آموزش های کاربردی برای مهارت بیشتر ...

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی انگیزه های مهاجرت روستائیان به شهر ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-۴-۲ نظریه اقتصادی مهاجرت تودارو[۲] ( Todaro)
مایکل تودارو : وی پیشگام کسانی بوده است که معتقدند مهاجرت، انگیزه‌های اقتصادی خاصی دارد. او انگیزه‌های اقتصادی را برحسب تفاوتهای مشاهده‌ شده درآمد روستا- شهری با فرض اینکه مهاجرین در جستجوی حداکثر درآمد در آینده هستند، تعریف می‌کند.
تودارو در یک سری از مقالات منتشره خود در دو سه دهه گذشته یک تئوری مهاجرت روستا- شهری توسعه داده است. این تئوری با این فرض آغاز می‌شود که مهاجرت اساساً یک پدیده اقتصادی است و فرد مهاجر کاملاً منطقی و عقلانی تصمیم می‌گیرد که علی‌رغم وجود بیکاری در شهرها تصمیم به مهاجرت بگیرد. (تودارو & ترجمه مصطفی سرمدی, ۱۳۶۷, ص. ۳۰)
درک مهاجر بالقوه از یک جریان درآمد« مورد انتظار »بخشی از تصمیم گیری او برای کوچ است که بستگی به دستمزدهای متداول در شهر و نیز برآورد ذهنی او درباره احتمال دستیابی به اشتغال در بخش نوین شهری دارد که این امور هم بستگی به نرخ بیکاری در شهر دارد.الگوی او در واقع گسترش نگرش سرمایه انسانی شاستاد است. طبق نظر وی پیشی گرفتن میزانهای کوچ بر رشد فرصتهای شغلی در شهر با وجود تفاوتهای قابل انتظار و گسترده و مثبتی که درآمد شهر نسبت به روستا دارد توجیه پذیر است. اما این فرض او که همه کوچندگان بالقوه، از نظر مهارتها و نگرشها همگن بوده و برای محاسبه احتمال پیدا کردن شغل در بخش نوین شهری ، اطلاعات کافی دارند، نقطه ضعف نظریه اوست. از دیگر نقاط ضعف نظریه او اینست که وی به عوامل غیر اقتصادی توجهی نداشته و جنبه های ساختاری اقتصاد را در نظر نگرفته است. (اوبرای, ۱۳۷۰, ص. ۷۱/۷۳/۷۴)

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در مدل تودارو، فرض می‌شود که مهاجران بر اساس به حداکثر رساندن منافع مورد انتظار دست به مهاجرت می‌زنند و این منافع مورد انتظار شامل موارد زیر می‌باشد :
الف- تفاوت در درآمدهای واقعی بین فرصتهای شغلی شهری و روستایی
ب- احتمال بدست آوردن شغل در مناطق شهری (تودارو & ترجمه مصطفی سرمدی, ۱۳۶۷, ص. ۲۸/۲۹)
از اینرو، با توجه به این مدل و فرضیات اساسی آن، میزان مهاجرت بر اساس دو متغیر یعنی اختلاف درآمد میان شهر و روستا و احتمال کاریابی در مناطق شهری تعیین می‌شود و مهاجرت به عنوان نیروی متعادل کننده‌ای در نظر گرفته می‌شود که درآمدهای مورد انتظار در مناطق شهری و روستایی را متعادل می‌کند.
مایکل تودارو در این مدل سعی کرده است تا مهاجرت شدت یافته از روستا به شهر را با بیکاری رو به رشد شهری توضیح دهد. فرضیه آغازین وی این است که مهاجرت عمدتا پدیده ای اقتصادی است و یا بیکاری، تصمیم به مهاجرت منطقی است.
تودارو می گوید اگر تفاوت درآمد بین مناطق شهری و روستایی ۱۰۰ درصد باشد، یعنی اگر شخصی در روستا بدون هیچ درآمدی باشد و احتمال یافتن کار در شهر برای او ۶۰ درصد باشد، بنابراین درآمد او در شهر ۶۰ واحد است و فرد روستایی به شهر مهاجرت می کند.
به طور خلاصه، مدل تودارو دارای چهار مشخصه اصلی می‌باشد :
۱- مهاجرت اساساً بوسیله ملاحظات اقتصادی عقلانی درباره سودها و هزینه‌های نسبی مهاجران برانگیخته و تحریک می‌شوند.
۲- تصمیم به مهاجرت بستگی به تفاوتهای مورد انتظار بین مزدهای شهری و روستایی دارد نه تفاوتهای واقعی بین آنها. تفاوتهای مورد انتظار بوسیله واکنش متقابل دو متغیر، یعنی تفاوتهای واقعی بین مزدهای شهری- روستایی و احتمال بدست آوردن موفقیت‌آمیز شغل دربخش شهری مشخص می‌شود.
۳- احتمال بدست آوردن شغل در شهر به طور مستقیم در ارتباط با نرخ اشتغال شهری است از اینرو، آن (احتمال کسب شغل) با میزان بیکاری شهری رابطه معکوس دارد.
۴- در صورت وجود تفاوت بسیار در درآمدهای مورد انتظار بین شهر و روستا، وجود نرخهای مهاجرت مازاد بر نرخهای رشد، فرصت‌های شغلی در شهرها نه تنها ممکن، بلکه منطقی و حتی محتمل است. بنابراین نرخهای بالای بیکاری شهری نتیجه اجتناب ناپذیر، عدم تعادل جدی فرصتهای اقتصادی در بین مناطق شهری و روستایی در اکثر کشورهای در حال توسعه است. (تودارو & ترجمه مصطفی سرمدی, ۱۳۶۷, ص. ۳۵ تا ۳۸) (پاپلی یزدی/ابراهیمی م. , ۱۳۸۱)
۳-۴-۲ نظریه سرمایه گذاری انسانی وهزینه- فایده لاری شاستاد[۳]( Lary Shastad)
این نظریه ابتدا توسط شاستاد(۱۹۶۱) ارائه شده و سپس داونز[۴] (Davanzo 1976) آن را گسترش داد. طبق این نظریه تصمیم گیری برای مهاجرت نوعی تصمیم به سرمایه گذاری است که درآن شخص مهاجر هزینه و فایده مهاجرت را در نظر می گیرد، بدین ترتیب مهاجرت موقعی انجام می شود که فایده آن به هزینه اش افزون باشد. شاستاد از دیدگاه اقتصادی نظریه سرمایه نیروی انسانی را مطرح کرد. به نظر وی مهاجر وقتی اقدام به مهاجرت می‌کند که این امر دارای بازده اقتصادی باشد. بازدهی که فراتر از تفاوت درآمد در مبداء و مقصد مهاجرتی است، زیرا بر اساس نظریه وی که به نظریه هزینه- فایده موسوم است، مهاجرت زمانی انجام می‌گیرد که درآمد در مبداء به علاوه هزینه واقعی مهاجرت کمتر از درآمد قابل انتظار باشد در اینجا شخص مهاجر قبل از مهاجرت، هزینه های اجتماعی احتمالی و فوایدی را که در اثر مهاجرت به دست می آورد مقایسه نموده، سپس تصمیم به مهاجرت می گیرد. این فایده و هزینه ها شامل عناصر مادی و غیر مادی هستند. هزینه های مادی شامل: هزینه های سفر، دور ریختن اثاثیه منزل که ارزش جا به جایی ندارند، تحمل یک دوران بیکاری و بی مزدی و غیره است.
هزینه های غیرمادی شامل: دور ماندن از خانواده و اعضای فامیل، تحمل رنج و سختی سفر و تحمل شرایط محیطی مقصد و پذیرش عادات جدید می باشد. در مورد فواید جنبه های مادی آن: احتمال کسب درآمد بالاتر و ارتقای شغلی در آینده و غیره و فواید غیر مادی: برخورداری از هر گونه امکانات رفاهی و تفریحی و آسایش در مقصد که در محل زندگی قبلی او نبوده است، می باشد.
در این نظریه فرض براین است که انسان ها تمایل دارند که در آمد خالص واقعی دوران زندگی شغلی خود را به حداکثر برسانند و می توانند درآمد احتمالی آینده در مقصد و درآمد کنونی خود در مبدا را محاسبه نمایند.
بر طبق این نظریه می توان انتظار داشت که افراد مسن نسبت به جوانان تمایل کمتری به مهاجرت دارند، زیرا اولا تفاوت درآمد بین مبدا و مقصد با توجه به عمر باقی مانده آن قدر زیاد نیست و در ثانی هزینه های غیرمادی برای این افراد بیش از جوانان است. جوانان به ویژه جوانان تحصیل کرده بیش از دیگران مهاجرت می کنند، زیرا تفاوت درآمد بالقوه آنان بین مبدا و مقصد احتمالا زیاد است.
بر اساس این تئوری مهاجرت و دوره بیکاری و کم‌کاری همراه آن، ممکن است به عنوان یک سرمایه‌گذاری تلقی شود که سرانجام درآمد بالاتر و سطح بالاتر زندگی را برای مهاجرین دربر دارد.این تئوری سرمایه‌گذاری انسانی، دلیل مهاجرت بیشتر جوانان را توضیح می‌دهد، زیرا آنها قبلاً هیچ تجربه‌ای ندارند و فاقد درآمد هستند یا درآمد کمی دارند، به همین خاطر هزینه فرصت آنان پایین است به علاوه جوانان پس از یک دوره طولانی‌تر، منافع را جمع می‌کنند . بنابراین فرض اساسی این تئوری، چنین می‌باشد که افراد وقتی تصمیم به مهاجرت می‌گیرند که فایده مهاجرت کردن بر هزینه آن افزونی داشته باشد. فایده مهاجرت در ارزش و درآمد بالقوه پس از مهاجرت در مقایسه با درآمد کنونی می‌باشد (فایده‌های غیرپولی نیز بر این نظریه مرتبط می‌باشد) (لهسایی زاده, ۱۳۶۸, ص. ۲۲۳)
۴-۴-۲ نظریه الگوی اقتصادی دو بخشی توسعه ارتور لوئیس[۵]( Arthur Lewis)
نخستین و معروف ترین الگوی توسعه که مهاجرت نیروی کار روستایی به شهر را جزو لاینفک جریان توسعه اقتصادی مورد توجه قرار داد، توسط آرتورلوئیس (Arthur Lewis 1961) تعدیل و بسط داده شد.
این الگو در اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ به عنوان نظریه عمومی پذیرفته شده در مورد کشورهای جهانی سوم که نیروی کار اضافی داشتند مطرح شد
تمرکز اصلی این مدل هم بر فرایند انتقال نیروی کار و هم بر رشد اشتغال در بخش شهری می‌باشد. در این مدل فرض شده که اقتصاد شامل دو بخش می‌باشد :
الف) بخش معیشتی- سنتی کشاورزی (روستایی) که مشخصه آن بازده تولیدی صفر یا خیلی پائین و نیروی کار اضافی می‌باشد.
ب) بخش صنعتی مدرن شهری که از بازده تولیدی بالایی برخوردار است (تودارو & ترجمه مصطفی سرمدی, ۱۳۶۷, ص. ۲۱) (پاپلی یزدی/ابراهیمی م. , ۱۳۸۱, ص. ۱۶۲/۱۶۳)
این الگو کوچ را یک سازوکار متعادل کننده می شناسد و برآن است که کوچ با انتقال نیروی کار از بخش دارای نیروی کار اضافی به بخشی که با کمبود نیروی کار مواجه است ، سرانجام برابری دستمزد در دو بخش مذکور را فراهم می کند. (اوبرای, ۱۳۷۰, ص. ۷۱)
به موازات توسعه صنعتی، نیروی کار از بخش سنتی به بخش مدرن رانده می‌شود. در این فرایند، سرعت انتقال از بخش سنتی به بخش مدرن، در ارتباط مستقیم با میزان تراکم سرمایه‌گذاری صنعتی در بخش مدرن می‌باشد. همچنین این مدل بر دو عنصر اساسی در مسأله اشتغال تأکید دارد. یکی ؛ تفاوتهای ساختاری و اقتصادی بین مناطق شهری و روستائی و دیگری ؛ اهمیت فرایند انتقال نیروی کار که مناطق شهری و روستایی را به هم مرتبط می‌سازد.
به طور خلاصه این مدل فرض می‌کند که اقتصاد در حال توسعه از دو بخش نسبتاً مستقل از یکدیگر تشکیل شده است. یکی بخش کشاورزی- معیشتی است که میزان بیکاری در آن بالا می‌باشد و تولید نهایی نیروی کار صفر یا نزدیک به صفر می‌باشد و کارگران مزدی برابر با معیشت‌شان می‌گیرند و بخش دیگر، بخش صنعتی مدرن می‌باشد که دارای اشتغال کامل می‌باشد و به خاطر تولید بالا در بخش صنعتی، دستمزدها نیز بسیار بالا می‌باشد. با وجود چنین تفاوتهایی در میزانهای مزد و اشتغال در بخش مدرن و سنتی، مهاجرت به عنوان یک مکانیسم متعادل‌کننده در نظر گرفته می‌شود. که از طریق این فرایند، نیروی کار اضافی یک بخش به بخش دیگر منتقل می‌شود (ازکیا و غفاری, ۱۳۸۳, ص. ۸۷)
۵-۴-۲ نظریه اورت.اس .لی[۶]( Everett S.Lee)
اورت اس. لی بر نظریه جذب و دفع تاکید نموده و آن را منشاء بروز مهاجرت می داند. تاکید لی بر موانع مداخله گر است آنچنان که اظهار می دارد: بین دو مکان مجموعه ای از موانع مداخله گر وجود دارد که در مواردی مقدار آن کم و در مواردی نیز این میزان زیاد است. مهم ترین مانع مطالعه شده فاصله است.البته افراد مختلف تاثیرات متفاوتی را از بین موانع می پذیرند.
عواملی که برای عده ای کم اهمیت هستند (به عنوان مثال هزینه سفر) ممکن است برای عده دیگری تحریم کننده باشد. عقاید تئوریکی اورت اس. لی به مزایا و مضرات مکان مبدأ همانند پتانسیل های مکان مقصد و همچنین موانع مداخله گر بین دو مکان توجه دارد.
وی درسال ۱۹۶۶ در مقاله‌ای با عنوان «نظریه‌ای درباره مهاجرت» که در مجله جمعیت شناسی آمریکا منتشر کرد مهاجرت را تحت تأثیر چهار عامل عمده ذیل تبیین کرد :
الف) عوامل موجود در مبداء (برانگیزنده و یا بازدارنده)
ب) عوامل موجود در مقصد (برانگیزنده و یا بازدارنده)
ج) موانع موجود در جریان مهاجرت از مبداء به مقصد
د) عوامل شخصی (پاپلی یزدی/ابراهیمی م. , ۱۳۸۱, ص. ۱۶۸)
نظریه لی به تئوری عوامل دافعه و جاذبه معروف است و بر آن اساس، در صورتیکه برآیند عوامل برانگیزنده و بازدارنده مثبت باشد میل به مهاجرت در فرد ایجاد می‌شود و اگر چنانچه عوامل شخصی نتواند این تمایل را از بین ببرد و موانع موجود در جریان مهاجرت نیز تأثیر بازدارنده‌ای اعمال نکند مهاجرت عینیت می یابد و فرد حرکت خود را از مبداء به مقصد آغاز می‌کند. وی وجود امکانات بیشتر آموزشی، اشتغالی و درآمد را در مبداء از جمله عوامل جاذبه به حساب می‌آورد و در مقابل هزینه‌های بالای زندگی در محل جدید، دوری از خانه و کاشانه و آلودگی محیط زیست را از عوامل دافعه محسوب می‌دارد. نکته قوت نظریه لی تأکید درست و به جای او درباره عوامل شخصی است .
واضح است که مجموع عوامل مثبت و منفی در مبدا و مقصد برای مهاجر یا مهاجرین با هم متفاوت هستند. در عین حال ممکن است طبقاتی از مردم که به گونه مشابه به مجموعه عوامل در مبدا و مقصد واکنش می دهند را بتوان از یکدیگر تفکیک کرد.
اثر هر یک از عوامل بنا به شخصیت و ویژگی های فردی، مثلا سن، جنس، میزان تحصیلات، سطح مهارت، نژاد، گروه های قومی و غیره متفاوت خواهند بود، این عوامل (مثبت، منفی، خنثی) برای اشخاص مختلف هم در مبدا و هم در مقصد متفاوت خواهد بود. مثلا آب و هوای خوب، عامل جاذب و آب و هوای نامناسب، عامل دافع برای افراد است، یا اینکه یک نظام آموزشی خوب ممکن است برای کودکان و نوجوانان جزو عوامل مثبت و برای کودکان و نوجوانان جزو عوامل منفی باشد، زیرا مالیات زیادتری برای تامین بودجه آموزش و پرورش آن منطقه باید بپردازند، در صورتی که برای مرد مجرد فاقد دارای مشمول مالیات در این حالت، نظام آموزشی از عوامل خنثی به شمار می آید.
«لی» همچنین در این مدل در مورد زمینه مهاجرت، گسترش جریان و ضد جریان مهاجرت و بالاخره ویژگی های مهاجران نیز پرداخته است. (زنجانی, ۱۳۸۰, ص. ۱۳۲/۱۳۳)
۶-۴-۲ نظریه زیمپ[۷] (zimp)و استافر[۸]staufer))
زیمپ نیز به عوامل مداخله گر معتقد است و آن را به شکل رابطه معکوس بین فاصله با مهاجرت نشان می دهد. وی با الهام از قانون جاذبه نیوتن، پیشنهاد می نماید که برای تخمین مهاجرت بین دو مکان می توان از فرمول زیر استفاده نمود.
جاذبه=popd÷D
در فرمول فوق جمعیت Po جمعیت مکان مبدا و pd جمعیت مکان مقصد و D فاصله ای است که دو مکان مزبور را از هم جدا می سازد.
استفافورد نیز نیز به مسئله موانع مداخله گر را به شیوه مثبت و منفی می نگریست و نظریه (فرصت های مداخله گر) را تنظیم نمود. براساس این نظریه مهاجرت انجام شده بین دو مکان رابطه مستقیم با فرصت های جاذب مثل اشتغال، مسکن و غیره دارد. (حاج حسینی/ضرغامی, ۱۳۸۵)
۷-۴-۲ نظریه کارکردگرایان
این نظریه بر تبیین دلایل و پیامدهای مهاجرت استوار است و در خصوص دلایل مهاجرت بر این فرض تأکید می کند که تمام نیازهای اجتماعی در چارچوبی از نظام اجتماعی آموخته می شود.
کنش گران در یک نظام به نیازهایی باور دارند که در آن نظام نمی توانند آنها را برآورده سازند؛ زیرا خصایص ساختن نظام های اجتماعی و کنشگران هرگز در طول زمان ایستا نیستند. این دیدگاه در توجیه مهاجرتهای روستاییان عقیده دارد: از آنجا که نیازهای اجتماعی افراد در محیط های روستایی برآورده نمی شود و در تعدادی از شهرها پاسخی صحیح برای آنها وجود دارد، از این رو گونه ای عدم تعادل میان جوامع روستایی و شهری ایجاد می شود و روستاییان برای برآورد نیازهای خود دست به مهاجرت می زنند؛ بنابراین از دیدگاه این نظریه، مهاجرت روستا - شهری، ناشی از عدم تعادل های اقتصادی و اجتماعی موجود بین مناطق مختلف است. (پاپلی یزدی/ابراهیمی م. , ۱۳۸۱, ص. ۱۵۵)
آنها همچنین اعتقاد دارند از آنجا که در هر نظام بدون وجود پوششهای انسانی تعادل به هم می خورد، مهاجرت عنصری الزامی جهت برقراری تعادل مجدد در جامعه است، از این جهت مهاجرت از یک طرف به مکانیسم تطابق شخص با تغییرات ایجاد شده بدل می گردد و از طرف دیگر تعادل از دست رفته را به جامعه بر می گرداند. آنها بعد از تبیین علل مهاجرت و اعتقاد به کارکرد مثبت برای آن، به اثرات مهاجرت بر ساخت مبدا، مقصد و وضعیت شخص مهاجر می پردازند. به اعتقاد اینها ساخت جامعه مقصد مهاجر را از ابتدا در خود جذب و سپس با خود همانند می گرداند، مهاجر بعد از همانند شدن به یگانگی با آن دست می یابد. بنابر اعتقاد کارکردگرایان، نظام مقصد، نهایتا مهاجر و نسلهای پاگرفته از آن را به عنوان اعضای دائمی خود با خصایص اقتصادی - اجتماعی نظیر سایر اعضای خود می پذیرند.
به طور کلی آنها مهاجرت را عامل مطمئن برای جلوگیری از آسیبهای اجتماعی ناشی از عدم تعادل در جامعه می دانند. آنها همچنین می افزایند مهاجرت باعث برابری و استقلال می شود و زمینه بهبود وضعیت زندگی را به وجود می آورد و اعتقاد دارند اگر چه به لحاظ اقتصادی در ابتدا بیکاری به وجود می آورد اما این بیکاری موقتی بوده و مدتی بعد از کسب شغل، بهبود و رفاه اقتصادی را به همراه می آورد. (نعمتی, ۱۳۹۰)

