند اسب که اعتباری است و کلی دارای مصادیق جزئی است که تنها یک مصداق آن مجرد عقلی است و مصادیق دیگر آن در عالم ماده هستنداگر چه این اسب دارای یک صورت مثالی هم هست.که هر اسبی در عالم ماده که وجود دارد دارای یک صورت مجرد مثالی است.به عنوان مثال اگر در عالم ماده صد اسب وجود دارد آن صدتا دارای صد صورت مجرد مثالی هستند.
در ادامه مطلب باید این اصل را مسلم بگیریم که انفکاک عالم محسوسات(ماده) و مجردات امری محال است لذا صورت مثالی مثلا یک اسب خاص جزئی از دو حال خارج نیست یا اینکه بگوئیم ، این صورت مثالی اسب مادی جزئی یا وجود دارد یا ندارد.عقل حکم می نماید که مثلا در عالم ماده بین دو اسب یا وحدت است یا کثرت.اما می بینیم که واقعا دو اسب جزئی هستند که هر یک غیر از دیگری است .مثلا در بعضی عوارض از همدیگر ممتاز می شوند در نفس حیوانی ، یعنی اینکه دو فرد هستند باز هم از یکدیگر ممتاز می شوند.مثلا ما به وجدان در می یابیم که هر کدام از ما غیر از دیگری است و این امر بی نیاز از اثبات است.
البته از آنجائی که بیشترین کثرت در عالم ماده است و کثرت در عالم ماده به نهایت خود می رسد لذا یک اسب جزئی در عالم ماده با اسب های دیگر در همین عالم کثرات زیادی دارد و با افرادی از انواع دیگر در همین عالم ماده کثرات بیشتری دارد و همینکه دو اسب جزئی هستند کثرتها کمتر می شود چون دیگر این دو اسب دیگر افراد انواع دیگر نیستند لذا دامنه کثرت کمتر می شود ولی همین دو اسب در صورتهای مثالی ، که مجرد از ماده هستند آن کثرتهایی که در عالم ماده و بواسطه ماده بود دیگر آنجا یافت نمی شود.
لذا آن کثرتها را رها می نماید و وحدت در عالم خارج بیشتر می شود.و هنگامی که این سیر صعودی عقلانی ادامه می یابد به همین شیوه از دامنه کثرات کاسته می شود. مثلا ما اگر صد اسب جزئی خاص مثالی داشته باشیم آن صد اسب دارای یک صورت مجرد عقلی هستند و آن تنها یکی است و منحصر در فرد است که ما در این تحقیق اثبات کردیم که چگونه منحصر در فرد است و برهان ذکر نمودیم که آن مجرد از عالم مثال و ماده است.تمامی انواع و افراد آن وضع به همین صورت است.در ادامه باز هم یادآور می شویم که کلی یا کلی های مضاف همگی از مصادیق انتزاع می شوند که ذهن آنرا اعتبار می نماید.بنابراین خود تعریف از مصادیق انتزاع می شود چون ذهن کثرت ها و وحدت ها را بررسی می نماید آنگاه با توجه به این مطالب یک تعریفی ارائه می دهد بنابراین آن تعریف ثابت است و دچار تغییر نمی شود.چون جوهرها مجرد اصیل و جاودانه اند.
چون یکی از تعریف های حق این است یعنی آنچه که مطابق با خارج است و یک امر خارجی هم دچار تغییر و دگرگونی نمی شود. چونکه تغییر و دگرگونی در عالم محسوسات است البته این سیر صعودی در نهایت به واجب الوجود منتهی می شود که آن وحدت صرف است که همگان اذعان دارند و حقیقت هم همین است که شناخت او فوق ادراک است چون مطلق علی الاطلاق است.
حال می پردازیم به این مطلب که چرا واجب الوجود بالذات و عالم ماده(محسوسات) یعنی خارج از مثل اند.عالم ماده همانطوری که گفتیم اجسام بطور ذاتی دارای طول و عرض و عمق است بدین معنی که در جهات مختلف امتداد دارد و مجرد چنین نیست و همچنین تغییر و تبدیل می پذیرند در حالیکه این ویژگی های عالم ماده است و عالم مجردات چنین ویژگی ندارند.
واجب الوجود بالذات به ذات خودش و هنگامی که با چیز دیگر مقایسه نمی شود نه علت است و نه معلول چون علت و معلول از مقایسه دو شیء ذهن آن را اعتبار می نماید.البته از هر مقایسه ای مفهوم علت و معلول اعتبار نمی شود.منظور ما از علت و معلول آن چیزی است که یک چیزی حقیقتا و در خارج موجب ایجاد یک چیز دیگری می شود.و واجب الوجود بالذات چونکه علت العلل است و معلول هیچ علت دیگری نیست درحالیکه آنچه در مثل است جوهرهای اصیل و جاودانه ای هستند که واجب بالذات نمی باشند بلکه واجب بالغیر هستند و چون ماهیاتی هستند که محتاج به علت هستند و ملاک نیازمندی معلول به علت همان امکان ذاتی است که از ذات ماهیت چنین چیزی هرگز انفکاک نمی یابد و واجب الوجود بالذات چنین ویژگی هایی را هیچگاه ندارد.
بنابراین اگر چنانچه مثلی که افلاطون بر آن پای می فشارد دارای وجود عینی و خارجی باشد قطعا راهی هم برای شناخت آن وجود دارد.چونکه مثل به معنای اعم میان واجب الوجود بالذات و عالم ماده است.لذا اگر درست ادراک شود چون طبق قاعده امکان اشرف موجود برتر بر موجود پست تر اشراف دارد و چون علت بر معلول تقدم وجودی دارد قادر بر شناخت آن می شود.

    •  
        •  

       

