-
-
- مدل های مدیریت دانش
-
مدیریت دانش ، موضوعی پیچیده و پویا است. موفقیت مدیریت دانش مستلزم نگرش سیستمی است که کلیه عوامل و اجزاء و فرایند های مدیریت دانش را مد نظر قرار میدهد. هر گونه جزءنگری ممکن است چالش های جدی بر سر راه موفقیت برنامه های مدیریت دانش به وجود آورد. بسیاری از سازمان ها بر این باور هستند که دانش ، مهم ترین دارایی آن ها است ، اما در عمل کمتر به آن پایبندند. یکی از دلایل عمده این امر آن است که سازمان ها نمی دانند چگونه به سراغ مدیریت دانش بروند. برای این منظور در این نوشته مدل های مختلف مدیریت دانش مورد بررسی قرار میگیرد.
-
-
-
- مدل عمومی دانش در سازمان
-
-
شکل شماره ۲-۴ مدل عمومی دانش در سازمان را نشان میدهد. همان گونه که در مدل مذکور مشاهده می شود مدل عمومی دانش از چهار فعالیت اصلی تشکیل شده است:
به کار گیری دانش
خلق دانش جدید
تبدیل
دانش
نگهداری دانش
نمودار شماره ۲-۴ مدل عمومی دانش در سازمان(نیومن ، کونارد، [۴۰] (۳:۱۹۹۹
۱٫ایجاد دانش : این مرحله در بر گیرنده فعالیت هایی است که مرتبط با ورود دانش جدید به سیستم است که شامل توسعه ، کشف و تسخیر دانش می شود.(نیومن وکوندرد،۱۹۹۳،۴۳).[۴۱]
۲٫حفظ و نگهداری دانش: عبارت است از فعالیت هایی که دانش را در سیستم ماندگار میکند(همان ماخذ) در این راستا صاحب نظران به مهم ترین عاملی که اشاره میکنند حافظه سازمانی [۴۲] است و آن عبارت است از توانایی سازمان برای حفظ و نگهداری دانش . نکته مهمی که دینگ و کاربی به آن اشاره میکنند این است که حافظه سازمانی ، صرفا توانایی نگهداری دانش های صریح را دارد. اگر سازمان ها به دنبال دستیابی به یک مدیریت دانش مؤثر هستند نباید تنها به ایجاد و استفاده از حافظه سازمانی بسنده کنند. آن ها از حافظه دیگری تحت عنوان حافظه فردی[۴۳]یاد میکنند. این حافظه مهم ترین منبع و مخزن دانش نهفته است.
مدیریت دانش صرفا زمانی مؤثر خواهد بود که این دو نوع حافظه سازمانی در کنار هم وجود داشته باشند و یکدیگر را تقویت کنند.(دینگ، کوربی،۱۹۹۹، ۳۵-۳۰) [۴۴] نکته دیگری که صاحب نظران به آن اشاره میکنند وجود مراکز و درگاه های دانش در سازمان است مراکز و در گاه های دانش در سازمان ها در حقیقت ، کانون جمع آوری ، سازماندهی و انتشار دانش میباشند.این مراکز ممکن است به صورت فیزیکی یا مجازی باشند. هدف از ایجاد مراکز هدایت افراد به سوی منابع دانش در داخل یا خارج سازمان میباشد. در این مراکز نقشه های دانش تهیه ، نگهداری و به هنگام سازی میشوند(بث،۷۱،۲۰۰۱)[۴۵]. این مراکز در اصل به عنوان نقاط انشعاب تلقی میشوند که دسترسی به هر منبع دانش از طریق آن ها صورت میگیرد.به عبارت دقیق تر این مراکز ، درگاه های دانش میباشند و کلیه جریانات دانش از آن ها عبور میکند. وجود این مراکز علاوه بر یکپارچگی و انسجام محتوای دانش سازمان از بسیاری از دوباره کاری ها مخصوصا در کسب دانش جلو گیری میکند(مک گرف،۲۰۰۰،۶)[۴۶].
۳٫تبدیل و انتقال دانش: اشاره به فعالیت هایی دارد که در ارتباط با جریان دانش از یک بخش با یک نفر به بخش یا نفر دیگر را شامل می شود و شامل ارتباطات ترجمه ، تبدیل، تفسیر و تصفیه دانش می شود.
۴٫به کار گیری دانش: شامل فعالیت هایی می شود که در ارتباط با اجرای دانش در فرایند های سازمانی هستند(نیومن ، گوندرا، ۱۹۹۵،۷۰۵)[۴۷].
مدل هیسیگ[۴۸]
مدل هیسیگ (۲۰۰۰) از چهار فرایند زیر تشکیل شده است:
-
- ایجاد دانش: این امر به توانایی یادگیری و ایجاد ارتباط برمی گردد. در این قابلیت، ایجاد ارتباط بین ایدهها و ساختن ارتباط های متقاطع با دیگر موضوعات، از اهمیت کلیدی برخوردار است.
- ذخیره دانش: به عنوان دومین عنصر مورد نیاز مدیریت دانش است که از طریق آن، قابلیت ذخیره سازمان یافتهای که امکان جستجوی سریع اطلاعات، دسترسی به اطلاعات برای دیگر کارکنان و تسهیم مؤثر دانش فراهم می شود، به وجود میآید. در این سیستم باید، دانش های لازم به آسانی برای استفاده همگان ذخیره شود.
نشر دانش: این فرایند به توسعه یک همکاری جمعی که در آن افراد به عنوان همکاران در جهت دنبال کردن اهداف مشترک، احساس پیوستگی به هم داشته و در فعالیت هایشان به یکدیگر وابستهاند،کمک میکند.
به کار بردن دانش: چهارمین فرایند، از این ایده آغاز می شود که ایجاد دانش، بیشتر توسط کاربرد عینی دانش جدید میسر است، این عنصر، دایره فرایند مرکزی مدیریت دانش را تکمیل میکند.
مدل مک الروی[۴۹]
وی با همکاری دیگر اعضای کنسرسیوم بینالمللی مدیریت دانش[۵۰] (۲۰۰۲)برای مدیریت دانش، چهار چوب فکری با نام دوره عمر دانش تعریف کرده که در آن، علاوه بر نظریه نوناکا و تاکوچی[۵۱] (۱۹۹۵) بر نکته مهم دیگری نیز تأکید شده است: «دانش تنها پس از اینکه تولید شد، وجود دارد و بعد از آن می توان آن را مهار، کدگذاری یا تسهیم نمود».
بنابرین «مک الروی» فرایند ایجاد دانش را به دو فرایند یعنی تولید دانش و پیوسته کردن دانش تقسیم میکند:
تولید دانش: فرایند خلق دانش سازمانی جدید است که به وسیله یادگیری گروهی، کسب دانش و اطلاعات و ارزیابی دانش انجام می گیرد. این فرایند مترادف یادگیری سازمانی است.
پیوسته کردن دانش: از طریق برخی فعالیت ها که اشاعه و تسهیم دانش را تجویز میکنند، انجام می گیرد. این عمل فعالیت هایی از قبیل اشاعه دانش از طریق برنامه وغیره، جستجو، تدریس، تسهیم و دیگر فعالیت های اجتماعی که موجب برقراری ارتباط میگردد را شامل می شود.
مدل بک من[۵۲]
بک من (۱۹۹۹)هشت مرحله زیر را برای فرایند مدیریت دانش پیشنهاد داده است:
-
- شناسایی: تعیین صلاحیت های درونی، منبع استراتژیک، قلمرو دانش.
-
- تسخیر: رسمی کردن دانش موجود.
-
- انتخاب: تعیین ارتباط دانش، ارزش و دقت دانش، رفع دانشهای ناسازگار.
-
- ذخیره: معرفی حافظه یکی شده در مخزن دانش با انواع الگوهای دانش.
- پخش: توزیع دانش برای استفاده کنندگان به طور خودکار بر پایه علاقه و کار و تشریک مساعی دانش در میان گروه ها.
به کار بردن: بازیافتن و استفاده از دانش در تصمیم گیری ها، حل مسائل، خودکار کردن و پشتیبانی کار و مددکاری شغل و آموزش.
ایجاد: تولید دانش جدید در حین تحقیقات، تجربه کردن کار و فکر خلاق.
تجارت: فروش و معامله، توسعه و عرضه کردن دانش جدید به بازار در قالب محصولات و خدمات.
مدل ۷C
این مدل بر مبنای هفت واژه که حرف اول آن ها C است بنا شده است و از این رو، مدل ۷C لقب گرفته است. اجزای این مدل به همراه شرح هر یک در شکل زیر نشان داده شده است.
۷cمدل
ایجاد
Create
ایجاد و تفاهم جدید با کار با همکاران،
مشتریان و مؤسسات بیرونی
تسخیر
Capture
تعیین ایده های بهتر و مستند نمودن آنان
بسط
Contribute
تسهیم ایده های خود برای کمک به دیگران
همکاری
Collaborate
تبادل دانش در سطح عمومی
مصرف کردن
Consume
استفاده از دانش جمعی برای آنچه که باید انجام دهیم