البته شایان ذکر است زمانی که تمرکز مالکیت به حدی افزایش یابد که یک مالک، کنترل مؤثر یک شرکت را داشته باشد، ماهیت مشکل نمایندگی از تضاد منافع بین مدیران و سهامداران به تضاد منافع میان سهامداران اکثریت و اقلیت تغییر پیدا مییابد. تحقیق هفلین و شاو[۲۶](۲۰۰۰) بیانگر وجود یک رانت اطلاعاتی برای سهامداران بزرگ می باشد. یافته های آنها بیانگر یک رابطه مثبت بین مالکیت سهامداران بزرگ و معیارهای مختلفی از عدم تقارن اطلاعاتی است. طبعا چنین سهامدارانی با توجه به توانی که در دریافت اطلاعات نهانی دارند، پیش از بازار می توانند نسبت به خبرهای بد یا خوب واکنش نشان دهند.
در ایران نیز در مطالعه ای که نوروش و ابراهیمی کردلر(۱۳۸۴)، انجام دادند به بررسی رابطه بین سهامداران نهادی و عدم تقارن اطلاعات پرداختند. یافته های تحقیق آنها نشان می دهد در شرکتهایی که مالکیت نهادی بیشتری دارند در مقایسه با شرکتهایی که مالکیت نهادی کمتری دارند، قیمتهای سهام اطلاعات سودهای آتی را بیشتر در بر می گیرد. آنها این نتیجه را به حرفه ای بودن سهامداران نهادی ربط دادند که دارای توانایی و مزیت نسبی در پردازش اطلاعات هستند.
۲-۱۰-۱ سرمایه گذاران نهادی و عدم تقارن اطلاعات:
قبل از پیدایش شرکتهای بزرگ و در اواخر قرن هجدهم، مالکان، مدیر و مدیران، مالک بودند؛ اما با جدایی مالکیت از مدیریت، پیدایش بازارهای اوراق بهادار و گروههای مدیران حرفه ای، رویکرد جدیدی تحت عنوان شرکت سهامی به عنوان پدیده ای اجتماعی مطرح گردید.ترکیب سهامداران در شرکتهای مختلف ممکن است متفاوت باشد؛ لیکن سهامداران نقش اساسی در نظام راهبری شرکت می توانند داشته باشند، لذا ترکیب مختلف آنها در شرکتها میتواند اثر متفاوتی را بر عملکرد شرکتها، همچنین نحوه انعکاس اطلاعات شرکت در بازار و تقارن اطلاعات شرکت داشته باشد. بنابرین با توجه به نوع مالکیت، نحوه نظارت بر عملکرد، مدیریت شرکتها نیز میتواند متفاوت باشد.
بخشی از مالکیت شرکتها در اختیار سهامداران جزء و اشخاص حقیقی قرار دارد. این گروه برای نظارت بر عملکرد مدیران شرکت، عمدتاً به اطلاعات در دسترس عموم همانند، صورتهای مالی منتشره اتکا می کنند. این در حالی است که بخش دیگری از مالکیت شرکتها در اختیار سهامداران حرفه ای عمده قرار دارد که برخلاف گروه سهامداران نوع اول، اطلاعات داخلی با ارزش درباره چشم اندازهای آتی راهبردهای تجاری و سرمایه گذاریهای بلند مدت شرکت از طریق ارتباط مستقیم با مدیران شرکت در اختیارشان قرار می گیرد(نوروش و کردلر،۱۳۸۴).
از طرف دیگر محصول نهایی فرایند حسابداری، ارائه اطلاعات به استفاده کنندگان مختلف، اعم از استفاده کنندگان داخلی و استفاده کنندگان خارج از شرکت، در قالب گزارشهای حسابداری است. اقلام مندرج در صورتهای مالی در تصمیم گیری استفاده کنندگان صورتهای مالی تاثیر بسزایی دارد و توجه زیادی را معطوف خود ساخته است. یکی از گروههای اصلی استفاده کنندگان از صورتهای مالی، سهامداران می باشند. در این میان سرمایه گذاران نهادی (شامل سرمایه گذاران بزرگ نظیر بانکها، شرکتهای بیمه، شرکتهای سرمایه گذاری، صندوقهای بازنشستگی و…) با توجه به مالکیت بخش قابل توجهی از سهام شرکتها، از نفوذ قابل ملاحظه ای در شرکتهای سرمایه پذیر برخوردار بوده و می توانند رویه های آن را تحت تاثیر قرار دهند.از طرفی این نوع سرمایه گذاران، سهامداران حرفه ای تلقی شده و دارای تحلیل گران قوی می باشند که اطلاعات حسابداری را تحلیل می کنند و بنابرین توانایی استفاده از این اطلاعات را دارا می باشند.
نتایج حاصل از تمامی فعالیتهای اقتصادی شرکت در سودهای جاری منعکی نمی شود، بلکه سود حاصل از برخی از فعالیتها همانند قراردادهای بلندمدت فروش و فعالیتهای سرمایه گذاری و تحقیق و توسعه در سالهای بعد تحقق خواهد یافت. از آنجا که اطلاعات مربوط به این نوع فعالیتها در اختیار سهامداران حرفه ای قرار می گیرد، سهامداران یاد شده، اطلاعات مرتبط با ارزش سهام را که در سود سال جاری منعکس نیستند، تجزیه وتحلیل کرده و در قیمتهای سهام لحاظ می کنند. این اطلاعات از طریق کانالهایی مانند اعضاء هیات مدیره مشترک شرکتها، در اختیار شبکههای سهامداری قرار گرفته و از این طریق به اطلاع اکثر سهامداران و بازار رسیده و در قیمتها لحاظ می شود. در مورد سهامداران نهادی دو نوع نگرش عمومی وجود دارد. برخی از آنها را سرمایه گذارانی می دانند که به سودهای جاری و کوتاه مدت تمرکز دارند. در مقابل نگرش دیگری وجود دارد. طبق این نگرش آنها سهامداران حرفه ای هستند که دارای مزیت نسبی در جمع آوری و پردازش اطلاعات بوده و اطلاعات مربوط به سود و فعالیتهای اقتصادی بلند مدت را که در سود سال جاری منعکس نیستند، در قیمت سهام لحاظ می کنند(همان منبع،۹۵-۷۵).
عدم تقارن اطلاعاتی زمانی پدید می آید که اطلاعاتی که در دسترس مدیران و سایر افراد درون سازمانی شرکتها قرار دارند، در اختیار سهامداران و سایر ذینفعان در بازار قرار نگیرد. با توجه به این که عدم تقارن اطلاعات میتواند در تصمیم گیریهای افراد ذینفع در بازار سهام اثرات فراوانی داشته باشد. لذا این افراد به دنبال تمامی عواملی هستند که بر کاهش عدم تقارن اطلاعات مؤثر بوده و ازاین طریق شرکتهای مذبور را شناسایی نموده و در تصمیم خرید و فروش سهام خود اعمال می نمایند.لذا با افزایش سهامداران حرفه ای، قیمتهای سهام اطلاعات بیشتری در مورد سودهای آتی منعکس نموده و به این روش موجب کاهش عدم تقارن اطلاعات بین مدیران شرکت و بازار سهام می شوند. کاهش عدم تقارن اطلاعاتی باعث افزایش قیمت سهم در طول روز می شود و بازدهی را در دوره های معاملات نسبت به دوره هایی که معاملات انجام نمی شود بالا میبرد(خاکپور،۱۳۸۴).
حضور فعال این گروه از سرمایه گذاران میتواند بر نحوه حاکمیت در سازمانها و همچنین عملکرد آنها تاثیر داشته باشد. سازوکارهای حاکمیت شرکتی بر اطلاعات افشا شده توسط شرکت برای سهامداران آن اثر می گذارند و احتمال عدم افشای کامل و مطلوب اطلاعات و افشای اطلاعات کم اعتبار، را کاهش می دهند. تحقیقات نشان می دهد در صورت وجود نظارت مؤثر هیات مدیره بر مدیریت، کیفیت اطلاعات منتشر شده توسط مدیریت افزایش مییابد. بهبود کیفیت افشای شرکت باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می گردد و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، مدیریت سود کمتر را به همراه دارد(رحیمیان و همکاران،۱۳۸۸).