اصل سوم- تأکید بر زمان حال:در واقعیت درمانی برجریاناتی که در زمان حال اتفاق می افتند تأکید می شود؛زیرا وقایع زمان گذشته گذشته اند وتغییردر آن ها ممکن نیست.وضع موجود وآینده قابل تغییر هستند(شفیع آبادی،تهیه کننده:مختاری،۱۳۸۵).ارضای نیازها به زندگی کنونی فرد مربوط است وبه گذشته ی حزن آور او ارتباطی ندارد.لذا باید از گذشته چشم پوشید وبه تغییررفتاروآموزش فرد در زمان حال اقدام کرد(گلاسر،۱۹۶۵و۱۹۷۵؛ نقل از شفیع آبادی و ناصری،۱۳۸۶).گلاسر قبول دارد که ما نتیجه ی گذشته ی خویش هستیم ولی معتقد است که ما قربانی گذشته ی خود نیستیم مگر اینکه چنین انتخاب کرده باشیم.مافقط میتوانیم نیازهای خودرا درزمان حال ارضا کنیم.‹‹آنچه اتفاق افتاده، تمام شده؛نمی توان آن را تغییر داد.هرچه بیشتر وقت خود را صرف توجه کردن به گذشته کنیم،از توجه کردن به آینده بیشتر اجتناب میکنیم.›› (گلاسر،۲۰۰۰؛نقل از جرالد کری،ترجمه ی یحیی سید محمدی،۱۳۸۵).
اصل چهارم- قضاوت ارزشی:درواقعیت درمانی مراجع باید در پرتو اهداف و ضرورت های دنیای واقعی،درمورد رفتارخود قضاوت کند و اعمالی راکه منجربه شکست می شود مورد ارزشیابی قرار دهد(شفیع آبادی،تهیه کننده:مختاری،۱۳۸۵).مراجع بایدبه رفتارش با دیدی انتقادی بنگرد وببیند که آیا آن رفتار بهترین انتخاب او هست یا نیست(گلاسر و زونین،۱۹۷۳؛نقل از لوئیس شیلینگ؛ترجمه ی سیده خدیجه آرین،۱۳۷۵).
اصل پنجم- تهیه ی طرح وبرنامه:مشاور از طریق طرح برنامه های مفید وعملی و منطبق با توانایی و انگیزش های مراجع، به مراجع کمک میکند تا رفتار ناموفق را به رفتار موفقیت آمیز تبدیل کند (شفیع آبادی،تهیه کننده:مختاری،۱۳۸۵).زمانی که مراجعان درمورد رفتارشان قضاوت ارزشی نمودند، مشاور به آن ها کمک میکند تا یک طرح یانقشه برای اجرای آن قضاوت تدوین نمایند وآن رابه مرحله ی عمل درآورند.طرح یانقشه باید منطبق با توانایی ومرتیط با انگیزش های مراجع برای اجرای آن باشد.در طرح ریزی نباید طرحی ریخته شودکه امکان شکست آن زیاد باشد.زیرا اگر طرح به شکست منجر شود،موجب تقویت شکست های پیشین وهویت ناموفق می شود.طرح ها باید طوری تدوین شوند که از مراحل کوچکتر وموفقفیت های جزئی تر به موفقیت های بزرگتر پیش روند وبه اندازه ی کافی مراجع را به مبارزه وفعالیت دعوت کنند.اگر طرحی مؤثر نبود،باید کنار گذاشته شود و طرح دیگری جایگزین آن گردد (گلاسر، ۱۹۶۵و۱۹۷۵؛ نقل از شفیع آبادی و ناصری،۱۳۸۶).
اصل ششم- تعهد به انجام برنامه:پس از تهیه وتنظیم برنامه مراجع باید به اجرای آن ملزم ومتعهد گردد.داشتن یک طرح خوب به این معنی است که مراجع مطمئنا” آن را خوب انجام میدهد. بنابرین،واقعیت درمانگر می بایست از او تعهد بگیرد(گلاسر و زونین،۱۹۷۳؛نقل از لوئیس شیلینگ؛ترجمهی سیده خدیجه آرین،۱۳۷۵).تعهد به فرد انگیزه ی قوی تری میدهد که طرح خود را تکمیل کند.تعهد بدین معنی است که مراجع به درگیری ورابطه ی خودش با دیگری ارج می نهد و بنابرین،خود را درقبال درمانگر ملزم به اجرای طرح میکند.زیرا او خود ودرمانگر را توأما” درگیر با مسئله میکند.برای اینکه تعهد معنی دار شود وبه مرحله ی عمل درآید،باید قبل ازآن درگیری وارتباط عاطفی به وجود آید،رفتار فعلی شخص بررسی وارزشیابی شود وطرح مناسبی ریخته شود (گلاسر، ۱۹۶۵و ۱۹۷۵؛ نقل از شفیع آبادی و ناصری،۱۳۸۶).
اصل هفتم- نپذیرفتن هر گونه عذروبهانه:مشاور باید مراجع را متوجه سازد که بهانه تراشی قابل پذیرش نیست(شفیع آبادی،تهیه کننده:مختاری،۱۳۸۵).زمانی که مراجعان به تعهد خود عمل نمی کنند،قضاوت ارزشی آن ها باید دوباره بررسی شود.اگر قضاوت ارزشی هنوز هم معتبر باشد،آنگاه طرح ریخته شده باید بررسی شود.اگر طرح طرح مناسبی باشد،مراجع یا باید تعهد دوباره بدهدویا آن طرح را رد کند.اگر آن را رد کند یا باید طرح جدیدی را تدوین نمایند و یا درمان را ترک کنند.اگر طرح را رد نکنند آن وقت درمانگر آن ها را همچنان متعهد نگه میدارد و هرگز فردی را که نیاز به کمک دارد معذور نمی دارد و از او هیچ گونه عذروبهانه ای را برای شکستی که در اجرای طرح خورده اند،نمی پذیرد(گلاسر و زونین،۱۹۷۳؛نقل از لوئیس شیلینگ؛ترجمه ی سیده خدیجه آرین،۱۳۷۵).در واقعیت درمانی هیچ نوع عذروبهانه ای قبول نمی شود(گلاسر،۱۹۶۵و۱۹۷۵؛ نقل از شفیع آبادی و ناصری،۱۳۸۶).
اصل هشتم- حذف تنبیه:هر نوع اظهار نظر منفی و تحقیر کننده از طرف مشاور،تنبیه محسوب می شود (شفیع آبادی،تهیه کننده:مختاری،۱۳۸۵). تنبیه نکردن به اندازه ی نپذیرفتن عذروبهانه اهمیت دارد.تنبیه به رابطه ی حسنه لطمه می زند،تعهد و مسئولیت را از فرد سلب میکند وموجب تقویت هویت ناموفق می شود(گلاسر،۱۹۶۵؛کرسینی،۱۹۷۳؛ نقل از شفیع آبادی و ناصری،۱۳۸۶).تنبیه در درگیری،احتمال هر نوع تغییر را از بین میبرد(گلاسر و زونین،۱۹۷۳؛نقل از لوئیس شیلینگ؛ترجمه ی سیده خدیجه آرین،۱۳۷۵).
۲-۴-۱۲-ویژگی های دیگر واقعیت درمانی
۱-بر انتخاب و مسئولیت تأکید میکند.
۲-انتقال را رد میکند و معتقد است که واقعیت درمانگران باید در کار حرفه ای خویش،خودشان باشند.
۳-درمان را در زمان حال حفظ میکند.
۴-از تمرکز کردن روی نشانه ها اجتناب میکند.زیرا معتقد است که نشانه ها فقط تا زمانی ادامه مییابند که برای پرداختن به رابطه ای ناخوشایند یا ناکامی نیازهای اساسی،موردنیاز باشند.درمانگر تن به شنیدن نشانه ها و صحبت درباره ی گذشته نمی دهد وبرای پرداختن طئلانی به گذشته یا کاوش کردن نشانه ها به درمان طولانی منجر می شود.
۵-دیدگاه های سنتی درباره ی بیماری روانی ودرمان به وسیله ی استفاده از دارو را به چالش طلبیده است.گلاسر اعتراف میکند که صرف نظر از اینکه نشانه های مشکل روانی چقدر شدید بوده اند،هرگز داروی مغزی برای درمانجویان تجویز نکرده است.او تأکید دارد که داروهای روان پزشکی عوارض جانبی جسمانی و روانی دارند(گلاسر،۲۰۰۰و۲۰۰۳؛نقل از جرالد کری،ترجمه ی سید محمدی،۱۳۸۵).
۲-۵-پیشینه تحقیق
در این تحقیق نیز در راستای مرحله مطالعات اکتشافی و بهره گیری از نتایج و روش شناسی مطالعات مذکور به چند مورد از این بررسی ها به صورت خلاصه در دو بخش پیشینه داخلی و خارجی اشاره میگردد:
احمدی و رضوانی نژاد (۱۳۷۵) تحقیقی با عنوان « تاثیر آموزش گروهی به روش واقعیت درمانی بر بحران هویت دانشجویان » انجام دادهاند. نتایج آن نشان داد: آموزش گروهی به شیوه واقعیت درمانی بر بحران هویت دانشجویان تاثیر داشته و آن را کاهش داده است.