آموزش های کاربردی برای مهارت بیشتر ...

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تحقیقات انجام شده در مورد : بررسی وتحلیل اجتماعی سفرنامه ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

وز قیاست بوریا، گر همچو دیبا بافته ست قیمتی باشد به علم تو چو دیبا بوریا
بیش از این ای فتنه گشته بر قیاس ورای خویس کردمی ظاهر ز عیب گر مرا کردی کرا[66]
موضوع دیگری که دستاویز وی برای انتقاد از فقه وروش دینی آن روزگاران است، حیله های فقهی است . حیله های فقهی بیشتر در فقه ابوحنیفه دیده می شود وحتی کتابهایی نیز در این زمینه تالیف شده است مثل کتاب الحیل والمخارج ، تالیف خصاف وکتاب الحیل فی الفقه از ابوحاتم طبری قزوینی.[67]

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

وی از فقیهان حنفی انتقاد می کند زیرا کتب حیل فقهی را از بر دارند وبر اساس آنها
کتب حیلت چون آب زبرداری مفتی بلخ ونشابور وهری زانی[68]
حیلت ومکر است فقه وعلم او وسوی او نیست دانا هر که او محتال یا مکار نیست [69]
وی همچنین از حلال بودن باده پخته وشطرنج ومصاحبت با کودک ساده زنخ در فقه فرقه های اهل تسنن انتقاد کرده [70] وپس از آن گفته است:
زین قبل ماند به یمگان در حجت پنهان دل برآگنده ز اندوه وغم وتن به گداز
ناصر خسرو، اوضاع دینی جامعه زمان خود را آنچنان نابسامان می بیند که آن زمان را« شب دین » نامیده است :
همچو شب دنیا، دین راشب است ظلمت از جهل وز عصیان سحاب
خلق نبینی همه خفته زعلم عدل نهان گشته وفاش، اضطراب
اینکه تو بینی نه همه مردمند بلکه ذئابند به زیر ثباب……..
این شب دین است نباشد شگفت نیم شبان بانگ وفغان کلاب[71]
ودر همین قصیده امیدوار است که فاطمیان بر خراسان غلبه کنند وبه این احوال پایان دهند :
گاه سحر بود ، کنون سخت زود برزند از مشرق، تیغ آفتاب……..
زیر رکاب وعلم فاطمی نرم شود بیخردان را رقاب
خاک خراسان شود از خون دل زیر بر دشمن جاهل خضاب[72]
سخن بی کردار: یکی از نشانه های فساد اجتماعی که ناصر خسرو در دیوان بسیار بدان پرداخته وبارها درباره آن سخن گفته واز آن انتقاد کرده است گفتارهای بی کردار است اگر چه به نظر او سخن، بار درخت خرد وعلم است وآن را فضیلتی بزرگ در انسان ومایه فخر او می داند، اما پیوسته تاکید می کند که آنکه سخن می گوید وبدان عمل نمی کند بظاهر چون دینار زراندود است ونشان رها شدن از مکر نفس را عبارت می داند از اینکه قول وعمل در انسان برابر شود:
قول وعمل چون بهم آمد بدانگ رسته شدی از تن غدار خویش[73]
ناصر خسرو اقشار مختلف جامعه را به دقت نگریسته ومی توان گفت که هیچیک از این اقشار از تیغ انتقاد او رهایی ندارند عوام مردم را مست وغافل ودر خواب می داند و تلاش برای بیداری آنان را کاری بیهوده می بیند:
اگر شراب جهان خلق را چو مستان کرد توشان رها کن چون هوشایر مستان را….
چو مست خفت به بالینش بر، تو ای هوشیار مزن گزافه به انگشت خویش پنگان را[74]
فقیهان را مست ونادان ورشوه خوار وریاکار وعلم فروش دانسته وبارها آنان را بدین صفات توصیف کرده است:
چون خصم سرکیسۀ رشوت بگشاید در وقت شما بند شریعت بگشایید[75]
آنکه فقیه است از املاک او پاکتر آن است که از رشوت است
وآنکه همی گوید من زاهدم جهل، خود او را بترین زلت است[76]
او، علم عالمان زمانه خویش را مشتی منقولات می داند که بر هیچ بنیان عقلی استوار نیست:
ای کرده تو را فتنه اهل باطل برحدثنا عن فلان وبهمان
گرجهل تو را درد کردی، از تو برگنبد کیوان رسیدی افغان
مغز است تو را ریم گرچه شویی دستار به صابون وتن به آشنان[77]
پادشاهان وامیران وسرداران وسپاهیان را ف دیو وگرگ ورباینده مال ومنال مردم می داند:
گرگی تو نه میر مر خراسان را سلطان نبود چنین، تو شیطانی
دیو است سپاه تو یکیف لیکن تا ظن نبری که تو سلیمانی[78]
گرگ مال وضیاع تو نخورد گرگ صعب تو میر وبندار است[79]
گسترده انتقاد اجتماعی در شعر ناصر خسرو بسایر وسیع است وخود موضوع رساله ای جداگانه تواند بود در بعضی از قصاید دیوان، همه را با همه به باد انتقاد می گیرد و غلبه جهل وریاکاری وتقلید ورشوه خواری ومکاریو… را نشان می دهد:
دیوستان شد زمین وخاک خراسان زآنکه همی زابر جهل یارد ژاله[80] ( گزیده قصاید ناصر خسرو ،19-23)
وضع اجتماعی در دوران ناصر خسرو
نیمه دوم قرن پنجم، تمام قرن ششم وآغاز قرن هفتم دوران تاخت وتاز غلامان وقبایل زردپوست(ترک) و ویرانکاریهای انان ونابسامانیهایی است که چیرگیهای پی درپی انان در وضع اجتماعی ایران پدید آورد عدد غلامان وکنیزکان ترک از خلخی و تاتار وغز وقفچاق ویغما وتبتی وچگل وجز انان در این عهد بسایر بوده وهمه جا را از دربارهای پادشاهان وامیران ودستگاه های وزیران ورجال تا خانه های اکابر واشراف ومتمکنین فرو گرفته بودند، وبیشتر نفوذ آنان در دستگاه های دولتی بود که برای جنگ واخذ مالیات وعوارض ونظایر این کارها مورد استفاده قرار می گرفتند والبته از جور وعدوان نسبت به مردم دریغ نمی کردند وبر انان رنجها می رسانیدند واز ایشان مالها می ستانیدند از میان همین غلامان بود که معمولاً دسته یی بر دیگران به رتبه ودرجه تفوق می یافتند واندک اندک به مرتبه حاجبی سلطان وامارت سپاه وحتی سپهسالاری می رسیدند و وقتی نیروی کافی می یافتند بر خداوندگاران خود عصیان می ورزیدند وبسی اتفاق می افتاد که حکومتها را از آنان منتزع وبه خود مخصوص می ساختند.
و اما قبايل زردپوست آسياى مرکزي، که در تمدن اسلامى از همهٔ آنان به ”ترک“ تعبير مى‌شده، از اواخر عهد سامانى به‌بعد شروع به نفوذ به ماوراءالنهر نمودند و نخستين دولتى که به‌وسيلهٔ آنان در قلمرو فرهنگ ايرانى تشکيل يافت دولت آل افراسياب است که دولت سامانى را در سال ۳۸۹ برانداخت. در همان اوان که اين دسته از ترکان سرگرم توسعهٔ دايرهٔ نفوذ خود در ماوراءالنهر بودند دستهٔ ديگرى از زردپوستان آسيا، از طوايف ترکمان غز از سيحون گذشته به داخلهٔ ماوراءالنهر نفوذ نمودند و در جند و نور بخارا ساکن شدند و اينان حکومت سلجوقى را پديد آوردند و هنوز چندى از قدرت يافتن اين دسته نگذشته بود که يک قسمت بزرگ ديگر از ترکمانان به‌نام ”قراغز“ در سال ۵۴۸ با شکست دادن سنجر تمام خراسان و کرمان را محل تاخت و تاز خود قرار دادند و عاقبت هم دستهٔ بزرگى از آنان در شمال خراسان قديم و در جوار ولايت‌هاى گرگان و دهستان ساکن شدند.
مهاجرت‌هاى ترکمانان غز به‌جانب مشرق و مغرب يعنى ولايات ماوراءالنهر و ايران و بيزانس و بلغار و کريمه، باعث شد که اراضى اصلى آنان در سواحل رود سيحون و شمال درياچهٔ خوارزم و شمال درياى مازندران، از کف ايشان بيرون رود و به‌دست طوايف قفچاق افتد و تمام آن ناحيهٔ وسيع از قرن پنجم به ”دشت قفچاق“ معروف گردد. اين قفچاقيان با خوارزمشاهان آل اتسز روابط نزديک داشتند و در حوادث ايران تا قسمتى از قرن هفتم و در دورهٔ مغول مؤثر بودند.
در همين اوان دسته‌اى از طوايف تونگوز مشهور به قراختائيان يا ترکان ختا که بر مغولستان و ترکستان شرقى و بر طوايف اويغور و قرقيز غلبه يافته بودند، از سال ۵۱۹ هجرى بر اثر فشار قسمت ديگرى از هم‌نژادان خود يعنى تونگوزها ناچار به‌طرف مغرب تاختند و با خاندان سمرقند درافتاده در سال ۵۳۱ شکست سختى بر دولت آل افراسياب وارد کردند و در سال ۵۳۵ سلطان سنجر را نزديک سمرقند به سختى شکست دادند و بسيارى از مسلمانان را در اين جنگ از ميان بردند و حکومتى جديد در ماوراءالنهر به‌نام دولت گورخانى پديد آوردند.
از علل عمدهٔ پيشرفت قراختائيان اتحاد آنان با طوايف بزرگ ديگرى از زردپوستان آسياى مرکزى بود به‌نام ”قارلق“. اينها همانند که در ادبيات ما به ترکان خلخى معروف هستند و شاعران مان کنيزکان و غلامانى را که از اين نژاد بودند به زيبائى و دلپذيرى وصف نموده‌اند. اين طوايف مدت‌هاى متمادى در سواحل علياى رودخانهٔ سيحون، در نواحى جنوبى منزلگاه‌هاى قديم غزان، سکونت داشتند و در حملهٔ ترکان ختا با آنان همکارى نمودند و سپس خود در قسمت‌هاى بزرگى از ماوراءالنهر مستقر شده با خوارزمشاهان آل اتسز از در اتحاد درآمدند و در لشکرکشى‌هاى آنان شرکت جستند.
سلاطين خوارزمشاه با قفچاق‌ها و قارلق‌ها اتحاد داشتند و سپاهيان خوارزمى غالباً از همين اقوام و قبايل بى‌رحم سفاک ديگرى از زردپوستان به‌نام ”ترکان قنقلي“ تشکيل مى‌شدند. مادر سلطان محمد خوارزمشاه، ترکان خاتون، از همين طوايف قنقلى و خود در سفاکى و بى‌رحمى و فساد و تباهى اعمال معروف بود، سلطان جلال‌الدين منکبرنى قفچاق‌زاده و به‌همين سبب محل کينه و نفرت ترکان خاتون بود. به‌هرحال قنقلى‌ها که به ”ترکان اعجمي“ شهرت داشتند خونريزترين و بدرفتارترين دسته‌هاى ترکان بوده و در کشتن و اسير کردن مسلمانان و غارت اموال آنان خشک و تر نمى‌شناختند.
اينها دسته‌هاى اصلى قبايل زردپوست (= ترکان) بودند که در قرن پنجم و ششم سرزمين ما را محل تاخت و تاز و نهب و غارت قرار دادند، طوايف کوچک ديگر که همراه آنان مى‌آمده و هريک به‌نوبهٔ خود مورث آزار و ايذاء خلق مى‌شده‌اند از اين حساب بيرون هستند.
تسلط زردپوستان آسياى مرکزى اعم از قبال و غلامان، بر قلمرو فرهنگ ايرانى نتايج گوناگون داشت و بر روى‌هم موجب تغييرات عظيمى در اصول عقايد سياسى و اجتماعى ايرانيان شد و بسيارى از رسوم و آداب قديم را دگرگون ساخت.
اينان معمولاً مردمى متعصب در عقايد، و در نشر مذهب خود سختگير و نسبت به کسانى که با عقايدشان همراهى نداشتند بدرفتار، و قتال و سفاک بودند و به‌همين سبب با تسلط آنها چه غلامان و چه امراى قبايل، سياست دينى خاصى در ايران رايج شد و اين امر به تقويت علماى شرع و آزار مخالفان آنها خاصه حکما و معتزله و همچنين آزار سخت شيعهٔ اسمعيليه و شيعهٔ اثنى‌عشريه کشيد.
اين زردپوستان با همهٔ تظاهر به ديندارى مردمى فاسد، شرابخواره، قتال و نهاب بودند، تجاوز به اعراض و نواميس خلق مطلب مهمى در پندار آنان نبود، ظلم و بيدادگرى پيشهٔ ايشان بود و ناچار در عهد تسلطشان بسى از مفاسد و معايب اخلاقى در ميان مرم پراکنده شد و مردم بينا را، که از اين نابسامانى‌ها رنجيده‌خاطر بودند، به انتقاد از اوضاع واداشت و از اين راه در آثار نويسندگان و شاعران قرن ششم سخنان انتقاد‌آميز بسيار در مذمت ترکان و مفاسدشان ، و نيز در بدگوئى از رفتار امرا و سلاطين و رجال که غالباً از ميان همين غلامان و قبايل زردپوست پديد آمده بودند ملاحظه مى‌کنيم که شواهد آن را در اصل اين مباحث مى‌يابيد.
شايد يکى از جلوه‌هاى اين ناخرسندى ايرانيان (= تاجيکان) از ترکان، پيدا شدن يک‌نوع عصيبت نژادى باشد که در آثار شعراى آن عهد غالباً به‌صورت اشارات دشنام‌آميز به ترکان و خوى ترکى و ترکتازى آنان ظاهر شده است و در اينجا فقط به نقل يکى از آن اشارات که اتفاقاً خطاب به ترکان نيز هست اکتفا مى‌شود تا نمونه‌اى از اين تظاهرات ادبى را در اين باره در آغاز قرن ششم ديده باشيم. اسدى مى‌گويد
مزن زشت و بيغاره ز ايران زمين که يک شهر ازو به ز ماچين و چين
بهرشه بر از تخت چير آن بود که او در جهان شاه ايران بود
از ايران جز آزاده هرگز نخاست خريد از شما (از ترکان) بنده هرکس که خواست
زما پيشتان نيست بنده کسى و هست از شما بنده ما را بسى
وفا نايد از ترک هرگز پديد وز ايرانيان جز وفا کس نديد

