و بالأخره میتوان گفت، در جرائم خشونتآمیز، همچون سرقتهای مقرون به آزار یا تهدید، تکرار جرم از ناحیه ی مرتکبین، نتیجه ناکارآمدی ساز و کارهای پیشگیری، اعمّ از کیفری و غیرکیفری است.
گفتار دوّم: عوامل اجتماعی و محیطی
مبحث نخست: اشتغال
نگاهی به آمارهای تنظیم شده به خوبی نشان میدهد که اکثریت قریب به اتّفاق مرتکبین سرقت های مقرون به آزار یا تهدید به لحاظ شغلی، بیکارند. بر اساس این آمارها، ۹۵ درصد متهمان این جرایم، فاقد شغل و ۵ درصد باقیمانده نیز، دارای شغل کاذبند:
جدول شماره(۸): توصیف وضعیّت شغل سارقین مقرون به آزار و کیف قاپی
ردیف
وضعیت شغل
درصد
۱
فاقد شغل
۹۵
۲
دارای شغل
۵
کل
۱۰۰
نمودار شماره(۸): توصیف وضعیّت شغل سارقین مقرون به آزار و کیف قاپی
یکی دیگر ازعوامل مربوط به زمینههای اقتصادی که در تحلیل جرم، مورد توجّه جرم شناسان بوده است، مفهوم «بیکاری» است. اشتغال و بیکاری، به طور کلّی متأثّر از عوامل مختلفی؛ نظیر میزان سرمایه گذاری، تغییرات تکنولوژی و فنّ آوری، جمعیّت و تحوّلات آن، دگرگونی های ساختاری، بازار کار، مناسبات سیاسی، اقتصادی و بینالمللی است.[۱۰۱]
بیکاری، صرف نظر از هر تعریفی که برای آن قائل باشیم، یک مشکل اجتماعی- اقتصادی است که امروزه در فرهنگ های شهرنشینی و تراکم جمعیّت جوامع به یکی ازمهمّ ترین و مؤثّرترین مسائل چالشی تمامی جوامع بشری مبدّل شده است.
بیکاری، از دو جهت باعث بروز انحراف و آسیب های اجتماعی می شود:
اوّل؛ وجود فرصتهای اضافی و خالی بودن اوقات فراغت.
دوّم؛ نداشتن درآمد کافی برای گذران زندگی.[۱۰۲]این که بیکاری ازچه چیزی نشأت گرفته و چگونه در جامعه گسترش مییابد، موضوعی است که باید آن را در کتابهای مربوط به اقتصاد و نوسانات و بحرانهای اقصادی جُست؛ مهمّ، چگونگی تأثیر این متغیّر، بر افزایش بزهکاری در جامعه است.
از نظر روانی، افراد در مقابل بیکاری، واکنشهایی به شرح زیر نشان میدهند: دسته اوّل؛ افرادی که از موقعیّت خود ناراضی هستند، ولی سعی دارند که روحیّه ی خود را حفظ کنند. دسته دوّم؛ گروهی که تحت تأثیر بیکاری قرار گرفته و برای رفع نیاز و تهیه ی مایحتاج زندگی، اقدام به سرقت میکنند و گاهی نیز برای یأس یا نومیدی به الکل و مواد مخدر، پناه میبرند و بالأخره دسته ی سوّم؛ کسانی هستند که نسبت به پیشامدها، بی اعتنا میشوند و تن به قضا میدهند و سطح توقّعات خود را پایین می آورند، زندگی خود را محدودتر کرده و با قناعت، امرار معاش میکنند.[۱۰۳]
مبحث دوّم: اعتیاد
آمارها نشان دهنده ی ارتباط تنگاتنگ و مستقیم سرقت های مقرون به آزار با اعتیاد میباشند؛ به طوری که بیش از ۹۵ درصد مرتکبین این گونه جرایم، معتادند:
جدول شماره(۹): توصیف وضعیّت اعتیاد سارقین مقرون به آزار و کیف قاپی
ردیف
وضعیت اعتیاد
درصد
۱
معتاد
۹۵
۲
عاری از اعتیاد
۵
کل
۱۰۰
نمودار شماره(۹): توصیف وضعیّت اعتیاد سارقین مقرون به آزار و کیف قاپی