    1. تاملی در کسب معرفت

از آنجائیکه این مطلب را فلاسفه پذیرفته اند و الزاما باید هم پذیرفت که علم منطق متکفل صحت و درستی صورت استدلال است و با صدق و کذب مواد استدلال کاری ندارد و صدق و کذب هر مقدمه یا مقدمات به عهده منطق نیست فقط منطق صدق یا کذب استدلالی را مفروض می گیرد به عنوان مثال می گوید اگر فرض نماییم این مقدمات استدلال درست باشد ، با رعایت قواعد منطقی یعنی صورت استدلال ، آنگاه نتیجه صادق است و صدق یک استدلال هم زمانی اثبات آن درست می باشد که امکان نقض در آن نباشد.ما نخست استدلال می نماییم که آیا راهی برای شناخت ماوراء الطبیعه وجود دارد یا خیر.لذا از مقدماتی شروع می نماییم که یا بدیهی اند یا به بدیهیات منتهی می گردند.اول اینکه مقدمه ما این است که بیان می داریم ما از دو حال خارج نیستیم یا وجود داریم یا خیر؟
لیکن علم داریم که وجود داریم و حداقل خود را به علم حضوری ادراک می نماییم و از آن صورتی می گیریم و یک علم حصولی حاصل می نماییم و بعد از اینکه علم حاصل نمودیم به علم حضوری در می یابیم که نسبت به اموری عالم هستیم مانند احوالات نفس، و در ادامه درمی یابیم که نسبت به بعضی از مسائل جاهل هستیم یعنی نسبت به جهل خود علم داریم.پس تا اینجا نسبت به اموری عالم هستیم و نسبت به بعضی چیزها عالم نیستیم.حال برای یافتن پاسخ به مجهولات عقل حکم می نماید که باید موادی یقینی برای مرتب نمودن استدلال داشته باشیم یعنی تصورات یا تصدیق های معلوم و بدیهی تا به مجهول دست پیدا نماییم.لذا بدون داشتن مواد یقینی و درست یا مواد ناقص ، هرگز نمی توانیم به شناخت چیزی علم حاصل نماییم که غالب خطای پژوهندگان در این قسمت است و این مطلب را همگان (اهل عقل) می پذیرند که برای تحقق یک معلول حتما باید علت تامه باشد و علل ناقصه هرگز برای موجودیت یک معلول کافی نیست و لازم به یادآوری است که بعضی از فلاسفه پیرامون شناخت یک مسئله دچار گمراهی می شوند که ما علل این گمراهی را به اختصار بیان خواهیم نمود.افلاطون شدیدا بر این امر اصرار و پافشاری می ورزد که معرفت ادراک حسی نیست و اینکه چرا معرفت ، ادراک حسی نمی باشد دلایلی اقامه می نماید که ما اجمالا پیرامون آن سخن می گوییم.
« معرفت ادراک حسی نیست »
« در تئتتوس نخستین هدف افلاطون رد نظریه های غلط است.بنابراین به ردّ نظریه پرتاگوراس می پردازد که به موجب آن معرفت همان ادراک حسی است، یعنی آنچه در نظر یک فرد حقیقی می نماید برای او حقیقی است.
روش های استخراج بیانی روشن به شیوه دیالکتیکی است درباره نظریه معرفت همراه با هستی شناسی هراکلیتی و شناخت شناسی پروتاگوراس ، تا نتایج آن را نشان دهد و ثابت کند که مفهوم «معرفت» که بدین ترتیب به دست آمد شرایط و لوازم معرفت حقیقی را اصلا برنمی آورد ، زیرا معرفت ، به نظر افلاطون ، باید (اولا) خطاناپذیر و (ثانیا) درباره آنچه هست باشد.ادراک حسی نه این است و نه آن »[۳۳]
« اگر معرفت ادراک حسی است ، پس هیچ انسانی نمی تواند عاقلتر از انسان دیگر باشد ، زیرا که من بهترین داور ادراک حسی خود هستم.پس توجیه پروتاگوراس برای پرداختن به تعلیم دیگران و گرفتن مزد قابل توجه چیست؟ و کجاست نادانی ما که ما را وادار می کند که پیش پای او بنشینیم زیرا مگر نه این است که هر یک از ما مقیاس خردمندی خویش است؟ به علاوه ، اگر معرفت و ادراک حسی یکی است ، و اگر تفاوتی میان دیدن و دانستنی نیست ، نتیجه این می شود که کسی که چیزی را در گذشته دانسته(یعنی دیده) و هنوز آن را به خاطر دارد ، آن را نمی داند.اگر چه آن را به خاطر می آورد زیرا آن را نمی بیند.برعکس ، گیریم که یک انسان می تواند چیزی را که قبلا ادراک کرد به یاد آورد و بتواند آن را بداند،حتی وقتی که دیگر آن را ادراک نمی کند ، نتیجه این می شود که معرفت و ادراک حسی را نمی توان یکی گرفت (ولو آنکه ادراک حسی نوعی معرفت باشد.)»[۳۴]
۳.۲.۲- مفاهیم حقیقی و اعتباری
مفاهیم حقیقی : [«حقیقی» منسوب به «حقیقت» است و یکی از معانی «حقیقت» که در اینجا مورد نظر است ، همان ماهیت و ذات شی می باشد.بنابراین ، مقصود از مفهوم حقیقی همان مفهوم ماهوی است چنانکه گفته شده است حقیقی مفهومی است که گاهی در خارج موجود می گردد ، و آثارش بر آن بار می شود ، و گاهی در ذهن تحقق می یابد ، و آثار خارجی اش بر آن بار نمی شود مانند مفهوم انسان، لازمه ویژگی یاد شده آن است که نسبت مفهوم به وجود و عدم یکسان باشد.مفهوم حقیقی [که به آن معقول اوّلی نیز گفته می شود] همان ماهیت[۳۵] است.
« مفاهیم اعتباری در برابر مفهوم حقیقی قرار دارد [بنابراین مفاهیم اعتباری، مفاهیم غیر ماهوی هستند، و این قابلیت را ندارند که هم در ذهن بیایند و هم در خارج موجود شوند.در مورد این مفاهیم میان آنچه در ذهن است و آنچه در خارج تحقق می یابد ، وحدت و عینیت برقرار نیست ، و به همین دلیل است که آنها را علم اعتباری نامیده اند.مفاهیم اعتباری که معقولات ثانوی را تشکیل می دهند ، خود بر سه دسته اند:]

    1. مفاهیمی که حیثیت مصداقشان حیثیت در خارج بودن و منشا آثار خارجی بودن است. و از این رو ، چنین اموری وارد ذهن ، که حیثیتش عدم ترتب آثار است نتواند شد ، چرا که ورود آنها در ذهن مستلزم انقلاب در ذات آنها خواهد بود؛[بدین معنا که امر خارجی و منشا اثر باید در عین حال که امر خارجی و منشا اثر است ، امر ذهنی و فاقد اثر گردد] «وجود» و صفات حقیقی وجود که در خارج عین وجود هستند و کثرت آنها تنها بواسطه تحلیل های عقلی می باشد ، مانند : وحدت و وجوب ، از این قبیل اند.
    1. مفاهیمی که حیثیت مصداقشان آن است که در خارج تحقق نداشته باشند مانند : عدم ، چنین اموری نیز نمی توانند وارد ذهن شوند ، و لباسی وجود بر تن کنند ، چرا که ورود آنها در ذهن مستلزم انقلاب می باشد…. بنابراین ، آنچه وجود خارجی ندارد ، وجود ذهن نیز نمی تواند داشته باشد.[… تفاوت میان وجود خارجی و وجود ذهنی تنها در ترتب و عدم ترتب آثار است…]

