|
|
پنج روز بعد نیروهای صرب شهر سربرنیتسا را اشغال کردند. گفته می شود بیش از ۸۰۰۰ مسلمان در این واقعه بقتل رسیدند. در اوایل سال ۱۹۹۵ (۱۳۷۴) با میانجیگری آمریکا و اروپائیان، یوگسلاوی سابق ۲ با استقلال بوسنی هرزگوین موافقت کرد و برای پایان دادن به جنگ قرار شد نیروهای حافظ صلح در مناطق حساس بوسنی مستقر شوند. این درحالی بود که شورای امنیت سازمان ملل در سال ۱۹۹۳(۱۳۷۲) هنگامی که صرب ها حملات خود به مناطق مسلمان نشین را تشدید کرده بودند شهر سربرنیتسا را به همراه سارایوو، توزلا، گوراژده، بیهاج و ژپا را به عنوان مناطق امن اعلام کرده بود. بنابرین نسل کشی در مقابل چشم نیروهای حافظ صلح و در منطقه ای که از سوی سازمان ملل امن اعلام شده بود به وقوع پیوست. در قضیه نسل کشی سربرنیتسا در دادگاه وجدان بشریت، غرب و اروپا که بیش از دیگران داعیه دار بشردوستی دارند، باعث جنایت شده اند بخصوص هلندیها که مسلمانان بی دفاع را تسلیم صربها کردند. واضح است که علاوه بر عاملین صرب، سازمان ملل و دولت هلند روی نیمکت متهمین قرار دارند. اعتراف شخصیت های غربی در این مورد تاییدی بر این مدعا است “جک استراو” وزیر خارجه سابق انگلیس طی سخنانی بدین مناسبت اظهار داشت: دنیا از اینکه موفق نشد کشتار صرب ها در جنگ بوسنی را متوقف کند، شرمنده است. “کوفی عنان” دبیرکل سابق سازمان ملل نیز صربرنیتسا را همواره موجب عذاب وجدان سازمان ملل عنوان کرد. “مارک براون” نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل هم طی عبارات مشابهی اظهار داشت: سربرنیتسا همواره تاریخ سازمان ملل را خدشه دار خواهد کرد.


نسل کشی سربرنیتسا در زمان حکومت میلوشوویچ متهم و زندانی اصلی دادگاه لاهه بوقوع پیوست. وی که چند سال پیش قبل از صدور رأی دادگاه در زندان این دادگاه بر اثر بیماری درگذشت، اما جنایات انجام شده بحدی بود که دولت های بعدی صربستان علی رغم میل باطنی خود نتوانستند نسبت به تقصیر و نقش صربها در این جنایات اعتراف نکنند. جامعه بین الملل برای جبران کوتاه های خود دولت محلی صربسکای بوسنی را مجبور نمود با تشکیل کمیته ای حقیقت یاب عاملان حادثه سربرنیتسا را مشخص کند. دولت صربسکا نیز پس از وقت کشی های فراوان نهایتاًً کمیته ای بدین منظور تشکیل داد. گفته می شود در گزارش تهیه شده کمیته مذکور اسامی ۱۹۰۰۰ نفر صرب به عنوان عاملین کشتار سربرنیتسا ذکر شده است که از این تعداد ۸۹۲ نفر از آن ها هنوز در ادارات دولتی مشغول به کار میباشند.
البته هنوز تمام عاملین جنایت این جنابت شناسایی یا مجازات نشده اند و حضور این افراد در منطقه سربرنیتسا عامل به وجود آمدن نا امنی برای بازگشت مسلمانان به این منطقه میباشد. از سوی دیگر جامعه بین الملل برای جبران گذشته تاریک خود در جنگ بوسنی وهرزگووین و ترسیم چهره عدالت جوی خود به قربانیان جنگ بوسنی و مردم جهان همواره از دستگیری “کاراجیچ” و “ملادیچ” به عنوان کسانی که عامل اصلی جنایات صربها در بوسنی بودند. حمایت کردهاست. اما با وجود اینکه نیروهای نظامی کشورهای اروپایی و ناتو در بوسنی و کشورهای همسایه حضور دارند، و کنترل اطلاعاتی و امنیتی بوسنی و منطقه توسط سازمان های اطلاعاتی کشورهای قدرتمند غربی حاضر در بوسنی انجام می شود ،ولی هنوز موفق به دستگیری ملادیچ و معرفی به دادگاه لاهه نشده اند. بنظر میرسد عدم توانایی یا عدم وجود اراده سیاسی برای دستگیری جنایتکاران صرب نقطه ضعف بزرگ کشورهای غربی بویژه آمریکا در بالکان میباشد. اگر واقعاً ناتوان از دستگیری جنایتکاران میباشند ، معرفی خود به عنوان کشورهایی با توانایی بالای نظامی ـ امنیتی سراب و دروغی بیش نیست و اگر هم فاقد اراده سیاسی برای این کار میباشند بنابرین معلوم میگردد شعار عدالت طلبی و حمایت از حقوق قربانیان خالی از هر گونه صداقت و حقیقت است.
سوابق امر نشان میدهد اراده سیاسی لازم برای دستگیری در نیروهای ناتو وجود ندارد و بیشتر به فکر داد و ستد های خود هستند تا دستگیری جنایتکاران، پس از گذشت چند سال از این قتل عام فجیع، جمعی از بازماندگان سربرنیتسا (همسران، مادران و فرزندان قربانیان) از دولت هلند بخاطر اقدامات نیروهایش در زمان حضور در سربرنیتسا، شکایت کردند. گفته می شود در صورتی که دادگاهی بدین منظور تشکیل شود، دولت هلند و سازمان ملل متهمین اصلی این دادگاه خواهند بود. وکلای بازماندگان سربرنیتسا اعلام کردهاند قصد دارند دو دبیرکل سازمان ملل را به عنوان شاهد به این دادگاه فرا بخوانند. البته این احتمال وجود دارد که دولت هلند قبل از صدور رأی دادگاه با شاکیان توافق نماید و به خانواده های قربانیان غرامت بپردازد. در این حالت دولت هلند می بایست حدود ۲ یا ۳ میلیارد یورو غرامت بپردازد.
بعد از گذشت یک دهه از این حادثه “بوریس تادیچ” رئیس جمهور صربستان به عنوان اولین مقام عالیرتبه صربستان ضمن شرکت در مراسم دهمین سالگرد نسل کشی سربرنیتسا اعلام کرد برای ادای احترام به قربانیان این حادثه در مراسم بزرگداشت آنان شرکت نموده است. وی پیش از سفر به بوسنی به منظور شرکت در این مراسم گفته بود با حضور خود نشان میدهد صربستان نسبت به این حادثه چه احساسی دارد. تادیچ همچنین اعلام کرد به دلایل انسانی تأکید بر محکومیت جنایات جنگی و نیز با هدف اعتمادسازی بین کشورهای منطقه در این مراسم حضور مییابد. از سوی دیگر دولت صربستان نیز چند روز قبل از سفر تادیچ به طور رسمی جنایات جنگی در سربرنیتسا را محکوم کرد. ۱۰سال پس از این حادثه دادگاه لاهه در حکم صادره خود در مورد شکایت بوسنی علیه یوگسلاوی سابق اعلام کرد در سربرنیتسا نسل کشی به وقوع پیوسته است و در نتیجه عاملین آن می بایست پاسخگو بوده و نتایج این نسل کشی از بین ببرند. البته دادگاه علی رغم انتظار مسلمانان صربستان را عامل این نسل کشی معرفی نکرد و نیروهای پلیس و ارتش صربهای بوسنی را عامل وقوع این جنایت اعلام کرد. رهبران مسلمان بوسنی در حالی که از همه موارد مندرج در حکم دادگاه ابراز رضایت نمی کردند تلاش فراوانی را به کار بستند تا با بهره گرفتن از محکومیت ارتش و پلیس صرب های بوسنی در رأی دادگاه، مشروعیت جمهوری صربسکا را زیر سئوال برده و منطقه صربسکا را از صلاحیت و حاکمیت موجودیت در بوسنی و هرزگووین خارج نمایند.ا ین موضوع مورد مخالفت شدید صرب های بوسنی قرار گرفت. هر ساله مراسم باشکوهی برای بزرگداشت یاد و خاطره قربانیان این حادثه در شهر صربرنیتسا برگزار می شود.
-
- . Novaco, R. W., & Chemtob, C. M. ↑
-
- . McHugh, T., Forbes, D., Bates, G., Hopwood, M. ↑
-
- . A loss of volition ↑
-
- . extreme pervasiveness ↑
-
- . overarching coherence ↑
-
- . increased memory network linking ↑
-
- . distorted and heightened cognitive processes ↑
-
- . low behavioural constraint, involving aggression ↑
-
- . coping ↑
-
- . Lazarus, R.S., & Folkman, S. ↑
-
- . Graven, L. J, & Grant J. S. ↑
-
- . Litman, J. A. ↑
-
- . Roth, S., & Cohen, L. J. ↑
-
- . Badour, C. L., Blonigen, D. M., Boden, M.T., Feldner, M.T. ↑
-
- . Leiner, A. S., Kearnes, M. C., Jackson, J. L., Astin, M. C. ↑
-
- . Foa, E. B., & Kozak, M. J. ↑
-
- . Orsillo, S., & Batten, S. V. ↑
-
- . Forbes, D., Fletcher, S., Lockwood, E., O’Donnell, M. ↑
-
- . crisis theory ↑
-
- . Hill, R. ↑
-
- . Garcia, V. C., & Gomez, V. A. ↑
-
- . secondary or vicarious traumatic ↑
-
- . Carter, S., Leow, B., Allen, E., Stanley, S. ↑
-
- . Email ↑
-
- . Renshaw, K. D., Rodebau, T. L., & Rodriguse, C. S. ↑
-
- . Taft, C. T., Watkins, L. E., Stafford, J., Street, A. E. ↑
-
- . Monson, C. M., Taft, C. T., &Fredman, S. J. ↑
-
- . Miller, M. W., Wolf, E. J., Reardon, A. F., Harrington, M. ↑
-
- . Church, D., & Brooks, A. J. ↑
-
- . Galovski, T., & Lyons, J. A. ↑
-
- . Miller, A. B., Schaefer, K. E., Renshaw, K.D., & Blais, R. K. ↑
-
- . comorbidity ↑
-
- . Bowe, A., & Rosenheck, R. ↑
-
- . Breslou, N. ↑
-
- .Sofuoglu, M., Rosenhek, R., & Petrakis, I. ↑
-
- . Panagioti, M., Gooding, P. A., Tayler, J. P., & Tarrier, N. ↑
-
- . Nock, M. K., Hwang, I., Sampson, N., & Kessler, R. C. ↑
-
- . Stine, D. J., & Chiu, W. T. ↑
-
- . Alcantara, C., Casement, M. D., & Fernandez, R. L. ↑
-
- . Rozanov, V., & Carli, V. ↑
-
- . Lewis, V., Creamer, M., & Failla. S. ↑
-
- . Van Liempt, S. ↑
-
- . Margolies, S. O., Rybarczyk, B., Vrana, S. R., Leszczyszyn, D. J. ↑
-
- . Roepke, S., Hansen, M. L., Peter, A., Merkl, A. ↑
-
- . Leskin, G. A., Woodward, Sh., Young, H, E., & Sheikh, J. I. ↑
-
- . Catherall, D. T. ↑
-
- . Link, D. J. ↑
-
- . helplessness or horror ↑
-
- . socio-occupational impairments ↑
-
- . Abbey, G., Thompson, B. N., Hickish, T., & Heathcote, D. ↑
-
- . The Post Traumatic Stress Disorder Checklist-Military (PCL- M) ↑
-
- . Weather, F. W., Litz, B. T., Herman, D. S., Huska, J. A. ↑
-
- . Schema therapy: A practitioner’s guide ↑
-
- . experiential techniques ↑
-
- . Schema therapy for Borderline Personality Disorder ↑
-
- . Arantez, A., & Van Genderen, H. ↑
-
- . The schema therapy clinician’s guide ↑
-
- . Farrell, J. M., Reiss, N. & Shaw, I. A. ↑
-
- . World Health Organization (WHO) ↑
-
- . Strimbu, K., & Taval, J. A. ↑
-
- . Anderson, N. B., Lan, J. D., Muranka, A. ↑
-
- . thermoregulatory center of the anterior hypothalamus ↑
-
- . Kushimoto, S., Yamanouchi, S., Endo, T., Sato, T. ↑
-
- . Beurer sphygmomanometer ↑
-
- . Boman, P., Mergler, A., Furlong, N., & Catabiano, N. ↑
-
- . Giovanni, I., Gianluca, P., Antonella, B., Simona, L. ↑
-
- . aggression questionnaire ↑
-
- . Buss, A.H. & Perry, M. ↑
-
- . a negative attitude or cognitive trait ↑
-
- . Chida, Y., & Steptoe, A. ↑
-
- . Dorfman, L.Y., & Zubakin, M. V. ↑
-
- . Zolotnyik, L. ↑
-
- . Burpee, L.C., & Langer, E. J. ↑
-
- . Golombok Rust Inventory of Marital State Questionnaire(GRIMS) ↑
-
- . Badguar, P., & Gir, S. ↑
-
- . Nater, U.M. ↑
-
- . nosological ↑
-
- . soldier’s heart ↑
-
- . railway spine ↑
-
- . traumatic neuroses ↑
-
- . Shell shock ↑
-
- . Post-traumatic syndrome ↑
-
- . Kardiner, A. ↑
-
- . Pitman, R. K. ↑
-
- . terrifying ordeal ↑
-
- . Bandelow, B., Shere, L., Bunevicius, R., Hollander, E. ↑
-
- . Erbes, C.R., Polusny, M. A., Arbisi, P. A., & Koffel, E. ↑
-
- . Mikuls, T. R., Padala, P. R., Syles, H. R., Yu, F. ↑
-
- . Kulkarni, M., Porter, K. E., & Rauch, S.A.M. ↑
-
- . here and now ↑
-
- . Bakhitova, M. ↑
-
- . out of blue ↑
-
- . Barlow, D. H. ↑
-
- . Galatzer-Levy, I. R., & Bryant, R. A. ↑
-
- . gross stress reaction ↑
-
- . transient situational personality disorders ↑
-
- .neurotic reaction ↑
-
- . Transient Situational Disturbance ↑
-
- . Jovanovic, T., Norrholm, S. D., Blanding, N. Q., Davis, M. ↑
-
- . Calhoun, P. S., Hertzberg, J. S., Kirby, A.C., Dennis. M. M. F. ↑
-
- . acute stress disorder ↑
-
- . Williams, M. T., Malcoun, E., Sawyer, B. A., Davis, D.M. ↑
-
- . distorted blame ↑
-
- . recklessness ↑
-
- . Charak, R., Armour, Ch., Elklit, A., Angmo, D. ↑
-
- . Contractor, A.A., Durham, T.A., Brennan, J. A., Armour, C. ↑
-
- . Staggs, S. ↑
-
- . Fernandez, M. A., & Short, A. ↑
-
- .ر.ک:کریستسن لازرژ،همان، ص.۱۷ ↑
-
- .حسین پارسایی، همان ↑
-
- .از دیگر کارکردهای نهاد عاقله تعدیل تعصبات قبیله ای و خانوادگی بوده است . علامه مجلسی قدس سره فرموده است : در زمان جاهلیت مردم تعصب بسیاری به حفظ خویشاوندان خود داشتند ، به گونه ای که قاتل را حمایت میکردند و او را از ولی مقتول دور نگاه می داشتند و نمی گذاشتند به سزای عملش برسد ولو این که به ناحق کسی را کشته بود . شارع مقدس به منظور تعدیل تعصبات ، در باب قتل خطایی – که قاتل در آن تقصیری ندارد – مقرر فرمود که دیه بر ورثه و خویشان او تقسیم شود که هم باعث قلت حمایت ایشان شود و هم کار بر قاتل آسان شود ؛ چون تقصیری نداشته است و از روی خطا انجام داده است . (ر.ک: همان) ↑

-
- .همان ↑
-
- .البته امروزه این پرسش مهم مطرح می شود که با وجود رسانه ها آیا باز هم می توان ادعا کرد خانواده مهمترین نهاد اعمال سیاست جنایی است؟که در فصل سو م به آن پرداخته می شود. ↑
-
- . System Approach ↑
-
- .از جمله وایتهدر که از پیشگامان نظریه ی سیستمی بود. ↑
-
- .فرشته صادقی،«بنیانگذاران نگرش سیستمی» ۸/۷/۱۳۹۱ http://forums.patoghu.com/thread37681.html ↑
-
- . فرید رهنمای چیتساز، ، هومیوپاتی چیست؟. سایت رسمی انجمن هومیوپاتی ایران: ۱۹ خرداد ۱۳۸۹٫[Online],<http://www.homeopathyiran.org/index.php?option=com_content&view=article&id=47&Itemid=29&lang=fa> ↑
-
- . فریدون وردی نژاد/۸/۷/۱۳۹۰http://www.verdinejad.com/visitorpages/show.aspx?isdetaillist=true&itemid=14608,8 ↑
-
- . عمده ی نظریات جامعه شناختی خانواده عبارتند از:.نظریه مبادله: یکی از نظریه پردازان این نظریه هومنز است که بیش تر به مبادله بین دو نفر توجه دارد و بر این باور است که اساس مبادله اجتماعی بر منفعت شخصی و ترکیبی از نیازهای اقتصادی و روانی استوار است و سعی کردهاست که قضایای خود را بر مبانی روانی استوار سازد او قضایای متفاوتی را بیان میکند که اساس نظریه مبادله او را شامل می شود که این قضایا عبارتند از : یک قضیه موفقیت، دو قضیه ارزش، سه قضیه محرک، چهار قضیه محرومیت- سیری، پنج قضیه عقلانیت، شش قضیه پرخاشگری . نظریه توسعه خانواده نظریه ی دیگری ست که نظریه پردازان آن اذعان کردهاند که هنجارهای اجتماعی تعیین کننده زمان و ترتیب اتفاقات خانواده اند و انحراف از این هنجارها در نهایت منتهی به انحلال خانواده است. نظریه نظام ها نظریه ی بعدی است که بیان میدارد هر تغییری که بر یکی از اعضا یا خرده نظام ها تاثیر داشته باشد در کل خانواده اثر میگذارد. کارکرد نظام به تفهیم و تفاهم میان اعضایش بستگی دارد. این تفهیم و تفاهم اشکال گوناگونی به خود میگیرد از آزاد و راحت بودن گرفته تا پیام های متناقص و استعاره هایی که اعضای مخاطب در خانواده شاید به راحتی آن ها را درک نکنند. بر اساس نظریه نقش ها هر کدام از افراد در خانواده دارای موقعیت هستند و بر اساس این موقعیت نقشی را ایفا میکنند به عنوان مثال شوهر به عنوان پدر، همسر به عنوان مادر، پسر به عنوان برادر و دختر به عنوان خواهر ایفای نقش می پردازند، شوهر به عنوان مرد خانه نان اور خانه محسوب می شود، و مادر وظیفه خانه داری را به عهده دارد. نقشی را که اعضای خانواده بر عهده دارند با گذشت زمان و شرایط گوناگون دگرگون میشوند. خانواده که ابتدا به وسیله عقد زن و شوهر به وجود میآید نقشی را به وجود می آورد که جدا از نقش قبلی است. نقطه بحرانی این نقش شروع دوران زن و شوهری است، با ورود اولین فرزند به خانواده زن و شوهر نقش دیگری را به عهده می گیرند و روابط خانواده نقش دیگری را به عهده میگیرد . نظریه شبکه ای از دیگر نظریات جامعه شناختی ست که در مقابل نظریه هنجاری قرار دارد. به این ترتیب که از دید نظریه پردازان شبکیه ای دیدگاه های هنجاری بر فرهنگ و فرآیندهای اجتماعی شدن تأکید میکنند و این که هنجارها و ارزش ها در فرد درونی میشوند در دیدگاه هنجاری چیزی که مردم را کنار هم قرار میدارد یک سری ایده های مشترک است. نظریه شبکه ای چنین دیدگاهی را رد میکند و اظهار میدارد که باید الگوهای علی که افراد جامعه را به هم متصل داشته است مطالعه کرد. اگر زن و شوهر هردو به شبکه ای از این قبیل تعلق داشته باشند و این شبکه ها حفظ شوند ازدواج صرفا به فراز روابط موجود تحمیل میگردد و به گونه ای که زوجین به سوی فعالیت ها و افراد بیرون باز به منزل کشانده میشوند در این حالت تفکیک خشک و انعطاف ناپذیر نقش ها امکان پذیر می شود زیرا زوجین هردو قادر به کسب حمایت خارج از حیطه خانواده خواهند شد. زهرا امین مجد ↑
-
- . اگرمطالب این قسمت را با مطالبی که در خصوص ویژگی های نظام سیست جنایی که در فصل اول گفته شد مقایسه کنیم، این نتیجه که خانواده به عنوان عنصر و المانی از یک نظام بایستی بازتاب ویژگی های آن نظام را داشته باشد، قابل درک است. ↑
-
- . اپستین و بیشاپ به نقل ازتقی آزاد ارمکی،همان، ص ۲۶ ↑
-
- . البته این امر با نوع خانواده مورد پذیرش سیاست جنایی ما و نوعی که مد نظرشارع است، مطابقت ندارد.در این قسمت صرفا به بیان نظریه مورد بحث و تبیین نقاط مشترک و مشابه آن با نظام سیاست حنایی مان پرداخته می شود. ↑
-
-
- . برای دیدن مقالات با موضوع مورد بحث ر.ک: سازمان صد او سیما ی جمهوری اسلامی ایران، دفتر امور زنان و خانوادهhttp://zanan.irib.ir/web/guest/34?id=335&CMD=cmsView&ns=_cmsList_INSTANCE0D3b ↑

-
- .رها نیک آئین«درنگی بر رابطۀ دین و ایدئولوژی»http://www.dailyafghanistan.com/opinion_detail.php?post_id=125653 ↑
-
- .مرتضی مطهری،مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی،انسان درقرآن انسان و ایمان،بی تا، ۳۶-۴۸ ↑
-
- .هانا آرنت به نقل از محمدرضا خاکی قراملکی http://www.rasekhoon.net/article/show-29419.aspx ↑
-
- . Field Researches. ↑
-
- . رضا احمدیان راد، روزنامه رسالت، شماره ۷۴۶۹ به تاریخ ۱۱/۱۱/۹۰، صفحه ۱۸ (اندیشه) ↑
-
- .همان ↑
-
- . لئواشتراوس((Leostrausبه نقل از پیشین. ↑
در اینجا باید یک تمایز را قائل شد که در ادمه این نوشتار مفصل به ماهیت و محدودیت های آن می پردازیم؛ یعنی از حیث خارجی مفهوم حق تعیین سرنوشت به عنوان یک اصل حقوق بین الملل عرفی، شامل مردم مستعمرات و مردم تحت سلطه بیگانه می شود و برای آن متضمن حق استقلال و تشکیل دولت مستقل فارغ از سلطه بیگانه است. (اخوان خرازیان،۱۳۸۶، ۹۹) از حیث داخلی، فقط مردمی که تحت سلطه رژیم های نژاد پرست قرار دارند، از این حق برخوردارهستند و در عین حال برای آن ها حق تعیین سرنوشت تنها به عنوان حق دسترسی به پروسه های سیاستگذاری مطرح بوده و حق جدایی و استقلال برای آن ها شناسایی نمی شود.


- تاریخچه و شکل گیری حق تعیین سرنوشت
همواره ادعا شده است که حق تعیین سرنوشت یک نظریه مجرد و بی زمان نیست، بلکه در بستر تاریخی معین به وجود آمده است. به زعم ما این ایده اگرچه جدید نیست، با این حال درباره مبدأ و منشا آن اتفاق نظری وجود ندارد. از نظر بسیاری از کارشناسان، عملاً و در واقع تاریخ اصل تعیین سرنوشت به صلح وستفالی درسال۱۶۴۸برمیگردد.یعنی از نظر تاریخی شکل گیری مفهوم حق حاکمیت با آغاز عصر دولت ملت و دولت مدرن ارتباط نزدیکی دارد.
به عنوان نقطه شروعی مناسب تر می توان گفت ایده فلسفی تعیین سرنوشت در خلال قرن هیجدهم ظهور یافت که به آزادی و تقدم اراده فردی مربوط بود و برای هر نوع از گروه هایی که می توان گفت دارای اراده ای جمعی هستند به کار گرفته شد؛ اندیشه ای که از تفکر باستانی یونانیان درباره جامعه سیاسی ، نشأت گرفته است به روشنی در آثار و اندیشههای ژان ژاک روسو بیان شده است. روسو اساس اندیشههای مدرن درباره دموکراسی و مشروعیت حکومت اکثریت را بنا نهاد. بعدها، متفکران دموکراسی، به ویژه جان استوارت میل، با تاکیدی که بر دولت انتخابی به عنوان مطلوب ترین شکل نظام سیاسی داشتند، این دیدگاه را چنین تکمیل کردند: « وقتی این اندیشه پذیرفته شود که دولت نماینده مردم باشد و ابزاری برای تحقق جمعی اصل حاکمیت فردی، در این صورت دولت انتخابی کوتاه ترین راه برای تحقق اندیشه حاکمیت ملت ها خواهد بود.
این مفهوم که در اعلامیه استقلال آمریکا۱۷۷۶(رضایت ملت) و در اعلامیه حقوق بشر انقلاب فرانسه (۱۷۸۹)(حق الهی مردم)مستتر بود(ایوانز و نونام،۱۳۸۱،۷۵۴) از لحاظ عملی نقش مهمی در وحدت آلمان، ایتالیا، استقلال بلژیک و یونان نیز ایفا کردهاست انقلاب در فرانسه با تحول در کشورهای آمریکای شمالی و جنوبی همگام بود: شورش علیه حاکمیت انگلیس در شمال(۱۷۷۶ ۱۷۸۳) و قیام علیه سلطه اسپانیا در جنوب (۱۸۲۰ ۱۸۲۸) که در اینجا، مبنای شورش سیاسی بود؛ یعنی رد حاکمیت قدرتهای امپراتوری اروپا از سوی گروهی از مردم و نخبگان با ویژگیهای مشترک قومی و زبانی که مخالف نادیده گرفتن حقوق سیاسی و حق تعیین سرنوشت جامعه خود بودند. شایان ذکر است که در اینجا نقطه تأکید بر فرانسه بدان دلیل میباشد که انقلاب کبیر فرانسه، چرخشی بود در انتقال ایده حق حاکمیت از پادشاهان به مردم که در شکل مشخص ملت تجسم مادی یافته بودند. حق تعیین سرنوشت نیز دقیقاً در این رابطه بود که به عنوان یک نظریه وارد تئوری سیاسی در تاریخ گردید.
از معاهده وستفالی تا انقلاب فرانسه، حقوق بین الملل، ناظر بر روابط بین دولت ها بود و ملت ها جایگاهی در حقوق بین الملل نداشتند. انقلاب فرانسه با اعلام حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت مردم، سرشت حقوق بین الملل را نیز دگرگون ساخت. از این پس، تمامی نهادها، یعنی دولت، ابزاری در اختیار ملت بودند، و با عنوان کردن این ایده که دو لت های سلطنتی ذاتاً جنگ طلب هستند و در مقابل ملت ها بنا به سرشت خود نمیتوانند جز یک رابطه برادرانه، نوع دیگری از روابط را برقرار سازند. اما جنگ جهانی اول واقعه ای بود که در آن اصل حاکمیت ملی، که تا آن زمان به اروپا و گروههای سفید پوست آمریکا محدود می شد، به عنوان یک اصل جهانی اعلام شد که شکل انقلابی آن را انقلاب بلشویکی روسیه(۱۹۱۷) و شکل لیبرال آن را رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا وودرو ویلسون(۱۹۱۸) بیان میکردند.
قبل از جنگ جهانی اول بسیاری از ملی گرایان استدلال میکردند که حقوق آن ها بدون جدایی از طریق ایجاد حقوق فدرال و منطقه ای در درون کشورها یا به شکل استقلال فرهنگی تحقق یابد: در برخی کشورها چکسلواکی، بلژیک، سوئیس وضعیت چنین باقی ماند. اما پس از جنگ جهانی اول، حق تعیین سرنوشت به گونه ای روز افزون به استقلال کامل مرتبط گردید. در آن زمان و طبق اعلامیه ۱۴ ماده ای ویلسون این اصل یکی از بنیادی ترین اصول حاکم بر نظام بینالمللی گردید به گونه ای که آشکارا با مدنظر قرار دادن آن در رفتار کشورها (و بعدها متندر منشور ملل متحد) به منصه ظهور رسید. پس از جنگ جهانی اول، این امید وجود داشت که حقوق بین الملل، گسترش دموکراسی و پیروزی اصل حق تعیین سرنوشت میتواند به درگیری بین کشورها پایان دهد. زیرا با هدف کنار زدن رهیافت قدیمی در عرصه بینالمللی، بر گرایش دولت محور، در تعاملات بینالمللی ترجیح داده شد. بر اساس رهیافت قدیمی، جامعه جهانی از قدرتمندان تشکیل شده است: دولت های برخوردار از حاکمیتی که هر کدام اساساً منافع سیاسی رهبران خود را دنبال میکردند.