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد بررسی رابطه بین سبک های تفکر ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در دهه ۱۹۶۰، برخی از هواشناسان، ریاضی دان‌ها، فیزیکدان‌ها وزیست شناسان به شواهدی دست پیداکردند و مباحثاتی میان آنان شروع شد که باعث طیفی از ناراحتیها، علایق، اعجابها وحتی عصبانیتها شد.آنها نمی توانستند باور کنند که طبیعت به گونه‌ای که شواهدش را به تازگی مشاهده می کردند، رفتار کند. آزمایشها نشان می دادکه طبیعت دارای رفتارغیرقابل پیش بینی است و الگوها و طرحهای تصادفی وپیچیده ای را ایجاد می کند که با محاسبات و فرمول‌های خطی قابل انطباق نیست، بلکه در نقاط و وضعیتهای مشخصی شاخه شاخه می شود و راه خود را از نظر گاه های ازپیش تعیین شده جدا می کند. ابر، صاعقه، حبابهایی که درپای آبشارها تشکیل می شوند از نمونه این نوع از پدیده‌ها هستند. به دنبال این مشاهدات و آزمایشها نظریه جدیدی به نام نظریه آشوب شکل گرفت.
براساس نظریه آشوب جهان نظامی غیرخطی، پیچیده و غیرقابل پیش بینی است. این نظریه به سیستم‌هایی اشاره دارد که ضمن نشان دادن بینظمی، حاوی نوعی نظم نهفته در درون خود هستند وبیانگر رفتارهای نامنظم، غیرخطی و غیرقابل پیش بینی وپیچیده درسیستم هاست وقائل به وجود یک الگوی نظم غایی در تمام این بی نظمیهاست. به دلیل غیرخطی بودن وپیچیدگی سیستم‌های آشوب ارائه مدل از اینگونه سیستم‌ها کاری بس مشکل وسخت است.به همین علّت سعی شده است به کمک مثالها و مدل‌های کامپیوتری وجهی از سیستم‌های آشوبناک نشان داده شود. مثال مورگان[۴۵] (۱۹۹۷) برای این نوع سیستم‌ها، توده ای از«پرندگان»، «خفاشها‌» یا «ماهیها» است که بر اساس سه قانون «۱- حرکت بدون تصادم؛ ۲- حفظ حرکت در جوار یکدیگر ۳- دور نشدن خیلی زیاد از یکدیگر» حرکت می کنند. این الگو یک الگوی کامپیوتری است که نشانگر یک توده دینامیک یا یک سیستم آشوبناک است که جزئیات حرکات آنهاغیرقابل پیش بینی، ولی در کلّیت از یک نظم برخوردار است. توده پرندگان، پیشرفت الگوهای هوا، واکنشهای پیچیده شیمیایی،اجتماع موریانه ها،پرواز پرسروصدای حشرات ازنمونه های سیستم‌های آشوبناک هستند.چهارویژگی مشترک درسیستم‌های آشوبناک عبارت‌اند از:

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۱ـ اثرپروانه ای[۴۶]
بر اساس اصل اثرپروانه ای ،یک تغییرکوچک هر چند بی اهمیت مانندپرزدن یک پروانه می تواند منجر به تغییرات شگرف در یک سیستم شود، یا اینکه براساس گفته نویسنده مقالات علمی «کوین کلی» درسیستم‌های غیرخطی پیچیده applesا=۲+۲(۱) (مورگان ۱۹۹۷، ۱۵۲) هر تغییر کوچک در سیستم غیرخطی می تواند تغییر کوچک دیگری را ایجاد کند و تغییر بعدی، تغییر دیگری را تا اینکه درنهایت یک تغییر کیفی رخ می دهد.
۲ـ سازگاری پویا
سیستم‌های بی‌نظم در ارتباط با محیط‌شان هم چون موجودات زنده عمل می کنند و نوعی تطابق و سازگاری پویا بین آنها و پیرامونشان برقرار است. این سازگاری مانند هوشمندی مغز انسان از نوع ظهور لحظه‌ای است. میزان و چگونگی هوشمندی مغز از قبل تعیین نشده، طرحی برای آن پیش بینی نشده، بلکه یک پدیده در حال ظهور(شدنی) برنامه ریزی نشده است که در جریان زمان تکامل می یابد. سیستم های سازگار شونده پویا دارای ویژگیهای زیرهستند:
الف) توان خود سازماندهی دارند: هر جزء در چارچوب محدودیتهای کلی سیستم، خودراباشرایط پیش آمده سازگار و در نظم کلی سیستم سازماندهی می‌کند. برای مثال هر قسمت مغز می تواند با شرایط جدید خود را هماهنگ کند، بدون اینکه هماهنگی باکل را ازدست بدهد. تغییر و تحول در سیستم‌های آشوبناک براساس همین ویژگی خود سازماندهی انجام می‌گیرد. فقیه (۱۳۷۶) اظهار می دارد: سیستم‌های خود سازمانبخش، دارای درجه ای ازآگاهی نسبت به وضیعت موجودخودوتفاوت آن باوضیعت عموماً مطلوب هستند. آنها می توانند برپایه اطلاعاتی که ازپیش دارند خود را نوسازی کنند.
ب) وی‍ژگی هم افزایی: در سیستم‌های پیچیده کل بزرگتر از جمع اجزاست. این بدان معنا است که تلاش افراد در چارچوب یک سیستم باز و آزاد، نسبت به سیستم‌های ساده و بسته، اثر بخشتر و تاثیر‌گذارتر است.
ج)یاد گیرنده هستند: مورگان (۱۹۹۷، ۸۶) چهار اصل زیر را برای یادگیرنده بودن یک سیستم لازم می داند:
_ سیستمها باید توان احساس، نظارت وشناسایی منظرهای با اهمیت محیط خود را داشته باشند؛
_ آنها باید بتوانند این اطلاعات را باهنجارهای عملیاتی که رفتار آنها را هدایت می کند مربوط سازد؛
_ آنها باید بتوانند انحرافات مهم را ازهنجارها تشخیص دهند؛
_ آنها باید بتوانند عملیات خودرا با تشخیص خطا اصلاح کنند.
در صورت وجود چهار شرط گفته شده، سیستم می تواند برتغییرات محیط نظارت داشته باشد و واکنشهای مناسب را از خود بروز دهد و به شیوه هوشمندانه و خود ـ تنظیم عمل نماید.
۳- خود ـ شباهتی
در نظریه آشوب ومعادلات آن، نوعی شباهت بین اجزا و کل قابل تشخیص است.
مثال معروف آن، یک صفحه هولوگرام است که توسط لیزر تصویری برآن ضبط شده باشد. این صفحه دارای خاصیتی است که درصورت جزء جزء شدن، هرجزء آن تصویرکامل را نشان می دهد. همچنین یک قطعه آینه که در صورت شکسته شدن، هرجزء آن آینه دیگری است.
۴- جاذبه های عجیب
جاذبه های عجیب، الگوهایی هستند که از منظر یا منظرهای گوناگون بی نظم و آشفته ولی ازمنظریا منظرهای دیگر دارای نظم هستند. هرچه افق دید گسترده‌تر باشد، یافتن جاذبه عجیب ممکن تر وقدرت پیش‌بینی بیشتر خواهد بود (الوانی ۱۳۷۸، ۶۹).
نظریه پردازهای بی نظمی در پژوهشهای خود، توجه خاصی به چگونگی رفتار سیستم‌ها که تحت نفوذ «جاذبه‌های» گوناگون قرار می گیرند، داشته اند. برای درک بهتر مفهوم «جاذبه های گوناگون»، فرض کنید دریک صبح آفتابی درایوانی برای لذت بردن از زیباییهای صبحگاهی نشسته اید و در رؤیایی شیرین فرو رفته‌اید. برای مثال خود را درکنار دریاچه ای با آبهای نیلگون که تصویر آسمان آبی را درخودجای داده احساس می کنید. جنگلی سبز اطراف دریاچه را فراگرفته است و پنگوئن ها با زیبایی اغوا کننده ای درآب شیرجه می‌زنند. ناگهان دراین بین بنا به دلیلی، توجه شما به پشت سرتان جلب می شود. در این حالت تیک تیک ساعت الکترونیک که با صدای موتور یخچال در هم شده است، برای لحظه ای شما را از آن احساس، خارج می کند. اگرچه ممکن است چشمهایتان هنوز برآن صحنه باشد، ولی ذهن وفکرتان جای دیگری است. در این حالت شما اسیر دو «جاذبه» شده اید که از دو زمینه کاملاً متفاوت برخوردارند. هرچقدرکه به سمت یکی کشیده می‌شوید، از دیگری دور می شوید. با کشیده شدن به سوی دریاچه، صداهای لوازم خانگی به نیستی سپرده می‌شوند، اما اگربه سوی تیک تیک ساعت، اجاق ویخچال جذب شوید، (کاری که درشستشوی مغزی انجام می‌دهند) صداهای مزاحم غالب می‌شوند (مورگان ۱۹۹۷، ۶۵-۵۷). به نظر می آید که سیستم‌های پیچیده، ذاتاً اسیر تنشهایی از این نوع هستند. آنها دائماً تحت نفوذ چندین «جاذبه» قراردارند که در نهایت زمینه جاذبه غالب، رفتار سیستم راآشکار می سازد. بعضی از جاذبه ها سیستم را به سوی وضعیتهای تعادل یا نزدیک تعادل می‌کشند، این عمل ازطریق بازخورد منفی انجام می گیردکه از رشد ناپایداری جلوگیری می کند. برخی از جاذبه های دیگر سعی می کنند نظم و ریخت جدیدی به سیستم بدهند. اگر «جاذبه مسلط» (زمینه موجود) موفق شود، انرژی حرکتی سیستم وناپایداری آن رادفع کند، پتانسیل‌های تغییر به تحلیل می روندو سیستم به وضعیت متزلزل قبلی خودبرمی گردد. ازطرف دیگر، اگرجاذبه جدید غلبه کند، انرژی های تولید شده راجذب خواهد کرد و نظم جدید حاکم می شود.

۲-۲-۱۵ مدیریت درآشوب و پیچیدگی

تاثیر پارادایم آشوب در نظریه های سازمان و مدیریت را می توان در طرح مباحثی همچون سازمانهای یادگیرنده، تحلیل سازمان از طریق استعاره های مغز و هولوگرام، توجه به تیم‌های خود گردان و ساختارهای غیر متمرکز و تیمی، مشاهده کرد. بنا به اظهار الوانی (۱۳۷۸) نظریه های مدیریت علمی،روابط انسانی، مدیریت مقداری و کمی و مدیریت سیستمی افسانه می شوند و واقعیتهای امروز در تئوریهای بی نظمی و آشوب با ویژگیهای خاص پدیدار می شوند. به گفته هاچ (۱۹۹۷) در دورانی که تغییر، مداوم، تصادفی و پیوسته است، ضروری است که شیوه‌های تفکرسنتی را در هم بشکینم تا تغییر رابه نفع خویش به کار گیریم. ما وارد عصر منطق گریزی شده‌ایم. دوران خطرات بزرگ اما فرصتهای بزرگتر.

