۵-ارزش اهداف شخص: بهتر است شخص در زندگی هدف داشته باشد. بی هدف و بیمقصد نمیتوان زیاد زندگی کرد. افرادی از سلامت عمومی برخوردارند که:
۱-قابلیت و توانایی برقراری ارتباط با دیگران را در جامعه دارند.
۲-از آرامش خاطر برخوردار بوده و فاقد اضطراب و ترس دایمی است.
۳-احساس کفایت و اعتماد به نفس میکنند.
۴-توانایی پذیرش مقررات اجتماعی را دارند.
۵-در حالی که دیگران را دوست دارند به آن ها وابستگی و اتکای افراطی ندارند.
۶-بشارتها و شرایط برای زندگی را تحمل میکنند.
۷-انعطاف پذیرند.
۸-به اندازه توانایی خویش از خود توقع دارند.
۹-از فضایل اخلاقی مثل خیرخواهی و دلسوزی و تواضع برخوردارند.
۱۰-در زمان حال زندگی میکنند.
۱۱-رضایت و نگرانی منطقی دارند.
۱۲-ترس، خشم، اضطراب خود را کنترل میکنند (به نقل از آزاد ۱۳۸۷).
اهداف بهداشت روانی:
هدفهای بهداشت روانی را میتوان در کل به این صورت بیان کرد: «رسیدن به یک زندگی تکامل یافته، شادتر، هماهنگتر و کارآمدتر». در زیر به تعریف هر یک از این ابعاد پرداخته شده است.
۱- زندگی نسبتاً تکامل یافته: در یک زندگی نسبتاً کامل، فرد تواناییهای بالقوه خود را میشناسد و پیوسته در حال رشد و باروری و تکامل است. احساس مسئولیت در انجام کارهای محوله و احساس شادمانی در هنگام فراغت، شرکت در فعالیتهای مختلف و برخورداری از مهارت انجام صحیح کارها، به فرد اجازه میدهد که موفقیت را تجربه کند.
در یک زندگی تکامل یافته، همه ابعاد شخصیت فرد، اعم از جسمانی، روانی، ذهنی و معنوی رشد و تکامل مییابند و هدف بهداشت روانی نیز ایجاد فرصت برای بروز استعدادها و تواناییهای گوناگون فرد است. هر اندازه فرد بیشتر تواناییها و قابلیتهای خود را بشناسد و آن ها را به کار گیرد احساس رضایتمندی و خوشنودی و موفقیت بیشتر با او قرین خواهد بود.
۲- زندگی شاد و مطبوع: شادکامی و خوشبختی نسبی است، لیکن نوجوانی که از روابط سالم و سازنده و مطلوب خود با همسالان انجام تحصیل و کار موفق و برنامهریزی مشخص در زندگی برخوردار است، فردی شاد و با نشاط خواهد بود. والدین شاد و محیط خانواده مطبوع، فرزندانی شاد به بار میآورد. محیط آموزشی مطلوب نیز بر روحیه نوجوان تأثیر مثبت بر جای میگذارد.
۳- زندگی هماهنگ: زندگی هماهنگ و منسجم بستگی به موفقیت در دو چیز دارد: کنار آمدن با خود و دیگران، کنار آمدن با خود شامل توانایی تصمیمگیری، افسوس گذشته را نخوردن و توانایی پذیرش محدودیتها و کمبودهای خویش، پرورش استعدادها و قابلیتهای خود و احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس در فرد است.
کنار آمدن و زندگی مطبوع با دیگران رابطهای است عاری از حرص و آز، بدبینی، حسادت و نفرت و دیگر خصوصیات منفی نسبت به فرد یا افراد دیگر. این عوامل مانع رشد و توفیق در روابط انسانی موفقیتآمیز با دیگران است.
۴- زندگی مؤثر و کارآمد: زندگی مؤثر و کارآمد در حقیقت نیمه مجموعهای از ویژگیهای فعلی، یعنی خودشناسی، رشد و تکامل فردی، شاد زیستن، توانایی ایجاد ارتباط با دیگران و کنار آمدن با خود است. رسیدن به بیشترین بازده با صرف کمترین انرژی و کمترین اتلاف وقت و مؤثر و کارآمد بودن در زندگی، مستلزم شناخت تواناییها و قابلیتهای خود است (به نقل از آزاد ۱۳۸۷).
مفهوم سلامت روان در مکاتب روانشناسی
مکتب انسانگرایی: به عقیده راجرز[۲۳] آفرینندگی مهمترین میل ذاتی انسان سالم است. همچنین شیوه های خاصی که موجب تکامل و سلامت خود میشوند به ارضای توجه مثبت غیر مشروط و دریافت غیر مشروط محبت و تأیید دیگران برای رشد و تکامل سلامت روانی فرد با اهمیت است (نجات، ۱۳۷۸).
مکتب رفتارگرایی: انسان سالم به عقیده اسکینر[۲۴] معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است و چنین انسانی وقتی با مشکل مواجه می شود تا هنگامی که از طریق جامعه به هنجار تلقی شود، از طریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبودی و به هنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده میجوید.
مکتب شناختی: آلبرت آلیس[۲۵] اصول سیزدهگانهای به عنوان معیار برای سلامت روان در نظر گرفته است که عبارتند از نفع شخصی، رغبت اجتماعی، خودفرمانی، تحمل، انعطافپذیری، پذیرش عدم اطمینان، تعهد و تعلق نسبت به چیزی خارج از وجود خود، تفکر علمی، پذیرش خود، خطر نمودن، لذتگرایی بلند پایا (نجات، ۱۳۷۸).
مکتب زیستگرایی: مکتب زیستگرایی در مطالعه رفتار انسان، بیشترین اهمیت را بر بافتها و اعضای بدن قایل می شود. این مکتب که پایه اصلی روانپزشکی را تشکیل میدهد بیشتر بر بیماری روانی توجه دارد نه بهداشت روانی.
این دیدگاه از علم پزشکی الهام میگیرد، زیرا علم پزشکی معتقد است که بیماری جسمی در اثر بی نظمی در عملکرد یا در خود دستگاه به وجود می آید اگر رفتار شخص از هنجار منحرف شود به این دلیل خواهد بود که دستگاه روانی او اختلال پیدا کردهاست. طبق این دید، بهداشت روانی عبارت است از نظام متعادلی که خوب کار می کند اگر تعادل به هم بخورد، بیماری روانی ظاهر خواهد شد (گنجی، ۱۳۸۰).
مفهوم بهداشت روانی در قرآن
با مراجعه به قرآن و تفسیر المیزان چهار مفهوم از میان مفاهیم متعدد انتخاب گردید که با مفهوم بهداشت روانی نزدیکی بیشتری از نظر معنی می توانند داشته باشند این مفاهیم چهارگانه عبارتنداز: ۱- سکینه ۲- حیات طیبه ۳- قلب سلیم ۴- نفس مطمئنه (حسینی، ۱۳۶۴).
سکینه از ماده سکون است و در اصطلاح قرآن به معنی آرام بودن دل و فقدان هر گونه نگرانی و اضطراب میباشد. حیات طیبه یا زندگی پاکیزه نتیجه عمل صالح است واینکه چنین زندگانی خاص همین دنیا است. حیات طیبه درعمل به معنی تحقق جامعهای است که صفات و ویژگیهایی همچون امنیت، رفاه و آسایش، عشق و ایثار، تعاون و همدلی، متصف و از رذائل و خبائثی همچون ظلم و تجاوز، خیانت و فساد و نگرانی و تشویش به دور باشد. قلب سلیم از دو مفهوم سکینه و حیات طیبه به مفهوم بهداشت روانی نزدیکتر است طبق نظر علامه طباطبایی، قلب سلیم قلبی است که از هر گونه بیماری و انحراف اخلاقی و اعتقادی به دور باشد نفس مطمئنه، اطمینان حاصل در نفس مطمئنه هرگز به معنی آرامش ناشی از غفلت نیست بلکه محصول کوشش و حرکت آگاهانهای است که با آگاهی و درک کامل فرد از حضور نقص در خود از یکسو و توجه او به کمال مطلوب و با عروج به بالاترین قلههای کمال انسانی خاتمه مییابد (حسینی، ۱۳۶۴).
دیدگاه های مربوط به سلامت روان
الف) رویکرد انسانگرایی
۱- دیدگاه مازلو :