۲-۲-۲- هیجان چیست؟
هیجان؛ حالت عاطفی هوشیاری یا خود آگاهی است که در آن مفاهیمی همچون شادی، غم، ترس، نفرت یا علاقه تجربه می شود. هیجان از حالت های شناختی و ارادی متمایز است به عبارتی هیجان، مربوط به احساسات به ویژه جنبههای خوشایند ناگوار فرایند ذهنی است.
۲-۲-۳- هوش چیست؟
هوش داری تعاریف متفاوتی است که یکی از نزدیکترین تعاریف با این مقوله”هوش را عبارت از مجموعه توانایی های شناختی می داند که امکان کسب دانش یادگیری و چگونگی حل مشکلات را فراهم میسازد” ( آقایار و شریفی در آمدی،۱۳۸۵).
۲-۲-۴- هوش هیجانی چیست؟
هوش هیجانی باید به هر حال ترکیب دو حالت از سه حالت ذهنی یعنی شناخت و عاطفه یا هوش هیجانی باشد هوش هیجانی از نظر مایرو سالوی نوعی توانایی، که به عنوان ظرفیت ادارک، ابزار، شناخت، کاربرد و اداره هیجانات در خود و دیگران تعریف شده است (مایر[۹] و سالوی ،۱۹۹۷، به نقل از بشارت۱۳۸۴).
گلمن (۱۹۹۵) هوش هیجانی را شامل توانایی هایی مثل برانگیختن خود، مقاومت در مواجهه شدن با نا کامیها، کنترل تکانه ها و به تاخیرانداختن خوشی ها، تنظیم خلق خود، همدلی کردن و امیدواربودن تعریف میکند. او همچنین هوش هیجانی را به عنوان ظرفیت بازشناسی احساسات خود و دیگران، برانگیختن خود و مدیریت صحیح هیجانات خود در روابط مختلف با سایر افراد تعریف می کند (گلمن، ۱۹۹۸؛ به نقل از فورد و سام ۱۹۹۸، هرلاند و استرنبرگ [۱۰]، ۱۹۹۷).
هوش هیجانی ترکیب عاطفه با شناخت، هیجان با هوش است. بنابرین هوش هیجانی توانایی به کار گیری هیجانات به منظور کمک به حل مشکلات و داشتن زندگی اثربخش تر است. هوش هیجانی بدون هوش یا هوش بدون هوش هیجانی فقط بخشی از راه حل است. عقل همیشه باید با دل همراه باشد تا کاربری مؤثر داشته باشد.
۲-۲-۵- اهمیت هوش هیجانی
هوش هیجانی جنبه شناختی ندارد، اما پایه اصلی سایر هوش ها است. هوش هیجانی ما را قادر میسازد تا بتوانیم احساسات خود را شناخته و آن را به صورت مطلوبی ابراز و اداره کنیم. هوش هیجانی در شناخت و درک هیجانات دیگران و دیدن چشم اندازشان به ما کمک میکند. هوش هیجانی ما را نسبت به حالت هیجانی گروه، رویدادها و ارتباطات حساس میسازد، هوش هیجانی ما را در برقراری ارتباط با همکاران، اعضاء خانواده و آشنایان موفق میسازد و در های صمیمیت، دوستی و محبت را به روی مان می گشاید به این حالت در روانشناسی بلوغ فکری یا پختگی میگویند.
گاردنر (۱۹۹۹) هوش هیجانی را بخشی از هوش شخصی، درون شخصی و بین شخصی میداند. گلمن، بویاتزیس و میکی (۲۰۰۲) میگویند: ما برای رشد و تکامل هوش هیجانی به زمانی برای اندیشیدن با خود و با دیگران نیاز داریم(حسن زاده و ساداتی کیاهی، ۱۳۹۲).
۲-۲-۶- ابعاد هوش هیجانی
تحقیقاتی که در زمینه تجارت و زندگی خانوادگی انجام شد نشان میدهد هوش هیجانی ویژگیهای خاصی دارد و ابعاد آن را می توان شامل موارد زیر برشمرد:
-
- قابلیت هیجانی: متشکل از ظرفیت واکنش یا پاسخ مناسب به محرک های هیجانی در شرایط مختلف،داشتن حس خوش بینی و اعتماد به نفس بالا، کنترل هیجانات ناگوار مانند ناکامی، تعارض، عقده های پیچیده، هیجانات شادی بخش، توانایی برقراری ارتباط با دیگران، خود کنترلی هیجانی، ظرفیت جلوگیری از سرکوب هیجانات مانند: فشارروانی، درماندگی، پرهیز از بروز هیجانات منفی، کنترل غرور بی جا و خودپسندی ها وانجام آنچه که منجر به موفقیت می شود.
