درون داد
شکل ۲-۱ مدل سیستمی سیستم های اطلاعاتی(ابراین،۱۳۸۷)
سه فعالیت اساسی ورودی، پردازش و خروجی، اطلاعات موردنیاز سازمانها را فراهم میکند. بازخور عبارت است از خروجی که به افراد یا فعالیتهای مناسب در سازمان برای ارزیابی و بهبود ورودی، بازگردانده میشوند. عوامل محیطی چون مشتریان، تامین کنندگان، رقبا، سهامداران و آژانسهای نظارتی با سازمان و سیستمهای اطلاعاتی آن تعامل دارند(لاودن و لادن، ۱۳۸۴). سیستمهای اطلاعاتی مدیریت، به سیستمهای اطلاعاتی با کاربری خاصی اطلاق میشود که اطلاعات مورد نیاز سازمان و مدیریت را جهت تصمیم گیری، برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل و نظارت، هماهنگی ارتباطات و هدایت سازمان تامین میکند. اطلاعات این سیستمها، شامل گزارش ها، آمارها، تحلیلها و حتی راه حلهای کارشناسانه نیز میباشد. این سیستم از نرمافزار و سختافزار رایانهای، راهنماها و دستورالعملها، مدلهایی برای تحلیل، برنامهریزی، کنترل و تصمیمگیری و یک پایگاه اطلاعات بهره میگیرد (دیویس و اولسون ۱۹۸۵). سیستمهای اطلاعاتی مدیریت، سیستمی است یکپارچه و کاربردی که اطلاعاتی را جهت حمایت از وظایف تصمیم گیری و مدیریت عملیات در سازمان فراهم میآورد (صرافی زاده، ۱۳۸۳).چنین سیستم هایی سازمان را قادر میسازند تا اطلاعات لازم را در زمانهایی خاص دریافت و پردازش نمایند. این اندیشه باعث تکوین پارادایم فناوری اطلاعات شد اما بهتر است ابتدا مرز میان این دو اصطلاح مشخص شود.
تفاوت سیستمهای اطلاعاتی مدیریت و فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات
MIS
اطلاعات
امکان پذیر میکند
پشتیبانی میکند از
شکل ۲-۲ رابطه بین فناوری اطلاعات، سیستم های اطلاعاتی و اطلاعات(صرافی زاده، ۱۳۸۳)
دو دیدگاه عمدهای که به بررسی این ارتباط پرداختهاند، مرزی خاص را بین دو مفهوم در نظر میگیرند. در نگاه محدود، فناوری اطلاعات دلالت بر بخش فناوری سیستمهای اطلاعات دارد که شامل سخت افزار، نرمافزار، پایگاه داده، شبکه ها و دیگر تجهیزات مورد استفاده در سیستم هاست. بنابرین از این دیدگاه، فناوری اطلاعات جزئی از سیستم اطلاعات است. در نگاه وسیعتر فناوری اطلاعات، تشریح کننده سیستمهای اطلاعاتی، کاربران و مدیریت سازمان است. رابطه بین فناوری اطلاعات، سیستمهای اطلاعاتی و اطلاعات را میتوان به صورت شکل ۲-۲ نشان داد.
باید توجه داشت که سیستمهای اطلاعاتی با مدیریت اطلاعات تفاوت دارند به طوری که سیستمهای اطلاعاتی درخدمت مدیریت اطلاعات تحت عنوان سیستمهای اطلاعات مدیریت قرارگرفته وازآن استفاده میکند. سیستمهای اطلاعاتی به معنی گردآوری، ذخیره، پردازش، اشاعه و استفاده از اطلاعات است این مسأله به نرمافزار و یا سخت افزار محدود نمی شود. بلکه اهمیت انسان وهدفهایش را در استفاده از فناوری، ارزشها و معیارهایی که در این انتخاب به کار می رود، همچنین ارزیابی نهایی از اینکه این ابزار وسیله ای برای رسیدن به هدفهایش بودهاند یا خیر را در بر میگیرد. درصورتی که هدف از مدیریت اطلاعات، ارتقای کارایی سازمان ازطریق تقویت تواناییهای آن برای برآورد نیازهای درونی وبرونی آن در یک وضعیت فعال وپویا، تثبیت شده است. امروزه مدیران ارزش رقابتی و استراتژیکی سیستمهای اطلاعاتی رابه خوبی تشخیص میدهند. درمیان سرمایه های یک سازمان اعم از نیروی انسانی، سرمایه های مالی، ماشین آلات و تجهیزات، اطلاعات، با ارزشترین آن ها است