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله با موضوع مکان یابی بهینه ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
 

هند

 

تشویق برای استفاده از منابع تولید انرژی تجدیدپذیر

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

 
 

ایتالیا

 

کاهش انتشار گازهای مخرب و بهبود بازده انرژی

 
 

هلند

 

کاهش CO2 و بهبود بازده

 
 

لهستان

 

بازده بالای تولید و استفاده از گاز برای تولید انرژی الکتریکی

 
 

پرتغال

 

کاهش CO2

 
 

اسپانیا

 

ذخیره انرژی، کاهش هزینه های فعلی تولید

 
 

انگلستان

 

کاهش CO2 ، تجدید ساختار بالا رفتن بازده انرژی

 

۱-۴- مشکلات میکرو گرید
همانند تمامی تکنولوژی های امروزی گسترش سیستمهای میکروگرید در صنعت برق نیز با چالشهایی روبه رو است از جمله:
عدم وجود استانداردهای لازم
از آنجا که میکروگرید مبحث جدیدی میباشد هنوز استاندارهای مناسبی برای عملکرد آن در بخش های مختلف در دسترس نمیباشد. به عنوان مثال هنوز استانداردهایی در زمینهی ترکیب منابع تولید پراکنده در میکروگرید به منظور افزایش کیفیت توان موجود نمی باشد.
موانع قانونی و اداری
در بسیاری از کشورها هیچ قانونی به منظور انرژی پاک به منظور بستری برای توسعه و عملکرد میکروگرید موجود نیست.
انحصار بازار
اگر چه میکروگرید موجب تعادل اقتصادی در بازار میشود اما در شرایطی که میکروگرید در حالت جزیرهای یا جدا از شبکه بارهای با اولویت را تغذیه میکند و انرژی حاصل از شبکهی اصلی در دسترس نیست، خرده فروشی کنترل قیمت بازار را از دست خواهد داد و بازار دچار انحصار خواهد شد.
مشکلات فنی
به دلیل عدم وجود تجارب فنی کافی در این زمینه، ترکیب و کنترل تعداد زیادی منابع تولید پراکنده در سطح ولتاژ توزیع مشکلات بسیاری را در زمینهی پایداری و کیفیت توان، کنترل تعادل توان و حفاظت به وجود خواهد آورد که این مشکلات در سالهای اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. از جمله:
الف) پایداری و کیفیت توان
با حضور منابع کوچک تولید انرژی در میکروگرید و دو طرفه شدن جهت پخش توان، مشکلاتی نظیر عدم تعادل در توان راکتیو و ولتاژ به وجود خواهد آمد. همچنین ادوات الکترونیک قدرت در کنار مزایای بسیار خود باعث تزریق هارمونیک به شبکه خواهند شد. علاوه بر این حضور تعدادی از منابع تولید پراکنده شامل منابعی با قابلیت تولید توان راکتیو و منابعی با عدم قابلیت تولید توان راکتیو علاوه بر تاثیر بر ساختار و فرکانس شبکه بحث کنترل توان راکتیو را با چالشهای جدی روبه رو میکند.
ب)حفاظت
در شبکه های سنتی جهت عبور توان از سمت شبکهی انتقال به سمت توزیع میباشد. حضور DG[7]ها در میکروگرید باعث جاری شدن توان در خلاف جهت مذکور میشود و همچنین چون میکروگرید میبایست در دو مد متصل به شبکه و جدا از شبکه بهره برداری شود، نیاز به طرحهای حفاظتی مجزا در این دو حالت مشکلاتی را در هماهنگی بین رلههای حفاظتی به وجود خواهد آورد.
۱-۵- بیان مسئله و پیشینه تحقیق
از مطالب ذکر شده در مقدمه بر میآید که دنیای مدرن امروزی به شدت نیازمند انرژی برق با کیفیت و قابلیت اطمینان بالا است. افزایش نیاز به دسترس پذیری و قابلیت اطمینان بالا، نیاز به استفاده از منابع انرژی نو به عنوان تولید کننده، قدیمی شدن شبکه های انتقال و توزیع همه چالشهای امروز را در جهت افزایش قابلیت اطمینان، امنیت و کیفیت توان پیش میبرد. از این رو پژوهشگران و کارشناسان به منظور دست یابی به روش های بهینهتر برای تامین برق، تکنولوژی های جدیدی مثل شبکه های میکروگرید را معرفی نموده اند. حضور میکروگریدها در شبکه های توزیع، مزایای بسیاری را برای مشترکین فراهم مینمایند. میکروگریدها قابلیت فراهم نمودن کیفیت توان مطابق با نیازهای مشترکین را دارا میباشند، در چنین شرایطی واضح هست که داشتن یک استراتژی بهینه برای مکان واحدهای تولید پراکنده در میکروگرید حائز اهمیت است و عدم توجه به آن باعث هدر رفتن وقت و منابع مالی زیاد میشود.
مرجع (Brown et al 2001, 622-627) یک الگوریتم ترتیبی حذفی را برای جایابی و تعیین ظرفیت DGها ارائه می‏دهد، مرجع (El-Khattam 2004, 1674-1684) یک روش جدید ابتکاری مبتنی بر آنالیز هزینه و سود برای تعیین ظرفیت و مکان بهینه‏ی DG انجام می‏دهد، مرجع (Kuri and Li 2004, 2085-2089) روش بهینه ‏سازی الگوریتم ژنتیک را برای توسعه‏ی منابع DG در شبکه‏ی توزیع ارائه می‏دهد، جایابی منابع تولیدات پراکنده که سیستم‏های فتوولتائیک یکی از آنها می‏باشد در تحقیقات زیادی مورد بررسی قرار گرفته است (El-Zonkoly 760-771; Hussain and Roy 2012, 565-570; Abu-Mouti and El-Hawary 2011, 2090-2101; Miranda, Ranito and Proenca 1994, 1927-1933 ). مرجع (Patra, Mitra and Ranade 2005, 2372-2377 ) یک روش گویا و منطقی را برای ساخت میکروگریدها بیان کرده است. اثرات منابع تولید پراکنده بر قابلیت اطمینان و بازده شبکه با حضور بارهای متغییر با زمان در مرجع (Zhu 2006, 419-427) مورد مطالعه قرار گرفته است. در مرجع (روحانی ۱۳۹۰، ۲؛ Basu 2008, 1-4 ) به بررسی قابلیت اطمینان یک شبکه‏ی میکروگرید با جایابی بهینه‏ی تولیدات پراکنده در آن پرداخته شده است در تمامی پژوهشهای صورت گرفته در گذشته از منابع تولید توان پراکنده (DG)، به عنوان منبع تولید توان اکتیو یاد شده است اما در این پروژه سعی شده تا با روشی جدید به مکانیابی بهینهی سیستمهای فتوولتاییک که به عنوان یکی از منابع تولید پراکنده در میکروگریدها شناخته میشوند (که در فصل دوم در مورد آنها بحث خواهد شد) با در نظر گرفتن توان راکتیو تولیدی علاوه بر توان اکتیو، پرداخته شود.
فصل دوم
مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق
۲-۱- ساختار میکروگرید
شکل ۲-۱ شماتیک یک میکروگرید را نشان میدهد. میکروگرید قسمتی از یک سیستم توزیع قدرت الکتریکی را شامل میشود که در پایین دست یک ایستگاه فرعی توزیع قرار گرفته است و شامل انواع مختلف واحدهای DER و استفاده کنندههای الکتریسیته و گرماست.
شکل ۲-۱- یک میکروگرید نمونه شامل انواع تولیدات پراکنده
۲-۲- معرفی سیستم های تولید پراکنده[۸] و سابقه آن
در اینجا لازم است مقدماتی از تولیدات پراکنده که به عنوان سنگ بنای ساخت سیستمهای میکروگرید هستند بیان شود:
در دهه های اخیر تجدید ساختار صنعت برق و همچنین خصوصی سازی این صنعت مطرح و در برخی کشورها اعمال گشته است. طی این مدت به خاطر بالا بردن بازده بهرهبرداری و تشویق سرمایه گذاران صنعت برق دستخوش تغییرات اساسی از لحاظ مدیریت و مالکیت گردیده است به طوریکه برای ایجاد فضای رقابتی مناسب بخشهای مختلف آن از جمله تولید انتقال و توزیع از هم مستقل گردیدهاند. در محیط تجدید ساختار یافته صنعت برق متقاعد نمودن بازیگران بازار به سرمایهگذاری در پروژه های چندین میلیارد دلاری تولید و انتقال توان آسان نیست. این تغییر و تحولات از یک طرف و عواملی همچون آلودگی محیط زیست، مشکلات احداث خطوط انتقال جدید و پیشرفت فناوری در زمینه اقتصادی نمودن ساخت واحهای تولیدی در مقیاس کوچک در مقایسه با واحدهای تولیدی بزرگ از طرف دیگر باعث افزایش استفاده از واحدهای تولیدی کوچک تحت عنوان” تولیدات پراکنده"گردیده است. اکثر تکنولوژی های تولید پراکنده در جنبه های متعدد مانند عملکرد اندازه و قابلیت گسترش، انعطافپذیر هستند. ضمن اینکه استفاده از تولید پراکنده باعث یک عکس العمل قابل انعطاف به مقداردهی قیمت برق میگردد. تعاریف مختلفی برای تولیدات پراکنده بکار رفته است ولی تعریف جامع و بدون محدودیت آن عبارت است از “منبع انرژی الکتریکی که مستقیماً به شبکه توزیع و یا سمت مصرف کننده وصل میگردد.” مقادیر نامی این تولیدات متفاوت است ولی معمولاً ظرفیت تولید آنها از چند کیلووات تا حدود ۱۰ مگاوات میباشد. این واحدها در پستها و در فیدرهای توزیع در نزدیکی بارها قرار میگیرند (El-Khattam and Salama 2004, 119-128 ). تولید پراکنده انرژی اصطلاح جدیدی نیست. از آغازین روزهایی که بشر برای رفع نیاز خود به انواع مختلف انرژی نیاز داشت تولید پراکنده شکل گرفته است، چرا که این انرژی عملاً در نزدیکی محل مصرف آن تولید میشود. تولیدات پراکنده به صورت محلی مورد استفاده قرار میگیرند. با توجه به این که این تولیدات نزدیک به مراکز مصرف میباشند نیازی به انتقال انرژی الکتریکی خروجی آنها در مسافتهای طولانی وجود ندارد. هرچه مصرف کننده به تولید کننده نزیکتر باشد هزینه تأمین انرژی الکتریکی نیز کاهش خواهد یافت.
بحث میکروگریدها که از به هم پیوستن منابع تولید پراکنده شکل میگیرد، در دههی آخر قرن ۲۰ میلادی درسطح مقالات رونق گرفت و دردههی اول قرن ۲۱ به یکی از مباحث داغ علمی درزمینهی تولید انرژی تبدیل شده است. با توجه به ایجاد رقابت وتجدید ساختار در سیستم های قدرت انتظار میرود تولیدات پراکنده نقش فزایندهای درآینده این سیستمهای داشته باشند به طوریکه تحقیقات انجام شده نشان میدهد تا سال ۲۰۱۵ میلادی بیش از ۲۵ درصد توان الکتریکی را تولیدات پراکنده تشکیل خواهند داد (Kuri and Li 2004, 2085-2089 ).