۳- مفاهیمی که حیثیت مصداقشان ، بودن در ذهن است ، مانند مفهوم کلی ، جنس و فصل چنین اموری هرگز در خارج تحقق نخواهند یافت ، چرا که تحقق آنها در خارج مستلزم انقلاب در ذات آنها خواهد بود.[این دسته از مفاهیم در واقع اوصاف و احکام سایر مفاهیم ذهنی را بیان می کنند ، و مصادیقشان تنها در ذهن تحقق دارند]… از آنچه بیان شد دانسته می شود که مفاهیم اعتباری ، مفاهیمی ذهنی و معلوم برای ما هستند ، اما مصداقشان یا خارجی محض است که هرگز وارد ذهن نتواند شد ، مانند وجود و امور ملحق به آن ، یا بطلان صرف است مانند عدم ، و یا ذهنی صرف است که راهی به سوی وجود خارجی ندارد.»[۳۶]
از آنجائیکه تعریف و تبیین درست یعنی آن تعریفی که منجر به شناخت مجهولی شود در هر علمی بسیار حائز اهمیت است و اگر چنانچه تعریف دقیق نباشد قطعا منجر به بروز مشکلاتی در زمینه کشف مجهول می شود لذا فلاسفه توجه زیادی به این مسئله نموده اند و برای درست بودن تعریف قواعدی وضع نموده اند ولیکن منظور ما از تعریف ، اعم از تعریف منطقی است.یعنی معرِّف باید بگونه ای باشد که ما را به حقیقت رهنمون شود البته نه از طریق مقبولات ، بلکه تعریفی که در نهایت به بدیهیات منتهی شوند و خلاصه سخن اینکه مجهول را کاملا تبیین نماید و انسان نسبت به آن حقیقت ، یقین به معنی اخص حاصل نماید لذا پیش از ادامه مباحث لازم است که واژه اعتباری را تبیین نمائیم چون در فلسفه کاربردهای فراوانی دارد.
«واژه اعتباری در سخنان فلاسفه ، فراوان به چشم می خورد به چند معنی استعمال می شود و در واقع ، از مشترکات لفظی است که باید به فرق بین معانی آن دقیقا توجه کرد تا خلط و اشتباهی روی ندهد و مغالطه ای پیش نیاید.طبق یک اصطلاح ، همه معقولات ثانیه ، خواه فلسفی و منطقی ، اعتباری به شمار می رود .این اصطلاح در کلمات شیخ اشراق ، زیاد بکار رفته و در کتب مختلف وی درباره «اعتبارات عقلی» به همین معنی بحث شده است.
در اصطلاح دیگری عنوان «اعتباری» به مفاهیم حقوقی و اخلاقی ، اختصاص می یابد مفاهیمی که در اصطلاح متاخرین «مفاهیم ارزشی» نامیده می شوند.چنانکه در اصطلاح سومی تنها مفاهیمی که به هیچ وجه مصداق خارجی و ذهنی ندارند. و به کمک قوه خیال ، ساخته می شوند «اعتباریات» نامیده می گردند.مانند مفهوم «غول» این مفاهیم را «وهمیات» نیز می نامند.
همچنین «اعتبار» اصطلاح دیگری در مقابل «اصالت» دارد.»[۳۷]
۴.۲.۲- معرفت حقیقی
افلاطون از آغاز فرض کرده است که معرفت بدست آمدنی است، معرفت باید (اولا) خطا ناپذیر و(ثانیا) در باره واقعی باشد. معرفت حقیقی باید دارای این دو خصیصه باشد ،و هر حالتی از ذهن که نتواند واجد این هر دو خصیصه باشد نمی تواند حقیقی باشد .
افلاطون نظریه شناخت شناسی خود را به وسیله تمثیل غار شرح بیشتر داده و روشن ساخته است.

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره بررسی موسیقی ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

باد ما را با خود خواهد برد
«تولدی دیگر _ باد ما را با خود خواهد برد»
من از نهایت شب حرف می‌زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می‌زنم
«تولدی دیگر _ هدیه»
«که گویی «واو» مصراع سوم، «واو» ی است خاصّ «فروغ» که می‌توان آن را به «واو» تأکید تعبیر کرد؛ به معنای باور کنید: (باور کنید که از نهایت شب حرف می‌زنم) و آیا این همان «واو» حافظ بزرگ نیست :
دفتر دانش ما جمله بشوئید به می‌
که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود
«واو» قطعیت یا تأکید یا… به این معنی که : به راستی فلک را دیدم… باور کنید که جهان را تجربه کردم … از من جهاندیده این حقیقت را بشنوید و… ؟ » (حقوقی، ۱۳۸۷ : ۵۲).
امتیاز شعر فروغ در واقعگرائی زنده و یا روح اوست. شعار نمی‌دهد، کلیگوئی نمی‌کند و به جای تفسیر، می‌گذارد تا خود شعر پیامش را برساند. (م. آزاد، ۱۳۷۶ : ۲۸۲)
۲-۲-۲- نگرشی بر شعر نو :
اکنون زمان آن رسیده است که به مطالعه و دقت در شعری که امروز تحت عنوان «شعر نو» مطرح است، و در واقع تنها شکل اصیل و صادق در زمان ما می‌باشد، بپردازیم و توانائی‌ها و شایستگی‌هایش را پرورش دهیم و بر ضعف‌هایش انگشت بگذاریم.
تنها در هم شکستن و یا کنار گذاشتن اوزان عروضی کافی نیست. آنچه که در مرحلۀ اول در یک اثر هنری به چشم می‌خورد، محتوی و مضمون آن است. شاعر تنها آموخته است که از درد سخن بگوید، گویی آنچه که از درد تهی باشد شعر نیست. محتوای شعر امروز، از یک عمق هوشیارانه تهی است. شعر ما به مقداری کلمات تازه احتیاج دارد و باید جسارت گنجانیدن آنها را در خود پیدا کند. کما اینکه فروغ، جرأت گفتنش را داشت.
همانگونه که فروغ در مصاحبه‌ای[۱] گفت: «به نظر من یک شاعر امروزی باید این شجاعت را داشته باشد که هر چقدر می‌تواند، هر چقدر که لازم دارد، احتیاج دارد، کلمۀ تازه وارد شعرش کند. البته این کار را می‌کنند، من دیدهام توی شعرهایی که بعضی جوان‌ها می‌گویند، راستی رفته‌اند طرف بعضی مسائل تازه، اما این کلمات هنوز آنقدر توی شعرشان جا نگرفته، علتش هم این است که آنها واقعاً در برابر این مسائل که خواسته‌اند مطرح کنند، آنقدر باز نبوده‌اند،…
۲– ۳- فروغ و رابطۀ او با شعر نیما و دیگر شاعران :
فروغ در مصاحبه‌ای با محمود آزاد در مورد ‌آشنایی‌اش با نیما می‌گوید : «من نیما را خیلی دیر شناختم و شاید به معنی دیگر، خیلی به موقع. یعنی بعد از همۀ تجربه‌ها و… با شعرای بعد از نیما خیلی زودترآشنا شدم. مثلاً با شاملو و اخوان و نمی‌دانم… در چهارده سالگی مهدی حمیدی و در بیست سالگی، سایه و مشیری شعرای ایدهآل من بودند. در همین دوره بود که لاهوتی و گلچین گیلانی را هم کشف کردم و این کشف مرا متوجه تفاوتی کرد؛ متوجه مسائلی تازه که بعداً شاملو در ذهن من به آنها شکل داد و بعدها، نیما عقیده و سلیقۀ تقریباً قطعی مرا راجع به شعر ساخت و یک جور قطعیتی به آن داد. نیما برای من آغازی بود. نیما شاعری بود که من در شعرش برای اولین بار یک فضای فکری دیدم و یک جور کمال انسانی، مثل حافظ… ولی بیشترین اثری که نیما در من گذاشت، در جهت زبان و فرم‌های شعری‌اش بود. من نمی‌توانم بگویم چطور و در چه زمینه‌ای تحت تأثیر نیما هستم، و یا نیستم. دقت در این مورد کار دیگران است. ولی می‌توانم بگویم که مطمئناً از لحاظ فرم‌های شعری و زبان، از دریافت‌های اوست که دارم استفاده می‌کنم؛ ولی از جهت دیگر – یعنی داشتن فضای فکری خاص و آنچه که در واقع جان شعر است – می‌توانم بگویم از او یاد گرفتم که چطور نگاه کنم، یعنی او وسعت یک نگاه را برای من ترسیم کرد. ریشه یک چیز است فقط آنچه که می‌روید متفاوت است، چون آدمها متفاوت هستند. من به علت خصوصیات روحی و اخلاقی خودم – و مثلاً خصوصیت زن بودنم – طبیعتاً مسائل را به شکل دیگری می‌بینیم. من می‌خواهم نگاه او را داشته باشم، اما در پنجرۀ خودم نشسته باشم؛ و فکر می‌کنم تفاوت از همین جا به وجود می‌آید. من هیچ وقت مقلّد نبوده‌ام.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