۲-۲-۱۶ پنج ایده کلیدی برای مدیریت تغییر

۱-بازاندیشی در مورد مفاهیمی مانند سازمان، مدیریت، سلسله مراتب و کنترل: در نظام پیچیده، غیرخطی و آشوبناک، استفاده از نظام سلسله مراتبی چگونه خواهد بود؟ در نظامی که پیش آمدها تصادفی و حوادث از منطق بی نظمی پیروی می کنند، طرح‌ریزی چه مفهومی خواهد داشت؟ درست مثل اینکه شما بر آن شوید که یک مسیر پیچ در پیچ ودرهم راباحرکت برروی یک خط راست طی کنید. در این نظام، آینده قابل پیش بینی نیست آنچه ازدست مابرمی آید حدس و گمان است و هیچ قطعیتی درآن نیست. چیزی که هست، دانش ما احتمال پیش بینی وقوع آنها را بالا و پایین می‌کند. در این سیستم‌ها مدیریت ازطریق اهداف سلسله مراتبی یا از طریق منطق از پیش تعیین شده، مثل اینکه در طراحی پل ها و ساختمان ها به کار گرفته می شود، امکان پذیر نیست. مدیران باید یاد بگیرند که رخدادها وتغییرات به شکل آنی هستند و آنها با این گونه رخدادها روبه‌رویند. نظمها درکشمکش بین جاذبه‌های مختلف ظهورمی کنند، اما طبیعت دقیق این نظم، هرگز طرح ریزی شده یا ازقبل تعیین شده نیست. الگوها ظهور می کنند و نمی توان آنها را تحمیل کرد. همه چیز درحال تغییر است و مدیران خود نیز بخشی از تغییر هستند. آنها باید مجموعه ذهنیات و نگرشهای خود نسبت به «تغییر و کنترل» را تغییر دهند. در سیستم های پیچیده، طرح‌ریزی و کنترل پیش از عمل، کارساز نیست، بلکه مدیران باید یاد بگیرند که چگونه جریان و فرایند تغییر را روانسازی کنند (مورگان ۱۹۹۷، ۲۶۷ـ۲۶۶).
۲- فراگیری هنر مدیریت و تغییر زمینه‌ها: نقش اساسی مدیران بر اساس منظر پیچیدگی و بی‌نظمی، شکل دهی و ایجاد زمینه‌هایی است که در آنها شکلهای مناسب از طریق خود- سازماندهی به وجود آیند. در موقعیتهایی که الگوی «جاذبه مسلط»، وضعیت نامطلوبی راحاکم کرده است، باید مرزهای سیستم را به روی ناپایداری و بی‌ثباتی باز کرد یا حتی خود اقدام به ایجاد بی ثباتی کرد؛ این عمل می تواند به ظهور یک الگوی رفتاری جدید کمک کند. برای شکستن قدرت «جاذبه بسته شده (مسلط)»، مدیران باید راه هایی را برای خلق زمینه های جدید پیدا کنند. برای مثال ذهن مشاوران و کارشناسان کلیدی سازمان را با ناخوشایند جلوه دادن واقعیتهای مالی، مطرح نمودن توان و قدرت حیاتی نو آوری و خلاقیت، روشن ساختن وضعیت رقبا و مشخصه های رقابتی در حال ظهور و مواردی از این قبیل درگیر کنند. ایجاد ائتلاف بین عناصر کلیدی سازمان که قادر به تغییر وضعیت موجود هستند، راهبرد دیگری از این نوع است. این راهبردها می‌توانند سیستم بسته شده را دچار بی ثباتی و در نتیجه آن را مجبور به حرکت به سوی نقاط بحرانی کنند. در این وضعیت اگر نیروهای تغییر از انرژی کافی برای غلبه بر جاذبه مسلط برخوردار باشند، جاذبه مسلط کنار زده می‌شود و جاذبه جدید جایگزین آن می‌شود. همچنین با رفتن به سراغ عملیات نو و جدید، امکان شکل گیری «تغییر» و ظهور زمینه های جدید را می توان ایجاد کرد. برای مثال با تغییر در الگوهای پاداش، تغییر در ترکیب کارکنان کلیدی و پست‌های آنها‌، ایجاد بحرانهای مالی ساختگی، تعدیل نیروی انسانی و رخدادهای بسیارزیاد دیگر می توان سیستم را از قالب بسته خود به حرکت واداشت. البته باید به این نکته مهم توجه شود که در سیستم‌های پیچیده و غیر خطی، مدیران کنترلی بر تغییر نمی‌توانند داشته باشند. آنها نمی‌توانند شکل دقیق الگوی «جاذبه» جانشین را تعریف کنند؛ اما با تغییر در عناصر کلیدی «جاذبه مسلط» و با بازکردن مرزهای سیستم موجود نسبت به اطلاعات و تجارب جدید، میتوانند زمینه ظهور برای «جاذبه جانشین» رافراهم سازند. در واقع مدیران به ایجاد شرایطی کمک میکنند که تحت آن، جاذبه جدید ظهور می کند.
در سیستم‌های پیچیده دو نوع حلقه تقویت کننده و متعادل کننده در فعالیت وجود دارد. حلقه های تقویت کننده همیشه به دنبال تغییر«جاذبه» است و حلقه‌های متعادل کننده ازطریق بازخورد منفی به دنبال پایداری وثبات هستند. بنا به اظهار سنگه (۱۳۸۲، ۱۱۱) هر زمانی که مقاومتی در مقابل تغییر مشاهده شد، شما باید توجه کنید که یک یا چند فرایند متعادل کننده مخفی، مشغول فعالیت هستند، این مقاومت نه پایدار و زودگذر است ونه چیزی اسرارآمیز، بلکه ناشی از ترس تغییر درهنجارهای سنتی سازمان و نحوه انجام امور است. رهبران آگاه و مدیر، به جای افزایش فشار برای انجام تغییرات درسازمان ودرهم شکستن مقاومتها، در جستجوی یافتن منابع این مقاومت هستند.
۳-فراگیری چگونگی استفاده از تغییرات کوچک برای خلق اثرات بزرگ: یکی دیگرازآموزه های نظریه آشوب و پیچیدگی برای مدیریت تغییر، توجه به « لبه های آشوب» است. در آنجا اگر تغییرات کوچک در زمان و مکان مناسب اعمال شوند، قادر به ایجاد تغییرات بزرگ هستند. سنگه (۱۳۸۲، ۸۱)، این حالت را قانون اهرم کاری می‌نامد. او معتقد است در حل مسائل بایداز جایی شروع کرد که قانون اهرم کاری بیشترین اثر را دارد تا بتوان باحداقل سعی وتلاش به پیشرفت ونتیجه ای بزرگ دست یافت. تنها چالش پیش روی دست اندرکاران تغییر این است که موضع مناسب برای اهرم راپیدا کنند والبته این موضع براحتی مشخص نیست. مورگان (۱۹۹۷) در مورد شناسایی نقاط اهرمی می‌نویسد: اگر مدیران یاد بگیرند پارادکس‌های آنی را شناسایی کنند یا اگر لازم باشد، پارادکس‌هایی را ایجاد کنند که موجب تنش بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب شوند؛ آنها قادر به شناسایی نقاط بااهمیت اهرمی و استفاده ازآنها برای غلبه برنیروهای حافظ وضعیت موجود خواهند بود.
۴-باتحول وتغییرپیوسته ونظم آنی به عنوان امورمعمولی و طبیعی زندگی کردن: درسیستم های پیچیده هیچ کس دروضعیتی نیست که عملیات سیستم رابه شکل جامع کنترل یاطرح ریزی کند. شکلها و وضعیتها ظهور می کنند، آنها را نمی توان تحمیل کرد. در بهترین حالت مدیران می توانند سیستم رابه سوی جاذبه مطلوب هدایت کنند یا اینکه پارامترهای بحرانی راکه برجریان تکامل سیستم نافذ هستند، فعال سازند. آنها همچنین باید به هر ابتکار و تجربه ای به عنوان یک فرصت یادگیری نگاه کنند. در بحث هنر ایجاد زمینه های جدید، آنچه بیشتر مورد توجه است، استفاده از تجارب و الگوهای یادگرفته شده به منظور تغییر الگوهای «جاذبه مسلط» است. تجارب موفق، به مدیران راهنمایی می کند که چه چیز می‌تواند نقشه «جاذبه مسلط» راحفظ وچه چیز می تواندکمک به ظهورجاذبه های جدید کند.
مدیریت آشوب باید درمورد «‌مدیریت روی لبه» سطح آگاهی خودرا افزایش دهد و در هنر «مدیریت روی لبه» کسب مهارت کند. او باید درهنگامه لازم ابتکارهای جدید را در برابر فشارهای «جاذبه مسلط» مصون نگاه داردو وقتی آن ابتکار توانست ازخود محافظت کند، آن رابه حال خویش رها کند (مورگان ۱۹۹۷، ۲۶۷). امروزه مدیران باید تجربه کردن وآزمایش راسرزنش نکنند بلکه باید اجازه دهند که کارکنان از آزمایشها و تجارب خویش بیاموزند. یادگیری، تجربه وکسب اطلاعات برای سازمانهای امروزی به علّت پیچیدگی آن می تواند به عنوان پایگاه اطلاعاتی باشد که شناخت را امکان پذیر می کند. در سیستم های آشوبناک، تعیین یک نقشه ازپیش تعیین شده ویک طرح ماشینی شده به هیچ وجه امکان پذیر نیست. در این سیستم ها اطلاعات، آگاهی، تجربه، آزمایش می تواند شناخت ایجاد کند، همانطور که در شناسایی بعضی از سرطانها، از طرح و ریخت سلولی، پی به بیماری نمی برند، بلکه از اطلاعات وسیعی که به دست می آورند و مقایسه با اطلاعات تجارب قبلی می توانند وضعیت را شناسایی کنند.
۵-گشودگی دربرابر استعاره های جدید، که می توانند خودسازماندهی را روان کنند: استعاره هایی همچون، سازمان به مثابه مغز، سازمان به مثابه ارگانیزم، سازمان به مثابه هولوگرام، می توانندراهگشای مدیران برای درک خود سازماندهی و فراهم سازی شرایط آن در سازمان شود. در ادبیات پست مدرنیزم، استعاره جدیدی به نام «کلاژ» مطرح است. کلاژ یادرهم آمیختگی نوعی هنراست که اشیا و قطعات و اجزای مختلف را به گونه ای در کنار یکدیگر می چینند تا تصویری جدید، بدیع و با معنا حاصل شود. کاربرد این استعاره در سازمان، یعنی اینکه مدیر، نظریه پرداز یا رهبر باید بتواند با به کارگیری شیوه‌ها و ریز رخساره‌های گوناگون، رخساره مورد نظر خود را بسازد، بنابراین باید در نقش یک هنرمند عمل کند. در هنر «درهم آمیختگی» هنرمند تعدادی تصویر نامربوط را در کنار یکدیگر قرارمی دهد و از این راه یک ایده و احساس قوی به بیننده می دهد. این ایده و احساس چیزی جدا ازعادات معمول بیننده است. مدیر نیز باید اینگونه عمل کند و بداند سازمان ها را نمی توان فقط با نگرش تک بعدی و از زاویه دید یک تئوری، توصیف یا درک کرد.

۲-۳- سبک های تفکر

۲-۳-۱ مفهوم تفکر

یکی از تفارت های عمده بین انسان و حیوان آن است که رفتار انسان با اطلاعات اندوخته شه و با تجارب کسب شده در طول عمر رابطه زیادی دارد، در حالی که حیوانات بیشتر اطلاعات مورد نیاز هنگام تولد در مغز موجود می باشد در حیواناتی که از نظر تکامل در درجات پایین قرار دارند. این اطلاعات ارثی تقریباٌ تمام مایحتاج حیوان را تأمین می نمایند ولی هر چه حیوان از نظر تکامل در رده های بالاتری باشد، ظرفیت بالقوه بیشتری برای کسب اطلاعات و تجارب مختص به خود دارد. بنابراین در مورد حیوانات میتوان گفت که بیشترین مقدار حافظه موجود در مغز را حافظه ارثی تشکیل میدهد. در حالی که انسان مجبور است بیشتر اطلاعات و حافظه مورد نیاز خود را کسب کند و حافظ اکتسابی بیشترین مقدار حافظه موجود در مغز انسان را تشکیل می دهد (معظمی ۱۳۸۸، ۴۳).
کسانی که به کارآیی خودشان در حلکردن مسایل اعتقاد راسخ دارند. هنگام رویدادهای استرس زا، از نظر تفکر تحلیلی کارآمدی مانند، اما افرادی که به توانایی های حل مسئله خودشان شک دارند؛ به طور آشفتهای فکر می کنند (بندورا وود[۴۷] ۱۹۸۹، ۶۰). برای اینکه افراد به بهترین وجه عمل کنند، باید ابتدا برای پیشبینی موثرترین شیوه عمل، از خاطرات رویدادهای گذشته خودشان استفاده کنند. آنها همچنین باید برای ارزیابی امتیاز برنامهها و راهبردهای خودشان، بازخورد را بررسی نمایند. علاوه براین، آنها باید درباره عملکردشان تعمق کنند، و بیاد بیاورند کدام شیوه های عمل، نتیجه بخش و کدام بی نتیجه بوده است. احساس کارآیی نیرومند به فرد امکان می دهد حتی در صورت رو به رو شدن با استرس موقعیتی و بن بستهای حل مسئله، تمرکز خود را به تکلیف ادامه دهد. در مقابل، خود ناباوری، تصمیم گیرندگان را از تفکر متمرکز به تکلیف منحرف می کند، به طوری که توجه به آنها به نارسایی های خود و ضروریات طاقت فرسای تکلیف معطوف میشود. به طور خلاصه، تردید، کیفیت تفکر و تصمیم گیری فرد را در مدت عملکرد جذاب میکند، درحالی که کارآیی در آن محافظت مینماید (ریو ۱۳۸۶، ترجمه سید محمدی، ۸۴).

