تعهد سازمانی به درجه دلبستگی و تعیین هویت فرد با یک سازمان خاص اشاره دارد (رسولی و همکاران، ۱۳۹۱).
تعهدپذیری یعنی کارکنان خود را عضو سازمان بدانند و آرزو کنند که در عضویت آن سازمان بمانند (امیدی کیا و همکاران، ۱۳۹۱).
تعهد سازمانی یک نگرش و یک حالت روانی است که نشان دهنده تمایل، نیاز و الزام جهت ادامه فعالیت در یک سازمان است، افراد با حس معناداری و عضویت به یکدیگر پیوند خورده و به سازمان وفادار می مانند و می خواهند در سازمان هایی که فرهنگ هایی مبتنی بر ارزش ها و عشق به نوع دوستی دارند، باقی بمانند (رستگار و همکاران، ۱۳۹۱).
وجه اشتراک تعاریف یاد شده نشان میدهد که تعهد، حالتی روانی است و نمایانگر شدت پیوند روحی و روانی فرد با سازمان است. (شمس احمر و همکاران، ۱۳۹۰). که عضویت در آن سازمان را ارزشمند میداند و مایل است با تمام توان جهت نیل به اهداف کلی سازمان تلاش نماید. از این نظر تعهد با صرف پیوستن و با عضویت در سازمان متفاوت است چرا که تعهد سازمانی، مستلزم ایجاد رابطه ای فعال بین کارمند و سازمان میباشد به گونه ای که کارمند با تمایل باطنی، فراتر از رفتار های از پیش تعیین شده، میخواهد که با ایفای نقش فعال تر به تحقق سازمان کمک کند(سجادی و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۳-۲)جایگاه تعهدسازمانی در علوم مختلف
تعهد سازمانى از موضوعات مهم مدیریت به ویژه رفتار سازمانى است که اخیراًً توجه زیادى به آن معطوف شده است. نه تنها مطالعاتى که مستقیماً در ارتباط با ایجاد تعهد و نتایج آن مى باشند، به طور قابل ملاحظه اى افزایش یافته است، بلکه در اغلب مطالعاتى که تأکید اصلى آن ها بر تعهد نبوده نیز، تعهد به عنوان یک متغیر مد نظر قرار گرفته است. (صمدی و مهدی خو، ۱۳۸۸). مفهوم تعهد به احساس دلبستگی و وفاداری برمی گردد به همین خاطر نقش مهم در فلسفه مدیریت منابع انسانی ایفا میکند (آرمسترانگ،۱۳۸۱،ص۲۲۵). تعهد یکی از ارکان اصلی اخلاق در هر جامعه است. به همین دلیل، این مفهوم عضویت محوری در تمام نظریه های اخلاق دارد(صمدی و مهدی خو، ۱۳۸۸). تعهد سازمانی یک نگرش مهم شغلی و سازمانی است که در طول سال های گذشته مورد علاقه بسیاری از محققان رشتههای رفتار سازمانی و روانشناسی خصوصاًً روانشناسی اجتماعی بوده است(Meyer, & Herscovitch, 2001).
۲-۳-۳) اهمیت تعهد سازمانی
یکی از شاخص های برتری یک سازمان، داشتن نیروی انسانی توانمند و متعهد معرفی شده است. نیروی انسانی دارای وابستگی، وفاداری و سازگاری با اهداف و ارزش های سازمانی که فراتر از وظایف و مسئولیت های شغلی فعالیت نماید میتواند عامل مهمی در کارایی سازمانی باشد. در دو دهه گذشته مفهوم تعهد سازمانی جایگاه مهمی را در تحقیقات مربوط به رفتار سازمانی به خود اختصاص داده است(سجادی و همکاران، ۱۳۸۸). والتون[۳۴](۱۹۸۵)، اهمیت تعهد را آشکار و بارز ساخت. او معتقد بود که اگر سازمان دست از روش های سنتی کنترل خود بر کارکنانش بردارد، تعهد آن ها نسبت به سازمان بیشتر خواهد شد و در نتیجه عملکرد آن بهبود خواهد یافت (آرمسترانگ،۱۳۸۱، ص۲۲۵-۲۲۴). تعهد سازمانی اثر چشمگیر و منحصر به فردی بر روی عملکرد کلی کارکنان دارد کارکنان با تعهد سازمانی بالاتر، از رضایت شغلی بالاتری برخوردار میباشد(سجادی و همکاران، ۱۳۸۸).
