۲-۳-۸ پاسخهای مقابلهای:
پاسخهای مقابلهای، راهبردها یا رفتارهای مشخصی هستند که از طریق سه سبک رفتاری (جبران افراطی، اجتناب و تسلیم) به منصهی ظهور میرسند. پاسخهای مقابلهای عبارتند از تمام پاسخهایی که در خزانهی رفتاری فرد در مقابل تهدید وجود دارند، به عبارتی تمام راه های بیهمتا و فرد ویژهای که بیماران از طریق آن ها، جبران افراطی، تسلیم، و اجتناب را آشکار میسازند. وقتی فرد از روی عادت، پاسخهای مقابلهای خاصی را به کار میگیرد، پاسخهای مقابلهای به سبک مقابلهای گره میخورند. لذا سبک مقابلهای، یک صفت است و پاسخ مقابلهای، یک حالت. سبک مقابلهای، مجموعه ای از پاسخهای مقابلهای است که فرد به طور ویژه، آن ها را به منظور اجتناب، تسلیم و جبران افراطی طرحوارهها به کار میگیرد. پاسخ مقابلهای، رفتار خاصی است که فرد در یک لحظه خاص و گذرا از خود نشان میدهد (یانگ و همکاران، ۲۰۰۳، ترجمهی حمید پور و اندوز، ۱۳۹۲).
۲-۳-۹ ارتباط طرحوارههای ناسازگار اولیه با اختلال تنظیم هیجانی
طرحوارههای ناسازگار اولیه که موجب اختلالات هیجانی میشوند از طرحوارههای افراد عادی انعطاف پذیر تر، خشکتر و عینیترند (جانستون، دورای، کورتنی، بایلس، و اوکان[۷۲]، ۲۰۰۹). نظریه های شناختی در مورد اختلالهای هیجانی، نظیر نظریه طرحواره بک (۱۹۹۹) بر این اصل مبتنی هستند که اختلالهای روانی با آشفتگی در تفکر همراه میباشند. به ویژه اضطراب و افسردگی که با افکار منفی خودکار و تحریف در تفسیر محرکها و رویدادها مشخص میشوند. تصور می شود که افکار منفی یا تفاسیر تحریف شده، از فعال شدن باورهای منفی انباشته شده در حافظه بلند مدت منشأ میگیرند.
۲-۴- بخش سوم: اختلالهای تنظیم هیجانی
۲-۴-۱ مقدمه
یکی از موضوعاتی که در طی دو دهه گذشته تلاش و توجهات تجربی و نظری فراوانی را به خود جلب کردهاست، بحث هیجانها است. این علاقه و توجه تا حدی می تواند به دلیل نقشی باشد که هیجان و تنظیم هیجان در رفتارهای بیرونی (فردی) ایفا می نماید. نظریهپردازان و دانشمندان مختلف، تعاریف متعددی از هیجان ارائه داده اند، اما در مجموع میتوان گفت که هیجان رویدادی پیچیده و چند بعدی است که منجر به آمادگی برای عمل می شود هر فرد عادی میداند که دارای عواطفی است و زندگی بدون عواطف، زندگی تیره، مکانیکی، و بیرنگ خواهد بود. از طرف دیگر سلامت روانی و عقلی شخص به سلامت عاطفی او بستگی دارد. زیرا نظر شخص نسبت به خودش، دیگران، اوضاع اجتماعی، و زندگی به طور کلی از چگونگی رشد و تکامل عواطف وی متاثر می شود. به بیان دیگر، داوریهای هر فرد درباره خود و دیگران و مسائل اجتماعی به کیفیت عواطف او بستگی دارد و شخصی که از رشد سالم هیجانی و عاطفی بهرمند نباشد هرگز فردی واقع بین، نیکاندیش، درست کردار، و در نتیجه فرد مفید و مؤثر در پیشرفت جامعه نخواهد بود (شعاری نژاد، ۱۳۸۸).
هیجانها بسیار پیچیدهتر از آن هستند که ابتدا به چشم میخورند. در نگاه اول همگی هیجانها را به عنوان احساس، میشناسیم. ما شادی و ترس را میشناسیم زیرا جنبه احساسی آن ها را طبق تجربه ما خیلی بارز هستند. وقتی با تهدیدی مواجه میشویم یا به سمت هدفی پیشرفت میکنیم، تقریباً غیر ممکن است که متوجه جنبه اساسی هیجان نشویم. اما به همان صورتی که بینی بخشی از صورت است، احساسها نیز فقط جزئی از هیجانها هستند (ریو، ۲۰۰۵، ترجمهی سیدمحمدی، ۱۳۹۰)
۲-۴-۲ تعریف هیجان:
واژه هیجان که با واژه های شور، احساس و عاطفه شباهت زیادی دارد به معنای هر نوع برانگیختگی ذهن و بدن است. همان طور که اشاره شد، هیجانات، احساسات و عواطف بخشی از وجود ما هستند. در واقع هیجان، احساس و عاطفه پدیدههایی هستند که ما هر روز با انواع مختلفی از آن درگیر هستیم. مسائلی مانند عشق، غم، شادی، خشم و عصبانیت و بسیاری دیگر از حالتها که قطعاً همه ما تک تک آن ها را به خوبی میشناسیم و همه آن ها را احساس کردهایم، محتوای هیجان، احساس و عاطفه ما را تشکیل میدهد (امامی نائینی، ۱۳۸۵).
روانشناسان در تعریف هیجان و عاطفه اختلاف نظر دارند زیرا هر کدام در تعریف خود زاویهای از آن را در نظر می گیرند. چنان که بعضی از ایشان به منشاء و دگرگونی هیجان توجه دارند، برخی جنبه های عضوی آن را مورد توجه قرار می دهند، و گروهی نیز میخواهند ماهیت هیجان و عاطفه را به فطری و فرهنگی تقسیم کنند. استانلی[۷۳] هیجان را نخستین پایهای که انرژی روانی در پیدایش و دگرگونی خود برآن استوار است تعریف می کند. جیمزلانکه[۷۴] معتقد است که ادراک حالات عضوی یا بدنی باعث پیدایش حالات هیجانی و عاطفی می شود و هیجان و عاطفه در واقع همین ادراک است. مکدوگال[۷۵] هیجان را نشانه بروز غرایز میداند (شعاری نژاد، ۱۳۸۸).
تعریف هیجان خیلی پیچیدهتر از تعریف مجموع اجزای آن است. هیجان نوعی ساختار روانشناختی است که این چهار جنبه تجربه را در یک الگوی هم زمان، هماهنگ می کند. هیجان همان چیزی است که عناصر احساس، انگیختگی، هدفمندی و یا بیانگری را در واکنشی منسجم به رویداد فراخوان، تنظیم می کند (ریو،۲۰۰۵، ترجمهی سید محمدی، ۱۳۹۰).
پکرون، گتز و پری [۷۶](۲۰۰۵) در راستای مدل فرایند مؤلفه از هیجان، هیجان را به عنوان مجموعه ای از فرایندهای روانی به هم مرتبط میدانند که شامل مؤلفه های عاطفی، شناختی، فیزیولوژیکی، و انگیزشی میباشد.
۲-۴-۳ ویژگی هیجانها :