نظر دهید »
پژوهش های پیشین درباره مدل سازی گره و محاسبه ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
  • این شبکه قابلیت اطمینان بالایی دارد و مسیریابی در آن ساده است(Bag&eta1, 2014,101 – ۱۰۵).
  • گران و پیچیده است که این دو عامل پیاده سازی آن را مشکل می‌کند(Bag&eta1, 2014,101 – ۱۰۵).

ستاره: در این توپولوژی همه گره‌ها به یک گره مرکزی متصل هستند. گره مرکزی نسبت به سایر گره در مدیریت و مسیریابی پیام‌ها باید دارای قابلیت بیشتری باشد. این توپولوژی به عنوان شبکه LAN[38] مورد استفاده قرار می‌گیرد(Lewis, 2004).
ویژگی ها:

  • سیم کشی ارزان و آسان است.
  • قابلیت اطمینان بالایی دارد و نگهداری و مدیریت آن ساده است.
  • مکان یابی و تعمیر قسمت خراب ساده است(Bag&eta1, 2014,101 – ۱۰۵).
  • همه گره‌ها سیگنال یکسانی را دریافت می‌کنند در نتیجه پهنای باند تقسیم می‌شود.
  • اگر سوئیچ گره مرکزی خراب شود شبکه از کار می‌افتد(Bag&eta1, 2014,101 – ۱۰۵).

باس: در این توپولوژی، همه گره‌ها به یک باس متصل هستند و پیام‌ها روی باس در همه گره‌ها منتشر می‌شوند. هر گره آدرس مقصد را در سر پیام چک می‌کندو پیام‌های آدرس مربوطه را پردازش می‌کند. توپولوژی باس غیرفعال است، زیرا هر گره به راحتی پیام‌ها را دریافت می‌کند و مسئول ارسال دوباره پیام‌ها نیست(Lewis, 2004).
ویژگی ها

      • ساخت این شبکه ساده است.(مناسب برای شبکه‌های کوچک و سریع)

    (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

  • گره‌های اضافی را در هر جایی روی باس می‌توان اضافه نمود.
  • این توپولوژی نسبت به توپولوژی ستاره به سیم کشی کمتری نیاز دارد(Bag&eta1, 2014,101 – ۱۰۵).
  • در این توپولوژی خراب شدن کانال سبب از کار افتادن کل شبکه می‌شود.
  • طول باس توسط تلفات کابل یا سیگنال محدود می‌شود.
  • شناسایی عیب و رفع آن در این شبکه کار سخت و وقت گیری است(Bag&eta1, 2014,101 – ۱۰۵).

شبکه کاملاً متصل: در این شبکه همه گره‌ها به هم متصل هستند. این توپولوژی به علت افزونگی و تحمل پذیری خطای بالایش بیشتر در شبکه [۳۹]WAN مورد استفاده قرار می‌گیرد(Bag&eta1, 2014,101 – ۱۰۵). وقتی گره‌ای به این شبکه اضافه می‌شود تعداد اتصالات بطور نمایی افزایش می‌یابد(Lewis, 2004).
۲-۶٫ لایه های شبکه
پشته پروتکلی دارای پنج لایه افقی شامل لایه های فیزیکی[۴۰], پیوند داده[۴۱], شبکه[۴۲], انتقال[۴۳], و کاربرد[۴۴] و سه لایه عمودی مدیریت توان[۴۵], مدیریت جابجایی[۴۶], و مدیریت عملیات[۴۷] است(Akyildiz& eta1, 2002,102-114).
لایه فیزیکی وظیفه مدولاسیون و ارسال و دریافت در سطح پایین را بر عهده دارد. پروتکل کنترل دستیابی واسط[۴۸] باید قادر باشد با حداقل تصادم به روش پخش همگانی با هر گره همسایه ارتباط برقرار کند. لایه شبکه عملیات مسیردهی داده هایی که از لایه انتقال می آیند را بر عهده دارد. لایه انتقال وظیفه مدیریت جریان انتقال بسته ها را در صورت نیاز کاربرد, بر عهده دارد. بسته به کاری که شبکه برای آن طراحی شده انواع مختلف نرم افزارهای کاربردی می تواند روی لایه کاربرد استفاده شود و خدمات مختلفی را ارائه نماید.
لایه عمودی مدیریت توان با دخالت در کلیه لایه های افقی چگونگی مصرف توان برای گره را تعیین می کند. در واقع برای کاهش مصرف انرژی به الگوریتم ها و پروتکل های توان-آگاه[۴۹] نیازمندیم. مثلاً اینکه یک گره پس از دریافت پیغام از یکی از همسایه هایش، قسمت دریافت کننده اش را خاموش کند تا باعث جلوگیری از دریافت دوباره پیغام و در نتیجه کاهش مصرف انرژی ‌گردد. ایده دیگری که می تواند همزمان مورد استفاده قرار گیرد این است که اگر گره ای به سطح پایین انرژی برسد به همسایه هایش اعلام همگانی می کند که انرژی اش در حال اتمام است و نمی تواند در مسیردهی پیغامها شرکت داشته باشد. گره های همسایه پس از آن پیغام ها را از طریق گره های دیگر مسیردهی خواهند کرد.

شکل۲-۳٫ پشته پروتکلی شبکه حسگر(Raghuwanshi, 2003)
لایه عمودی مدیریت حرکت, روش های مکان-آگاه[۵۰] را بکار می‌گیرد. جابجایی گره را تشخیص داده و ثبت می کند بنابراین یک مسیر برگشت تا کاربر همیشه مدیریت می شود و رد گره متحرک دنبال می شود.
مدیریت عملیات، وظایف گره ها را زمانبندی کرده و متعادل می سازد. مثلاً اگر وظیفه حس کردن به یک ناحیه معین محول شود همه گره‌های حسگر آن ناحیه لازم نیست عملیات حس کردن را بطور همزمان انجام دهند بلکه این وظیفه می تواندبه برخی گره ها مثلاً به گره هائی که دارای ترافیک کمتر یا انرژی بیشتر هستند محول شود. برای تضمین این نکته باید از الگوریتم های کار-آگاه[۵۱] استفاده نمود.
۲-۷٫ پروتکل MAC [۵۲]
پروتکل MAC کارها را در کانال مشترک هماهنگ می‌کند. در بسیاری کاربردها، با بهره گرفتن از پروتکل‌های MAC بی‌سیم در صورت عدم دریافت یا ارسال پیام توسط گره، گره مورد نظر به مد خواب می‌رود تا در انرژی مصرفی صرفه جویی شود. یک پروتکل MAC کارا در شبکه حسگر بی‌سیم باید مصرف توان پایینی داشته باشد، از تصادف جلوگیری کند، توسط کدهای با طول کوتاه پیاده‌سازی شود و نسبت به تغییرات فرکانس رادیوئی و شرایط شبکه‌بندی تحمل پذیر باشد(Stankovic, 2006). یک نمونه خوب پروتکل MAC برای شبکه‌های حسگر بی‌سیم [۵۳]B-MAC است. B-MAC قابلیت پیکره‌بندی بالایی دارد و در حافظه با سایز کوچک و کد با طول کوتاه قابل پیاده‌سازی است. B-MAC از چهار قسمت اصلی تشکیل شده است. تعیین وضوح کانال(CCA)[54]، قطع کردن بسته[۵۵]، تأیید لایه پیوند داده[۵۶]، دریافت کم توان[۵۷]. در CCA، B-MAC در حالت بی‌باری از میانگین متحرک وزن‌دار نمونه‌ها[۵۸] استفاده می‌کند تا نویز زمینه را تعیین کند و تعیین نویز زمینه سبب شناسایی راحت‌تر بسته‌های می‌شود. قطع بسته در یک رنج خطی تغییر می‌کند که این عمل سبب کاهش تأخیر می‌شود. B-MAC تأیید لایه پیوند داده را بسته به بسته انجام می‌دهد. طرح دریافت کم توان در گره‌های دارای سیکل خواب و بیدار انجام می‌گیرد.
۲-۸٫ استاندارد شبکه حسگر هوشمند
۲-۸-۱٫ استاندارد IEEE 1451.x
IEEE 1451 یک روش کلی بر ای اتصال حسگرهای متفاوت تولیدی توسط سازندگان مختلف است. یک سیستم توسعه یافته تعداد محدود و انتخاب شده‌ای از حسگرها را پشتیبانی می‌کند. در صورت اضافه‌ شدن حسگری به سیستم، رابط‌ها و نرم‌افزارهای مخصوصی برای پیکره‌بندی جدید مورد نیاز است. IEEE و NIST از ۱۹۹۳ استاندارد IEEE 1451 را پشتیبانی می‌کنند(Chen, 2004). IEEE 1451 استاندارد کلی بعنوان رابط مبدل و رابط شبکه فراهم می‌کند(Bhosale &Sobolewski, 2009,322 – ۳۲۹).

  • IEEE 1451.: این بخش ساختار [۵۹]TEDS، پروتکل‌های تبادل پیام و مجموعه دستورات برای مبدل‌ها را تعیین می‌کند.
  • IEEE 1451.1: توزیع و جمع آوری اطلاعات را روی شبکه IP متداول مشخص می‌کند. مدل اطلاعاتی پردازنده کاربردی شبکه (NCAP)[60] را مشخص می‌کند.
  • IEEE 1451.2: ماژول رابط هوشمند مبدل (STIM)[61] برای ارتباطات بین مبدل و میکروپروسسور و برگه اطلاعاتی الکترونیکی مبدل (TEDS) مورد استفاده برای شرح مشخصات حسگرها را معین می‌کند. STIM در شکل ۲-۵ نشان داده شده است.
  • IEEE 1451.3: ماژول رابط باس مبدل (TBIM)[62] و یک رابط بین NCAP و TBIM برای سیستم‌های چند افتی[۶۳] پراکنده را معین می‌کند.
  • IEEE 1451.4: پروتکل‌های ارتباطی مد ترکیبی[۶۴] و فرمت‌های TEDS را معین می‌کند.
  • IEEE 1451.5: این بخش اطلاعاتی را مشخص می‌کند تا حسگرها و دستگاه‌های موافق با ۱۴۵۱ بطور بی‌سیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
  • IEEE 1451.6: این اطلاعات لازم برای باس [۶۵]CAN است]۱۳،۱۴،۳۰[.
نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی و تبیین ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

به طور کلی، در اندیشه مدرنتیه این عناصر نهفته است: محور قرار گرفتن انسان یا نوعی اومانیسم که مهمترین محتوا و درونمایهاش ایمان به دانش و قدرت انسان است که در این فرض دیگر انسان نه آن موجود مفلوک فریبخورده و منتظر گوشهچشمی از عالم برتر و از ما بهتران، بلکه موجودی دارای شرافت ذاتی و دارای علم و آگاهی که با بهره گرفتن از آن میتواند بر هر امری غالب آید و حتی در حوزه اخلاقیات دیگر میان معرفت اخلاقی او و عمل اخلاقیش چندان فاصله نیفتد، زیرا قدرت به کرسی نشاندن خواسته های مختلف از جمله خواسته های اخلاقیش را دارد. از همین جاست که اندیشه پیشرفت و تحول شکل گرفت و این که به جای پسرفت و حسرت گذشته را خوردن، به آینده روشن و بهتر امیدوار بود و برای عملی شدنش کوشید. این نگرش نقطه مقابل دیدگاه سنتی مسیحی بود که فقط گذشته را دوره طلایی میدید که بالاترین اتفاق ممکن و مبارکترینش، بازگشت به آن بود نه نگاه به آینده و توسعه و تحول و پیشرفت.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

با اذعان به این نکات، این مدعا که «در ادیان و مذاهب جهانی نه تنها چیزی به نام پیشرفت وجود ندارد بلکه به جای آن، ایده پسرفت به چشم میخورد» یا «تقریباً در تمامی ادیان و مذاهب جهان، برای دیدن و شناختن انسان آرمانی هر چه بیشتر باید به عقب و منشأ و سرچشمه بازگشت؛ زیرا انسان نخستین آرمانیتر از انسان بعد و بعدتر است» و اینکه «اندیشه پیشرفت حکم میکند که جهان روبه کمال است در حالی که در تفکر سنتی و دینی، انسانهای نخستین انسانهایی آرمانی بودند»، (ملکیان، مدرنیته) تا حدی قابل مناقشه است؛ زیرا از یک سو این معنا و این ادعا به طور یکسان در مورد همه ادیان گفته شده است، در حالی که با توجه به اختلافات ادیان در جهانبینی و انسان شناسی، همه ادیان در وضعیت برابری نیستند و عقلانیت حاکم بر ادیان شدت و ضعف زیادی دارد، گو این که رتبه عالی آن را برای اسلام قائلیم. ثانیاً اگر در اسلام نیز دوران طلایی، دوران اولیه معصومان تلقی میشود، این صرفاً به معنای الگو و اسوه بودن معدودی از رهبران و دوره بسیار کوتاهی است نه اینکه تمامی آنچه در گذشته بوده، در هالهای از قداست قرار گیرد و اتفاقاً در بسیاری از گفته ها و مأثورات دینی، جامعه آرمانی، جامعهای است که در آینده شکل میگیرد نه آن که معصومان در آن قرار داشتند و البته از آن رضایت نداشتد و کمال را در چیز دیگری میدانستند. این معنا تا حدی زیادی در مورد ادیان دیگری مثل یهودیت و مسیحیت نیز صدق میکند. ثالثاً گذشته میتواند چراغ راه آینده باشد و توجه به گذشته صرفاً برای قناعت کردن به آن نیست، که گاه هدف از آن بهرهگیری از آن برای ساختن آینده است.
مؤلفه دیگر در مدرنیته، مفهوم عقلگرایی یا راسیونالیسم است؛ به این معنا که امور تا جایی که در دایره فهم و درک بشر قرار میگیرند، ارزش و اهمیت بیشتری دارند و اموری که فراتر از آنند، یا اصلاً قابل پذیرش نیستند یا قابل اثبات و پذیرش، و در هر حال در رده بعدی قرار دارند. این دیدگاه در برابر دیدگاه سنتی بود که برای عالم مجردات و عالم مثل ارزش بیشتری قائل بود و عالم نفس را مقدم بر عالم جسم میدانست و از همین جا بود که نوعی عقلانیت اپیستمولوژیک شکل گرفت که صرفاً اموری را در کانون توجهش قرار میداد که با عقل بتواند برهانپذیرش کند، اما بعدها این موضوع به عقلگرایی آنتولوژیک انجامید که به انکار امور اثباتناپذیر به وسیله عقل پرداخت.
مؤلفه دیگر تجربهگرایی است که همه امور را به شرط آزمونپذیری و سنجش به توسط حواس ظاهری معقول و مقبول دانست و چیزی را از آزمون فراتر ندانست و بدین ترتیب، امر قدسی را که چند وچون ناپذیر است، در دایره انکار قرار داد. این دیدگاه در برابر دیدگاه ادیان سنتی قرار دارد که بسیاری از امور از جمله مفاهیم و آموزههایی مانند تثلیث را سری میداند که نافهمیده باید بدان ایمان داشت و اصلاً از فهم بشری فراتر است و باید ایمان آورد تا فهمید نه به عکس. چنین نگرشی موجب شد راه برای تحقیق و کاوشگری در مورد بسیاری از اسرار عالم وانسان باز شود و صنعت و تکنولوژی روز به روز شکوفاتر شود.
مؤلفه دیگر فردگرایی است به این معنا که هر نظم و سازمانی زمانی ارزش و اعتبار دارد که برای هر فرد آدمی به عنوان یک فرد ارمغانی داشته باشد و او را از آلام و دردها نجات دهد و زمینه لذت و رفاه و آسایش بیشترش را فراهم کند. در برابر این دیدگاه، نگرش سنتی موجود در بسیاری از ادیان وجود دارد که بر پایه آن، ملاک، سعادت اخروی است که برای تحصیل آن باید رنج و مشقت زیاد برد و چشمداشتی به نتیجه در این جهان نداشت، به خصوص که آدمی هر چه مقربتر باشد، رنج و دردش بیشتر است ( «ومن عشقته قتلته» یا هر که در این بزم مقربتر است، جام بلا بیشترش میدهند.) البته در اینجا معمولاً خلطهای زیادی صورت گرفته و میگیرد؛ از جمله این که در اسلام، سعادت و لذت دنیایی محکوم و مردود دانسته نشده است اما انحصارش باطل دانسته شده و نیز این مطلب که سعادت اخروی بس عظیمتر از سعادت دنیوی است.
نتیجه کلام آنکه پیشرفت علم و تکنولوژی به دنبال تحول در علوم تجربی و در حلقهای از حلقات اندیشه شکل گرفت که نگاهش به جهان، انسان و سعادت و شقاوت و راه شناخت و معرفت متفاوت از قبل بود و تا زمانی که این حلقات شکل نگیرد، شاید بتوان به لحاظ تمدنی پیشرفته بود اما به لحاظ فرهنگی و اندیشگی نمیتوان انتظار چندانی داشت و این همان تمییزی است که بعضی از صاحبنظران میان وجه تمدنی و فرهنگی غرب گذاشتهاند و بر این باورند که در لایه ها و ساختارهای جامعه ایرانی هیچ یک از نشانه های مدرنیته دیده نمیشود و گویا هر قدر حرص و ولع برای استفاده از وجه تمدنی مدرنیه بیشتر میشود، از وجه فرهنگی آن بیشتر فاصله میگیریم.[۱۴۷]
ملاحظات مهم در مورد نهضت اصلاحات دینی
نظر به اهمیت فراوان این دوره و تأثیرپذیری و تأثیرگذاریش بر دوره های قبل و بعد توجه به این ملاحظات اهمیت دارد:

    1. همان گونه که گذشت، تعیین دقیق ابتدا و انتهای دوره مدرن و دورۀ روشنگری دشوار است، و محققان در این باب احتمالات متعددی را بیان کردهاند. عدهای بر این باورند که این تحول در غرب با نهضت اصلاحات پروتستانی و نفی قدرت جهانی کلیسای کاتولیک رم و پیدایش شکاکیت اومانیستی کسانی چون اراسموس و مونتنی شکل گرفت. عدهای نیز انقلاب علمی قرن هفدهم یا انقلاب صنعتی قرن نوزدهم را معرفی کردهاند.[۱۴۸] از اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هیجدهم، جریانی ابتدا در آلمان شکل گرفت و سپس در فرانسه و ایتالیا و انگلستان نیز مطرح شد که بر این گمان بود که بشر تا آن زمان در تاریکی قرار داشت که مراد، یکی تاریکی سنت بود و دیگری تاریکی تعبد و آتوریته. به بیان دیگر، آدمی به اموری اعتقاد داشت که از منشأ آن خبر نداشت و خود را نیز ملزم به قبول بیچون و چرای بعضی از مسائل میدید. در این عصر، پیشنهاد میشد که آدمی از این دو ظلمت و تاریکی خود را رها کند و از نور طبیعی که همان عقل است بهره گیرد تا از دو فضیلت که یکی خودفرمانروایی است و دیگری داشتن معیار و ملاکی مشترک و همگانی در حل و فصل اختلافات،‌ بهره گیرد.[۱۴۹]
    1. یکی از موضوعات مهم در این مبحث این است که آیا مدرنیته نوعی «انقطاع» از گذشته است یا «ادامه» راه سابق؟ به طور کلی، در اینجا دو نظرگاه وجود دارد؛ اول آنکه عصر مدرن محصول اندیشه انسانهایی استثنایی و دانشمندان و متفکران است. دوم نظریهای که بر اساس آن، مدرنیته محصولی جدید و نو و بریده از گذشته نیست.[۱۵۰] این مطلب را در جای دیگر توضیح دادهایم.
    1. به طور کلی، مدرنیته دو هدف داشت یکی آنکه انسان را ارباب و مالک طبیعت قرار دهد و دیگر آنکه آزادی انسان را تضمین کند. اما آیا این دو هدف با یکدیگر همسازند یا نه؟ دعوای میان توماس هابز (۱۵۸۸-۱۶۷۹) و دکارت (۱۵۹۶-۱۶۵۰) در تأملات بر سر این موضوع است و این همان دعوایی است که میان اراسموس و لوتر قبلاً درگرفته بود. هابز نظری چون نظر لوتر داشت که بر این باور بود که قدرت مطلق از آن خداست، زیرا علت نخستین جهان مادی است. دکارت نیز چون اراسموس معتقد بود که علاوه بر قانون علت، چیزی در طبیعت به نام آزادی اراده هست. با تغییر تصور در عصر مدرن در باب جهان و کیهانشناسی و تاریخ، نگرشی دیگر حاکم شد. در تصور اولی، مفهوم چرخۀ تاریخی مورد قبول بود که در روایات افسانهای کهن دربارۀ ماهیت و آغاز جهان آمده است. این نگرش مقبول فیلسوفان و مورخان باستان بود. بر این اساس، جدید و تازه همواره با تباهی و زوال مساوی است. مسیحیت باستان این نگرش چرخهای به تاریخ را حفظ کرد و بر اساس آن، جهان آغاز و سیر گردش و پایان مشخصی دارد که در کتابمقدس پیشگویی شده است. ریشه این نگرش در میان متفکران مسیحی سخن دانیال نبی است که تاریخ جهان را رشتهای از آمد و شد چهار امپراتوری میدانست که عبارتاند از بابل، ایران، مقدونیه و روم. به نظر آنان، ظهور مسیح لحظهای است که آخرین امپراتور پا به عرصه جهان مینهد. با بازگشت وی در پایان این امپراتوری، عصر طلایی جدیدی شکل میگیرد. در این نگرش، چرخۀ تاریخ بیپایان نیست. به همین سبب، مسیحی قرون وسطی در صدد رقابت با دیگران در قدرت و ثروت نیست. او خود را مسافری در این جهان میدانست که اعمالش موجب رستگاری یا سعادتش میشود و به همین دلیل، تقوا و پرهیزکاری با شجاعت و خرد برابر است.

از زمان بیکن و دکارت، نگرش جدیدی دربارۀ خودشناسی شکل گرفت که از قبل متفاوت بود؛ زیرا اساس آن دو مفهوم انقلابی آزادی و ترقی بود. بیکن ضمن اشاره به دستاوردهای کریستف کلمب و کوپرنیک معتقد بود که سبز فایل از عصر باستان برتر است، زیرا روشی برای شناخت جهان داده است که بشر را به جایگاه ارجمندتری میرساند. این سخن با باور زمانه در تعارض بود که عهد باستان را الگوی کاملی برای تمام ادوار میدانست. او این تصور را هدف نقد شدیدی قرار داد که یونانیان چون باستانیترند، از آنان برترند؛ زیرا یونانیان در مقایسه با مردان زمان او کودکانی بیش نبودند. این تغییر نگاه به دوره باستان نه فقط به دلیل پیدایش برداشت جدیدی از دانش، که برداشت جدیدی از زمان نیز بود. در این برداشت جدید، زمان نه چرخهای و محدود، بلکه خطی و نامحدود است و در این صورت، تغییر، روندی طبیعی و پیوسته است که انسان آزاد میتوانست با بهره گرفتن از روش علمی صحیح، آن را هدایت و مدیریت کند و آدمی در نتیجه ارباب و مالک طبیعت شود و جهان مطبوعتری برای خود بسازد.[۱۵۱]

    1. عصر روشنگری که بخشی از این عصر است، دوران شکلگیری نگرش انتقادی به جهان و تمامی اجزای آن با بهرهگیری از روش علمی تجربهگرایانه و عقلانی بود.[۱۵۲] تجربهگرایی فیلسوفان و متفکران در قرن هیجدهم با عقلانیت مدرن انتقادی به پرسشگری در همه یافته های بشری انجامید. علوم انسانی روحیه انتقادی را در درون خود پروراند و رواج انتقاد اجتماعی را از همین جا باید جستجو کرد. بعضی از محققان، عوامل مؤثر در رشد روحیه انتقادی در فرایندهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را این گونه توضیح دادهاند:‌ زمینه با جنبش اصلاح مذهبی و گسترش فرقه پروتستان آماده شد که هر یک از آنها از دین مسیحی و تأثیر مذهب بر رفتار اجتماعی تفسیر خاصی داشت. عامل دیگر رنسانس بود که دانش کلاسیک را زنده کرد و اومانیسم را رشد داد. ظهور دانش در علوم تجربی موجب شد که این آزادی گسترش یابد. یک طبقه جدید روشنفکر که مناسبتی با کلیسا نداشت پا به عرصه گذاشت. طبقه جدیدی از کارفرمایان اقتصادی و صاحبان صنایع پدید آمدند که میل داشتند که از قیود فئودالی بر کنار مانند و به قدرت حکومتی و اداری چنک زنند. جنبشهای دموکراتیک سر برآورد که خواستار برخورداری کل جامعه از حقوق سیاسی شد. باتامور، جامعهشناس معاصر انگلیسی، معتقد است که در ایران و جهان اسلام موج سرکوب پرسشگری انتقادی که از ناحیه های مختلف حمایت میشد، اجازه نداد که تحولی در ناحیه باورشدن علوم و داشته ها و پیشرفت آن صورت گیرد.[۱۵۳]
    1. تفکر مدرن به شهادت همگان توانست به انسان قدرت و ثروت بسیار بیشتری دهد و دورنمایی بلند در فراروی بسیاری قرار دهد، اما با حوادثی مانند جنگ جهانی اول معلوم شد که افزایش قدرت و توانایی اتفاقاً میتواند بسیار مخرب باشد نه سازنده. از این گذشته، رشد در تکنولوژی به معنای رشد همزمان در اخلاق و نیل به سعادت نیست. با شعلهورشدن آتش جنگ ویرانگر جهانی دوم، بدبینیهای فلسفی به مدرنیته شدت گرفت، تا جایی که کسانی مانند اشپنگلر، هوسرل و هایدگر از افول تمدن غرب و بحران علوم و نسل گمشده سخن به میان آوردند و آغاز جنگ سرد را فاتحه پروژه مدرنیت خواندند. پیش از آنها نیز برخی از متفکران مانند روسو مدرنیت را بدترین ارمغان برای بشر دانستند که گرچه طبق پیشبینی بیکن و دکارت قدرت بشر را به شدت افزایش داده، فضیلت و اخلاق را به نابودی کشانده است.

با این همه، دو چیز موجب شد که مدرنیته به راحتی صحنه را به رقبا تحویل ندهد که یکی دستاوردهای علوم طبیعی بود و دیگری رشد سریع تمدن صنعتی. از جمله نقدهای پس از جنگ دوم جهانی این بود که پروژه مدرن، عقلانیت باستان و قانون طبیعی را برانداخت و عقلانیت ویرانگر ساخته و پرداخته گالیله و دکارت را به جای آن نشاند و در نتیجه، راه حل این مشکل نه تشدید روند مدرنیته بلکه احیای عقلانیت باستان است. عدهای نیز آن را معلول و نتیجه شکست خود تمدن غرب میدانند و راه حل را نه بازگشت به شکل ابتدایی عقلانیت گذشته و نه دل خوش کردن به عقلانیت موجود، بلکه غرق شدن در اقیانوس پسامدرن میدانستند. البته هواداران مدرن بر این باور بودهاند که بحران مدرنیسم ادعایی نه ناشی از وجود عیب و نقصی در مدرنیته، بلکه پدیدهای است که در تقابل با مدرنیته ایجاد شده است. در این صورت، پدیده های زشتی مانند نازیسم نه از لوازم مدرنیته بلکه بازمانده گذشته توتونیک آلمانهاست یا محصول کوتهفکری لوتر ضد مدرن است؛ همچنان که ویژگی تمامیتخواهانه سوسیالیسم محصول اقتدارگرایی معنوی مسیحیت ارتدوکس شرقی است. پس باید تنها به تطهیر مدرنیته از این عناصر مزاحم همت گماشت.

    1. پرسش بنیادینی که عصر مدرن را به وجود آورد، از دل بحرانی متافیزیکی الهیاتی برخاست که مسیحیت در مواجهه با مسئله ماهیت خداوند و ماهیت وجود دچارش شد. مدرسیها به جهت هستیشناسی واقعگرا بودند و به وجود واقعی کلیات باور داشتند، اما جهان را نمونه مادی مقولات عقل الهی میدانستند. واقعیت از آن کلیات بود نه جزئیات. تسمیهگرایان این جهانبینی مسیحی را عوض کردند و واقعیت را از آن جزئیات دانستند و اصرار داشتند که کلماتِ بازنمایِ هویات ِکلی، صرفاً نشانههایی هستند که فهم انسان را آسان میکند. همه چیز جهان از اساس جزئی است و در نتیجه نمیتواند غایتمدار باشد. پس خدا را از طریق آیات انجیل یا تجربه روحانی میتوان شناخت. انسان نیز هدف یا غایت طبیعی یا فراطبیعی ندارد. این انقلاب فکری علیه حکمت مدرسی، تمام وجوه جهان در قرون وسطی را درهم شکست و تمامی کوششهای آباء کلیسا و پیروان بعدی آنها برای ایجاد وحدت میان آموزههای طبیعی و اخلاقی یونانیان و ایمان مسیحیت به خدای قادر مطلق و نیز پیوند میان عقل و وحی را بیاثر کرد.

این روند تبیین آموزههای مسیحی کاتولیسیزم، بر پایه اندیشه های توماس آکویناس، خلاف جهتی بود که نهضت اصلاح دینی در پیش گرفت و در تبیین بنیادهای فکری خود از تسمیهگرایی بهره گرفت. خدای معرفیشده در این تفکر خدایی بود قادر به هر چیز و پیشبینیناپذیر که بر خلاف خدای آکویناس و دانته، بسیار دلهرهآور بود و ناشناختنی، و خارج از ظرفیت عقل و فهم انسانی در درکش، و تهدیدی پیوسته برای سعادت بشری. این تصور از خدا در برابر خدایی بود که گر چه ناشناختنی است، اما برکات حضور و شکوه افعالش در همه جا دیدنی بود. این تصویر از خدا، خودش موجب بحران فکری شد و البته این تصور از خدا را حوادث و تحولات اجتماعی مانند شقاق بزرگ مسیحیت در قرن پانزهم، جنگهای صد ساله[۱۵۴] و شیوع طاعون و اختراع باروت و یخبندان در اروپا و اوضاع ناگوار اقتصادی تقویت و پذیرفتنی میکرد. در این شرایط و احوال، بشر باید خود فکری به حال خودش میکرد و به گونه‌ای گلیمش را از آب میگرفت. البته تمام مفاهیم تسمیهگرایانه در جنبشهای فکری عصر خودش مقبول نبود، ولی هم اومانیسم و هم نهضت اصلاح دینی، فردگرایی آنتولوژیک تسمیهگرایی را میپذیرفتند، گرچه در تقدم خدا یا انسان اختلاف داشتند. اومانیسم به انسان تقدم میبخشید و خدا و طبیعت را بر اساس آن تفسیر میکرد، اما نهضت اصلاح دینی با خدا شروع کرد و انسان و طبیعت را از آن منظر نگاه کرد. مدرنیته با برتری بخشیدن به طبیعت و نه خدا و نه انسان، راه حل سومی را دنبال کرد.[۱۵۵]
با توضیح دوره های مهم در بررسی نهضت اصلاح دینی، هم اکنون به بررسی کلی این دوره میپردازیم.
دوره اصلاحات دینی
با توجه به توضیحاتی که در ابتدای فصل بیان شد، معمولاً نهضت اصلاح دینی در تقسیمبندی اول، به دو جریان اقتدارگرا[۱۵۶] و جریان داخلی رادیکال[۱۵۷] مخالف آن تقسیم میشود. جریان نخست جریان اصلی نهضت اصلاح دینی است که بر این تصور بود که به منظور نیل به هدف اصلاح کلیسا میتوان و چه بسا باید از سر سازگاری با امیران و قاضیان وارد شد. این جریان به جریان اقتدارگرا معروف است و دو شاخه اصلی آن عبارت است از جریان لوتری و جریان کالون که اصطلاحاً به «اصلاحشده» نیز معروف است. در برابر این جریان، جریان دیگری قرار داشت که به جناح چپ یا رادیکال نهضت اصلاح دینی معروف است. این جریان ضمن مخالفت با جریان مذکور در موضوع رابطه دولت و کلیسا، معتقد بود که دخالت قدرت در کلیسا امری ناصواب و خطاست. به باور آنها، خطاست که دولت افراد را به پذیرش دیدگاه های خاص اعتقادی وادار کند یا در اعمال و شعایر دین دخالت داشته باشد. این گروه به جریان آناباپتیستی معروف است، اما گروه مقابل معتقد بود که دخالت قضات و امیران در کلیسا و کمک گرفتن کلیسا از مقامات برای سرکوب بدعتگذاران و حفظ جامعه دینی امری لازم است. با همه اختلافات میان جریانهای اصلاحی، همه پروتستانها در شعار «اصلاح از درون»[۱۵۸] و این که کلیسا باید کلیسایی باشد که پیوسته به اصلاح خود میپردازد، همصدا بودند در حالی که شعار کاتولیکها «همیشه یکسان»[۱۵۹] بود.[۱۶۰]
از نکات قابل توجه در نهضت اصلاح دینی و آیین پروتستانی مسئله انشعابات فراوان آن است. جریانهای کالونی و لوتری زیرشاخههای بسیاری پیدا کردند و بر جریانهای اصلاحی در سایر نقاط اروپا تاثیر گذاشتند. مسیحیت کاتولیک پیوسته این امتیاز را داشته است که در درون خود کمتر دچار تفرقه و تشتت شده است و همه گروه های دینی به نوعی مرجعیت دینی را پذیرفته و همان نیز اساس و محور وحدت آنان بوده است.
با این حال، علاوه بر دو جریان مهم اصلاحگرایی اقتدارگرا و رادیکال، در انگلستان نیز اصلاحات دینی شکل نسبتاً متفاوتی داشت. در این کلیسا دو جریان مهم شکل گرفت که یکی آیین انگلیکان بود و دیگری آیین پیوریتن. یکی از ممیزات اصلاحات دینی در انگلستان آن است که شروعش با موضوعی سیاسی بود و آن دعوای هنری هشتم شاه انگلستان با پاپ بر سر طلاق ملکه انگلستان. در این دعوا کلیسای انگلستان از زیر بیرق کلیسای رم خارج، و مستقل شد اما به لحاظ اعتقادات تقریباً کاتولیک ماند.[۱۶۱] چهره برجسته این جریان، توماس گرانمر، الهیدان پروتستان، بود که برای پروتستان شدن انگلستان بسیار کوشید و کتاب معروف Commom Prayer اثر اوست. در دوران حکومت ملکه الیزابت (۱۵۵۸-۱۶۰۳) مجموعهای به نام اصول سی ونه گانه نوشته شد که همه اسقفها و کشیشها میبایست طبق آن عمل میکردند. این اصول البته نه مورد قبول کاتولیکها بود و نه مورد قبول پروتستانهایی که آن را بیش از حد کاتولیکی میدانستند و همین موضوع باعث انشقاق کلیسای انگلستان به دو گروه کلیسای عالی[۱۶۲] و کلیسای دانی[۱۶۳] شد. گروه اول تمایل داشتند که در اعتقادات و شعایر حتیالامکان کاتولیک بمانند، اما گروه دوم خواهان پیروی از تحولات پروتستانتیزم اصلاحشده در اسکاتلند و کنار گذاشتن پیوندهای کاتولیکی مانند نصب اسقفها، مراسم و شعایر دینی و نیز اعتقادات بودند. انگلیکنها گروه اول را پایهگذاری کردند و پیوریتنها، گروه دوم را.
در اسکاتلند کشیشی به نام جان ناکس[۱۶۴] رهبری اصلاحات پروتستانی را به عهده گرفت که تحت تأثیر ژان کالون بود. شهرت وی در تاریخ تفکر مسیحی به خاطر دیدگاههایش در باب شیوۀ حکومت و حقوق ناراضیان بود.[۱۶۵]
اما جریان دوم، جریان پیوریتن (پیرایشگری) در اواخر قرن شانزده و اوایل قرن هفدهم در انگلستان شکل گرفت و هدفش پاکسازی کلیسای انگلستان از آلودگیهای دوران ملکه الیزابت بود. رهبران این جنبش جمعی از الهیدانان بودند که تحت تاثیر اندیشه های کالون بودند و معتقد بودند که اصلاحات انگلیکنی در حد قابل قبولی نیست و انگلیکنها بیش از حد کاتولیکند و لذا کلیسا باید بیش از این تطهیر و پیرایش شود. آنان خواستار اصلاحاتی در اعتقادات، در نظام کلیسایی و حتی زهدورزی شخصی بودند. به باور آنان کلیسا باید با کتاب مقدس هماهنگ شود و تجربه شخصی دینی اهمیت زیادی دارد. هواداران این جنبش در امریکا نیز حضوری جدی و مؤثر داشتهاند. ایان باربور در بارۀ نقش آنان در حمایت از کوششهای علمی معتقد است که انگلستان قرن هفدهم نقطۀ عطفی در تاریخ علم بوده است و پیرایشگران عوامل اصلی آن بودهاند. مدارس پیرایشگران درسهای علمی را در برنامه خود گنجانده بودند و به اعتقاد نیوتون و دیگران، مطالعه طبیعت که آثار صنع الهی است، به تعظیم شأن خدا میانجامد. گروهی از هواداران این جنبش به اهل ذوق[۱۶۶] معروف بودند که تلقی آنها از سنت مسیحیت یا مسیحیت سنتی فاصله داشت و عوامل متعددی در این فاصلهگیری سهیم بود. سراسر انگلستان دستخوش منازعات مذهبی و جنگ داخلی بود و نیاز به یک حداقل از مبنای مشترکی از همدلی و سازگاری معقول محسوس بود. اهل ذوق بر این باور بودند که ایمان و اعتقاد دینی، امری معقول و مشاع و در دسترس همگان است و به هیچ وحی تاریخی خاصی تعلق ندارد و شاهدشان برای این امر، مشترکات ادیان بود که هسته مشترکشان در امر ایمان است که در آن سه مفهوم نهفته است:‌ وجود خدایی متعال،‌ بقای روح و الزام به سلوک اخلاقی. در این نگرش، طبیعت کلید معرفت خدا بود و خدای آفرینشگر - نه خدای رهاییدهنده - مورد توجه بود. برداشت اهل ذوق از طبیعت به سان اثر صنع خداوند مؤید علاقۀ آنان به پژوهش بود.[۱۶۷]
در مجموع، پیرایشگران علاوه بر اهتمام به موضوع علم طبیعی و اینکه مطالعه طبیعت را که آثار صنع الهی است،‌ به تعظیم شأن خدا میانجامد،‌ مفهوم وظیفه یا رسالت یا به تعبیری پیشه[۱۶۸] را مطرح کردند که انگیزهای اضافی برای در پیش گرفتن کار علمی به بار آورده بود. مجموعهای از رهیافتها که روی هم رفته «اخلاق پروتستانی» نامیده میشود، حاصل گسترش نگرش متفاوتی بود که کالونیهای قرن هفدهمی به ویژه پیرایشگران انگلستان به کار روزمره داشتند. به این مطلب در فصل آخر خواهیم پرداخت.
از شاخه های فرعی جریان پیوریتن انگلستان، یکی جریان باپتیستی است و دیگری جریان کویکرها. باپتیستها مانند آناباپتیستهای سوئیس منکر تعمید اطفال بودند و به آزادی دینی و تساهل باور داشتند. از مهمترین اعتقادات آنها، باور به حجیت انحصاری کتاب مقدس، خودمختار بودن کلیساهای محلی و بومی، کشیش بودن همۀ مؤمنان، اعتقاد به دو آیین دینی (تعمید و عشای ربانی) و نه بیشتر، آزادی فردی (به این معنا که هر کس باید آزادی انتخاب اعتقادات را داشته باشد) و سرانجام، جدایی کلیسا و دولت (و آزاد و مختار بودن هر یک در حوزۀ کاری خود). امروزه این گروه بزرگترین گروه و فرقۀ پروتستانی در سراسر جهان است که صد میلیون پیرو دارد.[۱۶۹]
گروه دیگر جنبش کویکرهاست. این جریان جداییطلب از این جهت کویکر[۱۷۰] (لرزان) نامیده شدند که بنا به نقل، افراد اغلب به هنگام عبادت به خود میلرزیدند. پایهگذار این جریان فردی بود به نام جورج فاکس (۱۶۲۴-۱۶۹۱)، اما مشهورترین چهره این جریان ویلیام پن (۱۶۴۴-۱۷۱۸) از دوستانش است که سرانجام بر اثر شدت آزار و شکنجهها،[۱۷۱] به امریکا مهاجرت کرد و توانست در آنجا اقامتگاهی برای پیروانش در سیولوانیا ایجاد کند و از آن زمان، این منطقه به پنسیلوانیا تغییر نام یافت و از همان زمان، بسیاری به خصوص از انگلستان و آلمان بدانجا به دلیل آزادی دینی مهاجرت کردند و همین هم سرنوشت متفاوتی را برای آمریکا و سپس جهان نو رقم زد که تنوع و آزادی دینی از ویژگیهای آن بود. او معتقد بود که هر فرد میتواند با خدا به طور مستقیم در پرتو نور درونی[۱۷۲] صحبت کند. این عقیده بر خلاف این اعتقاد کالون است که هر کس، گرفتار فساد مطلق است و باید از نو تولد یابد.
به عقیدۀ کویکرها، هرکس صدای خود را در درون خود دارد و صدای خدا را میتوان شنید، مشروط به این که هر کس خود را خاموش کند و به آن حضور هدایتگر گوش بسپرد. اهمیت نور درونی به حدی از اهمیت نزد کویکرهاست که همه نشانه های بیرونی دین ماند شعایر و مناسک دینی لغو دانسته شد. کویکرها به زندگی ساده علاقهمند بودند که زنان نیز در همه آن نقشی مساوی داشتند و بر صلح و دوستی صرفنظر از نژاد و طبقه و جنسیت، تأکید میکردند. آنها از مدافعان جدی آزادی دینی و پرچمداران جنبش ضد بردگی در انگلستان بودند و از شرکت در جنگها خودداری میکردند و به همین دلیل مورد تعقیب و آزار قرار گرفتند.
جریان دیگر عقلگرایان ضدتثیلث[۱۷۳] هستند. اینان همان گونه که از نامشان پیداست، تأکید خاصی بر نقش عقل – در کنار کتاب مقدس- به عنوان مرجع نهایی داشتند و مخالفتشان بیشتر با آبای کلیسا، اعتقادنامهها و سنت بود و بر نفی بعضی از اندیشه های بنیادین مسیحیت مانند تثیلث اصرار داشتند. دو چهرۀ اصلی این جریان عبارت بودند از میشل سروتوس[۱۷۴] (۱۵۱۱-۱۵۵۳) و فاستوس سوسینوس [۱۷۵](۱۵۳۹- ۱۶۰۴).
سروتوس الهیدان و پزشک اسپانیایی اومانیست بود که الهیات غیرتثلیثی را مطرح کرد و کتابی تحت عنوان در باب اشتباهات تثلیث[۱۷۶] نوشت و به نام مستعار منتشر کرد اما لو رفت و به هنگام فرار از فرانسه، در نظام تحت سلطۀ افکار کالون در ژنو به اتهام بدعتگذاری گرفتار، و سوزانده شد[۱۷۷] و همین امر لکۀ ننگی بر دامن کالون شد.[۱۷۸] سوسینوس الهیدان ایتالیایی و بنیانگذار جنبشی به نام سوسینیان بود که الوهیت مسیح را نفی میکرد. در قرن هیجدهم این جنبش به جنبش وحدتگرایان[۱۷۹] تغییر نام داد و تا به امروز پیروانش بر این باورند که خدا تنها یک شخص است نه سه شخص.[۱۸۰]
آناباپتیستها یا جناح چپ نهضت اصلاح دینی.
همزمان با حضور تسوینگلی در زوریخ و لوتر در ویتنبرگ،‌ جنبشی رادیکال ظهور کرد که برگرفته از واژه یونانی است به معنای تعمید مجدد. اینها تعمید را خاص بزرگسالان میدانستند. تعمید معتبر آن است که از تجربۀ دورنی حیات نو حاکی باشد. مرگ در مسیح و برخاستن همراهش در نوشدگی زندگی است، و این خاص افراد بالغ است. کلیسا باید پاک باشد و با نفی و طرد امور بیارزش و تبدیل شدن به جامعهای منتخب و داوطلب دائماً در حال پاکسازی باشد. آنان در سال ۱۵۲۰ چنان جریانی در کل مسیحیت به راه انداختند که از همه سو مورد غضب قرار گرفتند. تسوینگلی از آن جهت که آنها عدهای اندک و سر به راه نبودند، بلکه اهل خروش و غریدن و تبلیغ و تبشیر بودند، واکنش تندی علیه آنها نشان داد. سایر پروتستانها و کاتولیکها نیز بر مجازات مرگ و سوزاندنشان توافق داشتند. آناباپتیستها راهی جز مصالحه یا مهاجرت نداشتند که البته منونایتها هر دو راه را انتخاب کردند.
چهره معتدلتر این جریان منوسیمونز بود که در کشور هلند فعال بود و نیز یاکوب هوتر در مروویا. بر اساس اندیشه های آنان، چندهمسری،‌ هزارهگرایی و‌ موعودگرایی باطل شد و نوعی دین اخلاقی و دارای نظام حاکم شد که تجمل و هرزگی را نفی میکرد. در مجموع، جریان آناباپتیستی که در گرماگرم نهضت اصلاح دینی و از بطن آن زاییده شد،‌ منکر تعمید اطفال و نامؤمنان بود و هوادار اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و نیز جدایی کامل دولت و کلیسا.[۱۸۱] از مهمترین فرقههای آنان، منونایتها هستند که به منو سیمونز منسوب است و از جریانهای آباباپتیستی سوئیس، آلمان و هلند ریشه گرفتهاند. امروزه این گروه، بزرگترین گروه آناباپتیستی در جهان با یک میلیون پیرو در هفتاد و پنج کشور است. جنبش آمیش[۱۸۲] منسوب به فردی به نام یاکوب امان[۱۸۳] که در اصل در سوئیس شکل گرفت و جریانی در متن جریان منونایتها بود. بسیاری از آنان در قرن هیجدهم به ایالت پنسیلوانیا در امریکا مهاجرت کردند. بیشتر شهرت این گروه به دلیل زندگی بسیار ساده و بیآلایش و مقاومت در برابر جلوههای تمدن جدید است. البته جریان رادیکال اصلاح دینی دو شاخۀ مهم دیگر دارد که عبارتاند از معنویتگراها[۱۸۴] که در قرن شانزدهم در آلمان و هلند شکل گرفتند و بر نقش روحالقدس و اهمیت اشراق درونی تاکید داشتند. آنها با شکلهای بیرونی و اجتماعی کلیسا سر ناسازگاری داشتند و بر کلیسای نامشهور به جای کلیسای مشهود تاکید داشتند و از رهبران مهم آن میتوان از کاسپار شوینکفلد[۱۸۵] (۱۴۹۰-۱۵۶۱) و سباستین فرانک[۱۸۶] (۱۴۹۹-۱۵۴۲) نام برد.
اما به هر حال، با شروع نهضت پروتستانی که به سرعت همه اروپا را در نفوذ خود قرار میداد، اصلاحات کاتولیکی نیز شکل جدیتری به خود گرفت و این تا حدی به دلیل سوالات فراوانی بود که نهضت پروتستانی در مورد آموزههای کاتولیکی ایجاد کرده بود. به طور کلی، سه واکنش مهم کلیسای کاتولیک عبارت بودند از:
الف. برگزاری شورای ترنت
با توجه به گذشت زمانی طولانی از برگزاری آخرین شورای عمومی کلیسا و ضرورت انجام اصلاحاتی در کلیسا، بسیاری در کلیسا برگزاری شورای عمومی را ضروری میدیدند، اما دعوای امپراتوری مقدس و پاپها در رهبری شورا مانع از برگزاری آن میشد. بدون شورا و به صرف فتوا نیز رد ۴۱ پیشنهاد از پیشنهادهای لوتر توسط پاپ لئوی پنجم قابل قبول نبود،[۱۸۷] اما سرانجام توافق صورت گرفت و قرار شد که شورایی در یکی از شهرهای ایتالیا به نام ترنت برگزار شود. اولین شورای کلیسایی در سال ۱۵۴۵ از سوی پاپ وقت با هدف تبیین عقاید و شعایر کاتولیکی و دفاع از آن برگزار شد که اولین واکنش رسمی کلیسای کاتولیک در برابر موج ویرانگر اصلاحات پروتستانی بود. این شورا زمانش به درازا کشید (۱۵۴۵-۱۵۶۳) و دلیلش نیز بروز جنگ و اختلافات داخلی و امثال آن بود و صدها تن از رهبران کلیسای کاتولیک به منظور اصلاح عادات و قوانین کلیسای کاتولیک گرد هم آمدند. این کلیسا بسیاری از آموزههای کاتولیکی را مجدداً تأکید و اصول نهضت اصلاح دینی (فقط ایمان، فقط فیض، فقط کتاب مقدس)[۱۸۸] را مردود دانست و در خصوص مسئله آمرزیدگی از طریق ایمان و فیض، بر نقش همزمان فیض و عمل بشری تأکید کرد. در مسئله حجیت کتاب مقدس، شورای مذکور اعلام کرد که سنت کلیسا، مستقل از کتاب مقدس دارای حجیت است و شعار «کتاب و سنت» در برابر شعار «فقط کتاب مقدس» قرار گرفت.[۱۸۹] در این شورای مقرر شد که متون معتبر عبارت است از عهدین و کتب مقدس آپوکریف، و اعتبار ترجمه رسمی و لاتینی کتاب مقدس به نام وولگات مجدداً مورد تأکید قرار گرفت. تأکید بر هفت آیین مقدس و اینکه تنها کسانی میتوانند مراسم مقدس را به جای آورند که منصوب باشند؛ نفی کشیش بودن همه مؤمنان؛ اینکه همه شعایر مقدس دینی متضمن فیضاند و هر یک فواید خاص خود را دارد، تأکید بر تبدل جوهری.[۱۹۰] در موضوع نجات، شورای ترنت بر این باور بود که انسان تنها با فیض خدا نجات می یابد، ولی این در دو سطح عمل میکند: فیض قبلی که در تعمید داده شده که این قدرت را میدهد که آدمی با خدا همکاری کند و همین شایسته پاداش است. خود ایمان باید با امید گره بخورد و نیز محبت.[۱۹۱]
شورای ترنت تصمیمگیریهایی در خصوص تبیین و اصلاح عقاید کاتولیکی کرد که مورخان آن را نقطه عطفی میدانند و در همینجا بود که تومیسم تفوق یافت.[۱۹۲] جالب اینکه پاپ حتی دعوت به شورا را نمیذیرفت، زیرا این کار به نوعی مشروعیتبخشی به آن بود که تمرکزگرایی و محوربودن خودش و سازمان کلیسا را زیر سؤال میبرد. البته حاکمان مدنی خواستار برگزاری شوراها برای بررسی مسائل کلیسا و بیرون آن بودند. پنجمین شورا نیز آخرین شورا بود که در سال ۱۵۱۸ برگزار شد. شورای بعدی در رایتسبورگ در سال ۱۵۴۱ برگزار شد، اگر بتوان آن را شورا نامید. در مجموع، این شورا موضعی آهنین در برابر اصلاحات پروتستانی اتخاذ کرد و تقریباً از خود نرمشی نشان نداد. این شورا از این جهت هم اهمیت دارد که چند قرن قبل و بعد نیز مشابه آن تشکیل نشد. آخرین شورای کاتولیکی در سالهای ۱۸۷۰ (واتیکان اول) و ۱۹۶۳-۱۹۶۵ (دوم واتیکان) برگزار شد که نفس برگزاری این شورا، ترکیب اعضا و تصمیمات آن در تاریخ و تفکر مسیحیت بسیار مهم و سرنوشتساز است.
البته این نه بدان معناست که تا این زمان هیچ تحولی اصلاحی و لو به طور غیررسمی در خود کلیسای کاتولیک رخ نداده بود. واقعیت آن است که اصلاحات کاتولیکی به لحاظ زمانی قبل از اصلاحات پروتستانی آغازشد. اولین حرکتهای اصلاحی در کلیسای کاتولیک در سال ۹۱۰ در فرانسه آغاز شد و این به هنگامی بود که ویلیام دوک، صومعه کلونی را تأسیس کرد. نهضت اصلاحات کلونی، شعله شوق وسیعی در تمام اروپای آن زمان ایجاد کرد و دیرهایی نیز برپا نمود. البته در خود سیستم کلیسای کاتولیک نیز از قرن یازدهم اصلاحات مهمی به دست پاپ گریگوری[۱۹۳] هفتم شروع شد که اصلاح سلسله مراتب کشیشی و اقتدار سیاسی مقام پاپی و انتخاب پاپ به وسیله شورای کاردینالها [۱۹۴] اجرای جریمه طرد از کلیسا و تعیین ساختار دقیق مقام اسقفی نیز از جمله آنها بود.[۱۹۵]
از قرون سیزدهم در داخل کلیسا تمایلاتی مبنی بر سادگی و استقلال فردی وایمان به واسطه رسوم خارجی وجود داشت. سه گروه که به گونهای برای سرنگونی قدرت کلیسای کاتولیک میکوشیدند، عبارت بودند از پیروان لوتر، اهل عرفان - که مصادیق آن کسانی چون قدیسه ترزای آویلایی (۱۵۱۵-۱۵۵۳)یا ژاندارک (۱۴۱۲-۱۴۳۱) و حتی ایگناتیوس اهل لویولا بودند و به قولی، خط اعتراض و خط عرفان به موازات هم کلیسا و قدرت پاپها را دچار مخاطره میکرد [۱۹۶] - و مصلحان کاتولیک از فرقه آگوسیتنی.
در قرن چهاردهم گرایشهای عرفانی در مسیحیت به خصوص در آلمان شدت گرفت که از مهمترین آنها میتوان از مایستر اکهارت (۱۲۶۰-۱۳۲۷) نام برد. موضوع نجات شخصی نزد اینان اهمیت زیادی داشت. آنان میکوشیدند تا به وسیله اتحاد مستقیم با ذات الهی از راه تفکر و نماز، بدون واسطه کشیش و مراسم خاص آن را تحقق دهند. در کتاب لاهوت آسمانی آمده است که اکنون معلوم شد چه چیزهایی ما را در راه اتحاد با خدا کمک میکند. این کار از راه ریاضت یا کلمات یا اعمال یا مخلوق دیگر ساخته نیست. باید همه این چیزها را رها کنیم تا نپنداریم که بعضی از کلمات یا اعمال با ریاضت یا مهارت یا حیله یا مخلوق دیگر میتواند ما را برای وصول به هدف یاری کند. باید همه چیزها را به همین صورت که هست رها کنیم و با خدا متحد شویم. در قرن سیزدهم فرقه آلبیگایی[۱۹۷] مدعی بودند که کلیسا درست از کسانی تشکیل میشود که خداوند آنان را برای نجات برگزیده و این در انحصار کلیسای رم نیست. بر اساس این نظریه، انتساب به کلیسای ظاهری و شرکت در مراسم، اثری بر نجات نداشته و سازمان کاتولیکی غیرلازم است. اومانیستهای شمال نیز با نظریه انحطاط انسان مطلقاً مخالف بودند و میکوشیدند تا مسیحیت را به سادگی برگردانند و آن را از لاهوت پیچیده و رسوم دینی جدا سازند، ولی طرفدار نجات صوفیانه نبودند بلکه از دیانت اخلاقی که در انجیل آمده حمایت میکردند. آنان دین را موضوعی شخصی میدانستند و میگفتند که قبل از هر چیزی مهم محبت و رافت و حوصله است. آنان رسوم مذهبی و رهبانی را مسخره، و در کار نقد تورات، عالمانه کوشش کردند.[۱۹۸]
در همین زمان، در اسپانیا کاردینال خیمنس،[۱۹۹] راهب فرنسیسکن پرشور که پا برهنه راه میرفت و از پوشیدن لباس ویژه خودداری میکرد و از منافع ملی حوزۀ اسقفی خود برای بیرون راندن مورها استفاده میکرد، حرکتی را آغاز کرد. وی رفتار غیراخلاقی راهبان و همخوابگی کشیشان را به شدت منع میکرد و به عنوان یک صلیبی، به سازماندهی و تشجیع مسیحیان میپرداخت تا به جنگ با کفار عرب بروند. این کاردینال، مؤسس دانشگاه آلمان هم بود که در زمینه پزشکی و آناتومی و عبری فعالیت داشت و انتشار کامل متن کتاب مقدس به زبانهای اصلی را به عهده داشت و این کارش تقریباً با کار اراسموس همزمان بود. در قرن شانزدهم نهضتی شکل گرفت که آن هم انجیلگرایی نام داشت که مشابه جریانی به همین نام در الگوی پروتستانی بود و صبغهای قویاً عرفانی و اخلاقی داشت و تعهد خاصی به تحقیقات مسیحی داشت که اراسموس چهرۀ بارز آن بود.
به طور کلی، دو جریان اصلاحی در آیین کاتولیک وجود داشت که یکی به اخلاقیات کاملاً توجه داشت ولی به مسائل اعتقادی کاملاً بیاعتنا بود یا آسانگیر بود. رهبر آن کاردینال کانتارین[۲۰۰] بود که اعتقاد داشت به زودی میتوان با پروتستانها اتحاد مجدد برقرار کرد، زیرا حاضر به پذیرش آمرزیدگی به وسیلۀ ایمان بود. جریان دوم جریانی بود که در امر اعتقادات سختگیربود و سستی در عمل یا در اعتقادات را تحمل نمیکرد. رهبر این جریان فردی به نام کاردینال کارافوی[۲۰۱] بود که به مقام پاپی نیز رسید. وی پایهگذار انکیزاسیون رومی بود و خودش از عوامل بنامش.[۲۰۲]

نظر دهید »
دانلود مطالب در مورد بررسی تأثیر سرمایه فکری ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

سازمان­ها بنا بر ایده اندرسون(اندرسون[۹۹]،۲۰۰۴) به چهار دسته از دلایل ممکن است سرمایه ­های فکری خود را مورد سنجش قرار دهند که عبارتند از :
بهبود مدیریت داخلی
بهبود گزارش­دهی به خارج سازمان
مبادلات این سرمایه
دلایل قانونی بهبود حسابداری
در این میان شکاف بین ارزش بازار سازمان و ارزش خالص دارایی­ های مشهود که در واقع سهام ناشی از دارایی­ های نامشهود تلقی می­ شود روز به روز بیشتر توجه سرمایه ­گذاران را جلب می­نماید. زمانی که این شکاف کوچک باشد بازگشت سرمایه از طریق درآمد سازمان یا دست کم دارایی­ های مشهود آن به شکل منطقی قابل پیش ­بینی خواهد بود. اما دارایی­ هایی به شکل دانش و نشان تجاری بسیار بیشتر در معرض تهدید قرار دارند و تحقق آنها دشوارتر است. ولی به هر حال سرمایه ­گذاران جهت درک بهتر وضعیت سازمان به شاخص­ هایی نیاز دارند که قابل اطمینان باشند.
اگر چه، روش­های سنتی حسابداری به طور قابل ملاحظه­ای به درک ارزش کسب و کار کمک می­ کنند، با این وجود در یک سازمان دانش محور، که در آن دانش بخش بزرگی از ارزش یک محصول و همچنین ثروت یک سازمان را تشکیل می­دهد، روش­های سنتی حسابداری که مبتنی بر دارایی­ های ملموس و نیز اطلاعات مربوط به عملیات گذشته سازمان هستند، برای ارزشگذاری سرمایه فکری، که بزرگترین و ارزشمندترین دارایی برای بسیاری از سازمان­ها است، ناکافی هستند.(سالیوان و همکاران، ۲۰۰۰)[۱۰۰] دیدگاه اندازه ­گیری سرمایه فکری بر چگونگی ایجاد مکانیزم­ های اندازه ­گیری جدید برای گزارش­دهی متغیرهای غیرمالی یا کیفی سرمایه فکری در کنار داده ­های سنتی، کمی یا مالی تمرکز دارد(جوهانسن و دیگران، ۱۹۹۹)[۱۰۱]. در مقایسه با حسابداری مالی سنتی، اندازه ­گیری سرمایه فکری موضوعات مهمی، مثل سرمایه انسانی، رضایت مشتری و نوآوری را در برمی­گیرد. بنابراین، رویکرد سرمایه فکری برای سازمان­هایی که می­خواهند از ارزش عملکردشان به خوبی آگاهی داشته باشند، جامع­تر است. تفاوت­های بین این دو رویکرد معنی­دار هستند، در حالی­که حسابداری مالی به گذشته گرایش دارد، اندازه ­گیری سرمایه فکری آینده­نگر است. اندازه ­گیری سرمایه فکری واقعیت­های نرم (کیفیت­ها) را در برمی­گیرد، در حالی­که حسابداری مالی واقعیت­های سخت (کمیت­ها) را اندازه ­گیری می­ کند. اندازه ­گیری سرمایه فکری بر ایجاد ارزش تمرکز دارد، در حالی­که حسابداری مالی بازدهی عملیات گذشته و جریان نقدینگی را منعکس می­سازد. به تدریج مشخص شده است که اندازه ­گیری مالی سنتی در هدایت تصمیم ­گیری استراتژیک ناکافی است ( واترهاوز و سونسن[۱۰۲]،۱۹۹۸) و باید با اندازه ­گیری سرمایه فکری تکمیل یا حتی جایگزین شود. در اینصورت، مدیران به خوبی می­توانند از وضعیت موجود (نقاط قوت و ضعف) مدیریت سرمایه فکری­شان مطلع شوند. بطور مشخص، اندازه ­گیری سرمایه فکری در تصدیق توانایی سازمان برای تحقق اهداف استراتژیک، نمایش تحقیق و توسعه، فراهم ساختن اطلاعات پشتیبانی برای بهبود پروژه­ ها و تأیید اهمیت برنامه ­های تحصیلی و آموزشی مفید است. اندازه ­گیری سرمایه فکری به عنوان یک روش مهم مدیریت بازاریابی و کسب و کار استراتژیک نیز، بیش از اینکه یک ابزار ارتباط با سهامداران یا سرمایه ­گذاران باشد، به عنوان یک ابزار مدیریت درون سازمانی مفیدتر خواهد بود(بونیتس و همکاران، ۲۰۰۰) بنابراین، چون شناسایی سرمایه فکری یک مسأله استراتژیک کلیدی است، در نتیجه، وضعیت موجودش بایستی به طور منظم به هیئت مدیره گزارش داده شود. در یک جمله، اندازه ­گیری سرمایه فکری برای مدیریت سرمایه فکری مهم است؛ بدین معنی که مدیریت موثر سرمایه فکری به اندازه ­گیری موثر آن بستگی دارد. بر اساس گزارشات ارائه شده، یک تعداد از شرکت­ها شروع به پیگیری، ارزشگذاری و ایجاد ابزارهایی برای حمایت از سرمایه فکری­شان کرده ­اند.(هاروی و لوچ[۱۰۳]، ۱۹۹۹) با این وجود، شاید هنوز نیمی از مدیران شرکت­ها برای کسب مزیت از این دانش آمادگی ندارند. یک بانک فکری سوئیسی در نتیجه مطالعات خود درباره سرمایه فکری دریافت که به دلیل فقدان اندازه ­گیری سرمایه فکری، تنها ۲۰ درصد از دانش موجود یک سازمان در عمل مورد استفاده قرار می­گیرد. (بروکینگ،۱۹۹۶) اندازه ­گیری سرمایه فکری از اواسط دهه ۱۹۹۰ یک حوزه تحقیقاتی برای محققان و دست اندرکاران سازمان­ها شده است. هر دو گروه تلاش­ های زیادی برای اندازه ­گیری و ارزشیابی سرمایه فکری انجام داده­اند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

