۲-۲-۳) انواع یادگیری سازمانی
در یک تقسیم بندی کلاسیک در میان نویسندگان صاحبنظر یک توافق جمعی در تفکیک دو نوع یادگیری وجود دارد که صرفنظر از نامگذاری هر یک از این دو نوع ، تقریباً مفهوم یکسانی توسط آن ها ارائه شده است . فایول و لایلز(۱۹۸۵) انواع یادگیری را در قالب دو سطح بیان میکند که.عبارتند از یادگیری سطح پایین [۶۶] و یادگیری سطح بالا [۶۷] .
یادگیری سطح پایین در داخل یک ساختار سازمانی و یا مجموعه ای از قواعد اتفاق می افتد .
یادگیری سطح پایین منجر به توسعه روابط پایهای میان رفتار و نتایج می شود، اما این امر اغلب در دوره کوتاه اتفاق می افتد و تنها بخشی از آنچه سازمان انجام میدهد را تحت تأثیر قرار میدهد .
به نظر این دو نویسنده ، یادگیری سازمانی نتیجه تکرار رویه معمول است و شامل ایجاد روابط بین رفتارها و نتایج مربوط به آن ها میباشد . در نتیجه این اتکال به رویه و روال عادی، یادگیری سطح پایین بیشتر در زمینه سازمانی اتفاق می افتد که به خوبی درک شده و مدیریت به توانایی خود در کنترل موقعیتها باور داشته باشد. هر چند این نوع کنترل بر روی عوامل محیطی بیشتر از ویژگیهای مدیران سطح پائین و میانی است تا مدیران سطح بالا، اما یادگیری سطح پایین را نباید با سطوح پایین سازمان اشتباه گرفت . هر سطح از سازمان ممکن است به نوبه خود درگیر این نوع یادگیری شود .
از سوی دیگر، هدف یادگیری سطح بالا تنظیم قواعد و هنجارهای کلی به جای فعالیت ها و رفتارهای به خصوص است . روابطی که در نتیجه یادگیری سطح بالا ایجاد میشوند، اثرات بلند مدتی بر روی سازمان به عنوان یک کل دارند . این نوع یادگیری با بهره گرفتن از کاوش خلاقه[۶۸] ، توسعه مهارت و بینش اتفاق می افتد. بنابرین یادگیری سطح بالا بیش از یادگیری سطح پایین فرایندی شناختی است . به نظر فایول(۱۹۸۵) زمینه یادگیری سطح بالا معمولاً ابهام آمیز و نامعین است که اساساً در این چنین زمینهای رفتار کاملاً تکراری تقریباً بی معنی خواهد بود . با توجه به این نکته، یادگیری سطح بالا عمدتاًً در سطوح بالای مدیریت، که هنجارهای تصمیم گیری از حداقل درجه معینی برخوردارند، اتًفاق می افتد.
جدول ۲-۵: ویژگیهای یادگیری سطح بالا و یادگیری سطح پایین فایول و لایلز(۱۹۸۵)
یادگیری سطح پایین
یادگیری سطح بالا
ویژگیها
از طریق تکرار به وقوع میپیوندند
از طریق استفاده از کاوش خلاقه و بینش اتفاق می افتد
روالپذیر
روال ناپذیر
اعمال کنترل بر روی فعالیتها، فواعد و ساختارهای جاری
توسعه ساختار و قواعد تفکیک شده برای مقابله با نقصان کنترل
زمینه درک درست
زمینه مبهم
در تمام سطوح سازمان اتفاق می افتد
اغلب در سطوح بالا اتفاق می افتد
پیامدها
نتایج رفتاری
بینشها، کاوشهای خلاقه و آگاهی جمعی
نمونه ها
نهادینه کردن قواعد رسمی سازمان
رسالتها و تعاریف جدید از سمت و سوی سازمان
تعدیل سیستمهای مدیریتی
تنظیم مقاصد اصلی سازمان
مهاتهای حل مسئله
مهارت های تعریف مسئله
آرجریس و شون ( ۱۹۷۸ ) یادگیری سطح پایین را یادگیری تک حلقه ای نامیده اند یادگیری تک حلقه ای فرآیندی است که جنبههای اصلی و کلیدی یا « تئوری مورد استفاده »مجموعه قواعد سازمان را حفظ میکند و خود را به مشخص کردن و تصحیح خطاها در درون این سیستم مفروض از قواعد محدود میکند. از طرفی محقق مذکور یادگیری سطح بالا را یادگیری دو حلقه ای میشناسند . یادگیری دو حلقه ای زمانی اتفاق می افتد که سازمان خطاها را کشف و اصلاح می کند و هنجارها، رویه ها، سیاست ها وهدفهای موجود را زیر سؤال میبرد و به تعدیل و اصلاح آن ها می پردازد . آن ها نوع سومی از یادگیری تحت عنوان یادگیری ثانویه یا سه حلقهای را معرفی میکنند . یادگیری ثانویه زمانی اتفّاق می افتد که سازمانها یاد بگیرند چگونه یادگیری تک حلقهای و دو حلقهای را اجرا کنند . به عبارت دیگر، یادگیری سه حلقه ای توانایی یادگرفتن دوباره یادگیری است.