۲-۳-۲ جنبه های مختلف مسئله تفکر

تفکر مسئلهای فوق العاده گسترده و متنوع است. چندین جنبه آن سنتی است و سایر جنبه های آن اخیراً مطرح شدهاند. گرایش های منطقی و معرفت شناسی تفکر جزء جنبه های سنتی قرار میگیرند. باوجود اینکه بررسیهای تجربی ریشهی مادری تفکر یعنی بررسیهای تجربی مغز از قرن نوزدهم آغاز گشته است، مع الوصف جنبه های فیزیولوژیک تفکر در بین جنبه های سنتی و نوین قرار میگیرد، زیرا که تفحص در ریشه های مادی تفکر در بین جنبه های سنتی و نوین قرار می گیرد، زیرا که تفحص در ریشه های مادی تفکر و به طور کلی زندگی روحی- روانی دارای تاریخچه چند ساله است (میرزایانس ۱۳۸۶، ۳۷). یک از موارد مهم بررسی روانشناختی تفکر این است که، آیا مسئله ی ریاضی، فیزیک و غیره می تواند راهکاری مناسب و کافی جهت بروز مشخصات تفکر باشد؟ برای اولین بار دیوئی، پایه گذار مکتب «افزار گرائی» به وضعیت مسئله ساز، و اهمیت این موضوع در فرایند تفکر توجه نموده است. او معتقد است که تفکر فرایند حل مسئله است. باید گفت که بی تردید نظرات دیوئی تأثیرات خود را هم بر مکتب روانشناسی ویورتسبورگر و هم بر نمایندگان مکتب گشتالت و سایر محقیقن آتی گذارده است. لیکن روش بنیادی بررسی تفکر بطور مشخص و به صورت آگاهانه و سیستماتیک، برای اولین بار توسط پایه گذاران مکتب «گشتالت» مورد استفاده قرار گرفته است (میرزایانس ۱۳۸۶، ۱۰۲).

۲-۳-۳ فرآیندهای تفکر

الف) تصور
تقریباً برای تمام فرایندهای تفکر، تصور امری ضروری است. حافظه، مفهوم سازی و حل مسأله بدون تصور امکان پذیر نیست، تصورات تنها به تصاویر مغز نمی انجامد، بلکه به صورت محتوای معنای مجدد کلامی یا تصوری ذخیره می شوند. محتوای معنای یک محتوای مفهومی است که به طور معمول از یک جمله ساده و یا لغت تشکیل می شود. در روانشناسی شناختی نماد پردازی به وسیله شبکه پیچیده ای از ارتباط تداعی بین عناصر محتوای معنای (لغات) انجام می شود. نیرومندی ارتباطات تداعی تعیین کننده این احتمال است که یک شبکه به خاطر آورده می شوند از طریق محرک بیرونی فعال می گردند. وقتی محرک بیرونی با شبکه ذخیره شده یا عنصری از آن جور شود در این صورت محتوای مربوط واکنشهای حرکتی و فیزیولوژیکی مرتبط با آن به طور همانند فعال می گردند. واکنش های فیزیولوژیک به هنگام تصور برای گذاره های ذخیره شده و ارتباط آنها اختصاصی است. افرادی که از تصور خوبی برخوردارند. احساسات را بهتر به خاط می آورند. از الگوی شبکه هیجانی تصورات چنین استنباط می شود که توانایی حافظه به حالت روانی و خلق بستگی دارد (لانگ ۱۹۸۳، نقل از خداپناهی ۱۳۸۵، ۲۹-۲۰).
ب) حل مسائله
در دوران طفولیت قسمت عمده یادگیری بر اساس یادگیری شرطی است. پایه و بنیان مقداری از مشخصات روانی هر فرد تا اندازه ای در این دوران شکل می گیرد و در واقع بعضی از مشخصات به قدری محکم پایه گذاری می شوند که تا آخر عمر به همان صورت الیه باقی می ماند. ولی هر چه کودک بیشتر رشد کند، آمادگی زیادی برای مقابله با مشکلات زندگی پیدا خواهد کرد. این آمادگی ارزش بخصوصی برای سازگاری او با محیط خواهد داشت، زیرا بدین وسیله قادر می شود تا بهتر با خود و دیگران ارتباط برقرار کند. هنگام که کودک رشد می کند ازاهمیت رفتار شرطی در مورد او کاسته می شود و رفتارهای که منجر به حل مسائل می گردد اهمیت زیادی پیدا می کند. روش اصلی که در حل مسائل به کار می رود به روش آزمایش و خط مشهور است. بر اساس روش فرد دست به عمل می زند. اگر به نتیجه رسید آن را ادامه می دهد، و اگر مرتکب اشتباهی شد از ادامه آن خودداری می کنند راه دیگری را اتخاذ می نماید (شاملو ۱۳۸۵، ۱۹).
ج) مفهوم سازی
مفاهیم از مقایسه الگوهای نخستین یادگرفته می شوند. الگوهای نخستین از لحاظ موضوعی، شبکه تداعی و ارتباط هستند، الگوهای نخستین و تصورات نکات مرجع به شمار می آیند. هر قدر یک عنصر مفهوم مشابه به الگوی نخستین بالقوه آن مفهوم آسان تر ساخته می شود. الگوهای نخستین با درجه عمومیت متوسط بهتر و ساده تر یا لغت نامه - که به یک فرهنگ ارتباط دارد- تخمین زده می شود. تعداد عناصر حرکتی با مفهوم ارتباط دارند. نقش مهمی در سهولت تشکیل مفهوم ایفا می کنند (خدا پناهی ۱۳۸۵، ۸۴).

۲-۳-۴ انواع تفکر

۱- تفکر فلسفی
این تفکر، نوعی اختلال در فکر است که با میل به بحث های بی حاصل مشخص می شود. بحث های که در آنها، تعداد کلمات بسیار زیاد، و معنا و مفهوم آن بسیار اندک است. چنین تفکری با وجود تاکید فرد بر آن، بیهوده و بی حاصل است. به عنوان مثال به جمله زیر توجه کنید: «خوب؛ ملاحظه می کنید که موضوع چقدر مهم است. من مایلم؛ بسیار ضروری میدانم که روی اهمیت آن تاکید کنم.چون اهمیت، خود یک اصل اساسی است».
۲- تفکر سحرآمیز
در این نوع تفکر، فرد سعی می کند که افکار؛ کلام ها، تداعی ها، عبارات و حالات خاص، به طریقی معجزه آسا میتوانند برخی آرزوها را برآورده سازند، یا شیاطین را دور کنند. این تفکر به طور طبیعی در کودکان دیده می شود که حاصل از درک ناقص آنها از علت پدیده ها است.یکی از خصوصیات پایدار تفکر سحرآمیز، پدیده قدرت مطلق (همه کار توانی) است. شخص احساس می کند که فکر کردن درباره موضوعی در دنیای خارج، کافی است تا بدون دخالت عوامل فیزیکی سبب شود آن موضوع تحقق یابد. این احساس باعث می شود که فرد از اندیشه های خشونت بار خود نیز در رنج باشد (آندرو ۲۰۰۸، ۴۴).

۲-۳-۵ نظریه خود- مدیریتی ذهنی استرنبرگ

نظر دهید »
بررسی پایان نامه های انجام شده درباره حوادث تاریخی ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

«کُت کوتا، شلوار بُلند داره تماشا اَی خُیا زیر وارو کن تخت رضا شا»
kot kutâ, šalvâr boland, dare tamâšâ / ey xoбâ zir vâru kon taxte rezâšâ
(کت کوتاه، شلوار بلند، داره تماشا ای خدا زیر وارو کن تخت رضا شاه).
اشارت شاعر به «تماشایی» بودن «کت کوتاه و شلوار بلند» طنز تلخ مستتر در آن را آشکار می سازد. به علاوه شاعر به نمایندگی قوم مظلوم خویش، از خدا می خواهد که «تخت» رضا شاه را واژگون کند ، و این دعایی بود که به نظر می رسد پس از چند سال اجابت شد. رسول پرویزی در داستان «شلوارهای وصله دار» که در کتابی به همین نام چاپ گردیده، طنز تلخی شبیه شعر بویراحمدی ها را ترسیم و تصویر کرده است. (پرویزی، ۷۲-۷۸ :۱۳۵۷ ).
دوره رضا شاه، هم دوره شکنجه بود و هم شلاق. شاعر عشایری در بیت زیر ترکیبی از عشق و حماسه را به خواننده عرضه می دارد و نشان می دهد که اسلحه ها از دست رفته و «شلاق» جایگزین آن شده است.
«یَهْ گُلِی مِنِ مالِمُو واجب طِلاقهِ نه دوره عثمانی یَه، دوره شلاقهِ»
ya geli men mâlemu vâjebe telâqe / na dowrey osmâneya, dowrey šelâqe
(یک گلی در مالمان(=آبادیمان) واجب طلاق است نه دوره تفنگ عثمانی است، دوره شلاق است).
شاعر محلی، ضمن بیان اختتام دوران تفنگ و «وداع با اسلحه»، دوره نوین شلاق و شکنجه را یادآور می شود و از «گل مال» -شاهد زیبا رو و گل گون محل- گلایه مند استو او را واجب طلاق و رهایی می داند. معلوم نیست، این «گل مال» از آن او بوده و چون آزارش داده، سزاوار طلاق گردیده، یا در بند کسی است که در خور گل نیست و لازم است گل از او جدا گردد.یعقوب غفاری، در پایان مصرع دوم بیت بالا، به جای شلاق ، «قزاق» آورده است (غفاری، ۱۳۶۲: ۸۱).
از موارد ظالمانه عهد رضا شاه، -مثل دوره های گذشته- اخذ مالیات گزاف از عشایر بود. عشایری که در نتیجه سیاست نادرست اسکان اجباری، بسیاری از دام های خود را از دست داده و به فقر و فلاکت گراییده بودند، می بایست مالیات سنگین حکومت را نیز پرداخت نمایند.
این موضوع در اشعار معدود محلیان چنین آمده است.
«جنابِ آقایِ سرهنگ زره پوش کَی دِییی، بَلی بِچِینی، برنج بِیی کُوشْ»
(همان: ۸۳)
jenâbe âqâye sarhang zerehpuš / ky diye bali beĉini, berenj beyi kuš
(جناب آقای سرهنگ زره پوش کی دیدی بلوط بچینی، اما برنج بِدَهی بابت بهره مالکانه و مالیاتش).
سرهنگ علی زره پوش فرماندار نظامی کهگیلویه و بهبهان از سال ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۰ بود. (باور، ۱۳۲۴: ۲۱/ تقوی مقدم، ۱۳۷۷: ۳۲۶)
قضیه «اجباری» (=سربازی) که از اواخر دوره قاجار مطرح و پیگیری شد، در سال ۱۳۰۶ به جد در استان های مختلف کشور اجرا گردید. تقریباً در تمام نقاط کشور، نسبت به قانون «اجباری» (=خدمت سربازی) اعتراض و نارضایی پیش آمد (برای اطلاع از نمونه های اعتراض و نارضایی رجوع شود: فاطمه هاشمی، ۱۳۹۰: ۹۲۸-۸۹۲).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

شیخ عبدالرسول نیرشیرازی نیز در مشاهدات عینی خود، داستان نظام اجباری و پیامد های آن را در فارس به اختصار بیان کرده است (نیرشیرازی، ۱۳۸۷: ۱۳۳-۹۶). وی در دو بیت که گویا خود سروده می گوید:
«در سال هزار و سیصد و شش به شهور از شاه نظام زور آمد دستور
ز اندوه پدر حزن پسر ناله مام گردید پدید وحشت روز نشور» (همان: ۹۶)
بویراحمدی ها نیز از جمله مردمی بودند که از این موضوع نگران و ناراضی شدند و در اشعار خویش اعتراض و تخالف خود را نشان دادند.
برای یک بویراحمدی فرزند پسر مؤثرترین بازوی کار و قدرت بود. تلاش سنگین روزانه از چوپانی گرفته تا کشاورزی و تهیه هیزم نیاز به مرد داشت. بنابراین از دست دادن مردی از خانه، مصیبتی بزرگ و خلأ پر ناشدنی بود. این مصیبت زمانی دو چندان می شد که تنها پسر خانه را به اجباری ببرند و چرخ اقتصاد و زندگی خانه را فلج و مختل نمایند. وقتی تک پسری یتیم در خانه، فقط مادری کور و خواهرانی نازنین داشته باشد، از دید عموم بی انصافی و ستم محض بود که او را به سربازی «اجباری» ببرند.
«خُمْ بِی یُمْ، یَه دَی کوری، دوتا دَیَی ناز اجباری، اُومَه بُرْدُم مِنِ فوج سرباز» (غفاری، ۱۳۶۲: ۶۹).
Xowm beyom ya dey kori dota daye naz/ejbari ouma bordom mene foje sarbaz
(خودم بودم، یک مادر کوری و دوتا خواهر ناز / اجباری آمد و بردم در فوج سرباز).
برخی پسران جوان که نامزد داشتند و به سربازی اعزام می شدند، نگران نامزد خود بودند و از اینکه ممکن است طی دو سال دوری از خانه، نامزدش را به کسی دیگر بدهند، غمین و غصه دار می گشتند.
بیت زیر از زبان جوانی که نامزد دارد و اجبار حکومت رضا شاه او را به سربازی و دوری از نامزد فرا‌می‌خواند، سروده شده و از شاه مملکت سؤال می نماید که بعد از او نامزدش نصیب کی می شود. با این پرسش محتاطانه، می خواهد شاه را عامل و مقصر اصلی قلمداد نماید. مگر نه شاه حاکم کل و صاحب اختیار سراسر مملکت است.
«رضا شا، شا پهلوی، لباس تِریکی بُردِنُم و سربازی نُومْزایُم سیِ کی» (همانجا)
Reza sha sha Pahlavi lebas teriki / bordenom va sarbazi nomzayom si ki
(رضا شاه، شاه پهلوی، لباس ابریشمی بردنم به سربازی، نامزدم برای کیست ؟
مقررات سخت و سنگین سربازی، به ویژه عدم مرخصی آنها طی دو سال خدمت، بر دوری از خانواده و موطن اضافه می شد و بیش از پیش آن را غیر قابل تحمل می نمود.
فصل چهارم
حوادث تاریخی بویراحمد در عصر محمد رضا شاه
و بازتاب آن در اشعار محلی(۱۳۴۱-۱۳۲۰)
۴-۱- مختصری ازحوادث تاریخی بویراحمد در دوره محمدرضاشاه
عزل و سقوط رضاشاه به دست بیگانگان، برای عامه ایرانیان شادی آفرین و خرسند کننده بود. عشایر که زندگی واقعی شان مختل و دیگرگون شده بود، هم چون اقشار مختلف مردم شادمان و دست افشان شدند. امنیه های رضاشاهی دیگر نمی توانستند پس از این«شاه گردش»، مانع ییلاق و قشلاق عشایر گردند و به سکونت اجباری در خانه های سردسیری و گرمسیری وادارند. عشایریان دوباره به بافتن و افراشتن سیاه چادر آغاز کردند و در کمرکش کوهها و نوک قله های شامخ و دشت های سرسبز و پر گل و لاله سیر نمودند. بدین گونه تنفس تازه ای کشیدند که، از اعماق دل بود و از سر آزادی کامل. قبیله بزرگ و پر جمعیت بویراحمد که اکنون یک دهه بود متلاشی و متفرق گشته بودند و جمعی در سردسیر و عده ای در گرمسیر توطن اجباری نموده بودند، توانستند با اختیار و آزادی به مکانهای پیشین رجوع کنند و تقریبا نیمی از سال را در سردسیر و نیمی دیگر را در گرمسیر به سر برند.اگر چه اقتدار و اختیار ستمگرانه حکومت نظامی بهبهان و کوه گیلویه رخت بسته بود، اما تا اسفند ۱۳۲۰ هنوز حاکم نظامی شهرک تل خسرو در سردسیر بویراحمد به کار خویش مشغول بود.
جمعی از بویراحمدی ها، با وجودی که فرزندان خوانین همچنان در تهران تبعید و تحت نظر بودند، به شهرک تل خسرو حمله بردند و با اخراج ماموران دولتی-خاصه نظامیان- به تخریب و تخلیه ادارات کوچک دولت پرداختند. نکته ی مهمی که تا کنون محققان عشایری بدان اشارت صریح و صحیح نکرده این است که یورش بویراحمدی ها به شهرک تل خسرو، که نماد حکومت نظامی و ظلم و تعدی آنها بود، ماه ها قبل از ورود فرزندان خوانین بویراحمد، صورت گرفته است. نکته جالب تر این هجوم آن است که کسانی رهبری مهاجمان را در دست داشتند که خود در ایام تسلط ماموران رضاشاه در عشایر، تحت عنوان«سیاره» مامور انتظامات محل شده بودند و با دریافت حقوق و مزایای دولتی به تعقیب یاغیان و معارضان حکومت رضاشاه می پرداختند. بدین ترتیب، معلوم می شد که حتی مزدوران محلی حکومت که در ازای امتیازات ارزشمند به دولت رضاشاه خدمت می کردند، رضایتی از وضع موجود نداشتند و منتظر تغییر سیستم ستمگرانه و اجباری حکومت بودند.
یک شاهد عینی بویراحمدی در خاطرات مکتوب خویش، به چگونگی تسخیر و غارت شهرک تل خسرو به دست«سیاره های حقوق بگیر دولت» چنین پرداخته است:«…شایع بود که مردم ایل ها و روستاها، پادگان ها و پاسگاه های نزدیک به خود را تسخیر می کنند و سلاحشان را تصاحب می نمایند. چند روز بعد، خبری سراسر شهر و منطقه را فرا گرفت که سیاره های مدافع شهر در صدد اشغال پادگان ها و ادارات شهرند سرانجام آن روز فرا رسید. کلیه مراکز انتظامی و ادارات به وسیله سیاره ها محاصره و اشغال و خلع سلاح گردید و تمامی اموال دولتی و شخصی فرماندار نظامی و مهمات و اسلحه انبار شده را به یغما بردند…» (طاهری، ۱۳۸۸: ۸۸) عطا طاهری در نوشته شیوا و زیبای خود، تصویر هرج و مرج ایجاد شده به دست ماموران انتظامات محلی حکومت را-که تا چند لحظه قبل ظاهرا مسئول و موظف به جلوگیری از بی‌نظمی و نا بسامانی بودند- آشکارا نشان می دهد و مشخص می نماید که اقدامات و اصلاحات زورگویانه و اجباری، پایدار نیست و دوامش تنها تا سقوط ستمگر است.
چریک های محلی مزدور دولت که در دوره رضاشاه « سیاره » خوانده می شدند ، خود اکنون«بر سر غارت و چیال» اموال و اثاثیه حکومت و مأموران آن درگیری داشتند و «خانوارهای ایلی که بدون رضایت و به زور در شهر[ک تل خسرو] اسکان یافته بودند، به سرعت خانه ها را تخلیه کردند و هر گروهی به طایفه مربوطه اش پیوست و یا سر مزرعه و چراگاه و روستای خود رفت.» (همانجا). چون خبر تسخیر و غارت شهرک تل خسرو در نقاط مختلف بویراحمد منتشر شد« جماعتی دیگر از دهات دور دست، شتابان و بی قرار» خود را به شهرک رساندند، تا از این خوان یغما متمتع گردند. برخی دیر رسیدگان که همچنان«شتابناک فرا می رسیدند دوان به هر سو دید می زدند[،] چون چیز به درد بخور نمی یافتند، خشم آلود به خود و چپاولگران پیشین و غارت زده های غایب[=حکومتیان] دشنام می دادند»و با«چماق ها و شش پر های» خود به در و دیوار می کوبیدند و چیزهایی را می شکستند(همان، صص۹۰-۸۹)
تا پایان روز، «هنوز هم افرادی تازه نفس، سواره و پیاده، به میدان شهر از هم دریده و متلاشی وارد می شدند… به همه سو می نگریستند و نمی دانستند به کدام طرف رو آورند و بتازند.»پس«نومیدانه به هرجا سر» می کشیدند و «چون چیزی» نمی یافتند«با آخ و فغان و دریغ، دلتنگ و دست خالی به کاشانه و محل خود» باز می گشتند. (همان،ص۹۰)
در چنین هرج و مرج طبیعی که آغازگر آن انتظامات مزدور حکومتی بودند، هیچ یک از دولتیان کشته یا مجروح نشدند.مردم رنج دیده و زجر کشیده شهرک تل خسرو و دهات پیرامون آن، از سر دلسوزی، دولتیان را پناه دادند و با حمایت و همراهی آنان، به تدریج از مهلکه خارج به و زادگاه خویش راهنمایی نمودند.
سیاره های دولتی و رؤسای آنان، همگی از بویراحمد سفلی بودند و شهرک تل خسرو در حوزه‌ی استحفاظی بویراحمد علیا. به همین دلیل دو برادر مبارز و مشهور به نام های کی علی خان و کی ولی خان که سال ها تحت تعقیب این مزدوران محلی بودند، به محض شنیدن خبر اشغال شهرک با جمعی همراه، اطراف منطقه را محاصره کردند و به اشغالگران اخطار خروج از شهرک دادند. هرچند دسته دو برادر،چند روزی پس از «غارت و اشغال» شهرک خبردار و وارد معرکه شده بودند، اما تهدید و اخطار آنها مؤثر واقع شد. آنها به سیاره های اشغالگر پیام داده بودند که:«…شهر در منطقه ما، بویراحمد علیا، بود. شما می‌توانستید تفنگ های خود و خلع سلاحی را ببرید نه اینکه شهر را متلاشی و ویران سازید.»اکنون نیز برای جلوگیری از جنگ و خونریزی«هر چه زودتر شهر را ترک کنید و به محل و طایفه خود بازگردید» (همان، ص۹۱) تهدید، تاثیر گذار شد و با وساطت برخی مردان و زنان بزرگ منطقه، اشغالگران شهرک با غنایم مکتسبه به سکونت گاه های خویش بازگشتند.
از آن به بعد، احساس آزادی و شادمانی در سراسر بویراحمد به چشم می خورد. زمستان سرد و عبوس بویراحمد سردسیر، مبدل به بهاری گرم و فرح بخش شده بود. عشایر محبوس در گرمسیر، در فروردین ۱۳۲۱ پا به سرحد(=سردسیر) گذاشتند و جشن و پای کوبی خود را با ساز و دهل و کرنا برگذار کردند.
تا قبل از حضور خانواده های تبعیدی خوانین بویراحمد علیا و سفلی در منطقه، بزرگان طوایف محل-خاصه کی ولی خان و کی علی خان-ناصر فرزند غلامحسین خان را که نوجوانی تقریبا ۱۳ ساله بود به خانی برداشتند و ناصرخان نامیدند.بزرگان منطقه، بویژه کی ولی خان که فردی فهیم، شاهنامه خوان و شاهنامه دان بود، روزها و شبها تعلیم خان نوجوان را بر عهده گرفت و با ازدواج با خواهر خان خود عملا اداره محل را با همراهی«بی بی های» با تجربه-از خاندان خان- متکفل گردید.عطا طاهری که خود در کانون این دستگاه تازه تاسیس بود، به زیبایی هر چه تمامتر جزئیات وقایع و اقدامات انجام گرفته را بیان نموده است.(برای اطلاع دقیق رجوع شود: همان، صص۱۱۱-۹۲)
باری، فرزندان خوانین بویراحمد- که پدرانشان در دوره رضا شاه اعدام گردیدند و خود در تبعیدگاه تهران تحت نظر بودند-در نیمه دوم اسفندماه ۱۳۲۰ از تهران خارج شدند و تقریبا در اردیبهشت ۱۳۲۱ وارد بویراحمد گشتند. در راس این گروه، عبدالله ضرغامپور قرار داشت که احتمالا از همان ابتدا در صدد سلطه و ریاست بر کل بویراحمد بود.

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد در مورد : پاسخ های مورفولوژیک و ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

شکل ۴-۷: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با اسید سالیسیلیک بر میزان نشت­یونی یاخته­های برگ در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی مولار: b5.
۴-۳-۲۰- تاثیر شوری و سدیم نیتروپروسید و برهمکنش آن­ها برمیزان نشت یونی
میزان نشت یونی غشاء یاخته­های برگ، در سطوح متفاوت شوری، در رقم تامپسون سیدلس کم‌تر از رقم قره­شانی بود. کاربرد ۵/۱ میلی‌مولار سدیم نیتروپروسید، در هر دو رقم (به استثناء شوری ۱۰۰ میلی­مولار در رقم قره­شانی)، بهترین غلظت، برای کاهش درصد نشت یونی غشاء یاخته­های برگ بود، اما با افزایش میزان شوری (به ویژه در ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار)، از تأثیر این ترکیب، بر نشت یونی غشاء یاخته­های برگ، به میزان زیادی کاسته شد (شکل ۸).