تعهد به قول و قراردادهایی که به صورت نانوشته بین طرفین تعامل و تبادل وجود دارد، از هستههای اصلی قرارداد روانی است( گل پرور و همکاران،۱۳۹۰). لوتانز[۳۵] اظهار میدارد که در متون تحقیقی اخیر، نگرش کلی تعهد سازمانی، عامل مهمی برای درک و فهم رفتار سازمانی و پیشبینی کننده خوبی برای تمایل به باقی ماندن در شغل آورده شده است. تعهد و پایبندی مانند رضایت، دو طرز تلقی نزدیک به هم هستند که بر رفتارهای مهمی مانند جابه جایی و غیبت اثر میگذارند (عزیزی، ۱۳۹۰؛ صمدی و مهدی خو،۱۳۸۸). با درک مفهوم تعهد و اندازه گیری ابعاد عملیاتی آن می توان توصیف واقع بینانه تری از ماهیت نگرش و رفتار افراد در سازمان به دست آورد و حتی میزان فداکاری برای سازمان و یا تصمیم به ماندن در سازمان یا ترک آن را پیشبینی کرد. هم چنین تعهد و پایبندی میتواند پیامدهای مثبت و متعددی داشته باشد، کارکنانی که تعهد و پایبندی دارند، نظم بیشتری در کار خود دارند؛ مدت بیشتری در سازمان می مانند و بیشتر کار میکنند (شمس احمر و همکاران، ۱۳۹۰) از نظرگرین برگ و بارون[۳۶] حفظ سطح بالایی از تعهد سازمانی اثر بخش، برای سعادت و بقای سازمانی حائز اهمیت است ( DeGroot etal.,2000)تعهد سازمانی به عنوان یک نگرش، ترک خدمت را بهتر از نگرش های کاری دیگر بخصوص رضایت شغل، پیشبینی میکند یافته ها نشان داده است که یک رابطه منفی بین تمایل به ترک خدمت کارکنان و تعهد سازمانی آنان وجود دارد. به عبارتی کارکنان که از تعهد سازمانی بالاتری بر خوردارند، تمایل کمتری به ترک خدمت از خود نشان میدهند(سجادی و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۳-۴) انواع تعهد سازمانی
مؤثرترین مدیران در مجموعه ای مرکب از تعهدات زیر اتفاق نظر دارند: تعهد نسبت به مشتریان یا ارباب رجوع. تعهد نسبت به سازمان. تعهد نسبت به خود. تعهد نسبت به افراد و گروه کاری. تعهد نسبت به کار Meyerand Herscavitch, 2001)). هرسی و بلانچارد[۳۷] بیان میکنند که هر یک از این تعهدات با هم چارچوب اصلی رسیدن به تفوق در مدیریت در دراز مدت را تشکیل میدهند.
۱- تعهد نسبت به مشتری: اولین و شاید مهم ترین تعهد سازمانی بر مشتری تأکید دارد. مدیران ممتاز می کوشند به مشتریان خدمت مفید ارائه کنند، مدیران از دو طریق عمده تعهد خود را نسبت به مشتری نشان میدهند، یکی انجام خدمت و دیگری ایجاد اهمیت برای او.
۲- تعهد نسبت به سازمان: دومین تعهد مدیریت بر سازمان تأکید دارد. مدیر مؤثر خود تصویرگر افتخار سازمان خویش است. مدیر این تعهد را به گونه ای مثبت به سه طریق نشان میدهد. خوش نام کردن سازمان، حمایت از مدیریت رده بالا و عمل کردن بر اساس ارزش های اصلی سازمان.
۳- تعهد نسبت به خود: سومین تعهد تکیه بر شخص مدیر دارد. مدیران ممتاز تصویری قوی و مثبت از خویش برای دیگران رقم میزنند، آن ها در همه موقعیت ها به عنوان قدرتی قاطع عمل میکنند. این طلب را با خدمت به خود و یا خودپرستی نباید اشتباه کرد. تعهد به خود از سه فعالیت خاص معلوم می شود: نشان دادن خودمختاری، مقام خود را به عنوان مدیر تثبیت کردن و قبول انتقاد سازنده.
۴- تعهد نسبت به افراد و گروه کاری: چهارمین تعهد مدیریت بر کار تیمی و یکایک اعضای گروه تأکید دارد. مدیران ممتاز نسبت به کسانی که برای آن ها کار میکنند ایثار نشان میدهند. این عمل به استفاده مدیر از شیوه صحیح رهبری به منظور کمک به افراد در حصول توفیق در انجام وظایفشان اشاره دارد.
۵- تعهد نسبت به وظیفه: پنجمین تعهد مدیریت بر وظایفی تکیه دارد که باید انجام گیرند. مدیران موفق به وظایفی که مردم انجام میدهند معنا می بخشند. آنان برای زیردستان کانون توجه و جهت را تعیین کرده، انجام موفقیت آمیز تکالیف را تضمین میکنند. بسیاری از موفقیت های سازمان های مطالعه شده از مدیریت آن ها و همچنین با ایجاد جوی برای تعهد، ناشی می شود. برای مثال، اگر افراد احساس اعتماد کنند، تلاش های شگفت آوری برای نمایش اطمینان داده شده، خواهند نمود(عزیزی، ۱۳۹۰).