به هر حال نیما برای من مرحله‌ای بود از زندگی شعری. اگر شعر من تغییری کرده – تغییر که نه – نیما چشم مرا باز کرد و گفت ببین، اما دیدن را خودم یاد گرفتم.»
فروغ می‌گوید :«کلمه‌ها را وارد کردم. به من چه که این کلمه هنوز شاعرانه نشده است، جان که دارد، شاعرانه‌اش می‌کنیم ! کلمه‌ها که وارد شدند. در نتیجه احتیاج به تغییر و دستکاری در وزن‌ها پیش آمد. اگر این احتیاج طبیعتاً پیش نمی‌آمد، تأثیر نیما نمی‌توانست کاری بکند. او راهنمای من بود، اما من سازندۀ خودم بودم.»
«چرا نگاه نکردم» و عبارات و جملات استفهامی حسرت‌آمیزی نظیر آن، ناظر به دوره اول شاعری «فروغ» و پیش از «تولدی دیگر» اوست و در حقیقت وقتی به ذهن و زبان اومی آید که از مرز دوران نوجوانی، از ۱۴ تا ۲۰ سالگی خود با شعر شاعران رمانتیک آن زمان گذشته‌است.
و در آستان مقطعی است که مرز آشنایی با شعر شاملو و نیماست. آن که ذهن شاعر را رفته رفته شکل می‌دهد و این‌که عقیده و سلیقه نهایی او را اندک اندک قطعیت می‌بخشد و به‌تدریج، شاعر را به اصل انتخاب راهبر می‌شود و بدیهی است که لازمه هر انتخاب، دیدی و پنجره‌ای است که بی این هر دو فضایی برای تماشا وجود نخواهد داشت. فضایی ویژه، که تنها در مقابل استعداد و آمادگی نیروی حرکت شاعر به طرف شعر اوست که عینیّت می‌یابد و این امر از نظر «فروغ» جز حاصل عبور از راه های تجربی «شاملو» و نگاه های ویژه «نیما» نیست. نیمائی که شعرش چراغ راه او می‌شود و او با همین چراغ است که به راه می‌افتد و از کوچه پس کوچه‌هایی تجربی شاعرانه خود می‌گذرد تا سرانجام پنجره ویژه خود را کشف می‌کند.
پنجره‌ای که دورنمای آن، زادگاه تولد دیگر اوست و در همین فضاست که شاعر می‌روید و می‌بالد و «فروغ» ی دیگر می‌شود و در کنار همین پنجره است که احساس می‌کند به روئیدن و بالیدن و ریشه دواندنی دیگر احتیاج دارد. و اینگونه است که مضطرب و شتابناک از میدانهای حواس خود با بالهای استعداد فطری خود در فضای مصور و مقصور آن دورنما فرو می‌رود و فرا می‌خیزد.
و به تدریج یا ریشه‌های سست امّا جاذب ذهنیت گذشته خود را از بن میکَنَد یا احساسات غریزی و فردی خویش را تازیانه تفکّر و تخیّل خویش راهبری می‌کند و خودش اینچنین می‌گوید: «… من احتیاج داشتم که در خودم رشد کنم و این رشد زمینه می‌خواست و می‌خواهد. با قرص‌های ویتامین نمی‌شود یک مرتبه قد کشید… من هنوز ساخته نشده‌بودم. زبان و شکل خودم را و دنیای فکر خودم را پیدا نکرده‌بودم. توی محیط کوچک و تنگی بودم که اسمش را می‌گذاریم زندگی خانوادگی… «دیوار» و «عصیان» در واقع دست و پا زدنی است مأیوسانه در دو مرحله زندگی.آخرین نفس زدنهای پیش از یک نوع رهایی است. آدم به مرحله تفکر می‌رسد. درجوانی احساسات، ریشه‌های سستی دارند. فقط جذبه‌شان بیشتر است. اگر بعداً به‌وسیله فکر رهبری نشوند یا نتیجه تفکر نباشد خشک می‌شوند و تمام می‌شوند» (مجله آرش، ش ۱، گفت و شنود با فروغ :۴۷)
و سرانجام به مرحله‌ای می‌رسد که مرحلۀ آگاهی از کار هنری است. آگاهی به اینکه صرف بیان احساسات غریزی یک کار هنری نمی‌تواند بود. هنرمند وقتی هنرمند است که نسبت به خود و جهان خود صاحبنظر شود و به تدریج چهرۀ متفکر خود را در آئینۀ آثار خویش به نمایش گذارد. چنانکه او به نمایش گذاشت. آینهای که در آن حس‌ها و دریافت‌های او در گذر از شیوه‌های بیانی وی، نیمرخ اول چهرۀ او را به تدریج بیرنگ و به شکل نیمرخ دوم چهرۀ او در می‌آورد و سرانجام در زبان و ساخت «ایمان بیاوریم» چهرۀ تمام رخ و کامل او را نشان می‌دهد.
«فروغ» در مورد الگو گرفتن از «نیما» این چنین بیان می‌کند که: «… نیما شاعری بود که من در شعرش برای اولین بار یک فضای فکری دیدم و یک جور کمال انسانی مثل حافظ. من که خواننده بودم حس کردم که با یک آدم طرف هستم نه یک مشت احساسات سطحی و حرفهای مبتذل روزانه… من از نیما یاد گرفتم که چطور نگاه کنم. یعنی او وسعت یک نگاه را برای من ترسیم کرد…ریشه یک چیز است. فقط آنچه می‌روید متفاوت است. چون آدمها متفاوت هستند. من به علت خصوصیات روحی و اخلاقی خودم – و مثلاً خصوصیت زن بودنم – طبیعتاً مسائل را به شکل دیگر می‌بینم. من می‌خواهم نگاه او را داشته باشم اما در پنجرۀ خودم نشسته باشم…» (مجله آرش، ش ۱، گفت و شنود با فروغ : ۴۶ – ۴۵)
نگاه فروغ همچون آهن ربائی است که وقتی در انبوه مصالح پراکندۀ کلام فرو رفت، همۀ کلمات دال و‌اشیاء مدلول، اعم از شاعرانه یا غیرشاعرانه، بیگانه یا‌ آشنا، زشت یا زیبا را با نیروی خیال خود به خود می‌گیرد و در مدار شعر خود به چرخش می‌آورد. همین چرخش کلمات در خطوط شعر اوست که وزنهای تند و شتابناک شاعری را که خود شتابنده ترین و عجول ترین حرکت‌های ذهنی را دارد و در لحظات این شتاب به چیزی که نمی‌اندیشد، همان کنترل و رعایت دقیق اوزان عروضی نیمائی است، در بستر خود می‌کشد و به پیش می‌برد. و به این ترتیب «فروغ»ی که در سه کتاب اول، از استفادۀ انواع بحور گوناگون غافل نشده است. حتی از بکار گرفتن وزن «افسانه» (= فاعلاتن فعولن فعولن) در شعرهای «رؤیا» و «خانۀ متروک» و وزن کم استعمال «فاعلات و فاعلاتُ فاعلات» در شعر «نغمۀ درد» یا وزن «مفاعلن مفاعلن مفعالن» در شعر «قهر» و حتی بحر متقارب شاهنامه در شعر «موج» و…
فروغ در دو کتاب دورۀ دوم شاعری خود از میان «تولدی دیگر» تا پایان «ایمان بیاوریم» بخصوص در درخشانترین ‌اشعار این دو مجموعه، این تنها سه بحر تند «رمل مجنون» و «مجتث» و «مضارع» است که به اعتبار حرکت سریع ذهن و حالت شدید نگران و مضطرب و شتابناک و در گذر از زبان گفتار و تخاطب او، مجموع کلمات و ترکیبات گوناگون شعر او را در ریسمان کشیدۀ کشوار خود به بند می‌کشد. کلمات و ترکیباتی که گاه در خط مستقیم وزن «نیمایی» حرکت می‌کنند و گاه از خط خارج می‌شوند و گاه نیز در دو یا سه وزن آمیخته جریان می‌یابند و در عین حال همین چرخش پیشروندۀ واژه‌ها در زبان خاص تخاطب و گفتاری اوست که زبان شعر او را از مدار از پیش معلوم زبان ادب خارج می‌کند و با حرکت سریع زنجیری واژه‌های طبیعی خود، قوالب افاعیل عروضی را می‌شکند و به ناگزیر کلماتی را که در این مسیر نمی‌گنجد و جا نمی‌افتند، به خود می‌گیرد و در خود می‌آویزد و همچون گره‌هایی چند از ریسمان اوزان شعر خود می‌گذارند و سرانجام از مجموع زبان گفتار و وزن آزاد نیمائی در شیوه‌های بیانی خاص، چهرۀ زبان مختص و مشخص خود را نشان می‌دهد. فروغ، جمله را به سادهترین شکلی که در مغزش ساخته می‌شود به روی کاغذ می‌آورد. (حقوقی، ۱۳۸۷ : ۴۳ – ۳۰)
وزن متوسع نیمائی به شاعر امکان می‌دهد که موضوعی داستان‌وار را به شکل روایی بیان کند و در بیان موضوع، دست به فضاسازی بزند-تجربه‌ای که م.امید به کمال رساند- اثر زبان و بیان اخوان بر شعر «رؤیا» آشکار است. تکرارها و برگشتهای مناسب برای به هم پیوستن صحنه از شگردهای شعر روائی نیمائی است؛ و همین شگردهاست که خواننده را جذب می‌کند.
«رؤیا» گواه تجربه کاری فروغ در قلمروهای تازه شعر امروز است، اما پیداست که تا دستیابی به زبانی و بیانی مستقل، راهی دراز در پیش دارد. زبان این شعر، زبانی است فاخر، با ترکیبهای وصفی تازه:
بی‌گمان روزی ز راهی دور
می‌رسد شهزاده‌ای مغرور
می‌خورد بر سنگفرش کوچههای شهر
ضربه سمّ ستور بادپیمایش
می‌درخشد شعله خورشید
برفراز تاج زیبایش
« دیوار- رؤیا»
(م.آزاد، ۱۳۷۶ :۱۱۴)
فروغ فرخ‌زاد توانست کلماتی نظیر « اضطراب»، «عبث» ، «حریق» و «‌انبساط»- که کلمات نیمایی بود و داشت فراموش می‌شد- به سادگی و زیبایی و حتی روانی به کارشان برد.
۲–۳–۱- تأثیر پذیری فروغ از ادیت سیتول :
«شعر «فروغ» شعری است کمتر تأثیر پذیر و بیشتر تأثیرگذار. تأثیر پذیری که بیشتر از نظر محتواست و از دو طریق توجیه می‌شود. یکی تأثیر اکتسابی به اعتبار مطالعۀ تورات و دیگر تأثیر تجربی به علت توجه به سینما. بویژه پس از تجربه در جذامخانه‌های تبریز و مشهد که زمینۀ ذهنی مساعد ناشی از مطالعۀ تورات موجب می‌شود که با تمام وجود، حقیقت جاری در جذامخانه را احساس کند و هم این احساس، بیش از پیش، مفاهیم نگرانی و اضطراب و وحشت و مسخ و زوال را در اعماق وجود او تعیّن بخشد و در نهایت، او را به سرایش شعرهای پیامبرانه‌ای همچون «آیه‌های زمینی» وا دارد. قطعهای که هر چند با توجه به ارزش‌های مختلف یک شعر از ‌اشعار ساختمند او نمی‌تواند بود، ولی شعری است که چه از نظر محتوا و چه از لحاظ شیوۀ بیان، به بیان مفاهیم توراتی بسیار نزدیک می‌شود. همچنانکه شعرهای «تسبیح خوانی گل سرخ» و «سه شعر عصر اتم» «ادیت سیتول» هم. چرا که وقتی خاستگاه دو شعر از دو شاعره از یک منبع بود، دیگر نمی‌توان از تأثیر یکی بر دیگری سخن گفت. ولو اینکه در بندهایی نیز شباهت‌هایی دیده شود» (حقوقی، ۱۳۸۷ : ۴۴).
گل سرخ که زخمهای مسیح بود سرخ است
و به سوی نور فریاد می‌زند
ببین چگونه بر ریشۀ خویشتنم ایستاده‌ام…
«ادیت سیتول – تسبیح خوانی گل سرخ»
آه ای صدای زندانی
آیا شکوه یأس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقبی بسوی نور نخواهد زد؟
«تولدی دیگر – آیه‌های زمینی»

نظر دهید »
پایان نامه تحلیل محتوا مطالعات پایه ششم بر ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-۱۸: برنامه ریزی درسی
واژه «برنا مه ریزی درسی» دارای معانی و تعاریف متفاوت است. به عبارتی، عده ای آن را مترادفی برای رشته تحصیلی نوشتاری یا نکته مهم مندرج در موضوعی خاص مثل علم حساب به شمار می آورند، عدهای دیگر آن را به طور مترادف با برنامه های آموزشی و پرورشی استفاده می کنند، همچنین گروه دیگری از مربیان تعریف کلی تر کرده ا ند که به معنای تمام مهارت هایی است که بچه ها تحت نظارت و سرپرستی مدرسه بدست می آورند. برای مردم مختلف برنامه ریزی درسی این است که چه چیزی آموزش داده می شود، چگونه آموزش داده می شود. مهارت های از پیش تعیین شده ای که با دقت هدایت شده ا ند، طرح هایی واقعی برای یادگیری، مقصود و نتایج آموزش دیدن، سیستمی برای دستیابی به عملیات آموزشی(فرجی به نقل از سینائی،۱۳۸۷).

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

برنامه درسی
برنامه درسی به عنوان موضوع اساسی آموزش و انتقال میراث فرهنگ بشری از دیر باز مورد توجه بوده است. برنامه درسی یعنی محور و اساس آنچه کودک در مدرسه یاد می گیرد و آن را فقط به عنوان یک کتاب درسی و یا ابزار خاص نمی داند. دیویی[۵۳] (۱۹۵۲-۱۸۰۹) بنیانگذار تفکر نوین تربیتی آمریکا، سنت ها و ارزش های ثابت را رد می کند و به دنبال توانا ساختن ذهن بشر برای پیشرفت مستمر در جهان در حال تحول است. در دیدگاه دیویی دو نوع برنامه درسی موضوع محور و کودک محور مورد توجه قرار می گیرد. و دیدگاه کودک محوری مورد تایید قرار می گیرد. وی در کتاب دموکراسی و تعلیم و تربیت در ارتباط با موضوعات درسی متناسب با احتیاجات و امکانات شاگردان چنین اظهار نظر می کند: معلم نباید وقت خود را صرف موضوعات درسی به خاطر خود آن موضوعات کند بلکه باید احتیاجات و استعداد های گوناگون شاگردان را در نظر داشته باشد. و این که مطالعه و تحقیق درباره ی بعضی رشته ها و تجربیات شاگردان است(شریعت مداری،۱۳۶۲).
بابیت[۵۴] در سال ۱۹۱۸ اولین کتابی را که بطور مستقل در برنامه درسی نوشته شده است چاپ و منتشر ساخت و به این ترتیب برنامه درسی تولد رسمی خود را به ثبت رساند. وی برای اولین بار در تعریف برنامه درسی، به یادگیرنده اهمیت می دهد و برنامه ریزی را چنین تعریف می کند: برنامه ریزی یک سری فعالیت هایی است که کودکان و نوجوانان باید انجام دهند و تجربه کسب کنند تا توانایی های لازم برای امور زندگی در بزرگسالی را بدست آورند (پروند،۱۳۸۰ ).
۲-۱۸-۱: عناصربرنامه درسی:
برنامه درسی شامل عناصر مختلفی است که توسط صاحبنظران ومتخصصان این رشته، به طور متفاوت ذکر شده، تا آنجا که کولد وکلاین[۵۵] برنامه درسی را متشکل از ۹عنصر می دانند: اهداف ومقاصد، محتوا، مواد و منابع، فعالیتها، راهبردهای تدریس، ارزشیابی، گروه بندی، زمان و فضا(قورچیان وتن ساز۱۳۷۴). ولی در اغلب موارد معمولا چهار یا پنج عنصر اصلی، موردتوجه قرار دارد که عبارت اند از: هدف، محتوا، روش و ارزشیابی؛
این عناصر در هر برنامه درسی به یکدیگر وابسته بوده واز تعامل وتاثیر متقابل برخوردارند چنان که:
تغییر هریک می تواند عناصر دیگر راتحت تاثیر قرار دهد.
اصلاح و بهبود واقعی برنامه درسی و آموزش دریک مرکز مستلزم ایجاد تغییرات مناسب در مجموعه این عناصر است.
ارتباط و تعامل بین عناصر مورد اشاره در نمودار زیر نمایش داده شده است(میرزابیگی، ۱۳۸۰).
هدف ها
روش ها
محتوا
ارزشیابی
شکل(۲-۱)میرزابیگی (۱۳۸۰)
۲-۱۹: اجرای برنامه درسی
به فرایند بکار بستن برنامه هایی اطلاق می شود که قبلا طراحی، ساخته و تدوین گردیده اند. حساسیت و اهمیت مرحله اجرا در برنامه ریزی درسی از این روست که کلیه طرح ها و برنامه ها در صورتی موفق به ایجاد تغییرات مطلوب می شوند که در مرحله ی اجرایی با موفقیت پیاده شوند. حقیقت امر آن است که از یک سو بهترین برنامه های درسی که از لحاظ منطقی به خوبی طراحی و تدوین شده اند. به علت اجرای ناقص یا نادرست ممکن است در دستیابی به اهداف مورد نظر با شکست مواجه شوند و از سویی دیگر می توان برنامه ها و طرح هایی را سراغ گرفت که علی رغم نقایص موجود در مرحله طراحی، به علت اجرای درست و صحیح، نتایج مثبتی به همراه داشته اند. از این رو برنامه ریزی برای اجرا است(فتحی واجارگاه، ۱۳۸۸).
۲-۲۰: تحلیل محتوا
اواخر قرن نوزده با رواج روزنامه در کشورهای غربی و به ویژه ایالات متحده آمریکا، موجی از نگرانی‌ها نسبت به تحولات این نشریات به وجود آمده بود. محافظه کاران عمدتاً از نظرات و اندیشه هایی که این جراید به خوانندگان خود عرضه می کردند واهمه داشتند و البته برای محکوم نمودن آنها و اثبات اتهامات خود نیاز به شیوه های علمی و محکمه پسند داشتند. شیوه ای که نتوان آن را به سلیقه محافظه کاران نسبت داد و می توان همچون مدرکی محکم به دادگاه ارائه داد. در اینجا بود که اولین گونه های ساده تحلیل محتوا به شیوه شمارش مضامین و الفاظ خاص بروز پیدا نمود. با این حال چنانچه گفته شد بروز جنگ جهانی دوم و بکار گیری وسیع از رسانه های صوتی(رادیو) و متنی(جراید ) به عنوان ابزارهای تبلیغاتی این ایده را در ذهن دریافت‌کنندگان تبلیغات دشمن(متحدین) به وجود آورد که شاید بتوان با تحلیل دقیق سخنان رهبران دشمن(همچون هیتلر) و یا تبلیغات آنان به عناصر قصد ناشده ای از اطلاعات مهم دست یافت که برای نیروهای خودی ذی قیمت باشد. این حدس البته به وقوع پیوست چنانچه با تحلیل دقیق تبلیغات نازیها، تحلیل گران توانستند با اختلاف دو هفته، زمان پرتاب موشکی خاص به انگلستان را تعیین کنند. همچنین میزان پیشروی دشمن، شکست یا پیروزی او در جبهه‌ای خاص، وضعیت پشتیبانی نیروها، قدرت روحی سربازان و… نیز از لابلای سخنان و نوشتارهایی که برای منظور دیگر انتشار می یافت قابل کشف بود. بدین ترتیب تحلیل محتوا به عنوان ابزاری استراتژیک در موسسه مطالعات جنگ ایالات متحده مطرح گردید و بودجه مطالعاتی خاص خود را یافت. پس از جنگ متدهای بکار رفته تا حدودی دوباره جمع آوری گردید و این تکنیک پژوهشی از ابزاری استراتژیک در جنگ به حوزه علوم آکادمیک راه یافت.
۲-۲۰-۱: تعریف تحلیل محتوا :
از تحلیل محتوا تعاریف گوناگونی به عمل آمده که بخشی از اختلاف به تاریخچه این تکنیک و روند تکاملی آن بر می گردد و بخشی دیگر از آن مربوط به تفاوت در حوزه گسترده این تکنیک است.
برلسون[۵۶] از پیشگامان تحلیل محتوا- این تکنیک را «پژوهشی برای توصیف عینی، سیستماتیک و کمی محتوای آشکار پیام» معرفی می کند.
در تعریفی دیگر تحلیل محتوا تکنیکی پژوهشی دانسته شده که برای استنباط‌هایی برحسب شناسایی نظام روز و عینی ویژگیهای خاصی در یک متن بکار می رود..
باردن[۵۷] نیز به نقل از لانذری[۵۸] می نویسد:
«تحلیل محتوا فنی است که توصیف های ذهنی و تخمینی را تلطیف و تصفیه می کند و ماهیت و قدرت نسبی محرک هایی را که به شخص داده می شود، به صورت عینی آشکار می سازد (باردن، ۱۳۷۴)‌.
بارکوس[۵۹] معتقد است که تحلیل محتوا به معنای تحلیل علمی پیام های ارتباطی است. از نظر وی این روش کاملا علمی است و با وجود جامع بودن، از نظر ماهیت نیازمند تحلیلی دقیق و منتظم است. (بارکوس،۱۹۵۹).
کرینجر[۶۰] (۱۹۷۳) نیز آن را روش مطالعه و تحلیل ارتباطات به شیوه ای قاعده مند، عینی و کمی به منظور بخش متغیرها می داند. با این حال، از بیشتر تحلیل های محتوا برای مشخص کردن تاکید یا فراوانی انواع مختلف پدیده های ارتباطی استفاده می شود، نه برای پی بردن به مفاهیم مهم نظری(سرمد و همکاران،۱۳۷۰). تحلیل محتوا یک روش پژوهشی است که به صورت منظم وعینی برای توصیف مقداری محتوای آشکار ارتباطات به کار برده می شود. تعریف رسمی تحلیل محتوا، بر روش های عینی ومنظمی که موجب تمیز این روش از سایر روش های پژوهشی می شوند تاکید دارد. تحلیل محتوا به هر روش استنباطی اطلاق می گردد که به صورت منظم وعینی به منظور تعیین ویژگی های پیام ها به کار برده می شود. دراین روش، پیام ها یا اطلاعات به صورت منظم کدگذاری وبه نحوی طبقه بندی می شوند که پژوهشگر بتواند آن ها را به صورت کمی تجزیه وتحلیل کند. این روش برای هر شکلی از ارتباطات انسانی، از اشارات تا کتاب های درسی واز تخته اعلانات تا پیام های تجاری تلویزیون، به کار برده می شود. البته نباید شکل های دیگر ارتباطی همچون موسیقی، تصاویر یا اشارات حرکتی را مستثنی دانست. کتاب های درسی، مقاله های درسی، انشاها، داستان ها، مطالب روزنامه ها، مجله ها وسخنرانی های سیاسی ازجمله منابعی هستند که دراین روش مورد استفاده قرار می گیرند. تحلیل محتوا غالبا در مطالعه های مشاهده ای به کار برده می شود. برای مثال، محقق درزمان مشاهده، رفتار کلامی(شفاهی) دانش آموزان را ضبط می کند و سپس مطالب ضبط شده را به صورت کتبی تنظیم می نماید و سرانجام مطالب جمع آوری شده را به منظور اندازه گیری متغیرهایی که قبلا تدوین کرده است مورد تجزیه وتحلیل قرار می دهد(دلاور، ١٣٨۵).
ماهیت محتوا:
چه چیزی را باید آموخت؟ در دهه­های گذشته بحث و مجادله مستمری پیرامون محتوای مناسب برای آموزش پایه در جریان بود. از طرفی کسانی را می­یابیم که از برنامه­ درسی مناسبی حمایت می­کردند که در بر گیرنده موادی باشد که شرایط محلی را منعکس سازد و بر فعالیت­هایی تأکید کند که حامی برنامه ی درسی ساده و مؤثری هستند که بر مهارت­ های اساسی آکادمیکی در زمینه خواندن، نوشتن و حساب کردن به اعتبار اینکه آنها تنها موضوع­هایی هستند که باید در دوره ابتدایی آموخته شود تأکید دارند.
۲-۲۰-۲: ویژگی های تجزیه وتحلیل محتوا:
تجزیه وتحلیل محتوا یک روش علمی برای ارزشیابی وتشریح عینی ومنظم پیام های آموزشی است. برای این که تجزیه وتحلیل محتوا ارزش علمی داشته باشد، واز جهت گیری وغرض ورزی های شخصی برکنار بماند باید از قواعد دقیق و مشخصی پیروی کند وحداقل دارای چهار خصلت زیر باشد:
عینی بودن: خصلت عینی بودن تجزیه وتحلیل محتوا مستلرم آن است که بررسی های انجام شده آن قابل بازبینی و بازسازی باشد یعنی هر تحلیل گری با به کار بردن همان روش تجزیه وتحلیل بتواند همان نتایج را به دست آورد؛ بنابراین لازم است معیارهای بررسی وارزیابی، آنچنان صریح ومشخص شود که دیگران نیز بتوانند بر اساس آن ها، همان معیارگذاری را انجام دهند.
منظم بودن: منظور از منظم بودن این است که در تجزیه و تحلیل به تمام عناصر موجود درمحتوا توجه شود و بر اساس واحدها ومقوله هایی که برای بررسی در نظر گرفته شده اند، تجزیه وتحلیل شوند. بنابراین هدف از منظم بودن تجزیه وتحلیل آن است که از هرگونه انتخاب خودخواهانه که در آن تنها به عناصر قابل انطباق با نظریات تحلیل گر توجه می شود، جلوگیری کند.
آشکار بودن: در تجزیه وتحلیل محتوا الزاما باید به متن یا پیام آشکار، توجه شود و استنباط های شخصی و پیش داوری های فردی تحلیل گر درباره محتوا، مورد نظر قرار نگیرد؛ یعنی آن چه واقعا در متن محتوا بیان شده است، تجزیه و تحلیل و از بررسی و تحلیل حدسی خودداری شود؛ البته باید توجه داشت که در این جا منظور این نیست که تحلیل گر از هر گونه نتیجه گیری کلی درباره محتوا اجتناب ورزد.
مقداری بودن تحلیل: خصلت مقداری بودن تحلیل در واقع جانشین جنبه های ذهنی واستنباطی بررسی ها و تحلیل های نظری است که با مقیاس دقیق، قابل ارزیابی نیستند. از لحاظ بررسی مقداری، هرمتن ترکیبی از عناصر قابل تجزیه به شمار می رود که می توان آن ها را به واحدها ومقوله های خاص طبقه بندی، وبا شیوه های خاص ارزیابی کرد. درتحلیل مقداری تحلیل گر باید معلوم کندچه کلمات، مضامین و نمادهایی بیش از همه در متن تکرار شده است. درکنار تحلیل مقداری می توان به«تجزیه وتحلیل همبستگی» نیز توجه داشت. این نوع تحلیل، مشخص می کند که ارتباط مفاهیم و عناصر چگونه است، وچه عواملی آن ها را به یکدیگر پیوند می دهد. آیا مفاهیم ذکر شده یکدیگر را جذب می‌کنند یا دفع می‌نمایند؟ به اعتبار دیگر آیا مفاهیم ارتباط و تسلسل لازم را دارند یا نه؟(شعبانی،١٣٨۲).
۲-۲۱: اصول انتخاب محتوا:
سیلور و همکاران او در کتاب «طرح­ریزی برنامه» اصول زیر را در انتخاب محتوا نقل کرده ­اند:
محتوا باید مفاهیم یا اندیشه­ های اساسی یک رشته یا موضوع درسی را مجسم و واضح سازد. در اصطلاح «وایت هد» محتوا باید به شاگرد کمک کند تا جنگل را از طریق درخت­ها ملاحظه کند.
محتوا باید دریافت درستی از ساخت اساسی رشته­ها در اختیار شاگردان قرار دهد.
محتوا باید روش های تحقیق اجرا شده در رشته علمی را مجسم سازد.
مفاهیم و اصول انتخاب شده باید گسترده­ترین و جامع­ترین نقطه­نظر را درباره دنیا فراهم نماید.
باید میان محتوایی که استوار و عمیق است و محتوایی که عملی و مستقیم است تعادل برقرار نمود.
محتوا باید قدرت تخیل شاگردان را تحریک کند، به اندازه کافی سخت باشد تا شاگرد را به تفکر وا دارد و در عین حال در حوزه درک شاگردان باشد. در انتخاب محتوا باید مفاهیم، نظریات، اصول، قوانین و قواعد را مهم تلقی نمود (شریعتمداری، ۱۳۷۲).
معیارهای انتخاب محتوا: محتوا باید بر اوضاع زندگی حال یا آینده مهم باشد. از آن جایی که یکی از وظایف اصلی آموزش و پرورش، آماده کردن دانش ­آموزان برای زندگی شخصی و اجتماعی با توجه به وضع حال و آینده او می­باشد، بنابراین محتوا باید به گونه ­ای باشد که بر اوضاع زندگی حال یا آینده دانش ­آموز مفید بوده و از اهمیت لازم برخوردار باشد.
محتوا باید بر اوضاع شغلی حال یا آینده مهم باشد.
محتوا باید به گونه ­ای باشد که متناسب با توانایی­ها و علایق دانش ­آموز، زمینه­ ها و آمادگی­های لازم شغلی و حرفه­ای را در او به وجود آورده و در ارتباط با اوضاع شغلی حال یا آینده او باشد
محتوا باید نمونه ­ای مبرایی و اساسی باشند.
موضوع مورد بحث این معیار دقیقاً در ارتباط با یکی دیگر از عمده­ترین مسائل و مشکلات آموزش و پرورش ما می­باشد، یعنی حجم زیاد مواد درسی که ضرورت یافتن راه حل عاجلی برای آن، بر استادان تعلیم و تربیت و دست اندر کاران برنامه­ درسی کشور پوشیده نیست. از طریق کاهش مواد آموزشی که از محسنات آموزش نمونه ­ای می­باشد، زمان بیشتری برای یادگیری عمیق و اساسی موضوعات درس ایجاد گردیده و دانش ­آموز این امکان را می یابد تا با کار مستقل فردی به خود آموزی و خودکاری برسد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 225
  • 226
  • 227
  • ...
  • 228
  • ...
  • 229
  • 230
  • 231
  • ...
  • 232
  • ...
  • 233
  • 234
  • 235
  • ...
  • 349

آموزش های کاربردی برای مهارت بیشتر ...

 درآمد از نقد محصولات آنلاین
 بازاریابی بومی سایت
 شناخت گربه از صاحب
 انتخاب سگ گارد
 عاشق کردن گربه
 انتخاب شامپوی سگ
 بهینه‌سازی کلمات فروشگاه
 انتخاب ظرف غذای گربه
 بازاریابی رشد فروشگاه
 شناخت سگ کوموندور
 تبدیل فاصله به فرصت
 فرصت فریلنسینگ خارجی
 مضرات تن ماهی گربه
 راهکارهای عاشق کردن
 سئو کلاه خاکستری
 مناسب بودن فریلنسینگ
 مراقبت دندان سگ
 احساس دیده نشدن در رابطه
 جملات فلسفی فارسی-انگلیسی
 ساخت ارتباط سالم
 درآمد دانش‌آموزان
 تربیت گربه برای دستشویی
 جلوگیری از وابستگی ناخواسته
 اشتباهات رابطه سردکننده
 درآمد از طراحی تم سایت
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

آخرین مطالب

  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : منابع کارشناسی ارشد در مورد استقلال و حصر سند رسمی درنقل ...
  • فایل های دانشگاهی- فقدان کنترل‌های لازم در مورد محتوای تبلیغات اینترنتی: – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های مقالات و پروژه ها | ۳-۱٫ نتیجه گیری : – 4
  • تحقیق-پروژه و پایان نامه | قسمت 7 – 7
  • " طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها – نتیجه گیری – 5 "
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله ارزیابی شاخص های موثر ...
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | ۳-۴-۲-۱-۴- احکام محاربه و تفاوت آن با بغی و جرم سیاسی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | قسمت 6 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقطع کارشناسی ارشد : پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع :بررسی عقد مغارسه و باغبانی در ...
  • دانلود پایان نامه های آماده – ۲-۱-۱۳-چرا و چه کسانی از عدالت گریزانند ؟ – 4
  • دانلود پروژه های پژوهشی در رابطه با تحلیل تلفات توان ...
  • فایل های مقالات و پروژه ها – آثار تنظیم قرارداد پیش فروش ساختمان – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • بررسی میزان بقاء لاکتوباسیلوس پلانتاروم A7 ریزپوشانی شده توسط ...
  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره رابطه بین بهبود در نوع ...
  • دانلود منابع تحقیقاتی : بررسی تأثیر اینترنت بر نگرش فرهنگی روحانیون- فایل ۱۰
  • دانلود پایان نامه و مقاله – قسمت 12 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه – ۲-۲۳- نرخ میانگین موزون هزینه سرمایه – 5
  • مقاله-پروژه و پایان نامه – قسمت 25 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | ۱-۶- اموال عمومی و مشترکات عمومی،انفال – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • " دانلود پایان نامه و مقاله | ۱-۳ ضرورت و اهمیّت پژوهش – 4 "
  • دانلود پایان نامه و مقاله | گفتار اول – امکان رسیدگی به جنایات ارتکایی از نقض حق غذا – 8

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان