نمودار ۲-۱- تابع ارزش کاهنمن و تیورسکی ۴۶
چکیده
در شرایط واقعی بودن صورت های مالی ارائه شده، سود مبتنی بر سیستم حسابداری تعهدی میبایست بتواند اطلاعات با ارزشی را در خصوص وضعیت کنونی و چشم انداز آتی شرکت به بازار منعکس کند. در این حالت سود ممکن است منعکس کننده منافع شخصی مدیران بوده و سبب خطای پیشبینی تحلیلگران شده وموجب بروز ارزش گذاری نادرست سود از سوی بازار شود. حال این تحقیق بر آن بود تا به بررسی این موضوع بپردازد که آیا مدیریت سود بیش از حد آستانه سبب گمراهی بازار خواهد شد یا خیر؟ با اعمال محدودیت های مطرح شده، ۱۳۸ شرکت پذیرفته شده در دوره زمانی ۶ ساله بین سالهای ۱۳۸۶ الی ۱۳۹۱ در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه این پژوهش انتخاب شده است. نتیجه حاصل از آزمون فرضیه اول نشان میدهد که در سطح اطمینان ۹۹% رابطه مستقیم معنیداری بین خطای پیش بینی سود و مدیریت سود وجود دارد. تأیید این فرضیه به معنای آن است که با دستکاری سود از طریق اقلام تعهدی، اختلاف معنی داری بین سود هر سهم واقعی با سود هر سهم پیشبینی شده به وجود میآید. نتایج آزمون فرضیه دوم بیانگر رابطه معنادار مثبت میان خطای پیشبینی سود و بازده غیرعادی سهام جدید الورود به بورس است که درنهایت بیـانگر محتـوای اطلاعـاتی متغیـر سود دارد. به عبارت دیگر اعلام سود پیشبینی شده باعث انحـراف در میـانگین نـرخ بـازده غیرعادی سهام می شود. به طور کلی نتیجه این تحقیق نشان میدهد درصورتی که مدیران در محاسبات خود برای پیش بینی سود سال آتی دچار اشتباه شوند و یا پیش بینی های خود را تغییر دهند متناسب با افزایش درصد خطاهای پیش بینی سود و نیز افزایش دفعات تجدید نظر در پیش بینی توسط مدیران، سرمایه گذاران نرخ بازده بیشتری را برای سرمایه خود مطالبه میکنند. شرکت هایی که به سود پیش بینی شده مورد نظر خود نمی رسند یا به طور مدام پیش بینی های خود را تغییر میدهند از ثبات خاصی برخوردار نیستند، بنابرین ممکن است انتظارات سرمایه گذاران را برآورده نکنند.
کلمات کلیدی: مدیریت سود، بازده غیرعادی سهام، خطای پیشبینی سود، سود واقعی، سود پیشبینی شده
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱- مقدمه
در حوزه سرمایه گذاری و رفتار با پول، همواره انسانها که تصور میگردد معقول عمل نمی کنند و دقیقاً به همین دلیل حوزه ای خاص از تحقیقات وجود دارد که در آن گاه رفتار عجیب افراد در این زمینه ها مورد بررسی قرار می گیرند. نظریه های اقتصادی عمدتاًً بر این مبنا تدوین میشوند که افراد به شکلی معقول رفتار میکنند و اطلاعات موجود در روند سرمایه گذاری مورد استفاده قرار میگیرد. این فرض مبنای نظریه کارایی بازار است. اما تحقیقات نشان میدهد مدارکی وجود دارد که ثابت میکند رفتار معقول آنقدر که تصور ما می شود ، فراگیر نیست. شناخت فرایند تصمیم گیری مشارکت کنندگان در بورس، موضوعی مهم برای مقام ناظر و سرمایه گذاران به شمار می رود. در اغلب تحقیقات در این زمینه، محققان کوشیده اند به مطالعه و درک رفتار سرمایه گذاری مشارکت کنندگان بازار و به دنبال آن تأثیر این عوامل بر قیمت اوراق بهادار بپردازند.
چرا که رفتارهایی که بر تصمیمات سرمایه گذاری مشارکت کنندگان در بازار تأثیر میگذارند از اهمیت ویژهای برخوردار هستند. به ویژه در دهه اخیر، محققین مالی سعی در تبیین و یافتن علل موارد خاص با کمک سایر علوم همانند روانشناسی، علوم اجتماعی و فیزیک داشته اند، استفاده از ” دستاوردهای روانشناسی در نظریه پردازی های اقتصادی منجر به شکل گیری گرایش مالی رفتاری” گردید.
۱-۲- تشریح و بیان مسئله
شاید هیچ موضوعی در ادبیات مالی اخیر، بحث برانگیزتر از این سوال نباشد که آیا سرمایه گذاران در تعیین قیمت سهام، منطقی عمل میکنند یا خیر؟ به عبارت دیگر،سرمایهگذارن در این بازارها نسبت به اطلاعات جدید واکنشی بیش از حد و یا کمتر از حد مورد انتظار نشان می دهند. واکنشهای بازار سهام به آگهیها و اخبار متفاوت است و در برخی موارد واکنش افراد عقلایی نیست و سبب ناهنجاریهایی از جمله افزایش بیش از حد یا کمتر ازحد قیمت می شود. اگر چه بازار پس از گذشت زمان به اشتباه خود پی میبرد و به حالت تعادل برمیگردد، با این وجود چنین رفتاری نوعی رفتار غیرعقلایی در بازار محسوب می شود که می تواند پاسخ منفی نسبت به عدم اطمینان درک شده توسط سرمایه گذاران باشد. انتظارات افراد تابع پیشبینیهای آن ها است که گاهی از اوقات ناکارآمد است. فهم منبع این ناکارآمدی ها، می تواند کاربردهای مهمی برای مطالعه در زمینه عقلانیت سرمایه گذاران و کارایی بازار داشته باشد ( محمودی،۱۳۹۰، ص۲۲).
یکی از مفاهیم اصلی در حوزه های مالی رفتاری، تئوری چشم انداز[۱] و نقطه مرجع[۲] میباشد. تئوری چشم انداز از سوی کاهنمن[۳] و تیوِرسکی[۴] در سال ۱۹۷۹ ارائه شد. آنان در قالب این نظریه نشان دادند که”میزان رضایتمندی حاصل از میزان معینی سود، کمتر از عدم رضایتی است که از همان مقدار زیان به دست میآید”. تئوری چشم انداز به وسیله تابع ارزش توضیح داده میشود. تابع ارزش[۵]، منحنیS شکلی است که دارای یک نقطه مرجع میباشد. نقطه مرجع تعیین کننده ریسک پذیر یا ریسک گریز بودن سرمایه گذاران میباشد به گونه ای که در زیر نقطه مرجع، سرمایه گذاران ریسک پذیر و بالای آن ریسک گریز هستند (ویسبورد[۶]، ۲۰۱۳).