دیدگاه امویک[۳۷]
امویک بازیهای کودکان را به دو دسته متمایز تقسیم کردهاست، بازی، دلخواه (خود انگیخته) و بازی برنامهریزی شده امویک بازی خود انگیخته یا دلخواه را معادل بازی نمایش و سایر بازیها را بازی برنامهریزی شده میخواند (آرین، ۱۳۹۲).
دیدگاه اسپادگ[۳۸]
برنارد اسپارگ دو مفهوم آموزشی و غیر آموزشی برای متمایز ساختن بازیها پیشنهاد میکند او میگوید تفاوت این دو نوع بازی را نمیتوان در نوع فعالیتها یا میزان لذتی که کودک میبرد دانست بلکه باید در هدفهایی جستجو کرد که مسئولان صاحبنظر برای بازی قائل شدهاند. آموزش کودک نخستین هدف بازی آموزشی به حساب میآید. جنبه سرگرمی کودک نیز در این نوع بازیها مطرح است زیرا اگر فعالیتی رضایت خاطر لازم را برای کودک فراهم نیاورد بازی محسوب نمیشود. (آرین، ۱۳۹۲)
دیدگاه پارتن[۳۹]
پارتن بازیها را در شش مرحله گزارش کردهاست.
-
- بازی یا رفتار زودگذر: فعالیتی که کودک را زیاد مشغول نمیکند.
-
- بازی تنها و دور از دیگران: در این مرحله کودک به تنهایی و به طور مستقل بازی میکند.
-
- رفتار ناظر: در این مرحله کودک مقدار زیادی از وقتش را با علاقه صرف تماشای بازی دیگران میکند بدون این که بخواهد در بازی آن ها مشارکت کند.
-
- بازی موازی: یا بازی مستقل در نزدیکی دیگران و یا دور از آنان در این مرحله در کودکان مشاهده میشود. کودک تمایل دارد با اسباب بازیهایی بازی کند که شباهت زیادی با اسباب بازیهای کودکان اطرافش داشته باشند.
-
- بازی مبتنی بر پیوستگی و اشتراک: این نوع بازی در مرحله بعد از دوره پیشدبستانی آشکار میشود که طی آن نوعی شکلگیری ارتباطات شخصی در کودکان مشاهده میشود.
- بازی مبتنی بر همکاری یا بازی تکمیلی سازمان یافته
در این مرحله کودک در گروهی به بازی میپردازد که برای دسترسی به مقاصد خاصی سازمان یافته است. (احمدوند، ۱۳۸۹)
بازی در فرهنگ، ادبیات و مذهب
یکی از ارکان مهم توافق اکثر نظریهپردازان بازی تقلید نقش و فعالیتهای بزرگسالان توسط کودکان از طریق بازی است هرگاه با دیدی ژرف به این گونه از تقلیدها بنگریم نشانه هایی چند، خواه آشکار و خواه نهان از سنن و آداب فرهنگی و شرایط اقتصادی و اجتماعی زندگانی حاضر یا گذشته جامع را در بازیهای کودکان شاهد خواهیم بود. در واقع میتوان گفت فرهنگ هر محیط نوع انتظارات از کودک را برای به عهده گرفتن نقش خاص خود در طول زندگی اجتماعی تعیین کرده و انتظارات خود را از راه بازیها به کودک انتقال میدهد این گفتار به این صورت میتواند توجیه گردد که کودکان از روی اندازه های محیطی خود، چه رفتاری و چه فیزیکی الگوبرداری کرده سپس الگوها را چه به صورت آشکار و چه نهان در بازی خود مجسم میکنند. نگاهی به ورزش باستانی یا زورخانهای تشابه سنگ گرفتن با سپرداری، میل گرفتن با گرزداری، کباده کشیدن با کمان کشی و تیراندازی، چرخ زدن با حرکت جنگجو در خیل دشمنان، کشتی گرفتن با نبردهای تن به تن میدان جنگ نیز نشانه هایی دیگر از نفوذ فرهنگ و سنن و آداب در بازیهاست. بازی در ادبیات کلاسیک ایران نیز گویای چگونگی تربیت فرزندان و پر کردن اوقات فراغت آن ها است و در آن نشانی واضح از بازی کودکان به چشم میخورد از طرف دیگر ایدئولوژی و اعتقادات رایج در جامعه یکی از عوامل تشکیل دهنده بازی در کودکان است لذا مذهب نیز به عنوان یکی از مهمترین و قابلقبولترین ایدئولوژی نیز سعی بر آن داشتهاند که جنبهای مهم از زندگی موجود انسانی یعنی زبان کودکی و بازی را فراموش نکرده و در جهت عمل کرد در آن دوره دستورهایی به پیروان و امت خود بدهند. تیراندازی و سوارکاری و شنا برای بچه ها بهترین بازی است در بازیهای دیگر هم تأثیر فراوان است (مهجور، ۱۳۹۰).
رسول گرامی اسلام (ص) وجود حالت فعال و جوشش را در طفل خردسال نمایانگر فزونی خرد و اندیشه او در بزرگسالی دانسته و میفرماید شیطنت و لجاج و ستیزهجویی کودک در دوران خردسالی او نمایانگر فزونی عقل و اندیشه او در بزرگسالی است. نحوه برخورد پیامبر اسلام با کودکان از ظرافت، دقت و روشنی ویژهای برخوردار بود. پیامبر اکرم روزی بر کودکان عبور میکرد که مشغول خاکبازی بودند. بعضی از اصحاب آنان را از بازی نهی کردند. پیامبر فرمود بگذارید بازی کنند. خاک چراگاه کودکان است. کودکان مدینه در برخورد با پیامبر به خود اجازه میدادند و از آن حضرت میخواستند که با آنان به بازی بپردازد و نبی اکرم به خواست آن ها جواب مثبت و منطقی میداد (احمدوند، ۱۳۸۹).
حضرت علی (ع) فرمود: کسی که شیفته بازی باشد سعادتمند خواهد شد. امام صادق (ع) هفت سال اول زندگی را موسم بازی اطفال میداند و به والدین و مربیان توصیه میفرماید: فرزند خود را آزاد بگذارید تا سن هفت سالگی بازی کند. ابنسینا معتقد است که اطفال تا ۶ سال از تمایلات خود پیروی میکنند و بر اولیا و اطفال است که همواره آن ها را از آنچه که به آن تمایل دارند محروم نکنند آنچه که باعث محدود شدن کودکان میشود بر او تحمیل ننمایند. سلب آزادی و جلوگیری از جنب و جوش بازی کودکان را زمینهای برای افسردگی آن ها میداند و نتیجه این افسردگیهای بیموقع و زودرس سبب میشود تا رغبتها از بین بروند و کودکان بیمارگونه گردند. ابن مسکویه از دیگر دانشمندان ایرانی است که در برنامه تربیتی پیشنهادی خود جست و خیز، بازی و تحرک کودکان را توصیه میکند و از مراجع تعلیم و تربیت زمانه خود میخواهد تا به ورزش و بازی کودکان توجه کنند. امام محمد غزالی در برنامه پیشنهادی خود برای آموزش کودکان ساعتی از وقت مراکز تعلیم و تربیت را به بازی و ورزش اختصاص میدهد (احمدوند، ۱۳۸۹).
ارزشهای بازی
بازی و رشد اجتماعی