در تاریخ ۳۱ دسامبر ۲۰۱۱ دولت باراک اوباما قانون تحریمهای مؤسسات مالی معامله کننده بانک مرکزی ایران را تصویب تا به این ترتیب مجرای اصلی در آمدهای نفتی ایران را ببندد.
در اول ژانویه ۲۰۱۲، قانون مجازات بانک مرکزی و مؤسسات مالی ایران امضا شد و ۵۰ شرکت و مؤسسه مالی ایران با هدف مقابله با برنامه موشکی ایران مورد تحریم قرار گرفتند و علاوه بر آن، شرکت نفتکش ملی ایران به همراه ۵۸ کشتی و ۲۷ مؤسسه و نهاد وابسته به آن در میان این تحریمها قرار گرفتند.
در مارس ۲۰۱۲ یک شرکت هواپیمایی و سه تن از فرماندهان نظامی ایران در فهرست تحریمهای آمریکا قرار گرفتند و در فوریه ۲۰۱۳ وزارت خزانهداری آمریکا صدا و سیمای جمهوری اسلامی و «عزتالله ضرغامی» رئیس آن را تحت تحریمهای جدید خود قرار داد. در ماه می سال ۲۰۱۳ وزارت خزانهداری آمریکا یک بانک مشترک ایران و ونزوئلا را تحریم کرد و پس از آن شرکتهای پتروشیمی تحت تحریمهای یکجانبه ایران قرار گرفتند.
۳ـ۳ـ۲ نتایج تحریمها علیه ایران
اگر بخواهیم در جملهای ساده اثرات تحریمها را بیان کنیم باید بگوئیم که اگر هدف از تحریمهای یکجانبه علیه ایران اعمال فشار بر مردم عادی ایران بوده است، تحریمها موفق بوده است و اگر بخواهیم هدف آن را قانع کردن حکومت ایران از توقف فعالیتهای صلحآمیز هستهای بدانیم، مطمئناً همه موافقند که نه تنها بینتیجه بوده است، بلکه در تسریع روند برنامه های هستهای ایران مؤثر بوده است و میتوان گفت ایران را به جهان بهتر شناسانده بود.
همان گونه که در گزارشات آژانس بینالمللی انرژی اتمی اذعان شد، پیش از آغاز تحریمهای مرتبط با مسأله انرژی هستهای، ایران دارای تنها یک مرکز غنیسازی اورانیوم و دارای ۱۶۴ دستگاه سانتریفیوژ فعال بوده که اورانیوم را تا سطح ۵/۳ درصد غنی کرده، دارای یک نسل از دستگاههای سانتریفیوژ و حدود ۱۰۰۰ کیلوگرم ذخیره اورانیوم غنی شده بود. امروز، بعد از تحریمها، ایران دارای دو مرکز غنیسازی و تقریبا ۱۲۰۰۰ سانتریفیوژ، سطح غنیسازی تا حدود ۲۰ درصد، دارای نسل جدید دستگاههای سانتریفیوژ و ذخایری بالغ بر حدود ۸۰۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده است و بیهیچ تردیدی افزایش و رشد هستهای را مدیون تحریمهای یکجانبه و بدون خرد آمریکا و همدستانش هستیم.
رویدادهای مشابه این موضوع که در زمان جنگ ایران و عراق اتفاق افتاده باعث شد ایران به تواناییهایی برسد که قبل از جنگ حتی قادر به ساختن فشنگ هم نبود مانند ساخت صنایع عظیم نظامی و خودکفایی در زمینه ساخت سلاحهای متعارف و زرادخانه عظیمی از موشکهای دور برد و حتی ماهوارهای هم توانست به فضا پرتاب کند.
در میان مردم خاورمیانه ایرانیان دارای کمترین حس خصومت نسبت به مردم ایالات متحده آمریکا هستند. اما دولتمردان ایالت متحده با اینکه میدانند که تحریمها باعث آزار مردم عادی ایران میشود، گنجینههای روابط عادی دو کشور را با کاشتن تخم جداسازی مردم ایران از آمریکا در معرض خطر قرار میدهند. نظر سنجی مؤسسه گالوپ نشان میدهد که ایرانیان اثرات تحریمها را حس میکنند ولی نه رهبران خود بلکه ایالت متحده را مقصر میدانند.
اکنون آشکار شده است که سیاستهای دولت ایالات متحده برای وادار کردن ایران به همکاری بر اثر فشار تحریمها ناموفق بوده است و نتیجه میگیریم که تحریمهای غرب تنها به افراطیتر شدن سیاستهای ایران منجر شده است. چون تحریمها موجب شکوفا شدن استعدادهای بالقوه شده و تحریمهای نفتی، ایران را بدان داشت تا وابستگی اقتصاد به نفت را از میان بردارد و دلایلی از این قبیل.
اکثریت مردم ایران از برنامه های صلحآمیز هستهای حمایت میکنند و در یک نظرسنجی که در ماه دسامبر ۲۰۱۲ توسط مؤسسه گالوپ انجام شد نشان میدهد که علیرغم شدت تحریمها، ۶۳ درصد مردم ایران بر ادامه برنامه هستهای کشور تأکید دارند، تنها ۱۷ درصد مخالف پیشبرد برنامه های صلحآمیز هستهای بودند.
از منظر حقوق بینالملل، اعمال تحریمها به وسیله ارگانهایی از جمله جامعه جهانی اداره میگردند که در پاسخ به رفتارهای غیرقانونی و غیرقابل قبول یکی از کشورها اعمال میشود. برای نمونه کمیسیون حقوق بینالملل در خصوص تحریمهای مشروع اعلام داشته است که، تحریمها اقدامات واکنشگرایانه هستند که به طور کلی به وسیله یک سازمان بینالمللی و مشخصاً پیرو نقض یک تعهد بینالمللی که متضمن نتایج نامطلوب جدی برای جامعه بینالمللی میباشد، اعمال میشوند. با توجه به اتخاذ گزینه تحریم در استراتژی ایالات متحده و همدستانش علیه جمهوری اسلامی ایران شواهد و قراین نشان میدهد که اتخاذ گزینه مذکور، هدفی ندارد جز آنکه بخواهد قدرت اقتصادی ایران را کاهش دهد. به عبارت دیگر در روزگاران حاضر شواهدی وجود دارند که نشان میدهند کاهش قدرت اقتصادی ایران مطلوبیتهای راهبردی بیشتری را برای آمریکا ایجاد خواهد کرد که این مطلوبیتها از پس تحریم به دست میآید.
یک بررسی از تحریمهای انجام گرفته آمریکا و متحدانش علیه جمهوری اسلامی ایران در دهه های گذشته نشان میدهد که تحریمهای اقتصادی آمریکا سبب بروز تنگناهایی در خرید و واردات کالا از خارج برای جمهوری اسلامی ایران گردیده است که آشفتگی سیستم توزیع، احتکار و گرانفروشی، پیدایش بازار سیاه برای بسیاری از کالاها و تشکیل کمیته صنفی و دادگاه انقلابی ویژه، محرکی برای آن تنگناها بوده است. مزید بر آن، تحریمهای آمریکا، ایران را مجبور به پرداخت هزینه های بیشتر برای کالاهای وارداتی مینمود. در این راستا یکی از آثار تحریمهای اقتصادی ایالات متحده و همدستانش علیه ایران در دهه های گذشته، کاهش ارزش ریالی بوده است. کاهش ارزش ریالی نیز به دنبال خود باعث کاهش واردات و تحدید دسترسی ایران به سرمایه ها و تکنولوژیهای خارجی شده بود.
در این راستا میتوان گفت: تحریمهای اقتصادی گرچه معمولاً اختیاراتی را بر کشور تحریم شونده (کشور هدف) تحمیل میکنند، اغلب برای کشورهای تحریم کننده نیز دارای هزینه های سنگین میباشند.
برای مثال تحریمهای آمریکا در درجه اول شرکتهای نفتی ایران را تحت تاثیر قرار داده است، شرکتهای مذکور در سالهای اخیر نزدیک به ۳/۵ میلیارد دلار نفت خام از ایران خریداری نمودهاند. برآوردها نشان میدهد که تحریمهای آمریکا بر ایران، لیبی و سوریه سالانه ۷ میلیارد دلار خسارت جانبی بر آمریکا وارد میکند و باعث از بین رفتن ۰۰۰/۲۰۰ شغل در این میگردند.[۸۸]