-
- فعالیت مؤسسات رتبهبندی: ایجاد تسهیلات برای فعالیت مؤسسات رتبهبندی.
مکانیزم های درونسازمانی (محاطی) عبارتند از:
-
- هیئتمدیره: انتخاب و استقرار هیئتمدیره توانمند، خوشنام و بیطرف.
-
- مدیریت اجرایی: تقسیم مسئولیتها بین مدیریت اجرایی و استقرار نرمافزارهای مناسب.
-
- مدیریت غیر اجرایی: ایجاد کمیتههای هیئتمدیره از مدیران مستقل و غیر اجرایی (شامل کمیته حسابرسی، حقوق و…).
-
- کنترلهای داخلی: طراحی، تدوین و استقرار کنترلهای داخلی مناسب (مالی، حقوقی، مدیریت ریسک، حسابرسی داخلی و…).
- خلاق سازمانی: تدوین و گسترش آیین رفتار حرفهای و اخلاق سازمانی.
بررسی شرکتها و بازار سرمایه در ایران نشان میدهد که برخی از مکانیزم های برونسازمانی (محیطی) شامل موارد زیر تا حدودی برقرار است:
بر اساس مفاد قانونی قانون تجارت (بهویژه مواد ۱۴۴ تا ۱۵۶) و سایر قوانین موضوعه، قوانین و مقررات بورس اوراق بهادار، قانون تشکیل سازمان حسابرسی و قانون و مقررات جامعه حسابداران رسمی ایران مکانیزم نظارت قانونی برقرار میگردد.
از آن جا که بازار سرمایه در ایران نو پاست و چندان کارا نمیباشد نظارت سهامداران عمده و ایجاد انگیزه در سهامداران به فعالیتهایی از قبیل خرید سهام کنترلی، نقش نظارتی سرمایهگذاران نهادی کم رنگ میباشد
درباره نظارت مرتبط با مکانیزم های درونسازمانی به نظر میرسد، صرف نظر از مقوله هیئتمدیره و موارد مرتبط با مدیریت اجرایی شامل تقسیم مسئولیتها بین مدیریت اجرایی و استقرار نرمافزارهای مناسب، نقش نظارتی مدیریت غیر اجرایی شامل ایجاد کمیتههای هیئتمدیره از مدیران مستقل و غیر اجرایی (شامل کمیته حسابرسی، حقوق و…) کنترلهای داخلی، شامل طراحی، تدوین و استقرار کنترلهای داخلی مناسب (مالی، حقوقی، مدیریت ریسک، حسابرسی داخلی و…) بسیار ناچیز و ضعیف است و به نقش نظارتی اخلاق سازمانی نیز توجه بایسته نمیشود.
در ایران، قانون تجارت مصوب ۱۳ اردیبهشتماه ۱۳۱۱ اساس و چارچوب قانون تجارت موجود را تشکیل میدهد. نظر به قدمت منابع آن که دارای نواقص فراوانی بود، قانون اصلاح قسمتی از قانون تجارت مشتمل بر ۳۰۰ ماده پس از تصویب در تاریخ ۲۴ اسفندماه ۱۳۴۷ جانشین مواد ۲۱ تا ۹۴ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ شد. به نظر میرسد که اصلاحیه مذکور نیز تغییر با اهمیتی در چارچوب اولیه قانون تجارت ایجاد نکرده است. همچنین در قانون پیشین و اصلاحیه انجام شده به مقوله وظایف هیئتمدیره و تفکیک وظایف توجه چندانی نشده است.
همچنین حسابرسی داخلی نقش بسیار کمرنگی در شرکتهای ایرانی داشته است. بررسیها گویای آن است که حتی تعداد زیادی از شرکتهای بورسی نیز از خدمات حسابرسان داخلی بهره نمیگیرند و آن تعداد از شرکتهای پذیرفتهشده در بورس که دارای واحد حسابرسی داخلی هستند نیز به خدمات حسابرسان داخلی عنایت ناچیزی دارند و جایگاه سازمانی آن ها موجب کاهش اثربخشی حسابرسان داخلی میشود. همان طور که گفته شد، در سالهای اخیر حسابرسی داخلی به عنوان یکی از مکانیزم های درونسازمانی، نقش بسیار با اهمیتی در ساختار حاکمیت شرکتی در جهان پیداکرده است. در سطح جهانی، از اوایل هزاره گذشته با تأسیس بنگاههای اقتصادی بزرگ و پیچیدهتر شدن فعالیتها، امکان رسیدگی به تمام فعالیتها توسط مدیریت سلب شد و حسابرسی داخلی به عنوان حرفهای به یاری سازمانها برای انجام درست کارها، پا به عرصه وجود گذاشت (حساس یگانه،۱۳۸۵).
بخش دوم:
ادبیات نظری هزینه سرمایه
۲-۱۵-سرمایه
واژه و مفهوم سرمایه عبارت است از میانگین موزون هزینه سرمایه شرکت که در مفهوم عام بیان میشود و مفهوم سرمایه نیز شامل وجوه متعلق به صاحبان سهام شرکت (سهامداران) میباشد اما سرمایه در مفهوم خاص خود به غیر از حقوق سهامداران کلیه بدهیهای بلندمدت شرکت را در بر میگیرد به طوری که چنانچه به این تفاوت توجه نشود مفهوم هزینه سرمایه و محاسبات آن ما را دچار چالش ذهنی خواهد کرد. برای محاسبه متوسط هزینه باید بتوانیم هزینه هر جزء تشکیلدهنده وجوه مالی شرکت را محاسبه کنیم هزینه بدهی و هزینه سهام ممتاز، هزینه سرمایه صاحبان (مثلاً هزینه سود تقسیمنشده یا سهام منتشر شده اخیر) کلاً اقلامی هستند که ما در سمت چپ ترازنامه آن را نمایش بدهی و و بیانی دیگر در تعریف مفهوم داراییها آن را مطابق با استانداردهای حسابداری به شکل زیر مورد تفسیر قرار میدهیم به طوری که افزایش خالص داراییهای شرکت اغلب با افزایش این اقلام (حقوق صاحبان سهام و بدهیها) همراه میباشد.
با توجه به اینکه سرمایه به عنوان عامل مهمی در تولید سازمان نقش دارد همچون هر عامل دیگری برای شخصیت حقوقی شرکت دارای هزینه میباشد و این به عنوان جزئی از مبانی تئوریک حسابداری تحت عنوان تئوری مالکانه تعریف میگردد به طوری که هزینه هر جزئی از سرمایه ممکن است با سایر اجزا متفاوت باشد مثلاً اگر شرکت بتواند به نرخ ۱۲ درصد وام بگیرد هزینه جزء بدهی دریافت سرمایه برابر ۱۲ درصد است در حالی که هزینه اجزای دیگر مثلاً سود تقسیمنشده میتواند بیشتر از ۱۵ درصد باشد. اجزای اصلی اقلام سرمایه عبارتند از: بدهی، سهام ممتاز، سود تقسیمنشده و سهام جدید الانتشار (طاهر منش گرجی،۱۳۹۳).
۲-۱۶- هزینه سرمایه[۵۱]
هزینه سرمایه در فرایند ارزشگذاری و تصمیمگیریهای شرکت نقش اساسی دارد. هزینه سرمایه نرخ بازده مورد انتظاری است که بازار به منظور تخصیص سرمایه به یک سرمایهگذاری مشخص مطالبه میکند. به زبان اقتصادی، هزینه سرمایه برای هر طرح سرمایهگذاری مشخص یک هزینه فرصت است، یعنی هزینه مربوط به از دست دادن بهترین گزینه سرمایهگذاری بعدی به این معنی که طبق اصل جانشینی در علم اقتصاد اگر برای یک دارایی، جانشینی وجود داشته باشد که جذابتر از آن دارایی باشد، هیچگاه سرمایهگذار در آن دارایی سرمایهگذاری نخواهد کرد.
هزینه سرمایه (که گاهی نرخ بازده مورد انتظار یا نرخ تنزیل نیز نامیده میشود) میتواند از ابعاد و رویکردهای مختلف مورد توجه واقع شود. یکی از این رویکردها که بر بخش داراییهای ترازنامه شرکت تمرکز دارد هزینه سرمایه را به عنوان نرخ تنزیل جریانهای نقدی مورد انتظار آتی تعریف میکند که برای محاسبه ارزش فعلی جریانهای نقدی مذکور استفاده میشود. رویکرد دیگر که بر جنبه تأمین مالی (از محل بدهیها یا حقوق صاحبان سهام) تأکید دارد هزینه سرمایه را به عنوان نرخ بازده مورد انتظار سرمایهگذاران تعریف میکند.
در این رویکرد هزینه سرمایه بیانگر انتظارات سرمایهگذاران است. ضمن اینکه این انتظارات ممکن است در سرمایهگذاران مختلف، متفاوت باشد، اما بازار (مجموعهای از سرمایهگذاران) در رابطه با یک سرمایهگذاری معین یا یک طبقه از سرمایهگذاریها به اتفاقنظر و اجماع دست خواهد یافت. هر شرکتی دارای ریسک و بازده مخصوص به خود است (البته مقصود شرکتی است که هدفش تحصیل سود باشد). هر یک از گروههای سرمایهگذار، مثلاً دارندگان اوراق قرضه، سهام ممتاز و سهام عادی، خواهان میزانی از نرخ بازدهی هستند که درخور ریسک مربوط به آن باشد؛ بنابرین، هزینه سرمایه عبارت است از حداقل نرخ بازدهی که شرکت باید به دست آورد تا بازده مورد نظر سرمایهگذاران در شرکت تأمین شود.