بر اساس مطالعات و تحقیقات انجام شده در خصوص اعتیاد، وقوع رفتارهای بزهکارانه ناشی از این پدیده، امری اجتنابناپذیر است و اعمال بزهکارانه معتادان و مرتبطان با دیگر جرائم موادّ مخدر، از قبیل قاچاق، حمل و نگهداری، بسیار زیاد و متنوع است؛ بنابرین رابطه ی اعتیاد و بزهکاری یک رابطه ی دایمی و عمومی غیر قابل اجتناب میباشد. این رفتار مجرمانه، صرفاً جنبه ی اقتصادی و مادّی ندارد و ناشی از ناهنجاریهای رفتاری است. عمدهترین جرمی که مرتبط با اعتیاد به موادّ مخدّر میباشد، جرم سرقت است که به منظور دسترسی به موادّ مخدّر صورت میگیرد و گاهی اوقات، علاوه بر سرقت، منتهی به جرائم و جنایات خطرناک دیگری میشود. از این رو میتوان گفت، سرقت به خاطر تهیّه ی موادّ مخدّر، علّت اصلی جرائم دیگر است.[۱۰۴]
بر اساس مطالعاتی که در انگلستان انجام گرفته، با وجود اینکه دولت، خود، موادّ مخدّر را در اختیار معتادان قرار میدهد، اعمال بزهکارانه این افراد، کاهش نیافته است. رابطه ی بین ارتکاب جرم و اعتیاد، برای نخستین بار در دهه ۱۹۳۰ در آمریکا مورد توجّه قرار گرفت. بررسی بن هام دای در سال ۱۹۷۳ روی یک هزار معتاد به موادّ مخدّر، نشان داد که ۸۰ درصد آن ها قبل از اعتیاد، هیچ نوع بزهکاری اجتماعی نداشتهاند، در حالی که ۶۷ درصد این افراد پس از اعتیاد، مرتکب جرم شدهاند. تحقیقات پسکور در سال ۱۹۴۳ نیز نشان داد که از میان یک هزار و ۳۶ معتاد، ۷۵ درصد قبل از اعتیاد سابقه محکومیّت نداشتهاند و ۸۶ درصد آن ها پس از اعتیاد، محکومیّت را تجربه کردهاند.
بر اساس یک تحقیق که توسط گوردون در سال ۱۹۸۳ در مرکز بازپروری معتادان جوان لندن انجام گرفت، مشخّص شد که سرقت به دلیل تهیّه موادّ مخدّر، علّت اصلی جرائم دیگر است. این تحقیق نشان داد که ۶۶ درصد معتادان جرائم دیگری نظیر اخلال در نظم عمومی و بزهکاری اجتماعی داشتهاند. گسترش نظریه ی بیماری بودن اعتیاد و کمرنگ شدن جرم انگاری آن در سیاست جنایی ایران، – که در اصلاحیه ی قانون اصلاح قانون مبارزه با موادّ مخدّر مصوّب ۵/۹/۸۹ مجمع تشخیص مصلحت نظام، متبلور شده است ـ در عمل، باعث افزایش رفتار اعتیادآور شده است.[۱۰۵]
متاسفانه در کشور ما مباحث علمی و تحقیقاتی همچون، نظریه ی بیمار بودن معتاد، از زبان برخی مسئولان مطرح میشود و به آثار و عواقب طرح مطالبی که صرفاً باید در محافل علمی و پژوهشی مطرح گردد، توجّه نمیشود؛ علی رغم طرح نظریه بیماری بودن اعتیاد، بر ترک آن نظارت دقیقی صورت نمیگیرد. سؤالاتی از قبیل چرا بیمه های خدمات درمانی و تأمین اجتماعی و دیگر بیمه ها، درمان اعتیاد را تحت پوشش قرار نمیدهند؟ چرا به افرادی که تخصّص و علم درمان را ندارند، مجوّز داده میشود در این عرصه دخالت نمایند؟ و چندین سؤال بیجواب دیگر که بر شدّت وخامت موجود، بیش از پیش افزوده است.
مبحث سوّم: انتخاب زمان، مکان وآماج سرقت های مقرون به آزار
بر اساس آمارها، ۶۵ درصد از سرقتهای مقرون به آزار، بعد از ساعت۲۰ و فقط ۳۵ درصد باقیمانده، در بقیّهی اوقات شبانه روز اتفاق میافتد. ۷۵ درصد کیف قاپیها نیز بین ساعت ۱۳ الی ۱۷و ۲۵ درصد، بقیهّی اوقات شبانه روز، واقع میشوند.
جدول شماره(۱۰): توصیف زمان سرقت در سارقین مقرون به آزار و کیف قاپی
ردیف
نوع سرقت
زمان
درصد
۱
سرقت مقرون به آزار
بعد از ساعت ۲۰
۶۵
۲
باقی اوقات
۳۵
۳
کیف قاپی
ساعت ۱۳ الی ۱۷
۷۵
۴
باقی اوقات
۲۵
نمودار شماره(۱۰): توصیف زمان سرقت در سارقین مقرون به آزار و کیف قاپی