معنای تقوا در اندیشه امیرمؤمنان(ع) گسیخته از معنای قرآنی تقوا نیست. برای نمونه ایشان در نهجالبلاغه میفرمایند: «ای بندگان خدا! شما را به تقوای الهی سفارش میکنم، که زاد و توشه سفر قیامت است. تقوا توشهای است که به منزل میرساند.» (نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳).
در کلامی دیگر میفرمایند: «عملی که همراه با تقوا باشد کم نیست (هرچند به نظر ناچیز آید.) چگونه کم خواهد بود عملی که مقبول درگاه خدا است؟» (نهج البلاغه، حکمت۹۵).
۲-۱۴٫ مؤلّفههای هوش معنوی در اسلام
برخی ازمؤلّفههای هوش معنوی، که در ضمن مطالعات اولیه در منابع دینی شناسایی شده عبارت است از:
۱٫ مشاهده وحدت در ورای کثرت ظاهری؛
۲٫ تشخیص و دریافت پیامهای معنوی از پدیدهها و اتفاقات؛
۳٫ سؤال و دریافت جواب معنوی درباره منشأ و مبدأ هستی (مبدأ و معاد)؛
۴٫ تشخیص قوام هستی و روابط بین فردی بر فضیلت عدالت انسانی؛
۵٫ تشخیص فضیلت عفو و گذشت در روابط بین فردی؛
۶٫ تشخیص الگوهای معنوی و تنظیم رفتار بر مبنای الگوی معنوی؛
۷٫ تشخیص کرامت و ارزش فردی و حفظ و رشد و شکوفایی این کرامت؛
۸٫ تشخیص فرایند رشد معنوی و تنظیم عوامل درونی و بیرونی در جهت رشد بهینه این فرایند معنوی؛
۹٫ تشخیص معنای زندگی، مرگ وحوادث مربوط به حیات، مرگ و برزخ، بهشت و دوزخ روانی؛
۱۰٫ درک حضور خداوندی در زندگی معمولی؛
۱۱٫ درک زیباییهای هنری و طبیعی و ایجاد حس قدردانی و تشکر؛
۱۲٫ داشتن ذوق عشق و عرفان که در آن عشق به وصال منشأ دانش است، نه استدلال و قیاس؛
۱۳٫ داشتن هوش شاعرانه که معنای نهفته در یک قطعه شعری را بفهمد.
۱۴٫ هوش معنوی موجب فهم آیات و درک عمیقتر کلام انبیا میشود.
۱۵٫ هوش معنوی به فهم داستانهای متون مقدّس و استنباط معنای نمادین این داستانها کمک فراوان میکند.
۱۶٫ هوش معنوی که در قرآن درباره «اولوالالباب» گفته شده است، موجب میشود افراد به جوهره حقیقت پی ببرند واز پردههای اوهام عبور کنند ( نصیری جامی، ۱۳۸۴).
۲-۱۵٫ مرور پیشینه
رهبری تحول آفرین، یکی از تازه ترین رویکردهای مطرح شده نسبت به رهبری است که تحقیقات مربوط به آن در کشور انگشت شمار است. نظریه سبک رهبری تحول آفرین یکی از چارچوب های نظری در دنیا است، که از سوی برنز (۱۹۷۸) و بس (۱۹۸۵) مطرح شده است. در سالهای اخیر نیز توجه زیادی به آزمودن الگوی نوین مدیریتی رهبری تحول آفرین شده است. بس، بیان کرد که رهبران میتوانند با بهره گرفتن از ویژگی های رفتاری رهبری تحول آفرین، پیروان خود را به سوی عملکرد بیش از انتظار، رهنمون کنند (همفرز[۳۷] و اینستین[۳۸]، ۲۰۰۳).
با توجه به تحقیقات انجام شده در سال های اخیر در دنیا و با توجه به اهمیت رهبری تحول آفرین به عنوان سبک مدیریت موفق در سازمان های امروز و نیز بررسی هوش معنوی به عنوان یکی از عوامل مهم اثربخشی سازمان ها، تحقیقات اندکی در این رابطه در ایران انجام شده است. در پیشینه این پژوهش به چند مورد از پژوهش هایی که ارتباط نزدیک تری با موضوع تحقیق دارد، اشاره میکنیم.
آلبرت[۳۹] (۲۰۰۳) به آزمون نظریه رهبری تحول آفرین در محیط های کاری کشور پرداخت. بر اساس نتایج این پژوهش، بین ملاحظه فردی و پیامد رضایت رابطه همبستگی مشاهده شد. مرسی[۴۰] (۲۰۰۴) به مطالعه سبک های رهبری در مؤسسات آموزش عالی مالاوی پرداخت. یافته های او نشان داد که اساتید سبک رهبری مدیران خود را تا حدودی تحول آفرین و مقداری مراوده ای شناسایی کردهاند. نیکولینا[۴۱] (۲۰۰۳) به بررسی میزان مناسب بودن سبک تحول آفرین در محیط ها و سازمان های آموزشی-علمی پرداخت. نتایج این پژوهش نشان داد که سبک تحول آفرین با پیامد اثر بخشی همبستگی مثبت دارد.
در تحقیقی بومر و بالدوین[۴۲] (۲۰۰۴) دریافتند که رهبرانی که گروه همگنان آن ها از رفتار رهبری تحول آفرین بیشتری برخوردارند تمایل بیشتری به رفتار رهبری تحول آفرین نشان میدهند. وب[۴۳] (۲۰۰۳) میزان همراهی رفتارهای رهبری رؤسای دانشگاه را با رضایت شغلی پیروان و انگیزش به سمت تلاش بالاتر از حد انتظار و اثربخشی رهبری در کالج ها و دانشگاه های ایوانجلیکال مورد بررسی قرار داد. یافته های این پژوهش نشان داد که ترکیب رفتار های تحول آفرین و مراوده ای پیشبینی کننده بهتری برای رضایت شغلی و اثر بخشی رهبری، در مقایسه با رفتارهای تحول آفرین به تنهایی میباشد.
در تحقیقی که جعفری و مرادی (۱۳۸۳) در رابطه با هوش عاطفی و رهبری تحول آفرین انجام دادند به این نتیجه رسیدند که سه متغیر هوش عاطفی (همدلی، خود آگاهی و انگیزش) در ایجاد رهبری تحول آفرین مؤثر هستند. موغلی (۱۳۸۱) در خصوص الگوی تحول آفرین در سازمان های اداری ایران، دریافت که بین رضایت مندی، تلاش و تعهد کارکنان و الگوی تحول آفرین در سازمان های موفق اداری ایران رابطه معناداری وجود دارد.
کریشتون[۴۴] (۲۰۰۸) در رساله دکتری خود به مطالعه کیفی هوش معنوی در رهبران سازمانی پرداخت. نتایج نشان داد تجارب افراد از هوش معنوی بسیار متفاوت است، ضمن اینکه هوش معنوی در مسئولیت های روزمره مدیران کارکرد داشت این نوع هوش نقش برجسته ای اقدامات مدیران با هوش معنوی بالا ایفا می نمود. این تحقیق نشان داد که فرایند حل مسئله افزایش خلاقیت و و نوآوری که از عوامل رهبری هستند با هوش معنوی ارتباط دارند (جوادی، ۱۳۹۰).
کیوانلو و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیقی با عنوان رابطه هوش هیجانی با سبک رهبری به این نتیجه رسیدند که با افزایش هوش هیجانی در مربیان تمایل آن ها به سبک رهبری تحول آفرین افزایش مییابد.
عابدی و جعفری (۱۳۸۴) در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه هوش عاطفی با سبک رهبری تحول آفرین به این نتیجه رسیدند که از میان عناصر پنج گانه هوش عاطفی سه مؤلفه ی همدلی، خوداگاهی و انگیزش قادر به توضیح ۷۸ درصد تغییرات در رهبری تحول آفرین هستند.
یعقوبی (۱۳۸۶) در پایان نامه خود با عنوان بررسی رابطه بین هوش عاطفی مدیران و سبک رهبری تحول آفرین به این نتیجه رسید که بین تمامی مؤلفه های هوش عاطفی با سبک رهبری تحول آفرین رابطه معناداری وجود دارد.
جوادی (۱۳۸۸) به «بررسی رابطه رهبری تیمی با هوش معنوی در بین مدیران دبیرستان های مشهد» پرداخت و نتایج نشان داد که بین رهبری تیمی و هوش معنوی رابطه مثبتی وجود دارد، به عبارتی مدیرانی که هوش معنوی بالایی دارند در زمینه رهبری تیمی موفق تر عمل میکنند. می توان یکی از علل ظهور معنویت و هوش معنوی در سازمان را این دانست که سازمان ها دیگر نمی توانند از علم و تکنولوژی برای روبه رو شدن با مشکلات شان استفاده کنند و از فلسفه ای که بر وفاداری گروهی و معنویت در کارها و هوش معنوی تأکید میکند، بهره می گیرند (ساغروانی، ۱۳۸۸).
در تحقیقی که نورشاهی (۱۳۸۸) با عنوان بررسی رابطه پیامدهای رهبری و ابعاد سبک رهبری تحول آفرین در میان رؤسای دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی شهر تهران انجام داد به این نتیجه رسید که سبک رهبری تحول آفرین نقش مؤثری در افزایش رضایت مندی و تلاش بالاتر از حد انتظار در میان همکاران رؤسا دارد.