-
- اصول، کاربرد رفتاری دارند؛
- بین اصول، روشها، هدفهای تربیتی پیوندی هست؛ یعنی، به وسیله اصول ، روشهای درخور را برای رسیدن به هدفها برمیگزینیم( بهشتی و همکاران،۱۳۸۸،ص۱۳۰).
۲-۱-۲- مفهوم روش
تعریف روش
این اصطلاح به مجموع اموری اطلاق می شود که انسان برای رسیدن به هدف و انجام کار موردنظر، به صورت روشمند و بسامان پی مینهد.روش مفهومی ، راهبردی است که نحوه عمل را ترسیم می کند و مراحل و چگونگی پیمودن آن ها را برای رسیدن به هدفهای موردنظر معلوم میدارد. روش بهمثابه راهبرد، مبتنی بر مبانی و ارزشهای برگرفته از عنصر اول(رویکرد) است و نشاندهنده حضور آن ها در مراحل گوناگون عمل تربیتی است، برای هر روش، شیوه هایی برگزیده و فنون ویژهای وجود دارد که با نوع روش و رویکرد مسبوق به آن ها سازگار است( بهشتی و همکاران،۱۳۸۸،صص۲۶۷-۲۶۵). روش مجموعه قواعد یقینی و آسانی است که التزام دقیق به آن ها، نمیگذارد فرد راه نادرست را درست انگارد، و او را یاری می کند تا بدون تلاش غیرضروری و از راه افزایش تدریجی دانش، به شناخت حقیقت آنچه در پی آن است برسد،
روش چهاراصل دارد:
-
- بداهت و وضوح؛ یعنی، روش باید بدیهی و واضع باشد در غیر این صورت نتیجه کار معلق میماند؛
-
- تحلیل؛ یعنی تقسیم و خرد کردن مفاهیم مرکب و کلی به عناصر ساده و تقسیم این عناصر سادهشده به عناصر سادهتر؛
-
- بسامانی؛ یعنی؛ تنظیم افکار به گونهای که زنجیرهای بههمپیوسته ایجاد شود؛
- رسیدن از حکمی بهحکم دیگر از راه حرکت پیوسته فکر، به گونهای که موجب وضوح مجموعه شود.
مفهوم تربیت
واژه تربیت بر پرورش دادن استعدادهای انسان یعنی فراهم کردن زمینه رشد استعدادهای آدمی دلالت می کند. این واژه از ریشه ((ربو)) به معنی زادت، فزونی و رشد و برآمدن گرفتهشده است( دلشاد تورانی، مصطفی،چاپ دوم،۱۳۸۰). استفاده کردن و به کار بردن از این ریشه همین معنا ((رَبَو)) نفس عمیق بلند را گویند که موجب برآمدن سینه است. ((ربوه)) یعنی سرزمین بلند و مرتفع و ((ربا)) یعنی افزودن شدن و نمو کردن که در اصطلاح شرع مخصوص افزایش سرمایه غیر سود شرعی است (( ربیت الولد فربا)) یعنی فرزند را تربیت کردم و او رشد کرد(همان به نقل از مفردات فی غریب القرآن، ابوالقاسم الحسین بن محمد الراغب اصفهانی). در سوره اسراء آیه ۲۴ قرآن کریم همین معنا یعنی بزرگ کردن در مفهوم رشد جسمی آمده است: (( قل رب ارحمها کما ربیانی صغیرا)) بگو پروردگارا آن دو((پدر و مادر)) را رحمت کن چنانکه مرا در خردی پرورند.
همچنین در حکمت ۶۲ نهجالبلاغه آمده است که امام علی(ع) فرمودند (( اذا حیبت بتحیه فحی بأحسن منها و اذا اسدیت الیک یدفکا فئها لما یربی علیها، الفضل مع ذلک العبادی)) چون تو را ستودن، بهتر از آنان ستایش کن و چون به تو احسان کردن، بیشتر (افزونتر) ببخش بههر حال پاداش بیشتر از آن آغازکننده است(دشتی، علی،۱۳۸۹).
در اینجا واژه یربی به معنی زیادت و فزونی آمده است اما حضرت واژه ((ربو)) را به معنای سرزمین بلند و مرتفع،تپه و پشته در لغتی والا به کار گرفته و فرموده است:
((لایحفی علیه من عباده شخوص لحظه و لاکرور لفظه و لا ازدلاف ربوه))
بر خداوند پوشیده نیست خیره نگریستن بندگان و نه بازگشتن لفظی بر زبان ایشان و نه نزدیک شدنشان به پشتهای))( دلشاد تهرانی،۱۳۸۹).