ا
عمل نتیجه/ پیامد ارزیابی
متغیرهای حاکم
شکل ۲-۶: مقایسه یادگیری تک حلقهای و یادگیری دو حلقهای آرجریس وشون ( ۱۹۷۸ )
مارکوارت(۱۹۹۵) دستهبندی دیگری شامل چهار نوع یادگیری سازمانی ارائه می کند که تفاوتهای اندکی با انواع یادگیری سازمانی که تا به این مرحله معرفی شدند، دارند . در این تقسیم بندی انواع یادگیری سازمانی عبارتند از:
۱- یادگیری انطباقی
۲- یادگیری پیشبینی کننده
۳- یادگیری ثانویه
۴- یادگیری عملی مارکوارت(۱۹۹۵)
۲-۲-۳-۱) یادگیری انطباقی[۶۹]
: یادگیری انطباقی زمانی اتفاق می افتد که یک فرد یا سازمان از تجربه و تفکّر یاد میگیرد. فرایند یادگیری انطباقی خود شامل چهار مرحله است که عبارتند از :
– سازمان اقدام به فعالیتی می کند که در جهت دستیابی به هدف از پیش تعیین شده است؛
– فعالیت سازمان منجر به نتیجه ای داخلی یا خارجی می شود؛
– تغییر به وجود آمده از جهت همسازی با هدف تجزیه و تحلیل می شود؛
– یک فعالیت جدید یا نوع تعدیل یافتهای از آن بر اساس نتیجه اتخاذ می شود.
یادگیری انطباقی را میتوان به ترتیب زیر نمایش داد:
انعکاس داده های به دست آمده نتیجه کنش(فعالیت)
در تقسیم بندی مارکوارت یادگیری انطباقی می تواند تک حلقهی یا دوحلقهای باشد . یادگیری تک حلقهای بر کسب اطلاعات برای پایدار کردن و حفظ سیستمهای موجود متمرکز است و تأکید آن بر تشخیص و تصحیح خطا میباشد . یادگیری دو حلقهای عمیق تر است و شامل پرسش از خود سیستم و اینکه اساساً چرا خطاها یا موفّقیت ها به وقوع پیوستهاند، میباشد . یادگیری دو حلقهای توجه خود را به ساختار و هنجارهای زیربنایی معطوف می کند .
شاین [۷۰] اشاره می کند که اغلب سازما ها و افراد تمایلی به درگیری در یادگیری دو حلقهای ندارند زیرا این نوع یادگیری شامل در معرض دید قراردادن خطاها و اشتباهات و نیز پرسشگری در رابطه با مفروضات، هنجارها، ساختار و فرآیندهای موجود میباشد.
۲-۲-۳-۲)یادگیری پیش بینی کننده[۷۱]:
یادگیری پیش بینی کننده زمانی اتفاق می افتد که سازمان از آینده مورد انتظار میآموزد. این نوع یادگیری یک رویکرد« دورنما – تفکّر- عمل » به یادگیری است که به دنبال اجتناب از نتایج و تجربیات منفی از طریق تعریف بهترین فرصتهای آینده و کشف راه هایی برای دستیابی به آن آینده میباشد . یادگیری پیشبینی کننده را میتوان به صورت زیر نمایش داد:
شیوه عمل انعکاس دورنما یا چشم اندازآینده
۲-۲-۳-۳)یادگیری ثانویه