روابط میان تابعان بینالمللی در حقیقت به روابط میان گروههای حاکم رهنمون می شود که منافع اتباع خود را تنها هنگامی مد نظر قرار میدهند که از سوی قدرت های بیگانه مورد تهدید واقع شود یا تنها زمانی که حمایت منافع مذبور در ارتباط مستقیم با منافع رهبران کشور باشد؛ برعکس تعیین سرنوشت بدین مفهوم بود که افراد و ملل در مناسبات بینالمللی خود حرفی برای گفتن داشته باشند. چرا که دولت های برخوردار از حاکمیت دیگر نمی توانند آزادانه بر آن ها ستم کنند. این اصل دموکراتیک، خواهان رضایت حکومت شوندگان تمامی دولت های برخوردار از حاکمیت بود: مردم همواره باید این حق را داشته باشند تا آزادانه حاکمان خود را انتخاب کنند. علاوه بر این، مردم هر سرزمینی می بایست از هر گونه فشار خارجی به ویژه حکومت استعماری مصون باشند. بنابرین، این اصل بعد از جنگ اول و شاید به طور ناگهانی به معیار جدیدی برای قضاوت در خصوص مشروعیت قدرت در صحنه بینالمللی تبدیل شد: احترام به تمایلات و آرمانهای مردم و ملت ها.
بعضی از افراد رهبری و مدیریت را مترادف هم می دانند. اما به اعتقاد بعضی باید بین آن ها تفاوت قائل شد. از یک سو عده ای بر این باورند که رهبری یک جنبه مهم از مدیریت است و توانایی رهبری مؤثر یکی از شروط مدیریت اثر بخش است(الوانی،۱۳۸۲ ). از سوی دیگر

مهارت های لازم برای رهبری

رهبران اثر بخش در سازمانها دارای مهارت های گوناگونی میباشند که این وظایف در سه سطح کلی بیان می شود. (رضاییان، ۱۳۸۲)
۱- مهارت فنی: این مهارت به دانش و تواناییهای شخصی در هر گونه فراگرد یا حرفه اطلاق می شود.
۲- مهارت انسانی: این مهارت عبارت است از توانایی کار با انسان ها به نحو مؤثر و تشکیل گروههای کار آمد کلیه ی رهبران سازمان ها ،ضرورتا در تمام سطوح به مهارت های انسانی نیاز دارند و این قسمت مهم از رفتار رهبری به شمار میآید.
۳- مهارت ادراکی: عبارتند از توانایی اندیشیدن در قالب مدلها،چهار چوب ها و روابط گسترده مانند برنامه های بلندمدت که در سطوح بالای سازمانی اهمیت زیادی دارد.
چگونگی نظریه های سبکهای رهبری و عوامل اثر گذار
هر کدام از مکاتب کلاسیک و رفتاری مدیریت، دستور العمل های متفاوتی در مورد مفهوم رهبری صادر کردهاند. کلاسیک ها یک سلسله اصولی وضع نمودند که رهبران را ملزم می کرد تا به جنبههای ماشینی سازمان وبالا بردن بازدهی توجه کنند (عباس زادگان ،۱۳۷۲). از سوی دیگر پیروان مکتب رفتاری (رفتاریون) به جنبههای انسانی سازمان ها وحفظ انعطاف، گروه، توجه نمودند ( هیکس و گولیت[۱۴] ،۱۳۷۲) .
بااین حال امروزه اعتقاد بر این است که هر دو مکتب مصداق دارند، منتهی هر کدام در شرایطی کاملا متفاوت میتوانند کاربرد داشته باشند (مقدس وکاشفی، ۱۳۶۸ )، به عبارتی نظریه رهبری وضعی به ما کمک میکند، تا عقاید کلا سیک و رفتاری را در موقعیت های صحیح خود مورد استفاده قرار دهیم .
بررسی های افرادی چون “وود وارد ، استاکر، برنز، لارنس و لورچ[۱۵] ” به وضوح نشان میدهد که بهترین نوع سازمان بسته به موقعیت تغییر میکند. در یک قطب سازمان های ماشینی قرار دارند که برای انجام فعالیت های تکراری و یکنواخت و قابل پیشبینی مانندکتابداری ومشاغلی همانند آن مناسب میباشند که در این مورد توجه بیشتر بر روی کارایی است و در قطب دیگر، سازمان های زنده قرار دارندکه مناسب فعالیت های خلاق و ابداعی هستند و در واحدهای کاری همچون مراکز ورزشی ، هنری و یا آزمایشگاه های تحقیقی یافت میشوند. (گوئل کهن ،۱۳۷۲)
در سال های گذشته مطالعات وتحقیقات متعددی در زمینه شناسائی رهبری،رهبری موفق و اثر بخش و عوامل مؤثر در رهبری انجام یافته که هر یک به نوعی عامل یا عوامل خاصی را معرفی مینمودند که برای همه موقعیت های رهبری به یک شکل به کار گرفته میشد و در نتیجه از دیدگاه صاحبان هر یک ازاین نظریه ها،رهبرانی موفق به حساب میآمدندکه نتایج و پیشنهادات نهایی نظریه های مربوط را در همه شرایط به کار ببرند (هاول [۱۶]،۱۹۸۶ ) .
وظیفه رهبر از دیدگاه نهضت روابط انسانی ، ایجاد تسهیل برای دستیابی به اهداف مشترک در میان کارکنان ضمن فراهم نمودن فرصت هایی برای رشد و پیشرفت شخصی پیروان در نظر گرفته میشد (عباس زادگان ،۱۳۷۲) .
نظریه های خصوصیات فردی رهبری
در این گروه از نظریات برای رهبر خصوصیاتی ذاتی ذکر میگردد. بر اساس این نظریات رهبران ابر مردانی هستند که به علت ویژگیهایی که موهبت الهی است شایسته رهبری گردیده اند(الوانی،۱۳۸۲). تعداد ۶ خصیصه ای که رهبران را از غیر رهبران متمایز میکند:جاه طلبی، تمایل به رهبری، صداقت و راستی، اعتماد به نفس، هوش و دانش مربوط در زمینه کار میباشد. به علاوه در تحقیقاتی که اخیراًً صورت پذیرفته است، اشخاصی که توانایی نظارت بر عملکرد خودشان را دارند یعنی با توجه به موقعیت های گوناگون خود را با آن تطبیق میدهند قابلیت رهبر شدن را دارند. در نتیجه ،تمامی یافته های اخیر که در مدت بیش از نیم قرن صورت پذیرفته است حاکی از این است که برخی از این تئوری ها میتوانند منجر به موفقیت در رهبری شوند اما هیچکدام آن را تضمین نمیکنند(حاجی،۱۳۸۶).

نظریه های مربوط به چگونگی برخورد رهبری
تفاوت بین نظریه های رفتاری و شخصیتی ( از نظر کاربردی ) در گرو مفروضاتی است که نظریه های مذبور برآن اساس قرار میگیرند. اگر قابلیت اعتماد نظریه های شخصیتی به اثبات میرسید، در آن صورت بایستی گفته میشد که برخی از افراد به صورت رهبربه دنیا میآیند. در آن صورت فرد یا دارای آن ویژگی ها میشد و یا نمیباشد. از سوی دیگر اگر رفتارهای خاص میتوانست معرف رهبران موفق باشد، در آن صورت میتوانستیم اصول رهبری را تدریس کنیم (یعنی امکان داشت، برنامه هایی را طرح ریزی کرد و الگوهای رهبری را به افراد آموخت و از آنان رهبرانی موفق ساخت). تردیدی نیست که این موضوع به اندازه کافی هیجان انگیز میشد، زیرا بدان معنی بود که میتوان بر تعداد رهبران موفق افزود. اگر آموزش میتوانست کارسازباشد آنگاه میتوانستیم تعدادبسیار زیادی رهبر موفق یا اثربخش تربیت کنیم و به جامعه تحویل دهیم.(پارسائیان ، اعرابی، ۱۳۷۶ )
در این گروه از نظریات به جای آن که دنبال تعیین خصوصیات رهبری باشیم، در پی آن هستیم که در یابیم سبک و روش رهبری چگونه است و رهبران در برخورد با مرئوسان به چه شیوه هایی توسل میجویند. محققانی که درباره شیوه رهبری تحقیق کرده و تصمیم گرفته اند معتقدند ضرورتا رهبری شامل دو نوع رفتار عمومی یعنی رفتارهای وظیفه ای (وظیفه مدار ) و رفتارهای ارتباطی (رابطه مدار) است شالوده این تحقیق نیز بر مبنای همین دو رفتار است. رفتارهای وظیفه ای تحقق هدف ها را تسهیل میکند و کمک میکند اعضای گروه به هدف خود برسند. رفتارهای ارتباطی کمک میکند تا زیردستان با خودشان و با دیگران و از موقعیتی که خودشان را در آن مییابند احساس آرامش و راحتی کنند. هدف اصلی بحث های رفتاری رهبری توضیح این مطلب است که چگونه رهبران میتوانند با ترکیب این دونوع رفتار، رفتار زیر دستان را برای رسیدن به هدف تحت تاثیر قرار دهند ( هژیر،۱۳۷۴) .
اکثریت در سبک های رهبری
در حالی که برخی از پژوهشگران مانند بلیک و موتن[۱۷]،مک گریگور[۱۸] بر این باور بودند که بهترین سبک رهبری وجود دارد، سبکی که بهره وری،رضایت خاطر،رشد و بهبود در تمام وضعیت ها را به حداکثر برساند ولی بیشتر پژوهش هایی که در چند دهه اخیر صورت پذیرفته به روشنی از این موضع حمایت میکند که بهترین سبک وجود ندارد. در این پژوهش،برای تبیین موضوع سبک های رهبری غالب، سبکهای رهبری تحولی،آموزشی، اقتضایی که خودمشتمل برچهار سبک دستوری، اقناعی(تشویقی-استدلالی)، مشارکتی، تفویضی مورد بحث قرارگرفته است. هریک از این سبکها، تأثیرات متفاوتی برکارآیی و اثربخشی سازمان و نوآوری و خلاقیت دارندکه در ادامه به تبیین هریک از سبک اشاره شده ،پرداخته می شود.
سبکرهبری تحولی
|
|