از طرف دیگر اکثر شرکت­هایی که سرمایه فکری­شان را اندازه ­گیری می­ کنند، بر مبنای نتایج حاصل از اندازه ­گیری­های خود گزارش سرمایه فکری را تهیه می­ کنند. برخی از شرکت­های پیشرو شروع به انتشار این گزارش­ها کرده ­اند، بسیاری از آنها با درصدی از خطا، با ایجاد شاخص­ های جدید، سرمایه فکری را اندازه ­گیری می­ کنند. این شرکت­ها گزارش­های سرمایه فکری خود را در پرتو تجربه خود در زمینه مدیریت دانش و نیز اندازه ­گیری سرمایه فکری یا تجربه سایرین، تهیه می­ کنند. شرکت­های اروپایی به طور مشخص در بحث اندازه ­گیری و گزارش دهی سرمایه فکری پیشرو هستند. این روند در شرکت های سوئدی و دانمارکی شروع شد، سپس به جنوب اروپا گسترش یافت. واقعیت مهم دیگر این است که بسیار قبل از اینکه انجمن­های حسابداری درباره این منبع سازمانی مبتنی بر دانش ابراز نگرانی کنند، ابتکار عمل اندازه ­گیری و گزارشگری سرمایه فکری از دنیای مدیریت ظهور پیدا کرد. در این مورد ابتکار عمل یک گروه از شرکت­های پیشرو آغازگر اقدام مشابه سایر شرکت­ها شد و همچنین باعث بیداری انجمن­های حسابداری و دانشگاه­ها گردید.
اکثر شرکت­ها بر روی این واقعیت که سرمایه فکری به سه جزء : سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی و سرمایه ساختاری تقسیم می­ شود، توافق دارند. با این وجود، هر گزارش سرمایه فکری یک مورد خاص است.
۲-۲-۵-۲) اهداف اندازه گیری سرمایه فکری
کمک به سازمان ها در جهت فرموله کردن استراتژی هایشان
ارزیابی نحوه اجرای استراتژی ها
کمک به گسترش و تنوع تصمیم گیری های شرکت
ارزیابی سرمایه های فکری می تواند به طرحهای بازپرداخت و پاداشهای مدیران ارتباط داده شود
جهت ایجاد رابطه با سهامداران خارج از شرکت که سرمایه فکری را در اختیار دارند .
گزارشگری شاخص های مرتبط با سرمایه های فکری
اندریسن (۲۰۰۲) اعتلای مدیریت داخلی، بهبود گزارشگری خارجی و انگیزه های قانونی و معاملاتی را از جمله دلائل اندازه گیری سرمایه فکری بر می شمرد .
۲-۲-۵-۳) منافع و مزایای اندازه‌گیری سرمایه فکری
شناسایی دارایی­ های نامشهود
شناخت الگوهای جریان­های دانشی در درون سازمان
اولویت‌بندی مباحث دانشی حیاتی و سرنوشت‌ساز
تسریع و شتاب دادن به الگوهای یادگیری درون سازمانی
شناسایی بهترین عملیات[۱۰۴]۱ و اشاعه آن در سرتاسر سازمان
تحت نظارت داشتن مستمر ارزش دارایی­ ها و پیدا کردن راه ­هایی برای افزایش ارزش آنها
درک شبکه‌های اجتماعی سازمان و شناسایی عاملان تغییر
افزایش نوآوری
درک بیشتری از این موضوع که چگونه دانش، یکسری روابط متقابل را بوجود می‌آورد.
افزایش فعالیت­های همکاری و فرهنگ تسهیم دانش در نتیجه افزایش آگاهی از منافع و مزایای مدیریت دانش
افزایش خود ادراکی کارکنان از سازمان و افزایش انگیزش آنها
ایجاد و خلق فرهنگ عملکردگرا
افزایش شفافیت
افزایش قیمت سهام
بهبود خط مشی‌گذاری در سطح ملی و کاهش شکاف اطلاعاتی در بازارهای مالی و موفقیت شرکتها در زمینه اجرای استراتژی­ های خود . و …
چرا با وجود اینکه اندازه‌گیری سرمایه فکری دارای این چنین مزایایی است، تلاش­ های کمی در این زمینه صورت گرفته است ؟
شاید یکی از مهمترین دلایل این امر، بخاطر عدم اجماع در مفهوم، طبقه‌‌بندی­ها و اجزای سرمایه فکری و گوناگونی و تعدد روش­های اندازه‌گیری سرمایه فکری است که شرکت­ها را به اندازه‌گیری سطح سرمایه‌های فکری خود، راغب نمی‌کند.
اندازه‌گیری و گزارش‌دهی سرمایه فکری هزینه‌های عملیاتی را افزایش می‌دهد که محصول قوانین جدید است.
اندازه‌گیری و گزارش‌دهی سرمایه فکری موجب می‌شود که برخی از اطلاعات حساس رقابتی که قبلاً فاش نشده بود در قلمرو عمومی افشا شود که ممکن است به ضرر سازمان تمام شود.
ارزشگذاری سرمایه فکری برخلاف دارایی­ های مشهود، خیلی ذهنی است یک نمونه کوچک از این موضوع اندازه‌گیری مهارت­ های فنی شرکت­های با تکنولوژی پیشرفته و بالا است.
استانداردهای اندازه‌گیری و گزارش‌دهی هنوز در مراحل ابتدایی خود بسر می‌برند و مبهم و ساختار نیافته هستند(سیتارامان و دیگران، ۲۰۰۲)[۱۰۵]۱
با افزایش پیچیدگی طبقه‌بندی سرمایه فکری، عملیات حسابداری سنتی نمی‌تواند برای شناسایی و اندازه‌گیری دارایی­ های نامشهود جدید در سازمان، بویژه در سازمان­هایی که مبتنی بر دانش هستند، کاری انجام دهد(پتی و دیگران، ۲۰۰۰).
مطالعه و اندازه‌گیری سرمایه فکری بیشتر به عنوان یک هنر توصیف می‌شود تا یک علم و دربرگیرنده عوامل روانی و خلاقیت و شامل ترکیبی از مطالعات رفتاری است.(لیم و همکاران،۲۰۰۴)
بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه سرمایه فکری، پیمایشی و مطالعه موردی بوده است و برای درک بهتر از روش­های اندازه‌گیری سرمایه فکری باید از سایر روش­های تحقیق نیز استفاده کرد. استفاده از رویکرد اقدام پژوهشی و رویکردهای چند روشی و متعدد در این زمینه بسیار مفید است.
اما یکی از مهمترین مشکلات در زمینه اندازه‌گیری سرمایه فکری به روش­ها و سیستم‌های ناکارآمد و ناکارای حسابداری و پارادایم حسابداری سنتی مربوط می‌شود.
تسلط به موضوع و بحث سرمایه فکری و اندازه‌گیری سرمایه فکری مستلزم وجود افرادی است که در زمینه استراتژی، مدیریت دانش، منابع انسانی و جامعه‌شناسی و سایر علوم انسانی تخصص داشته باشند که این موضوع در جهانی که به تخصص‌گرایی در یک زمینه خاص توجه دارد متناقض است.
۲-۲-۶) مدل­ها و روش­های اندازه گیری سرمایه فکری
مدیریت سرمایه فکری نیازمند بکارگیری متدها و روش­هایی است که بتواند بر اساس شاخص­ های بیان شده، سهم مدیریت دانش را در تحقق استراتژی و برنامه مدیریت دانش ارزیابی نماید(روس، ۲۰۰۴) در ادبیات سرمایه فکری، مدل­های مختلفی برای اندازه ­گیری سرمایه فکری پیشنهاد شده است. برخی از آنها مدل های خاصی هستند که در یک شرکت خاص طراحی و اجرا شده ­اند. برخی دیگر صرفاً مدل­های نظری هستند که بیشتر آنها به عنوان یک مدل اندازه ­گیری سرمایه فکری پذیرفته شده و معتبر مطرح نیستند(استوارت و همکاران، ۱۹۹۷) به عبارت دیگر، هیچ یک از این مدلها بطور نظام مند برای اندازه ­گیری سرمایه فکری در سطح ملی و بین المللی بکار برده نمی­شوند. در محیط تجاری کنونی اندازه ­گیری ارزش سازمانی با بهره گرفتن از روش­های سنتی با ارزش اقتصادی امروز آنها نامربوط می­باشد. روش­های سنتی، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابلیت ­های یادگیری افراد و همچنین ارزش موجود در شبکه ارتباطات میان افراد و سازمان­ها را نادیده می­گیرد.
تلاش­ های زیادی جهت تشریح تفاوت میان ارزش بازاری شرکت­ها انجام گرفته است. مشهورترین این روش­ها، روش ترازنامه نامرئی، کنترل دارایی­ های ناملموس و کارت امتیازی متوازن می­باشد. روش ارزش افزوده اقتصادی، روش شاخص سرمایه فکری، روش کارگزار تکنولوژی، روش نرخ بازده دارایی­ ها، روش تشکیل سرمایه بازار، روش سرمایه فکری مستقیم، روش جهت­یابی تجاری اسکاندیا، روش­های مالی و مدل مدیریت سرمایه فکری، VAIC، روش جویا و روش کیوتوبین که در زیر به تحلیل ویژگی­های هر یک از این روش­ها خواهیم پرداخت.(رادو و للیارت[۱۰۶]۱، ۲۰۰۲)
بطور کلی مدل­های سنجش سرمایه فکری را می­توان در دو گروه طبقه ­بندی کرد(تان و دیگران، ۲۰۰۷)[۱۰۷]۲
الف– مدل­هایی که سرمایه فکری را بصورت غیر پولی ارزیابی می­ کنند.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 278
  • 279
  • 280
  • ...
  • 281
  • ...
  • 282
  • 283
  • 284
  • ...
  • 285
  • ...
  • 286
  • 287
  • 288
  • ...
  • 349

آموزش های کاربردی برای مهارت بیشتر ...

 درآمد از نقد محصولات آنلاین
 بازاریابی بومی سایت
 شناخت گربه از صاحب
 انتخاب سگ گارد
 عاشق کردن گربه
 انتخاب شامپوی سگ
 بهینه‌سازی کلمات فروشگاه
 انتخاب ظرف غذای گربه
 بازاریابی رشد فروشگاه
 شناخت سگ کوموندور
 تبدیل فاصله به فرصت
 فرصت فریلنسینگ خارجی
 مضرات تن ماهی گربه
 راهکارهای عاشق کردن
 سئو کلاه خاکستری
 مناسب بودن فریلنسینگ
 مراقبت دندان سگ
 احساس دیده نشدن در رابطه
 جملات فلسفی فارسی-انگلیسی
 ساخت ارتباط سالم
 درآمد دانش‌آموزان
 تربیت گربه برای دستشویی
 جلوگیری از وابستگی ناخواسته
 اشتباهات رابطه سردکننده
 درآمد از طراحی تم سایت
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

آخرین مطالب

  • پایان نامه درباره تاثیر اقلیم برکشت سویا در منطقه ...
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۱-۱۳-۲٫عوامل سازماندهی و به کارگیری نیروی انسانی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • نگارش پایان نامه درباره امکان سنجی اجرای ...
  • دانلود منابع تحقیقاتی : پژوهش های پیشین در مورد منابع مطرودساز، طرد اجتماعی و ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره بررسی جهش ...
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – اعتبار و روایی ابزار های مورد نظر – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • بررسی نشانه شناسی آثار سینمایی ابراهیم حاتمی کیا- ...
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : فایل ها درباره تجارت الکترونیک در صنعت بیمه- ...
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد اولویت بندی سبدهای پروژه ساخت ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره : بررسی تاثیر عصاره ...
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | قسمت 14 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقالات و پایان نامه های دانشگاهی – قسمت 25 – 7
  • نگاهی به پایان نامه های انجام شده درباره ...
  • مطالب درباره : مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه و اختلال ...
  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه | ۷٫۲٫۲ابزارهای اینترنتی مورد استفاده در مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پروژه و پایان نامه – دیدگاه های نظری خشونت: – 10
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | ۱-۶- اموال عمومی و مشترکات عمومی،انفال – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۴- ۲-پیشینه خارجی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | ۲٫ کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهانی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | ۱-۳- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها | شکل گیری اضطراب در جریان تحول: – پایان نامه های کارشناسی ارشد

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان