بر اساس نتایج به دستآمده از پژوهشهای متعدد در خصوص ماهواره و برنامه های آن فیلمها و زنجیرههای ماهوارهای، گرایش به بعد غیر الهی و تخریب فرهنگ در بعد بالایی قرار دارد.
لذت طلبی افراطی، روابط ناسالم و ضربدری و خشونتگرایی، بیبندوباری، از مهمترین ارزش و رفتارهای ترویجشده در فیلمها و زنجیرههای ماهوارهای است.
نتایج دیگری که از این پژوهش به دستآمده است، نشان میدهد که لیبرالیسم، لمپنیسم و غربگرایی سه جریان فرهنگی حاکم بر فیلمها و زنجیرههای ماهوارهای است. اگرچه جریانهایی از قبیل اسلامگرایی و تجددگرایی دینی نیز در آن ها وجود دارد، ولی به نظر میرسد که ضمن آگاه کردن جامعه نسبت به خطرات اندیشههای القایی توسط ماهوارهها، مخصوصاً در خصوص اطفال و نوجوانان میتوان با سیاستگذاریهای مناسب در این خصوص از بروز عوارض بعدی آن جلوگیری کرد. [۷۶]
بند سوم: رسانه های مبتنی بر داده های دیجیتال
با افزایش روزافزون کامپیوترهای شخصی و لپتاپها و تبلت ها بازار داغ بازیهای کامپیوتری دیجیتال و نرمافزارهای گوناگون و استفاده از اینترنت به شدت رو به افزایش است.
در خصوص بازیهای دیجیتال که با روند رو به اوج آن روز به روز به میزان خشونت استفاده شده در آن رو به گسترش است، باید نگران این امر بود که اینگونه تصاویر و بازیها خواه ناخواه در رفتار و خصائل کودک و نوجوان ما تأثیرگذار است.
با توجه به اینکه در این حوزه نظارتهای انجام شده به ورود اینگونه رسانه ها و دریافت آن از سایتها و منابع دیگر بسیار ضعیف است، خانواده ها باید هوشیار باشند تا از اثرات مخرب آن بر ذهن و روان کودکان و نوجوانان جلوگیری نمایند. علاقه کودکان و نوجوانان به بازیهای کامپیوتری و دیجیتال با توجه به تنوع در این محصولات بسیار بالا است، بهطوریکه باوجود تبلت ها و گوشیهای هوشمند ساعات زیادی را صرف بازی کردن میکنند و با بهره گرفتن از اینترنت هر گونه بازی و فیلمی را در دسترس خواهند داشت. یا به راحتی به شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و… که در واقع نوعی شبکه های ضد اخلاقی است میتواند اثرات سوء به همراه داشته باشد طوری که در بعضی جوامع بحث اعتیاد به اینترنت پیش آمده است و کمپهای مخصوصی را برای ترک آن پیشبینی کردهاند که فرد با مراجعه به آنجا تحت درمان قرار میگیرد.
فصل دوم:
نقش خانواده
در
بزهکاری اطفال و نوجوانان
فصل دوم: نقش خانواده در بزهکاری اطفال و نوجوانان
پدر و مادر هر طفل، نخستین الگوها و سرمشقهایی هستند که کودک رفتار خود را در خلال مهرورزی و تحسین آنان، بر اوامر و نواهی آن دو تطبیق میدهد. اگر اطفال در خانواده خویش الگویی نیابد که خود را با آن همانند سازد از آن کانون برمیتابد و پا به فرار میگذارد، کودک چون پیرو اصل لذت است از حقیقت میگریزد و در دنیای تخیلی و رؤیا گونه خود زندگی میکند و در اوضاع افسانه ای و اساطیری سیر میکند و گمان میبرد که در کنار خدایان بر سر سفره نشسته است در چنین زندگی پر تلاوت است که طفل، تخیل و حقیقت، توهم و واقعیت را به هم میآمیزد و در معرض بزهکار شدن قرار میگیرد، نافرمانی میکند از خانه فرار میکند، پرخاشگر و ستیزهجو میشود. [۷۷]
مبحث اول: وضعیت و رفتار و ویژگیهای خانوادگی
خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی، اساس تشکیل جامعه است. یکی از عوامل مؤثر در رفتار فرد خانواده است. کودک خصوصیاتی را از والدین خود به ارث میبرد و از این طریق رشد و پیشرفت میکند. نفوذ والدین در کودک فقط از لحاظ ارثی نیست، بلکه کودک را از زندگی جمعی و فرهنگ جامعه آشنایی میسازد موفقیت خانواده، آداب و رسوم و عقاید خانواده و نحوه رفتار والدین با یکدیگر نیز در کودک مؤثر است.
«رایت» در خصوص خانواده چنین اظهار میکند که خانواده پایه و اساس جامعه بشری است. کودکانی که از طرف والدین خود طرد میشوند، یا در خانهای پر از تعارض رشد میکنند، و یا نظارت کافی بر روی آن ها صورت نمیگیرد در معرض خطر بسیار زیاد بزهکاری قرار میگیرند.
«ایمارژن» معتقد است که با دخالت دادن خانواده در مسئله بزهکاری نوجوانان میتوان آن ها را در مسیر درست زندگی قرارداد. اگر تنها چیزی وجود داشته باشد که در بزهکاری دخالت دارد، آن چیز خانواده است. درک درست کارکرد خانواده و عملکرد نوجوان در خانواده هسته مرکزی بزهکاری میباشد. خانواده یکی از قویترین نیروهای اجتماعی شدن در زندگی است. آن ها به کودکان میآموزند که چگونه رفتارهای ناخواسته خود را کنترل کنند، ارضای نیاز خود را به تعویق اندازد و به حقوق دیگران احترام بگذارند.[۷۸]
خانواده ها همچنین میتوانند به کودکان پرخاشگری، رفتار ضداجتماعی و رفتار خشونتآمیز بیاموزند.[۷۹]
این مطلب به تنهایی و به سادگی توضیح میدهد که چگونه دوره نوجوانی میتواند به رفتارهای بزهکاری منجر شود. رایت معتقد است که تربیت صحیح فرزند در طول سالهای اولیه و پایانی دوره نوجوانی میتواند به عنوان یک سپر ضربهگیر از پیدایش رفتار بزهکارانه جلوگیری کند و به نوجوانان بزهکار در متوقف کردن رفتارهای خود کمک کند.
تحقیقات نشان میدهد که در معرض موقعیتهای خشونتآمیز قرار گرفتن به عنوان مهمترین منبعی است که در اوایل دوران نوجوانی دیده میشود و این ویژگی به این مفهوم است که نه تنها خشونت در خانواده بر روی نوجوانان اثر میگذارد بلکه خارج از منزل نیز این توانایی را دارد. [۸۰]
اگر خشونت تمامی جنبههای عاطفی محیط زندگی نوجوان را احاطه کند به احتمال زیاد چنین نوجوانی در فعالیتهای بزهکاری شرکت خواهد کرد.
آقای «کاش ول» و «نیکولاس واک» معتقد به تئوری اجبار در خانواده هستند مبنی بر اینکه محیط خانواده میتواند بر شیوه و روابط درونی فردی جبری بیشتری دارند تمایل دارند که با یکدیگر ارتباط بیشتری داشته باشند و اینگونه روابط، احتمال بروز رفتارهای بزهکارانه را افزایش میدهد. بنابرین درک روابط درون خانوادگی که شامل سازگاری خانوادگی، همبستگی و رضایتمندی در خانواده میباشند، میتواند اطلاعات بیشتری در درک نوجوانی فراهم آورد. [۸۱]
در بین شرایط اجتماعی که در تعیین چگونگی آینده شخص دخالت دارد کافی است که بدانیم خانواده نقش اساسی و اصلی در این زمینه دارد.
تعارض، نفاق، ناسازگاری و مشاجره میان پدر و مادر و یا ستیزهجویی و مرافعه و اختلاف میان هر دو یا یکی از آنان و کودک، رفتار خشونتآمیز اطرافیان با کودک و عدم تفاهم در میان آنان، آنچنان آثار شوم و زیانبخش در روان طفل باقی میگذارد که با اعمال شقاوت انگیز خود و بروز مفاسد، کاخ سعادت جامعه خویش را میلرزاند.
نه فقط ستیزهجویی و نفاق و رفتار خشونتآمیز، مفاسد خطرناک برای جامعه به بار میآورد بلکه خونسردی و سکوت دائمی والدین و کانون سرد و بیفروغ و خالی از محبت و مهر و نوازش آنان نیز توالی شومی در بر خواهد داشت. در مطالعات انجام شده بسیاری از جانیان خطرناک و سنگ دل و مجرمان به عادت کسانی هستند که در کودکی از نوازش مادری و محبت پدری محروم مانده و از این پس محرومیت رنج بردهاند. در علت شناسی بزهکاری خردسالان و نوجوانان، خانواده اصلی ایفاگر نقش مستقیم و بسیار مهم است.