واین مسئله به این دلیل است که تمام امکانات فیزیکی ومحیطی ازطریق اطلاعات توجیه میشوند. یک سازمان باید بتواند سیستم اطلاعاتی ایجاد کند که قادرباشد نیازهای اطلاعاتی اکثریت را در درون سازمان برآورد، سازد. چنین سیستم اشتراکی فواید زیر را دارا است:کاهش کارهای تکراری درنگهداری پایگاه های اطلاعاتی، ارائه داده های دقیقتر، زیرا داده ها دریک محل نگهداری میشوند و فقط نیاز است که روز آمد شوند؛ ایجاد ارتباطات بهتر در درون سازمان به طوری که هرفرد به اطلاعات موردنیاز دسترسی داشته باشد؛ برخورد هماهنگ با نیازهای اطلاعاتی داخل سازمان (رولی ۱۳۸۰). امروز استفاده از سیستمهای اطلاعاتی دربیشتر شرکتهای جهان رایج است. طبق آماری، بیش از ۷۰ درصد شرکتهای آمریکایی وکره ای یک طرح سیستم اطلاعاتی دارند این مورد در شرکتهای مکزیکی بیش از ۹۰ درصد میباشد. بیش از ۶۰ درصد شرکتهای مکزیکی وبیش از ۸۰ درصد شرکتهای آمریکایی وکرهای شخصی به عنوان رئیس کارکنان اطلاعات داشته اند(مکلود[۲۰]، ۱۹۹۸).
سیر تکاملی سیستمهای اطلاعاتی مدیریت
مبنای شکل گیری سیستمهای اطلاعاتی با مفهوم امروزی آن با اختراع رایانه شروع میشود. این امر در ابتدا توسط شرکتهای سازنده رایانه ها شکل گرفت. تلقی این شرکتها از سیستمهای اطلاعاتی به عنوان سیستم مناسبی برای توسعه کاربرد رایانه بود که از طریق آموزش آن در محیط مدیران به تولید و فروش بیشتر سخت افزار دست مییافتند. ولی این مسئله خیلی طولانی نبود و خیلی سریع سیستمهای اطلاعاتی به عنوان یک ضرورت خودنمایی کردند این سیر تکاملی را میتوان در مقاطع زیر دسته بندی کرد(جونز تون[۲۱]، ۱۹۹۸):
اواخر دهه ۱۹۴۰ تا اوایل دهه ۱۹۵۰: این دوران به ماشین حسابهای غول پیکر معروف است. در این دوران از رایانه های نسل اول (رایانه های لامپی) استفاده میشد. مهمترین کاربرد رایانه در این دوره مربوط به کاربردهای علمی است.
اواخر دهه ۱۹۵۰ تا اوایل دهه ۱۹۶۰:این دوره با اختراع رایانه های ترانزیستوری آغاز گردید. این دوره را شاید بتوان دوره اقتدار برنامه نویسان دانست. زیرا در این دوره مکانیزه کردن مفاهیم اولیه مالی و کلا امور اولیه پردازش داده ها شکل گرفت.
اواخر دهه ۱۹۶۰:این دوره با کاربرد چیپ در رایانه ها (رایانه های نسل دوم) شروع شد. رایانه های این دوره که مین فرم[۲۲] نامیده شدند توسعه یافته و در بنگاه های اقتصادی نصب و مورد بهره برداری قرار گرفتند. اهم سیستمهای این دوره را سیستمهای دستهای تشکیل میدادند و با توجه به فناوری روز هیچ کاربردی در تماس مستقیم با رایانه قرار نداشت. موارد زیر هم مسائل توسعه سیستمها پس از موفقیت نسبی پروژه های مربوط به پردازش در این دوره محسوب میگردد.
-
- گسترش کاربرد رایانه در تمامی سازمان
-
- پیچیدگی فزاینده امور
-
- مشکل برنامه نویسان در پاسخگویی و مدیریت امور
-
- مشکل برنامه نویسان در درک درست خواستههای مصرف کنندگان نهایی
- اشکال اساسی در محاسبه هزینه و زمان پروژه های توسعه سیستمهای اطلاعاتی
و بر اساس همین مشخصه های فوق، انقلابی در بحث توسعه سیستمهای اطلاعاتی و فناوری اطلاعات واقع گردید که نتایج آن بدین شرح میباشد:
-
- پدید آمدن تخصصهای جدید در پردازش داده ها
-
- تحلیل گران سیستم
-
- طراحان سیستم
-
- مدیران پروژه
-
- پدید آمدن بخشهای متولی پردازش داده ها
-
- تمرکز منابع انسانی متخصص
- پدید آمدن مدیران آموزش دیده و با تجربه در زمینه فناوری اطلاعات