ب- تعهد به رعایت
دولت نمی تواند سطح موجود اجرای حق بر غذا را کاهش دهد، مگر اینکه توجیه خوبی برای آن وجود داشته باشد همکاری و تعاون بینالمللی جایگزینی برای تعهدات داخلی نیست اما اگر دولت قادر به تأثیرگذاری در تحقق حق بر غذا در داخل مرزهای خود نباشد، باید به طور فعالانه مساعدت لازم را از دولت های دیگر، یا همکاری مورد نیاز دولت های دیگر برای نشان دادن موانع در زمینه تحقق این حق را بخواهد. همچنین دولت ها باید از اقاماتی که بهره مندی از حق بر غذا را در کشورهای دیگر سلب میکند، جلوگیری به عمل آورند. [۸]
ج- تعهد به تامین حداقل سطح امرار معاش
همچنین تعهدی برای تمام کشورها وجود دارد مبنی بر ارائه حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در ابتدایی ترین سطح، از جمله حق بر غذا، بدون توجه به محدودیت تحقق تدریجی. ابتدایی تریت تعهد، تعهد فو.ری است، مگر در ارتباط با منابع موجود. به طوری که کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توضیح داده است :
« برای اینکه کشوری قادر به استناد کردن کوتاه اش در برآورده کردن ابتدایی ترین تعهدات، به فقدان منابع موجود باشد، باید نشان دهد که تمام تلاش خود را برای استفاده از تمام منابع که در اختیار داشته است در جهت برآوردن ابتدایی ترین سطح از حقوق انجام داده است.[۹]
تعهد اولیه برای تحقق حق بر غذا، متکی به دولت ها است. بنابرین تمرکز اصلی رهنمودهای داوطلبانه حق بر غذا باید بر تعهدات ملی به منظور توجه، حمایت و برآورده کردن این حق برای تمام شهروندان باشد. اولین قدم راه اندازی یک استراتژی ملی برای پیادسازی حق بر غذا است. این امر به معنای یک بازبینی جامع در سیاست ها و قوانین دولتی موجود در زمینه حفاظت از این حق میباشد. توجه ویژه ای باید برای تضمین استراتژی های ملی صورت گیرد که شامل سیاست ها و منابع برای مقابله با بلایای طبیعی و حمایت در مقابل قحطی است. بنابرین دولت ها باید مشکلات و موانع را در کشورهایشان شناسایی کنند و اقدامات لازم را در جهت رفع آن ها انجام دهد. همچنین دولت ها نباید سیاست های پسرفت کننده ای را که منجر به نابودی و یا وخیم تر شدن شرایط فعلی در مورد دسترسی به غذا میشود، اتخاذ کنند.[۱۰]
گفتار سوم – اهمیت حق بر غذا
بدیهی است که، غذای کافی برای بقای بشر ضروری است. سوء تغذیه سبب مختل شدن زندگی افراد میگردد، سلول های مغز به اندازه کافی رشد نمی کنند و رشد بدن مختل می شود، بیماری اپیدمی میگردد، توانایی انسان محدود و سبب منزوی شدن انسان در زندگی می شود. بچه های گرسنه نمیتوانند در مدرسه تمرکز کنند و گرسنگی سبب کاهش بهره وری آنان می شود. احتمال دارد که فقر منجر به سوء تغذیه گردد که سوء تغذیه خود، سبب عمیق تر شدن فقر میگردد.
گفتار چهارم – مفاهیم مرتبط با حق بر غذا
پس از این مباحث، به سراغ طرح مفاهیمی می رویم که به موازت حق بر غذا مطرح هستند. شناخت و تحقق این مفاهیم از آنجا که دارای مؤلفههای مشترک با حق بر غذا هستند علاوه بر مفید واقع شدن از خلط آن ها با مفهوم حق بر غذا جلوگیری می کند.
بند اول – امنیت غذایی
همان طور که پیش تر اشاره شد، تاریخ سرشار از ماجرای مبارزه بی امان انسان در راه تامین غذا است. علیرغم تلاش های بزرگ و ستودنی، جهان همواره شاهد تراژدی درد آور گرسنگی، ناامنی غذایی، [۱۱]سوء تغذیه [۱۲]و مرگ و میر ناشی از آن در تمام کشورها بویژه کشورهای در حال توسعه میباشد.
تشکیل سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد(فائو) پس از جنگ جهانی دوم که یکی از اهداف آن از میان برداشتن گرسنگی و ارتقای سطح تغذیه و استاندارد زندگی و همیاری برای تامین غذا است، به موضوع امنیت غذایی بعد جهانی تازه ای بخشید. در آغاز تلاش در جهت زدودن سوء تغذیه مترادف با افزایش تولید قلمداد شد. لیکن به تدریج دسترسی به غذا و کاستن از نابرابر های اقتصادی به عنوان یکی از اهداف اصلی توسعه مطرح شد.
دگرگونی های ایجاد شده در این حوزه، خود زمینه ساز ایجاد تفکر نوین علمی و جامعی شد که بسیاری از اندیشمندان رفته رفته با آن هم نوا شدند. گام آغازین این تفکر چهار تفکر چهار دهه پیش برداشته شد و از آن پس به طور مرتب گسترده تر شده است. سرچشمه فکری امنیت غذایی به اوایل دهه ۱۹۷۰ بر میگردد.[۱۳]در آغاز این دهه دنیا با یک بحران غذا[۱۴] روبرو شد. تولید مواد غذایی در کشورهای در حال توسعه دستخوش بی ثباتی و کاهش شدید شد و سیلوهای ذخیره غلات به سرعت خالی شد و پیشبینی می شد که تعادل شکننده میان جمعیت و غذا در جهان به وخامت بیشتر گراید. به منظور چاره جویی و پیگیری از عواقب وخیم این بحران کنفرانس جهانی غذا به ابتکار سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۴ تشکیل شد. در این کنفرانس امنیت غذایی شاید برای اولین بار به صورت جدی مطرح شد. این کنفرانس به امنیت غذایی در سطح جهانی [۱۵] و در سطح ملی [۱۶] توجه خاص داشت.
در دهه ۱۹۸۰ نقطه عطف در تفکر، تعریف و تحلیل امنیت غذایی تا سطح خانوار و فرد نیز ادامه یافت. به طوری که امروزه امنیت غذایی در کلیه سطوح از سطح جهانی گرفته تا کشور، منطقه و خانوار به صورت مرتبط مطرح است. بسیاری از صاحب نظران، توجه روزافزون به مسئله امنیت غذایی در دهه ۸۰ را ناشی از سه رویداد مهم در جهان می دانند که عبارت است از : اول، قحطی در افریقا سالهای ۱۹۸۴-۱۹۸۵ ؛ دوم، مشکلات تامین حداقل معیشت [۱۷] در بسیاری از کشورهای جهان در رابطه با تعدیل ساختاری [۱۸] و نگرانی شدیدی که در سطح بینالمللی ایجاد کرد و سوم، سیر اندیشه و تجربه در زمینه برنامه ریزی چند بخشی تغذیه ای [۱۹] که سرانجام به تدوین و ارائه مفاهیم امنیت غذایی خانوار کمک کردند و بالاخره امنیت غذایی را به طور یک نظریه مدون تبدیل نمود.
تبلور عینی تمام تفکرات، سیاست ها و خط مشی های تغذیه ای چند دهه اخیر را می توان در کنفرانس بینالمللی تغذیه که در سال ۱۹۹۲ تشکیل شد[۲۰] و نیز اجلاس سران در زمینه غذا که در سال ۱۹۹۶ برگزار گردید، مشاهده کرد به طوری که امنیت غذایی خانوار[۲۱] برای اولین بار در این کنفرانس مطرح گردید. در این دو رویداد مهم، بهبود امنیت غذایی به عنوان یکی از استراتژی های اصلی برای مبارزه با گرسنگی و سوء تغذیه در جهان توصیه شد.
تامین حداقل نیازهای غذایی افراد جامعه هدفی گران قدر و اساسی است که مسئولیت آن از وظایف اصلی دولت ها به شمار میآید و در حال حاضر برای کشورهایی که در تحقق آن با مشکلاتی روبرو هستند، این مسئولیت جنبه ای خطیر، دشوار و در خورد تعمق یافته است. باور صاحب نظران بر آن است که در سطح جهان مواد غذایی برای تامین احتیاجات تغذیه تمامی انسان ها فراهم است و در چهل سال گذشته ظرفیت جهانی برای تولید مواد غذایی از رشد جمعیت فراتر بوده است.
هم اکنون تولید جهانی غذا رو به رشد نهاده و امید به امنیت غذایی فزونی یافته است. امروزه ذخایر غله بالاتر از سطح حداقل ضروری برای امنیت غذایی است ؛ با این همه بسیاری از کشورها و صدها میلیون نفر دچار گرسنگی و سوء تغذیه میباشند.
پدیده گرسنگی چالشی است عظیم بر سر راه رفاه بشری و توسعه یافتگی و چنانچه به صورت ریشه ای و جدی چاره اندیشی نشود، بی شک بشریت آینده ای مبهم در پیش رو خواهد داشت.