۲-۱۷فرایند تفکر انتقادی
تفکر انتقادی متضمن آن نیست که فرد حتما به نتیجه گیری های درست و صحیحی دست مییابد، اولا فرد ممکن است همه اطلاعات مربوط را در دست نداشته باشد و در واقع شاید مهمترین اطلاعات از نظر او دور مانده یا حتی قابل دستیابی نباشد و دیگر اینکه پیش داوری و سوگیری های شخص ممکن است،مانع از جمع آوری و ارزیابی مؤثر اطلاعات در دسترس گردند. به منظور کاهش سوگیری های شخصی،می توانید در طول فرایند تفکر انتقادی از مقیاسهای مختلفی استفاده کنید،مثلا به جای اینکه بپرسید«چطور این موضوع با عقاید من متناقض است؟»بپرسید که«خود این موضوع چه معنایی را در بر دارد؟»
در مراحل اولیه جمع آوری و ارزیابی اطلاعات،شخص باید قضاوت کاملا بی طرفانه داشته باشد(مثل زمانی که یک فیلم تماشا میکند و یا وقتی یک رمان میخواند).برای این کار باید رویکرد ادراکی داشته باشد،نه یک رویکرد قضاوتی؛یعنی هر آنچه را که توسط قوای ادراکی اش درک میکند بدون تغییر یا اعمال نظر شخصی جزء اطلاعات جمع آوری شده راجع به موضوع در نظر بگیرد.(در واقع،رویکرد قضاوتی تنها باید در مرحله آخر تفکر انتقادی و برای ارزیابی استدلالها مورد استفاده قرار گیرد)
افراد باید از احتمال اشتباهات شخصی شان آگاه باشند و ازطریق:
۱)پذیرش اینکه هر فردی از سوگیری ناهشیاری برخوردار است و به تبع آن ممکن است هر گونه انعکاس رأی را مورد تردید قرار دهد.
۲) اتخاذ یک جایگاه خارج از منیت و همراه با فروتنی و تواضع.
۳)تغییر باورهای قبلی که فرد قویا آن ها را حفظ کرده اما اکنون رد شده اند.
۴)تشخیص اینکه علیرغم پیشروی بهینه،هنوز ممکن است نقاط کور فراوانی برای فرد وجود داشته باشد.
و سرانجام اینکه فرد میتواند با بهره گرفتن از روش سقراطی یک استدلال را ارزیابی کند،یعنی سوالاتی باز پاسخ از این قبیل را مطرح کند.
_منظورت از…چیست؟
_چطور به این نتیجه رسیدی؟
تفکر انتقادی بسیار مهم است، زیرا فرد را قادر میسازد تا اطلاعات دریافتی را ارزیابی نموده و خطرات عمل بر پایه یک فرض غلط را به حداقل برساند.فقدان این استعداد ذهنی میتواند باعث صدمه،مسمومیت،عدم پذیرش و یا خرابکاری هایی شودکه ممکن است فرد را با خطرات مهلکی روبرو سازد همه افراد به طور ذاتی از این استعداد برخوردارند،اما آنچه که که به عنوان یک مهارت زندگی از آن یاد می شود،فراتر از شیوه معمول تفکر انتقادی که انسان را از آن خطرات مصون میدارد میباشد.
تفکر انتقادی در این مفهوم،عبارت است از یک فرایند ذهنی تحلیل یا ارزیابی اطلاعات،به ویژه بیانات یا موضوعاتی که افراد را به عنوان یک اصل ارائه میکنند تفکر انتقادی فرایندی است شامل تأمل روی معنای عبارات،شواهد و استدلالهای ارائه شده، و قضاوت راجع به واقعیت ها. افرادی که تفکر انتقادی دارند،میتوانند این اطلاعات را از طریق مشاهده،تجربه،استدلال و تعامل با دیگران جمع آوری کنند. اساس تفکر انتقادی را ارزشهای عقلانی تشکیل میدهند از جمله تیزبینی،صحت،دقت،مدلل بودن،تمامیت و بی طرفی.
به نوعی می توان گفت تفکر انتقادی درکنار شیوه تفکر تفر خلاق پیش نیاز سایر مهارتهای زندگی از جمله مسئله،تصمیم گیری،ارتباط مؤثر و روابط سازنده را تشکیل میدهد. فردی که توانایی تفکر انتقادی نداشته باشد نمیتواند راحل های متعدد برای مسائل را ارزیابی و بهترین شیوه را انتخاب کند و لذا با شکست های متعددی روبرو خواهد شد. در واقع تفاوت تفکر انتقادی با تفکر خلاق در این است که تفکر خلاقت منجر به نو آوری و خلق ایدهای جدید میگردد،درحالی که تفکر انتقادی فرد را قادر میسازد تا ایده ها و راه حل های موجود را ارزیابی کرده و بهترین آن ها را انتخاب کند
فرایند تفکر انتقادی را می توان به ترتیب زیر در نظر گرفت:
۱)گردآوری نظرات راجع به جنبههای وابسته به یک مسأله و همچنین استدلالهای منطقی که هر یک را پشتیبانی میکند.
۲)شکستن استدلالها به موضوعات تشکیل دهنده آن ها و استخراج تلویحات اضافی از این موضوعات.
۳)بررسی این موضوعات و تلویحات از نظر تناقضات درونی؛
۴)تعیین ادعاهای ضدیت بین استدلال های مختلف و وزن دهی نسبی این ادعاها
زمانی که ادعاها از حمایت قوی به ویژه زنجیره محکمی از استدلالها یا منابع جدید متعددی برخوردارند، وزن بیشتری به آن ها بدهید و زمانی که ادعاها متناقض هستند، وزن کمتری به آن ها بدهید.
وزن دهی بر اساس میزان ارتباط و تناسب اطلاعات با مسئله اصلی تنظیم کنید و ادعاهای باور نکردنی برای توجیه، نیازمند حمایت و پشتوانه کافی هستند؛در غیر این صورت باید ادعاها را درزمان قضاوت نادیده بگیرید.
۵) وزن ادعاهای مختلف را ارزیابی کنید(جزایری و رحیمی،۱۳۸۷،صص۳۶-۳۴).
۲-۱۸ویژگی های افراد دارای تفکر انتقادی
۱٫ داشتن روحیه پرسشگری
۲٫ داوری و قضاوت به دور از تعصبات و لجبازی
۳٫ قدرت تشخیص و تمیز درست از نادرست
۴٫ داشتن تفکر سیستمی و توانایی پرداختن به کل وجزء به طور توأمان
۵٫داشتن دید وسیع و دقیق نسبت به مسائل(پیروان،۱۳۸۷،ص۹).
۲-۱۹ اهمیت و ضرورت تفکر انتقادی
برخی از صاحب نظران، مهمترین دلایل برخورداری دانشجویان از تفکر انتقادی را در موارد زیر دانسته اند:
۱) مجهز ساختن دانشجویان به مهارتهای تفکر انتقادی باعث می شود که آن ها این موضوع آگاه شوند که اکتشافات و پیشرفت های علمی به تنهایی نمی تواند جامعه را هدایت کند،بلکه این جامعه و افراد آن هستند که باید اکتشافات و پیشرفتهای علمی را به بهترین وجه کنترل و هدایت کنندگان(جوارانه و همکاران[۵۸]،۲۰۰۸، ص۴۲).
۲)تفکر انتقادی دانشجویان را قادر میسازد تا به طور مؤثری اطلاعاتی را که از طریق مکالمه کتاب،اینترنت و دانشگاه درباره نظریه های رایج، معیارها یا استانداردهای موجود و روش های مورد استفاده به دست آورده اند،ارزیابی و سازماندهی کنند، و به میزان صحت،ارزشمندی و اعتبار آن ها از طریق روش استدلال پی ببرند و به این ترتیب آن ها را در تصرف خود در آورند(جوارانه و همکاران،۲۰۰۸،ص۶).
۳)تفکر انتقادی باعث توسعه توانایی پژوهش، حل مسأله،تصمیم گیری، بهره بردن از دیدگاه های مختلف، یادگیری مادام العمر در دانشجویان میگردد، مجموعه این قابلیتها باعث می شود تا دانشجویان قادر به حل مشکلات علمی و عملی باشند(اشنایدر،۲۰۰۸،ص۳۳).
۴)تفکر انتقادی باعث می شود که دانشجویان نه تنها درباره رشته تخصصی خود دانش یا اطلاعات کافی داشته باشند، بلکه درباره اجتماع، سیاست، مسائل متغیر جهان و چالشهای اخلاقی روانه زندگی در جهان پیچیده امروز، دقیق تر تصمیم گیری نمایند و به ارائه و توسعه راه حل های درست برای آن ها اقدام نمایند(ابرامی و همکاران[۵۹]، ۲۰۰۸،ص۱۱) .