((رب)) به معنای مالک خالق، مربی، تیم، صاحب و سرور است و نیز اصلاحکننده هر چیزی را ((رب)) میگویند بنابرین (( رب)) به معنای مالک ،مدبر و تربیتکننده است(هاشمی،۱۳۸۱).
راغب اصفهانی ((لغتشناس)) مینویسد: الرب فئ الامل التربیه و هو انشاء الشی حالا فی لاالی حد التمام (( رب)) در اصل به معنی تربیت و پرورش است ، یعنی ایجاد کردن حالتی پس از حالت دیگر در چیزی تا به حد نهایی و تام کمال خود برسد.(المفردات، ص۱۸۴) دانشمندی به جنبه خاصی از جنبه تربیت اخلاقی رفتار انسان، دیگری جنبه عاطفی و سومی جنبه هوشی یا ذهنی آن را مهم میداند و تربیت را ((پیدایش در رفتار عاطفی و ((پیدایش در رفتار عاطفی و (( پیدایش تغییر رفتار هوش)) تعریف کرده اند.( رنج پور،آذریان). در اینجا سه تعریف را برای تربیت ذکر میکنیم:
دکتر علی قائمی تربیت را چنین تعریف میکنند : (( تربیت عبارت است از اراده و هدایت جریان ارتقایی و رشد بشر و جهت آن به سوی کمال و بینهایت))( قائمی ، ۱۳۸۱). شهید مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام مینویسد: ((تربیت عبارت است از پرورش دادن ، یعنی به فعلیت درآوردن استعدادهای درونی یک شی))( مطهری،۱۳۷۹). و در تعریف دیگر تربیت عبارت است از: ایجاد زمینه مناسب برای به فعالیت رساندن استعدادهای بالقوه و ایجاد صفات و فضایل اخلاقی در جهت نیل به کمال مطلوب (شرفی، محمدرضا، ((روشهای تربیت در اسلام)) رساله کارشناسی ارشد، تهران،دانشگاه تربیت مدرس،ص۲۲).
عناصری که در این تعریف تربیت به چشم میخورد عبارتاند از:
۱- ایجاد زمینه
آنچه در تربیت مهم تلقی می شود، تکیه به جنبه خودجوش و خود آفرین فرد است، پس از ارائه مقصد به او و ایجاد انگیزه و رغبت در پیمودن راه است که ارجحیت و اولویت مییابد، بدینوسیله مقربی متکی بر مربی نخواهد بود و دارای شخصیت نسبتاً مستقل خواهد گردید(مطهری،۱۳۷۹).
۲- به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه
انسان همچون بذری است سرشار از استعداد و قابلیت بالقوه که اگر در بستری مناسب و خاک حاصلخیز قرار گیرد، شکوفا شده و نهالی برومند تبدیل می شود . ازاینرو ابتدا باید باور کنیم انسانی که از درون تهی نیست و کوله باری از استعداد و ذخایر بالقوه رادار است و پسازآن به فعلیت رساندن استعدادها مطرح می شود که نیاز به مربی، محیط مناسب و شرایط مطلوب دیگر دارد تا چنین تحولی در او صورت گیرد(مطهری،۱۳۷۹).
۳- ایجاد صفات و فضایل اخلاقی
این باور در نزد بسیاری از مکاتب وجود دارد که استعدادهایی بالقوه متر بی، باید زمینهاش فراهم گردد تا شکوفا گردد. ولی استعدادهای بارورشده در چه جهتی و برای کدام مقصود، باید به جریان افتد. این موضوعی است که مکاتب مختلف بر سر آن اختلافنظر دارند(مطهری،۱۳۷۹).
- نیل به کمال مطلوب
هر مکتب و نظام تربیتی دارای برداشتی خاص از کمال مطلوب هست. در بینش اسلامی کمال مطلوب و هدف نهایی از تربیت انسان، رسیدن به مقام والا خلیفه الهی و دست یافتن به مقام بندگی و تجلی پارهای از صفات الهی، به گونهای نسبی در خود هست و این جایگاهی است بس رفیع که حد و حدودی نداشته و میزان اوج گرفتن انسان و خودسازی او،چشم اندازهای نوینی ارائه میگردد(مطهری،۱۳۷۹).
تربیت از دیدگاه امام علی(ع)
همان طور که قبلاً اشاره شد واژه تربیت از ریشه رٌبٌّو به معنای زیادت و فزونی و رشد برآمدن گرفتهشده است. مثلاً آمده است (( ربیت الولد فربا)) یعنی فرزندم را تربیت کردم و از رشد کردهاست، یعنی به زیادتی از جسم دستیافته است، در سخنان امام علی (ع) نیز همینگونه واردشده است چنانکه فرموده است : (( اذا أسدیت الیک یدفکافئها بما یربی علیها، و الفضل معذلک للعبادی))( نهجالبلاغه، حکمت۶۲).