-
- بلوغ هیجانی: متشکل از ارزشیابی خودمان ودیگران، شناسائی و ابراز احساسات،تعادل میان عقل و دل یا به عبارتی منطق و عاطفه، انعطاف و تطبیق پذیری، پذیرش و تحسین عقاید دیگران، به تأخیر انداختن رضایت های روانی آنی یا به عبارتی از واکنش هایی که خاکی از رضایت مندی سریع روانی است جلوگیری میکند.
- حساسیت هیجانی: متشکل از شناخت ایجادآستانه برانگیختگی هیجانی و مدیریت بی واسطه محیط، حفظ تفاهم با دیگران، آرامش دادن به دیگران که زمینه ساز روابط نزدیکی عاطفی و احساسی در سازمان می شود همچنین همدلی و امین بودن در رفتار های بین فردی و دریافت پیام از نشانه های هیجانی، خلق و خوی، احساسات و دیدگاهی که بگوید دیگران چه ارزشیابی از ما دارند. با توجه به مطالب فوق می توان گفت هوش هیجانی توانایی یک فرد است تا بتواند واکنش یا پاسخی مناسب و موفق به انواع محرک های متنوع و آنی محیطی از خود نشان دهد (آقا یار شریفی در آمدی، ۱۳۸۵).
۲-۲-۷- الگوی هوش هیجانی
الگوی هوش هیجانی بر این مبنا است که افراد چگونه به هیجانات احساس شده پاسخ رفتاری مناسب میدهند. به عنوان مثال یک فرد برانگیخته ممکن است در این شرایط فریادی بلند ناشی از شاد بودن بکشد یا فردی عصبانی در جلسه سرو صدا کند یا شخص مایوس با مشت بر میز بکوبد. مهارت ها و قابلیت های فردی اشاره میکند که افراد میتوانند با هیجانات / عواطف خودشان (سطح فردی) و هیجانات دیگران(سطح میان فردی) کنار بیایند. همچنین سطح میان فردی: این روش مبتنی بر این است که افراد چطور شرایط را لمس میکنند و چگونه پاسخ های لازم را تنظیم، کنترل و هدایت میکنند.
۲-۲-۸- خود آگاهی/ مدیریت کردن هیجان ها
توانایی کنترل و نفوذ بر حالت هیجانی خود و محدودیت تاثیر بازخوردهای اجتماعی بر هیجانات خودآگاهی شناخته می شود، به عبارتی خودآگاهی تاثیرات محیطی بر حالت هیجانی را کنترل کرده و تا حدودی آن ها را محدود میکند. خودآگاهی شامل:
-
- شناختن احساسات خود
-
- شناختن علل بروز احساسات فرد
-
- اگاهی از نقطه تحمل پذیری فرد
-
- رشد و توسعه ظرفیت تحمل ناکامی
-
- تقویت خود پنداری و کاهش وابستگی تأیید های بیرونی
-
- تفسیر یاد گیری معنادار: یاد بگیریم چگونه تفسیر بهتری از معنای فعالیت های دیگران بر حسب خود پنداری به دست آوردیم.
-
- بتوانیم حالت عاطفی مثبت از طریق دیدگاه سازی و سایر روشها در افراد به وجود آوریم.
- تقویت چشم انداز مثبت(خوش بینی)
۲-۲-۹- انگیزش
توانایی کنترل آثار رفتاری هیجانات منفی(مانند خشم، ترس، اضطراب) و هدایت آن ها در جهت عملکرد مثبت است حتی وقتی که حالت هیجانی پایین باشد. افراد با مهارت های بالا میتوانند هیجانات منفی و بازخورد های آزار دهنده ناشی از آن را از طریق شناسایی و دلیل بروز آن کاهش دهند و از آن در جهت افزایش بهبود و عملکرد استفاده نمایند. این افراد به محض مشاهده اولین علایم شکست تلاش میکنند شرایط را تحت کنترل گرفته و از احتمال بروز رفتارهای ناخواسته جلوگیری کنند؛ در حالی که افراد با سطح انگیزش پایین به محض مواجه با اولین مانع، مأیوس شده ودست از فعالیت می کشند.