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در سطح شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، در هر دو رقم کابرد این ترکیب تأثیر معنی‌داری از نظر آماری، بر کاهش نشت یونی غشاء برگ نداشت. میزان نشت یونی غشاء یاخته­های برگ، در تیمار شوری ۷۵ میلی‌مولار (بدون کاربرد سدیم نیتروپروسید) در قره­شانی و تامپسون­سیدلس (در مقایسه با شاهد)، به ترتیب ۴۷/۸۰ و ۱۴/۹۶ درصد بود، اما با کاربرد سدیم نیتروپروسید، با غلظت ۵/۱ میلی‌مولار در تیمار شوری مشابه، میزان این شاخص در رقم قره‌‌شانی، به ۵۲/۵۴ درصد و در رقم تامپسون­سیدلس، به ۶/۷۱ درصد کاهش یافت.
شکل ۴-۸: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با سدیم نیترو­پروسید بر میزان نشت یونی در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی مولار: b5.
۴-۳-۲۱- تاثیر شوری و اسید سالیسیلیک و برهمکنش آن­ها بر محتوای نسبی آب برگ
در این پژوهش، محتوای نسبی آب برگ، تحت تأثیر شوری، کاهش معنی‌داری داشت. در تامپسون­سیدلس، محتوای نسبی آب برگ، در تیمار شوری ۷۵ میلی‌مولار، ۱۲/۲۶ و در تیمار شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، ۰۲/۳۲ درصد، کاهش در مقایسه با شاهد داشت، اما در قره‌شانی، میزان این شاخص، در تیمارهای شوری ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار، به­ترتیب ۵۶/۱۹ و ۷/۳۳ درصد کاهش نشان داد (شکل۴-۹).
استفاده از اسید سالیسیلیک، تا حدودی توانست از اثر منفی شوری، بر میزان محتوای نسبی آب برگ کم نماید. در قره‌شانی کاربرد اسید سالیسیلیک، با غلظت ۳۰۰ میلی‌گرم در لیتر باعث شد که در تیمار شوری ۷۵ میلی‌مولار ، ۱۵/۸ درصد و در تیمار شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، ۸۵/۱۶ درصد کاهش در محتوای نسبی آب برگ مشاهده گردد. همچنین در رقم تامپسون سیدلس، با غلظت مشابه اسید سالیسیلیک، در شوری ۷۵ میلی‌مولار، ۵۵/۹ و در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، ۴۲/۱۷ درصد، کاهش در محتوای نسبی آب برگ مشاهده شود. غلظت های ۲۰۰ و ۳۰۰ میلی‌گرم در لیتر اسید سالیسیلیک بهترین تأثیر را بر محتوای نسبی آب برگ گذاشتند.
شکل ۴-۹: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با اسید سالیسیلیک بر محتوای نسبی آب برگ در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی­مولار: b5.
۴-۳-۲۲- تاثیر شوری و سدیم نیتروپروسید و برهمکنش آن­ها بر محتوای نسبی آب برگ
نتایج مقایسه میانگین­ها نشان داد که سدیم نیتروپروسید، در همه غلظت‌های به­کار رفته، در کاهش تأثیر منفی شوری، بر محتوای نسبی آب برگ موثر بود. این ترکیب، درغلظت ۵/۱ میلی‌مولار، بهترین تأثیر را بر بهبود محتوای نسبی آب برگ داشت. در قره‌شانی، درسطوح شوری‌ ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار، کاربرد سدیم نیتروپروسید، با غلظت ۵/۱ میلی‌مولار، باعث شد که به­ترتیب ۱۷ و ۴/۱۹ درصد­، کاهش در مقایسه با شاهد، در محتوای نسبی آب برگ صورت گیرد. کاربرد سدیم نیتروپروسید، با غلظت مشابه در تامپسون­سیدلس باعث شد که کاهش در محتوای نسبی آب برگ، در شوری ۷۵ میلی‌مولار، به ۳۳/۱۸ درصد و در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، به ۶۱/۲۳ درصد در مقایسه با شاهد برسد (شکل ۴-۱۰).
شکل۴-۱۰: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با سدیم نیترو­پروسید بر محتوای نسبی آب برگ در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی مولار: b5.
۴-۴- ویژگی‌های بیوشیمیایی
۴-۴-۱- تاثیر شوری و اسید سالیسیلیک و برهمکنش آن­ها بر میزان مالون­دی آلدئید
نتایج این پژوهش، نشان داد که در هر دو رقم، شوری به­ طور معنی‌داری از لحاظ آماری، باعث افزایش میزان مالون­دی­آلدئید گردید. بیشترین میزان این شاخص، مربوط به تیمار شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، بدون کاربرد اسید سالیسیلیک بود. کاربرد اسید سالیسیلیک، به­ ویژه در سطوح شوری کم (۲۵ و ۵۰ میلی‌مولار)، به میزان زیادی توانست از اثرات منفی شوری کاسته و میزان مالون­دی­آلدئید را کم نماید. در قره‌شانی، میزان مالون­دی­آلدئید در برگ در سطوح شوری ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار (در مقایسه با شاهد)، به ترتیب ۹/۴ و ۹۴/۵ برابر و در تامپسون سیدلس، در شوری ۷۵ میلی‌مولار ۳۳/۴ برابر و در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار ۱۴/۵ برابر شد (شکل۴-۱۱).
کاربرد اسید سالیسیلیک، تأثیر خوبی بر کاهش میزان مالون­دی­آلدئید در هر دو رقم داشت، به­ طوری که با کاربرد اسید سالیسیلیک، با غلظت ۳۰۰ میلی‌گرم در لیتر، میزان این شاخص، در قره‌شانی در مقایسه با شاهد در شوری ۷۵ میلی‌مولار، ۱۹/۲ برابر و در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، ۲۸/۳ برابر شد و همچنین در تامپسون­سیدلس، میزان این شاخص، در تیمار مشابه اسید سالیسیلیک در سطوح شوری ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار به ترتیب ۷۵/۲ و ۲۷/۲ برابر در مقایسه با شاهد شد. میزان کاهش مالون­دی­آلدئید در سطوح بالای شوری (۷۵ و ۱۰۰ میلی مولار) با کاربرد اسید سالیسیلیک، در قره‌شانی بیش­تر از تامپسون­سیدلس بود. در قره­شانی و تامپسون­سیدلس درشوری ۱۰۰ میلی­­مولار، تفاوتی بین تیمارهای ۲۰۰ و ۳۰۰ میلی‌گرم در لیتر اسید سالیسیلیک وجود نداشت.
شکل۴-۱۱: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با اسید سالیسیلیک بر میزان مالون­دی­آلدئید در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی مولار: b5.
۴-۴-۲- تاثیر شوری و سدیم نیتروپروسید و برهمکنش آن­ها بر میزان مالون­دی آلدئید
کاربرد سدیم نیتروپروسید تأثیر خوبی بر کاهش میزان مالون­دی‌­آلدئید داشت. در هر دو رقم، بین غلظت‌های ۱ و ۵/۱ میلی‌مولار سدیم نیتروپروسید، از لحاظ تأثیر بر میزان مالون دی­آلدئید، اختلاف معنی‌داری از نظر آماری مشاهده نشد. در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار (بدون کاربرد سدیم نیتروپروسید)، میزان مالون­دی­آلدئید برگ، در مقایسه با شاهد، در قره‌شانی و تامپسون سیدلس به ترتیب ۴۶/۵ و ۷۹/۵ برابر بود، اما با کاربرد سدیم نیتروپروسید، با غلظت ۵/۱ میلی‌مولار، میزان مالون­دی­آلدئید برگ در تامپسون­سیدلس، ۹/۲ برابر و در قره‌شانی، ۷۷/۳ برابر در مقایسه با شاهد شد (شکل۴-۱۲).
شکل۴-۱۲: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با سدیم نیترو­پروسید بر میزان مالون­دی آلدئید در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی­مولار: b5.
۴-۴-۳- تاثیر شوری و اسید سالیسیلیک و برهمکنش آن­ها بر میزان پروتئین کل
در هر دو رقم، میزان پروتئین کل، در سطوح شوری مختلف، از روند ثابتی برخوردار نبود. در قره‌شانی، میزان پروتئین کل، تا سطح شوری ۵۰ میلی‌مولار، یک روند افزایشی داشت، اما از سطح شوری ۵۰ تا ۱۰۰ میلی‌مولار، شروع به کاهش نمود. در تامپسون­سیدلس، میزان این شاخص، تا شوری ۲۵ میلی‌مولار، یک روند افزایشی و از ۲۵ تا ۱۰۰ میلی‌مولار، یک روند کاهشی را دنبال نمود (شکل۴-۱۳).
در قره‌شانی، میزان پروتئین کل در سطح شوری ۵۰ میلی‌مولار (در مقایسه با شاهد)، ۶۲/۵۴ درصد افزایش و میزان این شاخص در سطوح شوری ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار به ترتیب ۴۴/۳۳ و ۱۶/۵۶ درصد کاهش در مقایسه با شاهد داشت، اما میزان آن در تامپسون­سیدلس، در شوری ۲۵ میلی‌مولار، ۷۳/۷۲ درصد افزایش و در سطوح شوری ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار به ترتیب ۰۸/۳۲ و ۱۸/۳۵ کاهش، در مقایسه با شاهد داشت. در هر دو رقم، در سطوح شوری ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار، کاربرد غلظت‌های مختلف اسید سالیسیلیک، تأثیر معنی‌داری از لحاظ آماری بر افزایش میزان پروتئین کل نداشت.
شکل۴-۱۳: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با اسید سالیسیلیک بر میزان پروتئین کل در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی مولار: b5.
۴-۴-۴- تاثیر شوری و سدیم نیتروپروسید و برهمکنش آن­ها بر میزان پروتئین کل
کاربرد سدیم نیتروپروسید، تأثیر متفاوتی بر میزان پروتئین کل در این دو رقم داشت. در تامپسون­سیدلس، کاربرد سدیم نیتروپروسید، با غلظت ۵/۱ میلی‌مولار، در سطوح شوری ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار، به­ترتیب ۷/۵ و ۵۴/۴ درصد، افزایش در میزان پروتئین کل، در مقایسه با شاهد شد، اما در قره‌شانی کاربرد این ترکیب، با غلظتی مشابه باعث شد که میزان پروتئین کل، در مقایسه با شاهد، در سطح شوری ۷۵ میلی‌مولار، ۲۸/۳۷ درصد و در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار ۵۱/۴۵ درصد کاهش یابد (شکل۴-۱۴).
شکل ۴-۱۴: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با سدیم نیترو­پروسید بر میزان پروتئین کل در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی مولار: b5.
۴-۴-۵- تاثیر شوری و اسید سالیسیلیک و برهمکنش آن­ها بر میزان قندهای محلول
میزان قندهای محلول، با افزایش شوری، در هر دو رقم، افزایش یافت، به­ طوری که بیشترین میزان، مربوط به سطح شوری ۱۰۰ میلی‌مولار و کمترین میزان، مربوط به شاهد بود. میزان افزایش قندهای محلول، در تیمار شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، در قره‌شانی و تامپسون سیدلس، به­ترتیب ۳/۷ و ۷۶/۷ برابر شاهد بود. کاربرد اسید سالیسیلیک، با غلظت ۳۰۰ میلی‌گرم در لیتر، توانست میزان افزایش این شاخص را در قره‌شانی، به ۷۲/۴ و در تامپسون سیدلس، به ۲۴/۶ برابر شاهد کاهش دهد (شکل۴-۱۵).
شکل۴-۱۵: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با اسید سالیسیلیک بر میزان قند­های محلول در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی­مولار: b5.
۴-۴-۶- تاثیر شوری و سدیم نیتروپروسید و برهمکنش آن­ها بر میزان قندهای محلول
کاربرد سدیم نیتروپروسید، تأثیر مثبتی بر کاهش میزان قندهای محلول داشت، اما این تأثیر، در سطوح بالای شوری ضعیف‌تر بود، به­ طوری که، در هر دو رقم، در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، تفاوت معنی‌داری از لحاظ آماری، بر کاهش قندهای محلول، مشاهده نشد. میزان افزایش قندهای محلول، در قره‌شانی در سطوح شوری ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار به ترتیب، ۵۳/۶ و ۷۴/۹ برابر در مقایسه با شاهد بود، اما با کاربرد بالاترین غلظت سدیم نیتروپروسید (۵/۱ میلی‌مولار)، میزان افزایش این شاخص در مقایسه با شاهد در شوری ۷۵ میلی‌مولار، ۸۵/۲ برابر و در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، ۱۷/۷ برابر شد (شکل۴-۱۶).
شکل۴-۱۶: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با سدیم نیترو­پروسید بر میزان قند­های محلول در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی­مولار: b5.
۴-۴-۷- تاثیر شوری و اسید سالیسیلیک و برهمکنش آن­ها بر میزان گلیسین بتائین
یافته‌های این پژوهش، نشان داد که میزان گلیسین بتائین برگ، با افزایش شوری، یک روند افزایشی را دنبال نمود. در هر دو رقم، بیشترین میزان گلیسین بتائین، در بالاترین سطح شوری مشاهده گردید. در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، در تامپسون­سیدلس و قره‌شانی، میزان گلیسین بتائین به­ترتیب، ۵/۳ و ۹/۲ برابر در مقایسه با شاهد افزایش یافت (شکل۴-۱۷).
کاربرد اسید سالیسیلیک، تأثیر مثبتی بر افزایش میزان گلیسین بتائین داشت. در تیمارهای ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار شوری، کاربرد اسید سالیسیلیک با غلظت ۳۰۰ میلی‌گرم در لیتر در قره‌شانی باعث افزایش به­ترتیب ۳۳/۴ و ۷۸/۴ برابری در میزان گلیسین بتائین شد، همچنین در تامپسون­سیدلس با کاربرد اسید سالیسیلیک با غلظتی مشابه باعث شد که در شوری ۷۵ میلی‌مولار، ۹/۳ برابر و در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، ۱۸/۴ برابر افزایش، در میزان این شاخص در مقایسه با شاهد، مشاهده گردد. در هر دو رقم در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، تفاوتی بین غلظت­های ۲۰۰ و ۳۰۰ میلی­گرم در لیتر اسید سالیسیلیک دیده نشد.
شکل۴-۱۷: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با اسید سالیسیلیک بر میزان گلیسین بتائین در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی­مولار: b5.
۴-۴-۸- تاثیر شوری و سدیم نیتروپروسید و برهمکنش آن­ها بر میزان گلیسین بتائین
کاربرد سدیم نیتروپروسید، در شوری‌های متفاوت، تأثیر معنی‌داری بر افزایش میزان گلیسین بتائین داشت. در قره‌شانی، غلظت ۵/۱ میلی‌مولار این ترکیب، در افزایش میزان گلیسین بتائین، بهتر عمل نمود. در تامپسون­سیدلس و قره‌شانی، در تیمار شوری ۱۰۰ میلی‌مولار (بدون کاربرد سدیم نیتروپروسید)، میزان گلیسین بتائین به ترتیب ۱۷/۳ و ۸۴/۲ برابر، در مقایسه با شاهد، افزایش داشت. با کاربرد سدیم نیتروپروسید (با غلظت ۵/۱ میلی‌مولار)، میزان گلیسین بتائین در تامپسون­سیدلس در تیمار شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، ۰۵/۴ برابر و در قره‌شانی ۱۱/۴ برابر افزایش، در مقایسه با شاهد داشت. تأثیر سدیم نیتروپروسید در افزایش میزان گلیسین بتائین، در سطوح شوری متفاوت در قره‌شانی، بهتر از تامپسون سیدلس بود (شکل۴-۱۸).
شکل۴-۱۸: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با سدیم نیترو­پروسید بر میزان گلیسین بتائین در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی­مولار: b5.
۴-۴-۹- تاثیر شوری و اسید سالیسیلیک و برهمکنش آن­ها بر میزان پرولین
میزان پرولین برگ، با افزایش غلظت نمک، در محلول غذایی، به میزان زیادی، افزایش یافت. در قره‌شانی، میزان پرولین در سطح شوری ۷۵ میلی‌مولار، ۴/۳ برابر و در شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، ۴۳/۷ برابر در مقایسه با شاهد بود، اما میزان آن در تامپسون­سیدلس، در سطوح شوری ۷۵ و ۱۰۰ میلی‌مولار، به­ترتیب ۱۷/۶ و ۴/۱۲ برابر شاهد بود (شکل۴-۱۹).
کاربرد اسید سالیسیلیک در بالاترین غلظت خود (۳۰۰ میلی‌گرم در لیتر)، توانست به طور معنی‌داری، میزان پرولین را افزایش دهد. این ترکیب، درغلظت­های ۲۰۰ و ۳۰۰ میلی‌گرم در لیتر ، بیشترین تأثیر را در افزایش پرولین برگ در هر دو رقم داشت. کاربرد اسید سالیسیلیک، با غلظت ۳۰۰ میلی‌گرم در لیتر، در تیمار شوری ۱۰۰ میلی‌مولار، باعث شد که میزان پرولین، در تامپسون­سیدلس،۸۶/۱۲ برابر و در قره‌شانی، ۶۴/۷ برابر، در مقایسه با شاهد افزایش یابد. بنابراین تأثیر اسید سالیسیلیک در افزایش میزان پرولین در رقم تامپسون­سیدلس بیشتر از قره‌شانی بود. در شوری ۱۰۰ میلی­مولار، در هر دو رقم، تفاوت معنی­داری بین غلظت­های متفاوت اسید سالیسیلیک مشاهده نشد.
شکل۴-۱۹: مقایسه میانگین اثر متقابل شوری با اسید سالیسیلیک بر میزان پرولین در دو رقم انگور. رقم قره­شانی: a1، رقم تامپسون­سیدلس: a2، شاهد: b1، شوری ۲۵: b2، شوری ۵۰: b3، شوری ۷۵: b4 و شوری ۱۰۰ میلی­مولار: b5.
۴-۴-۱۰-تاثیر شوری و سدیم نیتروپروسید و برهمکنش آن­ها بر میزان پرولین

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی درباره اثر عصاره دودی گیاهان و دود ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۳-۱-۲-۴- تعداد برگ در بوته
۳-۱-۲-۴-۱- توت روباهی
اثر عصاره دودی بر تعداد برگ در سطح احتمال آماری ۱ درصد معنیدار شد (جدول ۳-۲). با توجه به شکل ۳-۳۰، چنین استنباط میشود که با اعمال تیمار عصاره دودی بر بذور گیاه توت روباهی، از تعداد برگها کاسته شده است. با توجه به شکل ۳-۱۱ که افزایش وزن خشک در اثر تیمار عصاره دودی را نشان میدهد، به نظر میرسد که تعداد برگها با افزایش غلظت عصاره دودی، کاهش پیدا میکند. با وجود این، برگها از نظر اندازه درشتتر شدهاند.
شکل ۳-۱۱: اثر غلظتهای مختلف عصاره دودی بر تعداد برگ در بوته دوگیاه توت روباهی و اکیناسه.
۳-۱-۲-۴-۲- اکیناسه
غلظتهای ۰۰۲/۰، ۰۱/۰ و ۱ عصاره دودی، بهطور معنیداری تعداد برگ در بوته گیاه اکیناسه را در مقایسه با شاهد، کاهش داد، اما غلظت ۱/۰ و ۲/۰ این صفت را بطور معنیداری افزایش دادند. ضمناً این دو غلظت با یکدیگر نیز اختلاف معنیداری داشتند. یعنی غلظت ۱/۰ بیشتر از غلظت ۲/۰ تعداد برگ را افزایش داد ( شکل ۳-۱۱). غلظتهایی که دارای ارتفاع و وزن خشک بیشتری بودند، طبیعی به نظر میرسد، اگر تعداد برگ بیشتری تولید کنند و همچنین منطقی است که گیاه دارای ارتفاع کمتر، برگ کمتری نیز داشته باشد. با توجه به شکلهای ۳-۱۱، ۳-۱۳ و ۳-۱۵ چنین استنباط میشود که در غلظتهای ۰۰۲/۰ و ۰۱/۰ علیرغم داشتن تعداد برگ کمتر، سطح برگ و ماده خشک بیشتری داشتند و این مطلب نشان میدهد که در این غلظتها برگها از نظر اندازه، درشتتر بودند.
۳-۱-۲-۵- ماده خشک کل (TDM)
۳-۱-۲-۵-۱- توت روباهی
اثر عصاره دودی بر صفت ماده خشک کل(آخرین نمونه برداری) گیاه توت روباهی، در سطح احتمال آماری ۰۱/۰ درصد معنیدار بود (جدول ۳-۴). در اوایل دوره رشد، به دلیل کوچک بودن گیاه، سرعت تولید و تجمع ماده خشک کم است و با گذشت زمان و بزرگتر شدن بوته گیاه، ارتفاع و تولید شاخه های جانبی افزایش مییابد و به دلیل افزایش توسعه برگی، گیاه در مرحله فاز رشد سریع قرار میگیرد. با افزایش سن گیاه و رسیدن به بیشینه سطح برگ مطلوب، رفته رفته میزان فتوسنتز وتنفس گیاه متعادل میشود و از آن به بعد در اثر ریزش برگها و پیری بوته از ماده خشک کاسته میشود و نمودار تجمع ماده خشک، سیر نزولی پیدا میکند. همانطور که در شکل ۳-۱۲ مشاهده میگردد، غلظتهای ۲/۰ و ۱ عصاره دودی، ماده خشک کل را در مقایسه با شاهد کاهش دادند. به طوری که قبلاً اشاره شد در غلظتهای بالای عصاره دودی، نقش ترکیب بازدارنده دود پررنگتر میشود و از طریق تأثیر بر کاهش صفات رشدی در نهایت میتواند ماده خشک کل گیاه را کاهش دهد. در مقابل غلظت ۱/۰ عصاره دودی، نسبت به شاهد ماده خشک کل را به طور معنیداری افزایش داد. بهطوریکه در آخرین روز نمونهبرداری (روز ۱۶۵ام) ماده خشک کل در نقطه بیشینه خود بود و بر خلاف سایر غلظتها، هیچوقت سیر نزولی نیافت. گیاهانی که از همان ابتدای رشد و جوانهزنی، ساقهچه، ریشهچه، بنیه گیاهچه قویتر و ارتفاع بیشتری دارند، طبیعتاً در تولید ماده خشک میتوانند بهتر عمل کنند. با توجه به شکلهای ۳-۸ و ۳-۱۲، میتوان اظهار داشت که
گیاهان تحت تیمار غلظتهای ۱/۰ و ۰۱/۰ عصاره دودی از نظر ارتفاع و تا حدی از نظر تعداد شاخه های جانبی و تعداد برگ در مقایسه با شاهد، برتری داشتند و ماده خشک بیشتری نیز تولید کردند.
شکل ۳-۱۲: اثر غلظتهای مختلف عصاره دودی بر روند تغییرات تجمع ماده خشک در گیاه توت روباهی.
۳-۱-۲-۵-۲- اکیناسه
با توجه به شکل ۳-۳۳، روند تجمع ماده خشک در گیاه اکیناسه، تا روز ۱۰۵ام در همه غلظتها افزایشی بود، که این افزایش در غلظتهای ۱/۰ و ۰۰۲/۰ عصاره دودی، بیشتر از سایر غلظتها بود. بعد از گذشت ۱۰۵ روز از سبز شدن، شیب افزایش ماده خشک در همه غلظت ها ( بجز غلظت ۰۱/۰) کمتر شد و از روز ۱۳۵ام به بعد در گیاهان تحت تیمار غلظتهای ۰۰۲/۰، ۰۱/۰ و ۱ عصاره دودی، این روند سیر نزولی پیدا کرد. در حالیکه در شاهد و غلظت ۲/۰، پس از این تاریخ، روند ثابت ماند و تنها غلظتی که پس از ۱۳۵ روز، سیر صعودی خود را حفظ نمود، غلظت ۰۱/۰ بود ( شکل ۳-۱۳). چنانچه در این شکل مشاهده میگردد نمودار تمامی غلظتها به شکل سیگموئیدی است. از روز ۴۵ تا ۷۵ به دلیل کم بودن تعداد برگها و کوچک بودن گیاه، شیب تجمع ماده خشک، کند است. پس از آن به دلیل افزایش برگها، پوشیده شدن سطح زمین و بسته شدن کانوپی گیاه، کارایی استفاده از نور خورشید، تولید مواد غذایی و در نتیجه رشد بوته بیشتر می شود و بعد از آن به دلیل سایه اندازی، این رشد کاهش پیدا کرده و در یک مرحله از رشد به دلیل پیری گیاه و نیز ریزش برگها، این روند سیر نزولی پیدا می کند. گیاه تحت تیمار غلظت ۰۰۲/۰ عصاره دودی که بیشترین میزان تجمع ماده خشک را داشت، از نظر ارتفاع گیاه و طول ریشه نیز بیشترین میزان را داشتند. غلظتهای ۱/۰ و ۰۱/۰ عصاره دودی، از نظر طول ریشه و سطح برگ در رتبه بعد قرار گرفتند و در نتیجه تجمع ماده خشک در گیاهان تحت تیمار این غلظتها، بیشتر است.
شکل ۳-۱۳: اثر غلظتهای مختلف عصاره دودی بر روند تغییرات تجمع ماده خشک در گیاه اکیناسه.
۳-۱-۲-۵-۳- بابونه
نتایج این تحقیق نشان داد که غلظتهای ۰۰۲/۰، ۰۱/۰ و ۱/۰ عصاره دودی، وزن خشک کل نهایی را افزایش دادند. در حالیکه غلظتهای ۲/۰ و ۱ از لحاظ آماری در مقایسه با شاهد تأثیر معنیداری بر ماده خشک کل نهایی گیاه بابونه نداشتند ( شکل ۳-۱۴).
شکل ۳-۱۴: اثر غلظتهای مختلف عصاره دودی بر ماده خشک کل در گیاه بابونه.
با توجه به نمودار روند تغییرات ماده خشک کل گیاه بابونه (شکل ۳-۱۴)، در ابتدای دوره رشد به دلیل کوچک بودن گیاه بابونه، روند رشد آهسته و سرعت تجمع ماده خشک در گیاه، پایین است. با بزرگ شدن گیاه و گذشت زمان، ارتفاع و تولید شاخه های فرعی و برگها افزایش مییابد و گیاه وارد مرحله رشد سریع میشود. همانطور که از شکل ۳-۱۴ میتوان دریافت، گیاهان تیمار شده با غلظتهای ۰۰۲/۰، ۰۱/۰ و ۱/۰ عصاره دودی به دلیل تولید ارتفاع، شاخه های فرعی و برگ بیشتر، سرعت تجمع ماده خشک بیشتری نسبت به سایر غلظتها و شاهد دارند. این افزایش تا روز ۱۳۵ام پس از سبز شدن ادامه پیدا کرد و در این روز گیاه بابونه تحت تیمار غلظتهای ۰۰۲/۰ و ۰۱/۰ عصاره دودی، به بیشینه میزان ماده خشک خود رسیدند و پس از آن به دلیل پیشی گرفتن میزان تنفس گیاه از فتوسنتز، پیری بوته و ریزش برگها از میزان ماده خشک، کم شد و نمودار سیر نزولی به خود گرفت. غلظت ۱/۰، علیرغم تولید ماده خشک کمتر در طول دوره رشد، تا آخرین روز نمونه برداری (روز ۱۶۵ام) به روند افزایش خود ادامه داد. در غلظتهای بالاتر عصاره دودی، به دلیل پررنگتر شدن نقش ترکیب بازدارنده موجود در دود، صفات رشدی و میزان ماده خشک گیاه کاهش مییابد.
۳-۱-۲-۶- سطح برگ
۳-۱-۲-۶-۱- اکیناسه
با توجه به نمودار روند تغییرات سطح برگ، در غلظت های ۰۰۲/۰، ۰۱/۰ و ۱/۰ عصاره دودی، شیب افزایش سطح برگ، در طول دوره رشد تا روز ۱۳۵ام، بیشتر از شاهد و غلظت ۱ می باشد و بعد از این تاریخ، تقریباً افزایش سطح برگ در تمام غلظت ها سیر نزولی پیدا کرد. در این میان سرعت افزایش سطح برگ در غلظت های ۰۱/۰ و ۱/۰ بیشتر از غلظت ۲/۰ عصاره دودی و غلظت ۰۰۲/۰، بیشتر از همه غلظت ها بود ( شکل ۳-۱۵). این شکل نشان میدهد که در اوایل دوره رشد به دلیل کوچک بودن و نیز تعداد کم برگها، روند افزایش شاخص سطح برگ به کندی صورت میگیرد و با افزایش ارتفاع، تعداد و اندازه برگها میزان فتوسنتز بیشتر میشود و این شاخص با سرعت بیشتری افزایش پیدا میکند. پس از بسته شدن کانوپی گیاه، به دلیل سایهاندازی برگها و نیز ریزش برگها در اواخر دوره رشد، شاخص سطح برگ روند نزولی پیدا میکند. با توجه به شکلهای گیاهان تحت تیمار غلظت ۰۰۲/۰ و در مرتبه بعدی، غلظتهای ۱/۰ و ۰۱/۰ عصاره دودی، از ارتفاع و طول ریشه بیشتر و در نتیجه سطح برگ بیشتری برخوردار بودند. غلظتهای ۲/۰ و ۱ عصاره دودی، به دلیل داشتن غلظت بالای ترکیب بازدارنده موجود در دود، کمتر از سایر غلظتها، سطح یرگ را در گیاه اکیناسه افزایش دادند.

شکل ۳-۱۵: اثر غلظتهای مختلف عصاره دودی بر روند تغییرات سطح برگ در گیاه اکیناسه.
۳-۱-۲-۷- صفات مربوط به گلدهی بابونه
۳-۱-۲-۷-۱- تاریخ گلدهی
اثر عصاره دودی بر تاریخ گلدهی گیاه بابونه در سطح احتمال آماری ۰۱/۰ درصد معنیدار بود (جدول ۳-۶). غلظت ۱ در مقایسه با شاهد نتوانست طول دوره رویشی را کاهش دهد. غلظت های ۰۰۲/۰ و ۰۱/۰ بیشترین اثر را از لحاظ آماری بر کاهش طول دوره رویشی نسبت به شاهد داشتند و بعد از آن، غلظت های ۱/۰ و ۲/۰ ضمن اختلاف معنی دار با یکدیگر، به ترتیب بیشترین تأثیر را بر کاهش طول این دوره در گیاه بابونه دارا بودند ( شکل ۳-۱۶). آغاز گلدهی مستلزم بروز یک تغییر اساسی در الگوی تمایز جوانه انتهایی ساقه است که به کمک تقسیم میوز به ایجاد و توسعه اندامهای گل یعنی کاسبرگ، گلبرگ، پرچم و برچه‌ها منجر میشود. دود اثرات مشابهی با اسید جیبرلیک دارد که می تواند جایگزین برای نور قرمز در تحریک جوانه زنی کاهو شود (دریوز، ۱۹۹۵: استان ۱۹۹۵). همچنین گزارش شده است که بوتنولاید (ترکیب موثر دود )، اثراتی مشابه با اسید جیبرلیک در تحریک جوانهزنی و همچنین جایگزینی نور در جوانه زنی گیاهان خانواده آستراسه استرالیا (مریت، ۲۰۰۶) و تحریک جوانه زنی علفهای هرز دارد (داوز، ۲۰۰۷). این محقق یک ارتباط معنیداری را بین پاسخ جوانهزنی به دود و اسید جیبرلیک گزارش کرد. مطالعات دیگری همچنین نشان دادند که دود سنتز اسید جیبرلیک درون زاد و میزان ABA گیاه را تحت تاثیر قرار می دهد ( گاردنر و همکاران، ۲۰۰۱: کراک و همکاران، ۲۰۰۲).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

جیبرلین از توانایی القای گلدهی در برخی گیاهان برخوردار است. این هورمون نقش مهمی در گلدهی دارد. در برخی گیاهان، جیبرلین می‌تواند جایگزین القای فتوپریودی شود. جیبرلینها به ویژه در گیاهان روز بلندی که تحت شرایط روزهای کوتاه به صورت روزت رشد کرده‌اند، سبب گلدهی می‌شود. علاوه بر این، جیبرلینها می‌توانند تحت شرایط غیر القایی، سبب گلدهی تعداد معدودی از گیاهان روز کوتاه شوند. در چندین گیاه نیازمند به سرما، جیبرلینها قادرند جایگزین درجه حرارتهای پایین شوند. با توجه به اینکه گیاهان تحت تیمار غلظتهای ۰۰۲/۰، ۰۱/۰ و ۱/۰، از ارتفاع و طول ریشه بیشتر و نیز تعداد شاخه های جانبی بیشتری برخوردار بودند و در کل، از لحاظ رشدی، جلوتر از سایر غلظتها بودند، گلدهی سریعتری داشتند. غلظتهای دیگر، از ارتفاع و طول ریشه کمتری برخوردار بودند و در نتیجه نتوانستند اثر معنیداری بر طول دوره زمانی کاشت تا گلدهی گیاه بابونه داشته باشند.

شکل ۳-۱۶: اثر غلظتهای مختلف عصاره دودی بر طول دوره رویشی (روز) در گیاه بابونه.
۳-۱-۲-۷-۲- تعداد گل در بوته
غلظت های ۰۰۲/۰ و ۰۱/۰ عصاره دودی، بیشتراز سایر غلظتها، تعداد گل در گیاه بابونه را افزایش دادند و در نتیجه توانستند از لحاظ آماری، بیشترین اختلاف معنیدار را با شاهد داشته باشند(جدول ۳-۶). غلظت ۱/۰ ضمن اختلاف معنیدار با غلظت های ۰۰۲/۰، ۰۱/۰ و همچنین شاهد، تعداد گل را افزایش داد، ولی این افزایش کمتر از غلظت های ۰۰۲/۰، ۰۱/۰ بود. غلظت ۲/۰ عصاره دودی، از لحاظ آماری نتوانست بر تعداد گل در گیاه بابونه اثر معنیداری داشته باشد و در نهایت غلظت ۱ در مقایسه با شاهد این صفت را کاهش داد ( شکل ۳-۱۷).
با توجه به شکل ۳-۱۶، غلظتهای ۰۰۲/۰ و ۰۱/۰ عصاره دودی، سبب گلدهی سریعتر در گیاه بابونه شدند. بنابراین، فرصت بیشتری را برای تشکیل و توسعه گلها در اختیار گیاه قرار دادند و موجب گریدند که گیاه، تعداد گل بیشتری را تولید نماید. با توجه به اینکه گیاهانی که توسط غلظت ۱ عصاره دودی، تیمار شده بودند، از نظر زمانی آخرین گیاهانی بودند که تشکیل گل دادند فرصت کمتری در اختیار داشتند و کمترین تعداد گل را تولید کردند.

شکل ۳-۱۷: اثر غلظتهای مختلف عصاره دودی بر تعداد گل در گیاه بابونه.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 173
  • 174
  • 175
  • ...
  • 176
  • ...
  • 177
  • 178
  • 179
  • ...
  • 180
  • ...
  • 181
  • 182
  • 183
  • ...
  • 349

آموزش های کاربردی برای مهارت بیشتر ...

 درآمد از نقد محصولات آنلاین
 بازاریابی بومی سایت
 شناخت گربه از صاحب
 انتخاب سگ گارد
 عاشق کردن گربه
 انتخاب شامپوی سگ
 بهینه‌سازی کلمات فروشگاه
 انتخاب ظرف غذای گربه
 بازاریابی رشد فروشگاه
 شناخت سگ کوموندور
 تبدیل فاصله به فرصت
 فرصت فریلنسینگ خارجی
 مضرات تن ماهی گربه
 راهکارهای عاشق کردن
 سئو کلاه خاکستری
 مناسب بودن فریلنسینگ
 مراقبت دندان سگ
 احساس دیده نشدن در رابطه
 جملات فلسفی فارسی-انگلیسی
 ساخت ارتباط سالم
 درآمد دانش‌آموزان
 تربیت گربه برای دستشویی
 جلوگیری از وابستگی ناخواسته
 اشتباهات رابطه سردکننده
 درآمد از طراحی تم سایت
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

آخرین مطالب

  • فایل پایان نامه با فرمت word : طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع شناسایی محدودیت های ...
  • دانلود منابع پایان نامه ها | نقش خانواده در تامین سلامت روان: – 5
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع شناسایی تشکل‌های پنهان بر اساس لینک و ...
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله | ۲-۱۰- خلاصه وجمع بندی مطالعات نظری – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • " دانلود پروژه و پایان نامه | *گونه های مجازات طرد وجرایم مستو جب مجازات نیدوی – 8 "
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله | قسمت 27 – 1
  • نگارش پایان نامه درباره تاثیر فرار مالیاتی شرکت ها ...
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله | بازده بازار در روز معامله بلوک که تمام شرکت های فهرست شده در بازار را پوشش می دهد. – 8
  • پایان نامه درباره تاثیر اقلیم برکشت سویا در منطقه ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد در مورد شناسایی رابطه عوامل ...
  • دانلود پروژه و پایان نامه – قسمت 17 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • منابع پایان نامه در مورد طراحی بهینه ی اوراق ...
  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد – خوشایندی (مقبولیت): – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد | قسمت 11 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع : بررسی رابطه ...
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – گفتار اول : وقف و بررسی مفاهیم آن – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پایان نامه و مقاله | ۳-۵- روش­ها، ابزار تجزیه و تحلیل داده ­ها – 8
  • منابع کارشناسی ارشد درباره بررسی آلودگی ...
  • منابع پایان نامه ها | لذا، جهت جمع آوری داده ها در این پژوهش از ابزار پرسشنامه برای یافتن – 2
  • فایل های مقالات و پروژه ها – قسمت 11 – 8
  • فایل های مقالات و پروژه ها – آثار تنظیم قرارداد پیش فروش ساختمان – پایان نامه های کارشناسی ارشد

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان