دگرگونی پایگاه اجتماعی در یکی از دیدگاههای جامعه شناختی تحت عنوان کنشگرایی (functionalism) بازتاب خاصی داشته است. کنش گرایان، مسایل اجتماعی را از زاویه خوش بینانه مورد توجه قرار میدهند و عنوان میکنند که این تغییر و تحولات در وضعیت سالخوردگان در نهایت به نفع همگان از جمله سالخوردگان میباشد.
- نظریه رهایی از قید:
در اواسط دهه ۱۹۵۰ گروهی از محققان دانشگاه شیکاگو مطالعهای در شهر کانزاس انجام دادند. در این مطالعه اطلاعات هم از طریق عرضی و هم از طریق مطالعه طولی، با بهره گرفتن از یک نمونه ۷۰۰ نفری از زنان و مردان که در وضعیت سلامتی مناسبی بوده و حدودا ۴۰ تا ۹۰ سال داشتند، جمع آوری شد. هدف مطالعه تحقیق درباره تغییراتی بود که در کل شخصیت افراد در گذر سن به وجود میآمد. یکی از چند کار اصلی که از اطلاعات این مطالعه بهره گرفت کتاب کامینگ و هنری بود. این کتاب تحت عنوان پیرشدن، فرایند رهایی از قید در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. در این کتاب مولفان با بهره گرفتن از داده های اولیه مطالعات عرضی که از شهر کانزاس گرفته بودند نظریه رهایی از قید را شکل دادند. داده هایی که آن ها برای حمایت از این نظریه استفاده کرده بودند از مطالعات عرضی گرفته شده بود که سطح فعالیت را بین افراد ۵۴ تا ۶۹ ساله با سطح فعالیت افراد ۷۰ تا ۹۴ ساله مقایسه میکرد. اطلاعات گروهها به روشنی نشان میداد که افراد جوانتر نسبت به افراد مسن در نقشهای خود فعالتر بودند (استون، ۱۹۹۶). بنابر نظریه رهایی از قید، پیرشدن با رهایی از قید متقابل فرد و جامعه همراه است. فرد رفته رفته از مداخله در زندگی اجتماعی باز میایستد و اجتماع نیز کمتر از پیش انواع مختلف امتیازات را به او عرضه میدارد (میشارا و رایدل، ۱۳۷۱).افراد همچنانکه مسنتر میشوند به طور فزاینده از تعاملات اجتماعی، بدنی و هیجانی با دنیا کنارهگیری کرده و رها میشوند. و هنگامی که این فرایند به طور گسترده داوطلبانه باشد، دو جنبه پیدا میکند. نه تنها افراد مسن به تدریج نقشهای اجتماعی فعال را رها کرده و دامنه وابستگیهای عاطفی خود را محدود میسازند بلکه جامعه نیز درگیری خود را با افراد مسن کم میکند. این عمل از چند طریق اتفاق میافتد، آشکارترین شیوه آن تشویق و حتی قانونمند کردن بازنشستگی از کار و گاهی اوقات از تعهدات است، نکته اساسی نظریه رهایی از قید این است که کنارهگیری نه تنها طبیعی بلکه مطلوب است. بحث عمده این است که با کاهش قدرت بدنی و ذهنی، فرد مسن پی میبرد که ادامه کار و فعالیت و همینطور مداخلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به طور فزایندهای برای او دشوار میشود. در نتیجه آن ها چشمانتظار کنارهگیری بوده و تمایل دارند چنانچه اجازه یابند تجربه رضایتمندانهتر و خشنودتری داشته باشند (لفرانکویس، ۱۹۹۶).
بدینترتیب شخص سالمند در حالی که برای مرگ آماده میشود، درجه رخوت و غیرفعال بودنش افزایش مییابد با توجه به این نظریه، رویکرد مرگ، مردم را به ترک کردن بعضی از نقشهای اجتماعی خود (نظیر کارمند، کارگر، همسر، آدم پرشور و شوق و حتی دانشمند)، وادار میکند. در همین زمان جامعه از طریق جداکردن سالمند به لحاظ اقامتی (خانه های سالمندان و اجتماعات بازنشستگی)، تربیتی (برنامه های طراحی شده برای سالمندان)، تفریحی (مراکز اجتماعی سالمندان) از آنان کنارهگیری میکند. در این نظریه، این نگرش وجود دارد که جامعه باید به سالمندان کمک کند تا از نقشهای اجتماعی خویش کنارهگیری کنند (مهدوی، ۱۳۷۸)، رویدادهایی همچون بیوگی و بازنشستگی نمادهای اجازه جامعه برای رهایی هستند. پیری ایدهآل هنگامی روی میدهد که فرد مسن و جامعه در یک زمان از یکدیگر رها شوند؛ اما هنگامی که یکی از این دو پیش از آنکه دیگری مهیا باشد از هم جدا شوند اختلال ایجاد میشود (استون، ۱۹۹۶).
-انتقادات ارائه شده به نظریه رهایی از قید:
نظریه رهایی از قید توسط تعدادی از نظریهپردازان برجسته و محققان مورد انتقاد قرار گرفته است. به عنوان مثال نظریه رهایی از قید پیشبینی میکند که خلق پایین ویژگی افراد سالمندی است که فعالیت بالایی دارند (میشارا و رایدل، ۱۳۷۸). این نظریه همچنین پیشبینی میکند که کنارهگیری اجتماعی برای سالمندان غیر قابل اجتناب بوده و آن ها از آن استقبال میکنند. یک مجموعه از مطالعات تحقیقی اولیه این عقاید را تأیید نکردهاند. (ریچارد، لیوسون و پترسون ، ۱۹۶۲)
در یک بررسی مادوکس (۱۹۵۶ به نقل از پالمور، ۱۹۷۹) نشان داده هنگامی که سن ثابت نگه داشته شود، آزمودنیها پراکندگی معنیداری را در شاخصهای رهایی از قید نشان میدهند. همچنین هنگامی که افراد تا بزرگسالی به فعال بودن در زندگی خود ادامه دادند آن ها ضرورتا تجربهای از کاهش رضایتمندی از زندگی نداشتند. انتقادات بیشتر بر عقیده کنارهگیری متقابل از فعالیتها، و ایفای نقش متمرکز است. تحقیقات نشان میدهند که این افراد به ندرت متقابل است. و در عوض با نیروهایی که بیرون از کنترل افراد مسن هستند شکل میگیرد (پالمور، ۱۹۷۹). در واقع هنگامی که کنترل بر شرایط زندگی از دست رفت، اخلاقیات و رضایت از زندگی به طور قابل ملاحظهای کاهش مییابد (گورین و بریم، ۱۹۸۴؛ بوس و ماوکس،۱۹۸۵) نیروهایی که از بیرون تحمیل میشوند همچون بازنشستگی، از دست دادن همسر، شروع به ضعف حرکتی، از دست دادن فعالیتها و نقشها به ندرت مورد علاقه سالمندان است.
بیشتر تحقیقاتی که به نظریه رهایی از قید پرداختهاند به این نتیجه رسیدهاند که رهایی از قید توصیف صحیحی از اتفاقاتی است که در پیری رخ میدهد اما رهایی از قید اغلب توصیف کامل دوره پیری نیست بلکه معمولا مربوط به سالهای پایانی زندگی است (فری ۱۹۹۲؛ به نقل از لفرانکویس، ۱۹۹۶) واغلب نسبت به تفسیر دقیق که این نظریه بر آن دلالت دارد دوره کمتری را شامل میشود. یعنی هر چند بیشتر افراد تا سن ۷۵ تا ۸۰ سالگی از کار و از خیلی درگیریهای دیگر کنارهگیری میکنند، تعداد اندکی به طور کامل از وابستگیهای عاطفی مهم کنارهگیری میکنند. خیلی از افراد رضایتمندی از نقشهای اجتماعی را به عنوان زن یا شوهر ادامه داده برخی در فعالیتهای مولد (همچون مراقبت از نوهها، با پرورش گیاهان و …) فعال خواهند بود. همچنین باید خاطرنشان ساخت جوامعی که بین میانسالی و بزرگسالی تمایزی قایل نمیشوند، رهایی از قید را در دوره سالمندی تشویق نمیکنند (لفرانکویس، ۱۹۹۶). این انتقاد برای کامینگ و هنری که نظریه آن ها درباره غیرفعال بودن، نسبی بود شاید کمی تند باشد. شواهد بعدی نشان داد که فراغت بیشتر محدود به افرادی میشود که همیشه منزوی بودهاند (مادوکس، ۱۳۷۰). به عبارت دیگر، این پدیده ممکن است امتداد طبیعی نوع شخصیت خاص و ویژه و نه یک ویژگی جهانی از دوره سالمندی باشد.
انتقاد دیگر، این است که فراغت در بسیاری از فرهنگهای جهان سوم جایی که افراد مسن در جامعه نقش فعال دارند، پدیدهای بسیار نادر است (مریمن، ۱۹۸۴؛ نقل از کیانپور، شکرکن،۱۳۷۸)
۲- نظریه فعالیت: